قتل ترحم آمیز

 

مقدمه

هرچند پیشرفتهای نوین علم پزشکی، زمینه معالجه و درمان بسیاری از بیماریهای لاعلاج یا صعب العلاجی که تا دیروز بیماران را به کام مرگ می کشاند فراهم کرده است، اما این پیشرفتها هرگز نقطه پایانی بر درد و رنج بشر و بیماریهایی که گریبانگیر اوست نمی باشد.

هر روز شاهد مرگ هزاران انسانی هستیم که به علت ابتلا به بیماریهای مجهول و ناشناخته، امیدی به نجات و بهبودی آنها نیست. پزشکی که می داند دردی جان کاه همه وجود بیمارش را فرا گرفته و نمی تواند هیچ مرهمی بر آلام روحی و جسمی او نهد و دیری نخواهد پائید که مرگ گریبانگیر بیمار بینوا خواهد شد، در حالی که بیمار مصرانه از پزشک معالج می خواهد که به درد و رنج غیرقابل تحمل او پایان بخشد و مرگ بیمار نیز، نفعی عاید پزشک نمی گرداند، آیا او می تواند صرفاً براساس یک فکر انسانی و بشر دوستانه و با احساس همدردی و ترحم آمیز به حیات بیمار خود پایان دهد؟!

چنانچه پزشک معالج به چنین اقدامی دست زند آیا عمل او همانند سایر قتلها قابل پیگیری و مجازات است یا اینکه رضایت بیمار و انگیزه پزشک، تغییری در ماهیت عمل مجرمانه پزشک ایجاد خواهد کرد؟

در یکی دو دهه اخیر رویکرد متفاوتی در اندیشه برخی اندیشمندان و متفکران فلسفی، اخلاقی و حقوقی نسبت به این موضوع مشاهده می شود که حتی مبنای قانونگذاری در برخی کشورها قرار گرفته است.

بنابراین گذشته از ابعاد فلسفی و اخلاقی موضوع، مطالعه و بررسی مسئولیت ناشی از قتل وترحم آمیز ، به ویژه با رویکرد جدید قانونگذار ایران، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. از این رو در این مقال ابتدا، مفهوم قتل ترحم آمیز و انواع و شرایط آن را مورد بررسی قرار می دهیم و سپس با نگاهی تطبیقی و مقارنه ای نسبت به موضوع، به تشریح قتل ترحم آمیز از دیدگاه فقهای اسلامی خواهیم پرداخت.
 

بخش اول منظور از قتل ترحم آمیز

منظور از قتل ترحم آمیز، پایان دادن ارادی به حیات یک بیمار لاعلاج توسط پزشک یا هریک از اعضای کادر درمانی است که بنا بر تقاضای بیمار یا بستگان او به صورت فعال یا انفعالی صورت می گیرد.

در اتانازی فعال، برای رسیدن به مرگ لازم است تا گامهای مثبتی برداشته شود و در اتانازی انفعالی باید اجازه دهیم تا فرد بمیرد.

برخی معتقدند که باید به زندگی انسانی که از بیماری لاعلاج رنج می برد پایان داد و بدین ترتیب او را از تحمل درد و عذاب بیشتر راحت کرد. چنین مرگی را مرگ شیرین نامیده اند. اگر چه این عمل از نظر قانونی بزه محسوب می شود اما موارد گوناگونی از آن به چشم می خورد که پزشک با موافقت بیمار دردمند محکوم به مرگ یا بستگان وی، اقدام به این عمل کرده و با اغماض بخشی از افکارعمومی جامعه روبرو شده است.

تاکنون تعریفی از اتانازی یا قتل ترحم آمیز ارائه نگردیده، لیکن انواع و مصادیق آن را برشمرده و به تبیین شرایط و ویژگی های آن پرداخته اند که آن را در دو بند به شرح ذیل مورد مطالعه قرار می دهیم.
 

1- انواع قتل ترحم آمیز

اتانازی یا قتل ترحم آمیز بر دو نوع است: قتل ترحم آمیز فعال و قتل ترحم آمیز انفعالی که به تشریح آن می پردازد.
 
