ادغام اقتصادها در بازارهای جهانی به همراه میزان تجارت خدمات فرهنگی در اقتصاد خلاق در سراسر جهان، همچنان نابرابر باقی مانده است. تحلیلگران آمریکایی و اروپایی، اغلب این حقیقت را نادیده می گیرند که مردم بسیاری از فقیرترین ملت‌های جهان عمدتا از دسترسی به این بازار (هم به عنوان مصرف کننده و هم تولید کننده) محروم مانده اند. تراکم و سرعت جریان‌های اطلاعاتی در میان اقتصادهای صنعتی پیشرفته در نیرومند ترین شکل خود باقی مانده است. شبکه‌های یکپارچه اقتصادها، ملتها و دولت های اتحادیه اروپا را به بازاری واحد پیوند می زنند. در حالی که ایالات متحده، کانادا و بریتانیا را زبان مشترک و پیوندهای تاریخی، به هم متصل می کند. همچنین پیوندهای ارتباطی نیرومندی بین کشورهای OECD و کشورهای در حال رشد با درآمد - متوسط (مانند فیلیپین، کره جنوبی، برزیل و جمهوری چک) وجود دارد.
 
در مقابل، بین فقیرترین و ثروتمندترین کشورهای جهان، پیوندهای به مراتب ضعیف‌تری در زمینه تجارت فرهنگی و ارتباطات بین المللی وجود دارد. در نتیجه، حجم گسترده تجارت فرهنگی و جریان‌های اطلاعاتی برون مرزی، تأثیر محدودی بر بسیاری از جوامع در حال توسعه که به لحاظ جغرافیایی دور افتاده اند و اجتماعات فقیری که در جنوب جهان قرار گرفته اند، دارد. عامه مردم، در بسیاری از کشورهای فقیر، از جریان‌های اطلاعاتی برون مرزی نسبتا جدا باقی مانده اند. دلایل این امر عبارتند از: دسترسی محدود به ارتباطات جمعی و فناوری‌های اطلاعاتی، اعمال موانع حمایتی بر واردات خارجی و محدودیت های داخلی بر آنچه می توان در رسانه‌ها مشاهده و در مطبوعات مطالعه کرد. بر این اساس، مردمی که در اجتماعات روستایی توسعه نیافته ترین جوامع، نظیر مالی، اتیوپی و بنگلادش زندگی می کنند، هنوز بخش عمده از اطلاعات، ارزش‌ها و عقاید مربوط به رخدادهای جامعه خود و جهان را از روابط فردی با والدین و سایر اعضای خانواده، معلمان، رهبران روحانی و بزرگان جامعه، دوستان، همسایگان و همکاران و شبکه‌های اجتماعی سنتی در محل زندگی خود و نیز تجربه مستقیم شان از شرایط زندگی در چنین جوامعی کسب می کنند و نه از جریان‌های اطلاعاتی برون مرزی. فقدان ادغام در بازارهای جهانی، احتیاط قابل توجهی را در تعمیم دهی فرایند همگرایی فرهنگی (به کل جهان) ایجاب می کند: از به طور طنز آمیری، «جهانی شدن، خود یک پدیده کام جهانی نیست».
 
