واکنش هاي مخاطبان مصائب مسيح
واکنش هاي مخاطبان مصائب مسيح

نويسندگان:ويليام براون، جان کيلر، ترنس ليدوال
برگردان: روح الله عطايي، مسعود پيغمبر زاده




مصائب مسيح ساخته ي مل گيسبون، يکي از پر بيننده ترين، بحث برانگيز ترين و پر منفعت ترين فيلم هاي تاريخ سينما گرديده است. اين فيلم که 12 روزِ آخر عمر عيسي مسيح را به تصوير کشيد، موخرترين فيلم در زمره ي فيلم هاي دراماتيکي است که به بررسي زندگي عيسي مسيح (ع) پرداخته اند. اين فيلم ها صرفاً جهت سرگرمي مخاطبان ساخته نشده است بلکه اغلب توسط ارگان هاي مختلف، وزارت خانه ها و گروه هاي مختلف به عنوان ابزاري براي آموزش و ترويج مسيحيت استفاده شده است. مصائب مسيح در درجه ي اول به خاطر حوزه ي ديد خالص مخاطبان و موفقيت تجاري اش در اين ژانر فيلم، منحصر به فرد است.
از زمان اکران و انتشار فيلم در سپامبر سال 2004 اين فيلم 25 ميليون دلاري توانست 600 ميليون دلار منفعت مالي کسب کند. در اولين هفته ي انتشار آن بر روي DVD و VHS نزديک به 9 ميليون نسخه از آن به فروش رفت که با اين رقم بالاتر از فيلم هاي محبوبي چون ارباب حلقه ها قرار گرفت.
از ديگر علل منحصر به فرد بودن فيلم مصائب مسيح مي توان به بودجه ي متعادل ساخت آن و ظرايف زيبايي شناختي و خصوصيات فني فيلم اشاره کرد. هم چنين استراتژي بازاريابي خلاقانه و همزمان آن، شهرت مل گيسبون و بحث هاي پيرامون فيلم - حتي پيش از انتشار آن - اشاره کرد. بسياري از مباحث پيرامون فيلم شامل اين موارد مي شود: محتواي آشکار و خشن آن، صحت تاريخي و مطابقت آن با کتاب مقدس، نگراني از بابت تهييج و تحرک احساسات ضد يهودي و ادعاهايي مبني بر عدم بي طرفي رسانه ها در پوشش آن.
اين فيلم هم چنين باعث به وجود آمدن اين بحث شد که آيا فيلم هاي صنعت سينما به صورت دراماتيک بستر خوب و مناسبي براي داستان هاي مطلقاً مذهبي هستند؟ مناسب بودن راهبردهاي استفاده شده درباره ي ايمان به مسيحيت در امتداد فيلم و همکاري گيبسون با عناصر سنتي مذهب کاتوليک از ديگر بحث هاي ايجاد شده پيرامون فيلم به حساب مي آيند.
ماهيت منحصر به فرد فيلم مصائب مسيح، مباحث مربوط به آن، موفقيت تجاري بي سابقه اش و تأثير قدرتمند آن بر عقايد، باورها و رفتار بينندگان فيلم،بيانگر اين است که اين فيلم شايستگي پژوهش توسط محققان دانشگاهي در زمينه ي ارتباطات، دين و ديگر مباحث آکادميک به ويژه مطالعه بر روي مخاطبين با استفاده از قالب هاي نظريه پردازانه را دارا است. مطالعات دانشگاهي و آکادميک متمرکز بر واکنش مخاطبين به فيلم هايي که زندگي عيسي مسيح (ع) را به تصوير کشيده اند، نادر بوده است. در تحقيقي که اين جا ارائه شده است، ارزيابي در سراسر کشور آمريکا از بيش از 1800 بيننده ي فيلم مصائب مسيح انجام شده که برداشت هاي مخاطبين از فيلم و تأثير معنوي فيلم را بيان مي کند. محققين رسانه در جهات مختلف به مطالعه پرداخته اند و ثابت کرده اند که محتواي رسانه تأثير کوتاه مدت و بلند مدت بر روي عقايد، احساسات و رفتار شخصي و گروهي دارد. به هر حال، تحقيق تجربي انجام شده درباره ي تأثيرات محتواي رسانه ي مذهبي بر روي مخاطبين پراکنده بوده است. اين مطلب به ويژه درباره ي فيلم هاي دراماتيک با گرايش مذهبي صدق مي کند. در ميان بسياري از قالب هاي نظريه پردازانه که در آن ها مخاطبين مصائب مسيح مورد مطالعه قرار مي گيرند، دورنمايي سرگرم کننده و آموزشي براي اين مطالعه و تحقيق، شايسته به نظر مي رسند.
قالب سرگرم کننده و آموزشي به عنوان جرياني هدفمند که به طراحي . اجراي يک پيام رسانه اي هم براي سرگرمي و هم آموزش مخاطبين در جهت ارتقاي دانش مخاطبين درباره ي يک موضوع آموزشي، ايجاد نظرات مطلوب و تغيير رفتار آشکار آنان مي پردازد، تعريف شده است. گرچه مل گيبسون، مصائب مسيح را در زمينه ي مطالعات محققان در راستاي قالب سرگرم کننده و آموزشي به عنوان يک راهبرد ارتباطي نساخته است، بسياري از عناصر قالب سرگرم کننده و آموزشي در اهداف بيان شده ي او از ساخت مصائب مسيح، در محتواي آن و استراتژي بازاريابي آشکار است.

