مقدمه

رابطه علم و دین در طول تاریخ پیوسته محل بحث و نظر متفکران و اندیشمندان بوده ­است و رابطه ­ی تنگاتنگ این دو موضوع را در دو مولفه می ­توان پی­جویی کرد؛ اولا علم و دین دو کلان مسئله ­ی جهان هستی بوده­ است و شاید مباحثی مهم­تر از این دو یافت نشود. ثانیا پیشینه ­ی رابطه­ ی علم و دین نیز ریشه ­دار و دامنه ­دار می ­باشد، چرا که دانشمندان دینی، علوم طبیعی و انسانی در طی هزاران سال از یکدیگر جدا نبوده­ اند و گاه یک نفر در یک زمان کشیش، فیلسوف و پزشک بوده ­است[1].

با توجه نکات فوق، دو سوال در ذهن انسان نقش می ­بندد؛ سوال اول این که نسبت علم و دین چه می ­باشد؟ آیا علم و دین در ماهیت، مباحث و روش خود با یکدیگر تنافی دارند و قابل اجتماع نمی ­باشند؟ سوال دوم این است که موضوع علم و دین چه می باشد؟ به عبارت دیگر هر یک از علم و دین، مکلف هستند که از چه موضوعاتی بحث کنند و چه مباحثی را باید وجهه همت خود قرار دهند؟
 

رابطه علم و دین

«قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِی یَعْلَمُ السِّرَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  إِنَّهُ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا»[2]. بدون تبیین هیچ استدلال و مقدمه چینی، این آیه پاسخ سوال اول را به زیبایی هرچه تمام­ تر بیان­ می­کند؛ حقیقتا چگونه ممکن است فردی که خالق آسمان ­ها و زمین می ­باشد و به اسرار نهانی کائنات آگاهی دارد، دچار تهافت یا تعارض باشد و گزاره ­های علمی و منطقی با دین او مناسبت نداشته باشد؟ پس در هر تعارض ظاهری که بین علم و دین مشاهده می­شود، آن تعارض را باید در مقدماتش پی­جویی کرد؛ یا فهم ما از دین در مورد صحیح نبوده است که منجر به تعارض با علم شده است و یا علم ما از مبادی منطقی و روشی خود دچار خلل می ­باشد که باید در صد اصلاح یکی از این دو مولفه برآمد.

این رویکرد در ادبیات مسیحی نیز رایج می ­باشد، به عنوان مثال، سنت آگوست کنت نیز تاکید بر عدم امکان اشتباه متن مقدس می­کرد و در برابر عبارتی که ظاهرا ضد حقیقت است، در صدد پیدا کردن علت بر می­ آمد و فرض ناشی شدن علت خطا را از انسان دور نمی دانست[3].

همانطور که ذکر شد، علما نه تنها تعارضی بین علم و دین نمی­ دیدند، بلکه تلاش ­های قابل ملاحظه­ ای برای تطبیق علم و دین حتی علوم تجربی با مسائل دینی داشتند، به عنوان مثال، رویکرد علمای قدیم ماند ابن ابی الفضل المرسی، غزالی و.. بر این بوده است که تمام علوم را از قرآن استخراج کنند؛ به عنوان مثال از حروف مقطعه علم جبر و از آیه­ ی «اذا مرضت فهو یشفین» علم پزشکی را استخراج می­کردند؛ رویکرد دیگری که در این زمینه وجود داشت این بود که با مسلم پنداشتن قوانین و نظریه­ های علوم تجربی، تلاش کرده­ اند که با شیوه تفسیر علمی از قرآن، علوم تجربی را با آیات الهی تطبیق دهند که این رویکرد در یک قرن اخیر رواج یافته ­است که علامه طباطبایی نیز این تفسیر علمی را نوعی تطبیق دانستند؛ رویکردی بهتر و دقیق­تر بر این است که با استفاده از مطالب قطعی علوم به تفسیر قرآن بپردازد و بر اساس مطالب علمی، زوایای پنهان و مجهول قرآن را تبیین کنند که برخی این رویکرد را از روش های قبلی، دقیق ­تر و فنی ­تر می­دانند[4].