الف – قتل ترحم آمیز فعال
قتل ترحم آمیز فعال همان گونه که از عنوانش پیداست عبارت است از انجام اقداماتی صریح که به منظور پایان دادن به حیات بیمار صورت می گیرد و در تعریف آن می توان گفت: پایان دادن ارادی به حیات یک بیمار صعب العلاج توسط پزشک یا هریک از اعضای کادر درمانی بنابر تقاضای بیمار یا بستگان او.

برای مثال، وضعیت آشنای زیر را در نظر یگیرید. بیماری که در اثر ابتلا به سرطان لاعلاج گلو در حال احتضار است، از دردی جانکاه که تسکین آن غیرممکن است رنج می برد. بیمار به طور قطع در چند روز آینده می میرد اما از آن جایی که درد او غیرقابل تحمل است تصمیم می گیرد تا از ادامه زندگی در این چند روزه چشم بپوشد.

بنابراین او و خانواده اش از پزشک معالج تقاضا می کنندتا هر چه زودتر به زندگی وی خاتمه دهد. یکی از راههایی که پزشک می تواند این خواسته را برآورده کند پایان دادن به حیات بیمار از طریق تزریق آمپولی مهلک است. اقدامی که با هدف حرفه پزشکی که نجات جان بیمار است کاملاً در تضاد است.

شاید مثال زیر بهتر بتواند موضوع را تبیین نماید.

هنگامی که دکتر بن زایلیکز  زن پنجاه ساله ای را به کلینیک محل کار او در هلند مراجعه کرده بود، معاینه می کرد، بلافاصله دریافت که بیمار مدت زمان زیادی زنده نخواهد ماند. سرطان از سینه او به استخوانها، کبد و ششهای او رسیده بود.

این پزشک لهستانی تبار با دقت برای بیمار توضیح داد که قادر است با استفاده از داروهای خاصی، درد او را کاهش دهد و به وی پیشنهاد نمود تا در بیمارستان بستری شود. زایلیکز احساس کرد که بیمار او ازاین خط مشی هلند که به پزشکان اجازه می دهد تا به حیات بیماران محتضر خاتمه دهند، هراسناک است.

بیمار به او گفت: من کاتولیک هستم. اعتقادات مذهبی به من اجازه نمی دهد تا اتانازی را بپذیرم.

زایلیکز به زن بیمار اطمینان داد که از او مراقبت خواهد کرد؛ ازاین رو او دست آخر موافقت کرد تا در بیمارستان بستری شود. بیمار پس از 24 ساعت معالجه با مرفین از درد نجات یافت و با وجود آن که مدت زیادی به مرگش نمانده بود، آرام بود و می توانست با همسر و بستگان خود ملاقات کند.

مدتی بعد، پرستاری به منزل زایلیکز تلفن زد و خبر هولناکی را به او رساند. بعد از این که او بیمارستان را ترک کرده بود، پزشک دیگری وارد اتاق بیمار شده و از شوهر و خواهر او خواسته بود تا اتاق را ترک کنند. سپس دستور داده بود تا دز مصرفی مرفین را افزایش دهند، اما این دستور را به صورت مکتوب نیاورده بود. چند دقیقه بعد بیمار از دنیا رفت.

زایلیکز از پزشک خواست تا در این مورد توضیح دهد. پزشک به او گفته بود: " تا زمان مرگ او حدوداً یک هفته باقی مانده بود. من به تخت او احتیاج داشتم.

در این جا همه شرایط اتانازی فعال فراهم است به جز رضایت بیمار یا بستگان او وهمین شرایط موضوع را از جرگه قتل ترحم آمیز خارج و به قتل عمدی تبدیل می نماید. همچنین لازم به توضیح است که در قتل ترحم آمیز رضایت بیمار یا بستگان او باید قبل از اقدام اخذ شده باشد و رضایت بعد از قتل، گرچه ممکن است موجب تخفیف مجازات گردد اما موجبی برای انصراف قتل عمد به قتل ترحم آمیز نیست.

