من آن يگانه دهرم كه وصف فضل مرا
نوشته منشى قدرت بهر در و ديوار
در آسمان علم و ادب گاهى ستارگانى طلوع كردهاند كه غير از فروغ شعر و نويسندگى داراى پرتو نبوغ و مواهب فطرى ديگرى هم بودهاند يكى از همين نوابغ بدون شک شيخ بهاءالدين عاملى معروف به شيخ بهایی است.
شیخ بهایی حكيم، فقيه، عارف، منجم، رياضىدان، شاعر، اديب و مورخ بزرگ دورهى صفويه، در خاندانى دانشپرور كه معاريف اسلام بودهاند و از آغاز در جبل عامل كه از آغاز پيدايش مذهب تشيع پناهگاه شيعيان بوده و ناحيه كوهستانى و خرمى است از لبنان و در شمال شهر صيد است و امروز يكى از مراكز مهم شيعيان است، در قريهاى به نام جبع يا جباع مىزيستند و از نژاد حارث بن عبد الله اعور همدانى (متوفى ۶۵ هجرى قمرى) بودند، به وجود آمد و پرورش يافت پدر شيخ بهایی، عزالدين حسين بن عبدالصمد بن محمد بن حارثى عاملى جبعى از رهبران شيعه و مشايخ بزرگ بوده است.
وى از شاگردان و صحابه پيشواى معروف شيعه زينالدين على بن احمدعاملى جبلى مشهور به شهيد ثانى است و هر دو آنان از يک ديار برخاستهاند و عزالدين حسين پس از كشته شدن شهيد ثانى (٩۶۶ هجرى قمرى) به ايران آمده است.
شيخ بهایی نه تنها در فقه و حكمت و رياضى و لغت و حديث دست داشته بلكه واجد كمالات و حائز جميع علوم معقول و منقول بوده و حتى در عجائب و طلسمات هم چيرهدست و سحر آفرين است.
هنوز داستانهاى حيرتآورى كه از معجزات علمى اوست در افواه مردم سائر است و حقا مىتوان گفت شيخ بهایی نه تنها عالم كم نظيريست بلكه در نوع خود شخصى بىمانند است اطلاعات وسيعى كه شيخ بهایی در رشتههاى مختلف داشته به شهرت او كمک زيادى كرده است و تنها طبقه خواص و اهل مطالعه نيستند كه او را مىشناسند بلكه توده مردم هم با اسم او آشنایی كامل دارند شيخ بهایی اصولا به شهرت علاقمند بوده و هميشه سعى مىكرده هر چيز و هر علم و هر هنرى كه موجب شهرت باشد دنبال كند و لو خوب هم از عهده برنيايد و اتفاقا از نظر شهرت بهدف غایی خود هم رسيده است.
شيخ بهایی با تمام كسب شهرت و دهاء ذاتى و تحصيل علم و معرفت به علت اين كه مىخواسته ذى فنون باشد در هر يك از رشتهها از (ذى فن) ها عقب مانده است باين معنى كه در هيچ يک از رشتههاى مختلف تبحر و عمق كافى پيدا نكرده است و اين عدم موفقيت علل مختلفى دارد. در قريحه شاعرى كه مايه آن موهبت فطرى است هيچ ترديد ندارد كه شيخ بهایی از اين عطيه خداوندى بىبهره نبوده است ولى به علت خوض و تدقيق در مسائل علمى و كشف معضلات رياضى نتوانسته است آن لطافت و حساسيت را حفظ كند، و چيزى كه در آثار شعرى شيخ بهایی قابل توجه است همان مثنويات عرفانى و حكمتآميز اوست. همين طور كه در آثار عرفانى و صوفيانه او هيچ شور و جذبه نيست ولى براى اين كه از اساتيد سخن عقب نماند به اقتفاى آنها رفته و همين تقليد و تبعيت از سک ديگران روال سخن و سياق كلام را از دست او گرفته و روشهاى مختلفى در آثار او پديد آورده است.
شیخ بهایی پس از عمری تلاش در راستای علوم مختلف در چهارم شوال سال ١٠٣٠ هجرى قمرى بيمار شد و هفت روز رنجور بود، تا اين كه شب ١١ شوال درگذشت، و در مسجد جامع عتيق به آب چاه غسل دادند و علما بر او نماز گذاردند و در بقعه منسوب به امام زينالعابدين كه مدفن دو امامزاده است گذاشتند و از آنجا به مشهد بردند و به وصيت خود او در پایين پا، در جایى كه هنگام توقف در مشهد آنجا درس مىگفت به خاكش سپردند1.
سید احمد سجادی
پی نوشت:
1. بر گرفته از کلیات اشعار و آثار شیخ بهایی، غلام حسی جواهری، جلد 1، ص 1-30