امام هادى علیه السلام به يكى از شيعيان اهل رى فرمود:
اگر قبر عبدالعظيم را كه نزد شماست زيارت كنى مانند آن است كه قبر امام حسين علیه السلام را زيارت كردهاید1.
ابوالقاسم عبد العظيم بن عبدالله بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب علیه السلام معروف به عبدالعظیم حسنی از نوادگان امام حسن مجتبى عليه السلام و از علماى آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين است.
ایشان فردى با تقوى، پرهيزگار و داراى دين صحيح و عبادتى كامل بود و در امانتدارى، صداقت و درستكارى شهرت فراوان داشت.
عبدالعظیم حكومت زمان خود را لایق فرمانروایی نمیدانست و از شهر خود هجرت و به طور ناشناس از اين شهر به آن شهر مىرفت تا آن كه وارد «شهر رى» شد و در محله «ساربانان» در خانه يكى از شيعيان ساكن گرديد و به عبادت پروردگار و تبلیغ دین خدا مشغول شد.
طولى نكشيد كه شيعيان و دوستداران اهل بيت با او به عنوان عالم به احاديث اهل بيت آشنا شدند و ارتباط برقرار كردند و از علم و دانش او بهره مىگرفتند. حضرت عبدالعظيم، به مسائل دين آگاه بود و حقايق اسلام را به خوبى درک مىكرد، به توحيد و عدل پروردگار كه از شرايط اعتقادى هر مسلمانى است اعتقاد راسخى داشت.
يكى از مراحل حساس و درخشان زندگى حضرت عبدالعظيم، عرضه كردن عقايد دينى خود به محضر امام هادى علیه السلام است. كه از يك طرف صفا و صداقت او را ابراز مىدارد و از طرف ديگر نشانه ديندارى واقعى و احساس مسؤوليتى است كه وى در پرتو علم و دانش خود، به اهميت آن پى برده است و مىتواند به عنوان يک درس آموزنده و سرمشق سازندهاى مورد متابعت و پيروى قرار گيرد.
وى احاديث بسيارى از امام جواد و امام هادى عليهما السلام نقل كرده و آن دو امام بزرگوار نامهها و پيامهائى به او ارسال داشتهاند.
حضرت عبدالعظيم داراى كتابها و تأليفاتى نيز بوده كه يكى از آنها كتاب «روز و شب» است، و افراد بزرگ و دانشمندى مانند؛ احمد بن ابى عبدالله برقى، احمد بن محمد بن خالد و ابوتراب رويانى، از او احادیث فراوان نقل كردهاند. يكى از شيعيان رسول خدا را در خواب ديد، که آن حضرت به او فرمود: به زودى مردى از خاندان من، در «محله ساربانان» از دنيا خواهد رفت و در باغ «عبد الجبّار» نزديك درخت سيبى به خاک سپرده خواهد شد.
سرانجام حضرت عبدالعظيم از دنيا رفت و در آن باغ كه اكنون بقعه و بارگاه وى قرار دارد، به خاك سپرده شد2.
شيعيان زمانى كه حضرت عبدالعظيم را براى غسل برهنه مىكردند، در جيب او ورقهاى را ديدند كه در آن نسب خود را معرفى كرده بود3.
سید احمد سجادی
پینوشتها:
1. تنقیح المقال، جلد 2، ص 157
2. مستدرک الوسائل، جلد 3، ص 669
3. رجال نجاشی، ص 248