بنابراین در قتل ترحم آمیز فعال، قتل بنابر تقاضای آزادانه بیمار و نزدیکان او انجام می شود.

ثانیاً، بیمار باید مبتلا به بیماری صعب العلاج و غیرقابل تحملی باشد که معالجه آن متعذر باشد.

ثالثاً، اقدام پزشک در اجرای قتل ترحم آمیز، فعل مثبت مادی است.

رابعاً فاعل یا مباشر جرم در قتل ترحم آمیز، معمولاً پزشک، پرستار یا یکی از اعضاء کادر درمانی هستند.

برشمردن ویژگی ها و عناصر تشکیل دهنده اتانازی فعال از آن جهت اهمیت دارد که از نظر اصول و قواعد حاکم بر حقوق جزا، اتانازی فعال با اتانازی انفعالی، انواع قتلهای عمدی و غیرعمدی و رها کردن تا لحظه مرگ متفاوت است که به تشریح آن خواهیم پرداخت.
 
ب – قتل ترحم آمیز انفعالی
قتل ترحم آمیز انفعالی عبارت است از خودداری از انجام هرگونه عملی که سبب زنده ماندن بیمار می گردد. در حالت انفعالی، دارو درمانی و یا هرگونه معالجه دیگری و یا دستگاهی که به حفظ حیات بیمار کمک می کند، قطع می شود و یا پزشک ازانجام عمل جراحی و یا اقدامات مشابه خودداری می کند و منتظر می ماند تا بیمار ( بطور طبیعی ) بر اثر ابتلا، به بیماری قبلیش جان خود را از دست بدهد.

تا قبل از این که پیشرفت های حاصل از تکنولوژی پزشکی، امکان زنده نگه داشتن بسیاری از بیماران مایوس و ناامید را با استفاده از ماسک اکسیژن، تغذیه و ریدی و غیره فراهم نکرده بود، مسئله قطع مداوای بیمار از چنین اهمیت ویژه ای برخوردار نبود.

حاصل این پیشرفت ها این است که پزشک معالج دیگر سعی نمی کند ( تا حدامکان ) بیمار را زنده نگه دارد، زیرا دراین صورت، بیمارستان ها مملو از دستجات انسانی می شوند که نگه داری آنها، از نقطه نظر بشردوستانه بی ثمر و از نظر اجتماعی، فاجعه آمیز خواهدبود.

برای مثال، بیماری صعب العلاج که مدتهاست در بیمارستان بستری است و به دستگاه وصل می باشد، همانند مبتلایان به مرگ مغزی که قلب به لحاظ اتصال به دستگاه فعال است ولی مغز بیمار از کار افتاده است. حال چنان چه پزشک معالج، بنابر درخواست بستگان بیمار به این اعتبار که دیر یا زود، زمان مرگ بیمار فرا می رسد و یا برداشتن دستگاه دلیلی بر پایان زندگی اوست، مبادرت به قطع یا برداشتن دستگاه نماید اتانازی انفعالی به وقوع پیوسته و یا بیماری دیابتی که مدتهاست از انسولین استفاده می کند دچار سرطانی لاعلاج گردد و پزشک معالج با توجه به حدوث سرطان، ادامه بیماری وی را بی نتیجه توصیف نماید و با رضایت اولیاء قانونی بیمار به منظور پایان دادن به درد و رنج او، ادامه درمان با انسولین بیمار را متوقف سازد و در نتیجه بیمار جان خود را از دست بدهد، اتانازی انفعالی به قوع پیوسته است، هرچند نتیجه هر دو امر یعنی اتانازی فعال و انفعالی یکی است و نهایتاً منجر به مرگ بیمار می گردد، اما بسیاری از مردم از جمله پزشکان و حقوقدانان معتقدند که میان اتانازی فعال و انفعالی تفاوت اخلاقی فاحشی وجود دارد:

زیرا به نظر آنها در حالت انفعالی، حقیقتاً پزشک کاری انجام نمی دهد. پزشک به راحتی ازانجام هر عملی سرباز می زند و بیمار در اثر قطع معالجه، بر اثر بیماری خود که قبلاً بدان مبتلا بوده جان خود را از دست می دهد، در حالی که در اتانازی فعال، پزشکان کاری می کنند که زمان مرگ بیمار زودتر فرا رسد، در حقیقت آنها بیمار را به قتل می رسانند.