بعلاوه، حتی در جوامع جهان و‌طن، وجود جریان‌های اطلاعاتی برون مرزی متراکم که بدوأ در کشورهای شمال آغاز گردید، فی نفسه تعیین کننده نتایج روانشناختی اجتماعی این فرایند و تأثیر آن بر افکار عمومی نیست. هر چند پذیرش این امر که فرهنگ ها در معرض مجموعه مشترکی از ارزش‌ها و هنجارهای غربی با آمریکایی هستند، منطقی به نظر می رسد، اما این امر نیز درست است که چنانچه مردم در طول سال های اولیه رشد خود در کودکی و نوجوانی، به فراگیری کردارها، عقاید و ارزش‌های ریشه دار و پایدار، از بسیاری از منابع، مدلهای نقشی و تجارب اولیه خود (علاوه بر رسانه‌های جمعی) بپردازند، غالبأ قادر به جذب این افکار و ایده‌ها (هنجارها و ارزشهای غربی) نخواهند بود. رسانه با بسیاری از دیگر نهادهای جامعه پذیری رقابت می کند. نظریه پردازان فرهنگی استدلال می کنند که خوانندگان و بینندگان منتقد، معانی پیام های دریافتی از رسانه‌های جمعی را واسازی و باز تفسیر می کنند و در صورتی که احساس کنند که ارزش‌ها و نگرش‌های منتقل شده از طریق این منابع، نادرست هستند یا اینکه رسانه قادر به تأمین اطلاعات معتبر و موثق نیست، ممکن است به رد این ارزش‌ها و نگرش‌ها بپردازند. نظریه ها نشان می دهند که تأثیر ارتباطات جمعی، ظریف، پیچیده و غیر مستقیم است؛ هنوز زود است که مستقیما از شواهد مربوط به عدم توازن تجارت فرهنگی، به پذیرش تأثیرات آن بر روی مخاطب پرش کنیم. بررسی این که آیا بینندگان، شنوندگان و خوانندگان جوامع جهان وطن (جوامعی که نسبت به جریان‌های اطلاعاتی در درون و بیرون مرزهای ملی شان نفوذپذیر هستند که دسترسی منظمی به ارتباطات جمعی دارند، واقعا، نگرش‌ها، ارزش‌ها و باورهای متفاوتی نسبت به سایرین افراد فاقد دسترسی دارند، نیازمند تحلیل تجربی نظام مندی است.
 
آنکتاد (UNCTAD) صنایع خلاق را به چندین بخش مجزا تقسیم کرده است: میراث فرهنگی شامل؛ موزهها، جشنواره های سنتی، صنایع دستی، آرشیوها، کتابخانه ها و کارهای هنری، بخش عمده و در حال رشدی، خصوصا برای توسعه پایدار و جذب درآمد از طریق مسافرت و توریسم به شمار می آیند. بخش هنرهای نمایشی شامل اجرای موسیقی، تئاتر، رقص و اپرا به صورت زنده است که از نظر جذب تماشاگر نیز مهم هستند. هنرهای تصویری، بخش مربوط به نقاشی، مجسمه سازی و ساختن اشیاء قدیمی (آنتیک) را تشکیل می دهد. حمایت از محصولات فرهنگی داخلی و نظارت بر صادرات فرهنگی به ویژه در مورد نمادها و محصولات خاصی که نشانگر میراث یک جامعه هستند، شدید است. جنبه های تجاری اقتصاد خلاق شامل خدماتی مانند معماری، تبلیغات و تحقیق و توسعه و همچنین طراحی بصری مدرن به کار رفته در ساخت و تولید مبلمان، طراحی داخلی ساختمان، دکوراسیون، مد و تزیینات می شود. سرانجام، سه بخش تجاری که در مباحث مربوط به تجارت فرهنگی از آنان نام برده اند عبارتند از : فراهم آوری خدمات صوتی - تصویری (شامل تولید و پخش فیلم‌های مستند و سینمایی، موسیقی، پخش اخبار و برنامه‌های سرگرم کننده رادیو تلویزیونی به شکل زمینی، کابلی و ماهواره‌ای)، رسانه‌های جدید (مقوله‌های متنوع که شامل مجموعه ای از محتوای‌های دیجیتالی است که از طریق، باندیهن، وای فای و اینترنت منتقل می شوند. از جمله این رسانه‌ها می توان به وب سایت ها، نرم افزارهای کامپیوتری و بازی های ویدئویی اشاره کرد و صنعت چاپ (شامل روزنامه‌ها و نشریات ادواری، کتاب ها، مجلات تخصصی و سایر منابع چاپی مربوطه). اگر چه تمایز گذاری بین این مقولات مفید است، اما در عمل آنها در هم ادغام می شوند. روزنامه آنلاین و دانلود فیلم و کلیپ های ویدئویی، تحویل رسانه‌های سنتی از طریق فناوری‌های جدید، مواردی از این فرایند ادغام هستند.
 
منبع: جهانی شدن و تنوع فرهنگی، پیپا نوریس و رونالد اینگلهارت، ترجمه: عبدالله فاضلی و ساجده علامه،صص96-93، چاپ و نشر سپیدان، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۵