موضوع علم و دین

سوال دومی که این پژوهش در صدد پاسخ به آن می ­باشد این است که موضوع و دغدغه­ ی اصلی علم و دین چه می ­باشد و اصولا علم باید از چه مباحثی سخن بگوید و دین با انگیزه ­ی رفع کدام مسئله نازل شده­ است؟ ­

موضوع دین، تعلیمات الهی است که خداوند در کتاب خود نازل کرده ­است و انبیا در آموزه ­های خود از طریق سنن و روایات تبیین کرده ­اند تا مردم با عقل سلیم آنان را به کار بنند و به سعادت برسند، در حالی که موضوع علم سنت پروردگار در جهان هستی است که موجودات و نوامیس جهان هستی به آن متصف می­ باشند؛ خصوصیات و روابطی که در این موجودات وجود دارد به گونه ­ای است که اگر انسان آن­ها را مطالعه کند و به حقیقت آنها پی ­ببرد در زندگانی از آن سود خواهد برد[5]. بنابر این موضوع دین، بیان آموزه­ ها برای راهنمایی و هدایت انسان می ­باشد، با این هدف که این آموزه ­ها را به کار ببندد و به سعادت برسد، در حالی که موضوع علم، توصیف و تبیین پدیده ­های جهان هستی می­ باشد؛ لذا دین به بیان بایدها و نبایدها می­ پردازد و دغدغه­ ی علم، بیان هست و نیست ­ها می ­باشد.

فلسفه­ ی تفکیک فوق نیز بدین جهت است که هدف دین، هدایت انسان می ­باشد، بنابر این انتظار می­رود که گزاره ­ها و آموزه­ های او، تامین کننده این نیاز انسان باشد و انسان را به سمت سعادت راهنمایی کند، در حالی که وجهه ­ی همت علم، بیان قوانین و معادلات حاکم بر هستی می­ باشد، این که گردش شب و روز چگونه اتفاق می افند؟ رشد نباتات و حیوانات چگونه می­ باشد؟ تولید و استخراج نفت از چه قواعدی تبعیت می­ کند؟ این ها مسائلی هستند که از علم انتظار پاسخ گویی می ­رود و پر واضح است که نحوه­ ی رشد و تربیت حیوانات و همچنین کم و کیف مسائل مربوط به حوزه انرژی تاثیری بر چگونگی هدایت، سعادت یا شقاوت انسان ندارد؛ لذا بدین جهت است که دین، آگاهانه این مسائل را به علم واگذار کرده. البته ناگفته نماند که قرآن و روایات جسته و گریخته در موضوعات مختلفی بحث­ هایی ارائه داشته­ اند مانند آفرینش آسمان­ ها و ستارگان[6]، سرگذشت زمین و پیدایش[7]، نشو و نمای جنین[8]، روح، جهان طبیعت، جانوران و حیوانات و.. [9] ولی باید توجه نمود که بحث از این موضوعات، به جهت تبیین جهان ­بینی و جهان­شناسی اسلامی بوده­ است و به همین میزان اکتفا نموده است و پی جویی از کنه و حقیقت امور را به علم واگذار کرده­ است. تفکیک در موضوع علم و دین، از دیگر روش­ هایی است که برای حل تعارضات ظاهری علم و دین به کار می ­رود [10] که صحت و سقم این روش پژوهش دیگر می ­طلبد.
 
 
پی نوشت ها: 
[1] ‏محسن‌ عباس‌نژاد، قرآن و علوم روز : قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی(۲)، همایش ملی پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه و دیگران (مشهد: ‏:بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹)، ص129.
[2] فرقان- آیه6
[3] ‏موریس‌ بوکای‌، مقایسه‌ای‌ میان‌ تورات‌، انجیل‌، قرآن‌ و علم‌، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ترجمه‌ی ذبیح‌الله‌ دبیر، ویراست 2 (تهران‌: دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی‌، ۱۳۶۴)، ص59.
[4] ‏رضایی‌ اصفهانی‌، اشارات‌ علمی‌ اعجاز آمیز قرآن‌ (کیهان‌ شناخت‌ - زیست‌ شناخت‌ - پزشکی‌)، صص52-55.
[5] ‏خطیب‌ و مبشری‌، قرآن‌ و علم‌ امروز، ص45.
[6] «وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ». هود- آیه 7
[7] «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ۖ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ». بقره-آیه 28
[8] «فَلْیَنْظُرِ الإنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿٥﴾ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ ﴿٦﴾ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿٧﴾ إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ ﴿٨﴾». طارق- آیه 5-8
[9] ‏عبدالکریم‌ بی‌آزار شیرازی‌، گذشته‌ و آینده‌ جهان‌ (تهران‌: بعثت‌، ۱۳۵۳)، صص19-51.
[10] ‏عباس‌نژاد، قرآن و علوم روز، ص155.