بنابراین تفاوت میان اتانازی فعال وانفعالی، تفاوت میان انجام دادن و انجام ندادن یک عمل به منظور پایان دادن به حیات بیمار لاعلاجی است که برای نجات خود از رنج بیشتر درخواست مرگ کرده است. یعنی در واقع همان فعل یا ترک فعلی که در قوانین عرفی جرم تلقی می گردد.

اگر از زاویه ای محدود به آن چه روی می دهد بنگریم، این حقیقت آشکار می گردد که پزشک، شیمی درمانی و یاهرگونه معالجه دیگری را قطع می کند، از ادامه روش درمانی به پرستاران خودداری می کند و از انجام هرگونه عمل جراحی سرباز می زند. اینها همه کارهایی است که پزشک انجام نمی دهد و در حقیقت می توان گفت که این تعریف درستی ازاتانازی انفعالیاست.

اکنون می توان این مسئله را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد که چرا بسیاری از مردم تصور می کنند تفاوت اخلاقی فاحشی میان صور فعال و انفعالی قتل ترحم آمیز وجود دارد. زیرا تصور می کنند که تزریق آمپول مهلک هوا به بیمار و کشتن وی از نظراخلاقی بدتر از قطع دستگاهی است که ادامه حیات بیمار به آن بستگی دارد.

بیانیه انجمن پزشکان آمریکا نیز با ارائه تعریفی، " پایان دادن ارادی به زندگی یک فرد توسط فرد دیگری ر ا اتاناری فعال اعلام کرده است در حالی که این بیانیه اتانازی انفعالی و قطع معالجات بیمار را به منزله پایان دادن ارادی به زندگی بیمار نمی داند.

درنقد این نظر باید به خاطر داشته باشیم که وظیفه پزشک در قبال بیمار دقیقاً کمک کردن به اوست، یعنی همان کاری که پزشک موظف به انجام آن اتس.

بنابراین، به نظر می رسد یک ناهمگونی کلی، میان وظیفه کمک کردن و وظیفه صدمه نرساندین در رابطه پزشک و بیمار در این تعریف وجود دارد و به طور کلی می توان گفت که آن چه به عنوان تعریف یا خصوصیات اتانازی انفعالی در بیانیه انجمن پزشکان آمریکا ارائه گردیده بسیار نامعقول است و به هیچ وجه با اصول اخلاقی و قواعد حقوقی سازگار نیست.

زیرا از نظر اخلاقی هیچ تفاوت فاحشی بین اتانازی فعال و انفعالی وجود ندارد و اتفاقاً اگر هدف از اتانازی فعال، پایان بخشیدن به آلام روحی و جسمی بیمار صعب العلاجی است که در فاصله ای نه چندان دور حیاتش خاتمه می یابد و یک آمپول مهلک این فاصله زمانی را کم می کند، در اتانازی انفعالی که در واقع خودداری از ادامه شیمی درمانی یا قطع دستگاهی است که ادامه حیات بیمار به آن وابسته است موجب رهایی بیمار تا لحظه مرگ می شود که باید روندی نسبتاً آرام و دردناک را پشت سر گذارد که این با هدف اولیه اتانازی که خاتمه درد و رنج بیشتر بیمار بود در تضاد است و این همان نکته ای است که برخی فلاسفه به آن تصریح کرده اند.

پروفسور جیمز راشل می گوید: به اعتقاد من در این مورد مناسبترین کار از نظر اخلاقی این است که آمپول را طوری تزریق کنیم که بیمار، بدون تحمل درد و رنج بیشتر بمیرد.

