لغو امتیاز تنباکو درسی از تاریخ
خزانه ايران بعد از قتل اميركبير، به امر ناصرالدين شاه به طور كلى در اختيار سلطان وقت قرار گرفت و پرداختهاى خزانه از نظارت وزير ماليه و خزانهدار و ساير مسئولين امور مالى مملكت خارج گرديد.
ناصرالدين شاه نهايت كوشش را به كار برد تا از گرفتن وام خارجى خوددارى كند. در اين امر نيز موفق شد، از طريق اعطاى بعضى امتيازات مبالغ لازم براى سفرهاى اروپا و بذل و بخششهاى شاهانه را تهيه نمود. مهمترين امتيازى كه پس از سفر سوم شاه ايران به اروپا، به بيگانگان واگذار شد، امتياز دخانيات ايران به يك فرد انگليس به نام «ماژور جرالد تالبوت» بود. هنگامى كه شاه ايران به اتّفاق همراهانش در شهر «برايتون» انگليس به سر مىبرد، تالبوت با جلب نظر «امينالسلطان» صدر اعظم ايران، پيشنهاد دريافت امتياز خريد و فروش و صدور دخانيات ايران را به ناصرالدين شاه داد.
شاه و مقامهاى بلند پايه ايران به علت سفرهاى طولانى و پرخرج وخالى شدن خزانه كشور، اين پيشنهاد را پذيرفتند و از «تالبوت» دعوت كردند كه براى ادامه مذاكره به ايران بيايد1.
تالبوت چند ماه، ديگر به ايران آمد و امتياز خريد و فروش داخلى و خارجى دخانيات را به مدت پنجاه سال به انحصار خود درآورد. وى پس از آن شركتى به نام «كمپانى شاهنشاهى تنباكوى ايران (رژى)، تشكيل داد و در تهران و ساير شهرهاى بزرگ ايران مشغول كار شد. اين امتياز كه به بهاى ناچيزى به بيگانگان واگذار شده بود و از يک سو باعث وابستگى اقتصاد كشور به آنها و دخالت و نفوذ بيشتر بيگانگان در ايران و از سوى ديگر، باعث زيانهاى زيادى به تجار و كشاورزان مىشد، مورد مخالفت شديد مردم ايران در شهرهاى بزرگ، به ويژه شيراز، اصفهان، تبريز، تهران و مشهد قرار گرفت. سرانجام با حكم فتواى تحريم تنباكو از سوى آيت الله العظمى محمد حسن شيرازى، لغو شد2.
در حقیقت ناصرالدين شاه كه مىخواست از راه سياست و به لطايف الحيل نفوذ روحانيون را از دستگاه سلطنت قطع و يا لااقل ضعيف كند، در واقعه رژى (انحصار دخانيات ايران)، با مقابله نيروى عظيم روحانيون در برابر شاه ، با شكست مواجه گرديد و ناگزير امتياز انحصار خريد و فروش توتون و تنباكو را كه شخصى انگليسى به نام تالبوت صادر نموده بود، لغو كرد و در نتيجه پافشارى صاحب امتياز، شاه مجبور شد كه براى تأديه خسارت مورد ادعاى او مبلغ ٠٠٠/۵٠٠ ليره انگليسى با فرع ۶ درصد در سال از بانک شاهنشاهى ايران كه آن نيز يك مؤسسه انگليسى بود، وام بگيرد و اين نخستين وامى بود كه دولت ايران در دورهى قاجاريه از انگلستان دولتی بيگانه گرفت3. ولی قاجار آموخت که رهبران دینی و مردم وابستگی کشور را به بیگانگان و کشورهای استثمارگر برنمیتابند.
سید احمد سجادی
پینوشتها:
1) تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران در دوره ناصرالدین شاه و مظفر الدین شاه، ولایتی، ص 359
2) همان منبع، ص 364-442
3) ایران در دوره سلطنت قاجار قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم، علی اصغر شمیم، جلد 1، 298-300
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}