لازم به توضیح است که بیانیه انجمن پزشکان آمریکا تاثیر بسزایی بر رویه قضایی این کشور داشته است، زیرا علیرغم اینکه تعداد زیادی از پزشکان آمریکا به اتهام قتل ترحم آمیز به صورت فعال تحت تعقیب قرار گرفته اند، اما عملاً هیچ پزشکی به اتهام حالات انفعالی قتل ترحم آمیز تحت پیگرد قرار نگرفته است، زیرا برخلاف نوع فعال قتل ترحم آمیز، حالت انفعالی آن یا رها کردن بیمار تا لحظه مرگ، از نظر قانونی کاملاً مجاز شناخته شده است.
 

2- شرایط قتل ترحم آمیز

برای اولین بار در سال 1984، انجم سلطنتی پزشکان هلند رسماً قتل ترحم آمیز را تصویب و در مورد چکونگی اجرای آن دستورالعملی صادر کرد.

ازجمله مواردی که در این دستورالعمل پیش بینی شده است این که: بیمار باید مبتلا به بیماری غیرقابل تحملی گردد که مداوای آن غیرممکن باشد، لازم است بیمار آزادانه تقاضای مرگ کند، هنگامی که بیمار چنین درخواستی دارد، پزشک باید قبل از انجام این کار با پزشک دیگری مشورت کند و سپس این مورد را به عنوان مرگ غیرطبیعی به مقامات محلی گزارش دهد.

پزشکانی که مفاد این دستورالعمل را مراعات نکنند به مجازات تا 12 سال زندان محکوم خواهند شد. هدف از این دستورالعمل که به تصویب پارلمان هلند رسیده است، حمایت از بیمار اعلام شده است، لیکن شواهد امر نشان می دهد که این مصوبه در حقیقت از پزشکان حمایت می کند.

تحقیقی که توسط دولت هلند انجام گرفته است نشان می دهد که در سال 1995 تنها 3600 نفر بر اثر قتل ترحم آمیز جان خود را از دست داده اند، اما این تنها شامل مواردی بود که بیماران خود درخواست مرگ کرده بودند.

این تحقیق 900 مورد قتل ترحم آمیز که در آن بدون درخواست بیمار به حیات آن خاتمه داده شده است و حدوداً 1900 مورد مرگی که در آن پزشکان، مقدار مصرفی داروهای مسکن را با هدف مشخص تسریع در مرگ بیمار افزایش داده بودند در بر نمی گیرد.

یکی از جرمشناسان هلندی می گوید:از آن جایی که قتل ترحم آمیز از نظر سیاسی بلامانع است، دادستانها در اغلب موارد ازاعمال مجازات در مورد آن خودداری می کنند. از سال 1981 تنها 20 پزشک به دادگاه فراخوانده شده اند؛ نه تن از آنها محکوم شدند، شش تن دیگر به محکومیتهای تعلیقی و سه تن دیگر تبرئه شدند.

از اواخر دهه 1980، یکی از پاتولوژیستهای اهل میشیگان به نام " جک کوورکیان " (13) که به پزشک مرگ مشهور است، پس از دیدار از هلند بر آن شد تا به حیات بیماران محتضر پایان دهد. او در سال 1989 موفق شد اولین دستگاه اتانازی را اختراع کند. از آن زمان به بعد، کورکیان دست کم به حیات 45 بیمار خاتمه داده است.

بسیاری از بیماران در حال احتضار نبودند، برخی نیز پس از معاینه توسط پزشک قانونی، هیچ گونه نشانی از بیماری در آنها دیده نشده و تعدادی نیز معلولانی بودند که در صورت بهره وری از خدمات بیشتر ادامه حیات را بر می گزیدند.

به موجب قانون مربوط به اتانازی که به تصویب پارلمان هلند رسیده است، انجام قتل ترحم آمیز منوط به تحقق شرایط ذیل است

1- درخواست انجام قتل ترحم آمیز داوطلبانه و آزادانه از سوی بیمار مطرح شده باشد.

2- بیمار نسبت به موضوع، اطلاعات کافی و آگاهیهای لازم به دست آورده باشد.

3- بیمار از رنجی غیرقابل قبول و ناامید کننده در عذاب باشد.

4- هیچ راه حل قابل قبولی جهت معالجه و درمان بیمار وجود نداشته باشد.

5- پزشک باید قبل از انجام قتل ترحم آمیز، با پزشک دیگری مشورت کرده باشد.

6- به علاوه لازم است که پزشک، این مورد را به عنوان مرگ غیرطبیعی به مقامات محلی گزارش دهد. تحقیقات نشان داده است که قریب به 8/1 درصد از مرگ و میرها در هلند، نتیجه قتل ترحم آمیز، 3/0 درصد نتیجه کمک به خودکشی می باشد.

همچنین به موجب این تحقیقات 8/0 درصد از مرگ و میرها در هلند، به دنبال فعلی روی داده که سبب خاتمه حیات فرد گردیده ولی براساس درخواست صریح بیمار نبوده است.

در 59 درصد این موارد، پزشک اطلاعاتی در مورد خواست بیمار داشته و در 86 مورد، چند ساعت تا یک هفته از عمر بیمار کاسته شده است.

در سال 1995، ایالت شمالی استرالیا، اولین جایی بودکه قتل ترحم آمیز را در این کشور مجاز اعلام کرد. به موجب قانون مربوط به حقوق بیماران در حال احتضار  مصوب سال 1995 که در تاریخ اول جولای 1996 به مرحله اجرا در آمد. به بیمار در حال احتضاری که به درد، رنج و یا عذابی که برای وی غیرقابل تحمل است اجازه می دهد تا برای پایان دادن به زندگیش از کمک های پزشکی استفاده کند.

بیماری مهلک یا لاعلاج، براساس این قانون این چنین تعریف شده  بیماری لاعلاجی که براساس قضاوت معقول و متعارف پزشکی، در جریان عادی خود، بدون استفاده از اقدامات فوق العاده یا درمانی که از نظر بیمار غیرقابل قبول است، به مرگ بیمار منجر شود.

پزشکی که از وی درخواست می شود تا به بیمار د ر خاتمه دادن به حیاتش کمک کند، می تواند به بیمار کمک کند، مشروط بر اینکه، برای ارائه این کمک، شروط مقرر در قانون مربوط به حقوق بیماران در حال احتضار را رعایت نماید و یا بتواند ارائه کمک به بیمار به هر دلیل یا در هر زمانی را رد کند.

اعطاء پاداش یا هرگونه وجهی به جز پرداخت پولی که در قبال ارائه خدمات پزشکی پرداخت می شود یا تهدید پزشک و دیگر پرسنل درمانی به محروم کردن آنها از پاداش یا وجهی در رابطه با کمک یا ممانعت از کمک کردن به بیمار، در جهت خاتمه دادن به حیات وی جرم محسوب می شود. دریافت یا قبول هرگونه پاداش و یا استفاده از هرگونه مزایایی که از سوی فردی که قول این پاداش یا وجه به او داده شده، ممنوع است.

ارائه کمک پزشکی به بیمار جهت خاتمه دادن به حیات وی تنها در صورتی مجاز است که شرایط ذیل رعایت شده باشد

1- بیمار 18 سال یا بیشتر داشته باشد.

2- پزشک با دلایلی موجه متقاعد شده باشد که وضعیت بیمار در جریان عادی خود و بدون استفاده از اقدامات فوق العاده نیز به مرگ وی منجر می شود و هیچ گونه معالجه ای که بتواند به بهبودی بیمار بینجامد قصور نباشد و قتل ترحم آمیز سبب رهایی بیمار از درد و رنج می گردد و باعث می شود که او در آرامش و به راحتی چشم از جهان فرو بندد.

3- دو پزشک دیگر که با پزشک اول یا محل کار او درارتباط نباشند بیمار را معاینه و تایید نمایند که بیمار به یک بیماری مهلک و لاعلاج مبتلا ست و مرگ نتیجه طبیعی این بیماری است، نتیجه ای که پزشک اول نیز باید پیش بینی کرده باشد. یکی از این پزشکان باید از شرایط و تجربه لازم در درمان آن بیماری صعب العلاج یا لاعلاج برخوردار باشد و پزشک دیگر باید روان پزشک واجد شرایط باشد و گواهی کند که بیمار به افسردگی بالینی قابل درمان و ناشی از بیماری مبتلا نیست.

4- بیماری درد و رنج شدیدی برای بیمار به همراه داشته باشد.

5- پزشک باید بیمار را از ماهیت بیماری و جریان احتمالی آن و درمان و معالجه از جمله مراقبت، مشاوره و حمایت روانی و اقدامات فوق العاده ای که جهت زنده نگه داشتن بیمار انجام می شود و دسترسی بیمار به آنها امکان پذیر است مطلع گرداند.

6- بیمار پس از اطلاع از این مسائل، تصمیم خود را مبنی بر خاتمه دادن به زندگی نزد پزشک بیان نماید.

7- پزشک متقاعد شده باشد که بیمار از تاثیرات احتمالی تصمیم خود بر خانواده اش مطلع است.

8- پزشک به دلایل منطقی متقاعد شده باشد که بیمار از سلامت روانی برخوردار است و تصمیم او آزادانه و داوطلبانه گرفته شده است.

9- بیمار یا نماینده قانونی وی در عرض هفت روز پس ازاعلام تمایل، مبنی بر خاتمه دادن به زندگیش نزد پزشک، باید رضایت خود را به صورت فرمی که از قبل تهیه شده است تکمیل و اعلام نموده و برای خاتمه دادن به زندگیش درخواست کمک نماید.

10- گواهی درخواست باید به تایید پزشکی که لازم است اظهارنامه این گواهی را تکمیل کند، برسد.

11- یک پزشک دیگر باید گواهی درخواست را در حضور بیمار و پزشک اول امضا کند. این کار هنگامی صورت می گیرد که وی در مورد این موضوع با پزشک اول و بیمار گفتگو کرده باشد و به استناد دلایل موجه متقاعد شده باشد که این گواهی درست است و بیمار از سلامت روانی برخوردار می باشد و تصمیم وی مبنی بر خاتمه دادن به حیاتش آزادانه و داوطلبانه و پس از ملاحظات و شرایط لازم اتخاذ شده است.

12- چنان چه حضور مترجم الزامی باشد، ضروری است که گواهی درخواست به امضای مترجم نیز برسد و او تایید کند که بیمار قادر به فهم و درک درخواست کمک بوده است.

13- نباید دلیلی وجود داشته باشد که به استناد آن این تصور ایجاد شود که پزشک امضاء کننده گواهی یا یکی از خویشاوندان یا وابستگان نزدیک وی به طور مستقیم یا غیرمستقیم در نتیجه مرگ بیمار، از منفعت مالی یا منفعت دیگری برخوردار خواهندشد. البته این منفعت وجه معقولی را که در قبال خدمات حرفه ای پرداخت می شود، شامل نمی گردد.

14- دست کم باید 48 ساعت از امضاء گواهی گذشته باشد.

15- بیمار نزد پزشک نباید به صورتی نشان دهد که دیگر تمایلی به خاتمه دادن به حیاتش را ندارد.

16- پزشک باید این کمک ( اتانازی ) را خود ارائه دهد و به هنگام ارائه کمک تا زمان خاتمه حیات بیمار حضور داشته باشد.

در صورت تحقق شرایط فوق، کمکی که براساس این قانون ارائه شده نوعی درمان تلقی می گردد و پزشک از مسئولیت کیفری و مدنی مبری است.

در کشورهای دیگری که قتل ترحم آمیز مجاز اعلام شده و فاقد وصف جزایی است، تقریباً مقررات مشابهی وجود دارد که به منظور جلوگیری از اطاله کلام از بیان آن خودداری می گردد.


منبع: مرکز مطالعات شیعه