مصائب مسيح و فيلم هاي گذشته

بسياري از محققان جريان و موجي را در کتاب ها، مقالات، برنامه هاي تلويزيوني، فيلم ها، پايگاه هاي اينترنتي و ديگر وسايل ارتباطي در سال هاي اخير مورد توجه قرار دادند که به بحث عيسي مسيح، مسائل ديني و ... پرداخته اند. با اين حال وقايع سال 2004 به اين نکته اشاره دارد که از اختراع فيلم هاي سينمايي در دهه ي 1890 تا کنون عيسي چهره ي رايج و محبوب فيلم ها و کانون توجه بسياري از انواع رسانه و تجارت هاي مرتبط در قرن 20 بوده است. در حالي که تلاش مي شود مصائب مسيح در زمره ي ژانر فيلم هاي مسيح قرار داده شود، هارتنشتاين (2004) به اين مطلب اشاره دارد که در سايت IMDB بيش از 100 تفسير معني دار و قابل توجه از مسيح در فيلم ها موجود است. اين فيلم ها شامل نمايش هاي خياباني تا خيال پردازي هاي مدرن مي شوند. اين فيلم ها همچنين حاصل تلاش هاي کارگرداناني است که اميد به ساخت فيلمي مهم داشته اند. هم چنين استوديوهايي را در بر مي گيرند که دوست داشتند مخاطبانشان از مديوم تلويزيون به پرده ي سينما جذب شوند.
در ميان چهره هاي به تصوير کشيده ي قابل توجه و گاهاً بحث برانگيز از مسيح مي توان به فيلم هاي از آخور تا صليب به کارگرداني سيدني آلکوت در سال 1912، پادشاه پادشاهان ساخته ي سيسل.ب.دوميل در سال 1927، مسيح به روايت متي ساخته ي پير پائولوپازوليني در سال 1964، ابر ستاره: عيسي مسيح ساخته ي نورمن جويسيون در سال 1973، عيسي ناصري ساخته ي فرانکو زفيرلي در سال 1977، عيسي مسيح ساخته ي جان کريش و پيتر سايکس در سال 1979، آخرين وسوسه ي مسيح ساخته ي مارتين اسکورسيزي در سال 1988 و گاسپل يحيي ساخته ي فيليپ ساويل در سال 2003 اشاره کرد.
اگر چه تعداد نهايي بينندگان مصائب مسيح ممکن است براي مدتي نا معين باقي بماند، فيلم مسيح ساخته شده بر اساس کتاب گاسپل مطابق با نقل لوقي، پر بيننده ترين فيلم اين ژانر به حساب مي آيد. اين فيلم هم چنين معرف موفق ترين تلاش توسط جامعه ي مسيحيت در استفاده از اهداف ترويج مسيحيت در فيلمي که شرح حال زندگي مسيح را به تصوير مي کشد، است. اين فيلم که توسط سازمان ترويج مسيحيت(1) حمايت مالي و پشتيباني مي شود، هم چنان در سطح جهاني توزيع و پخش شده و تا به حال به 400 زبان دنيا ترجمه شده است. انتشار و پخش فيلم مسيح که پروژه ي فيلم مسيح هم خوانده مي شود، توسط پال اشلمن(2)مديريت مي شود. اين فيلم بنابر گزارش ها 1/1 ميليارد بيننده داشته است.
اين گونه تجسمات و نمايش هاي سينمايي از عيسي مسيح، همگي يا قسمتي از آنها کانون توجه برخي صاحبان آثار و کتب بوده است. استرن، دبونا جِفُرد (1999) نُه فيلم درباره ي عيسي مسيح را در قالب يک اثر طراحي شده براي بحث و گفت و گوي کوچک گروهي، مورد مطالعه و بررسي قرار دادند. تاتوم (1998) راهنما و آناليز مفيدي درباره ي چنين فيلم هايي ارائه داد. والش و والش (2003) در مطالعه و بررسي خود بر روي تعدادي از فيلم هاي ژانر مسيح مدعي شدند که اين فيلم ها فرهنگ ها و ايدئولوژي هاي ايجاد شده در يک برهه ي زماني را مورد تأثير قرار مي دهند. بو(1997) مارش و اُرتيز(1998)، مايلز(1997) استون(2000) و ليندوال (2007) از پژوهشگراني هستند که به طور کلي به بررسي و کاوش رابطه ي بين کلام و فيلم هاي دراماتيک پرداخته اند. شايد شايسته ترين سخن درباره ي مصائب مسيح، تأثيرات آن و استفاده ي مخاطبين از آن، مربوط به جانستون (2000) باشد که فيلم هاي دراماتيک هرچه بيشتر جايگزين کليسا مي شوند؛ مکاني که در آن مردم براي درک بهتر از چيستي و کيستي خدا، و پاسخ به ديگر پرسش هاي عميق زندگي تردد مي کنند.

بازاريابي/ فروش/ مباحث دامنه دار

مصائب مسيح ابتدائاً در بيش از 3000 سالن سينما اکران شد که آن را مبدل به موفق ترين فيلم مستقل تاريخ سينما کرد. اگرچه مشاهده ي فيلم هاي دراماتيک در يک سالن سينما يا جاي ديگر، در شکل گيري عقايد، نظرات و رفتار مذهبي مردم به طور چشمگيري موثر است، واکنش مخاطبين به مصائب مسيح مي تواند در زمينه ي راهبردهاي منحصر به فرد و به خوبي اجرا شده ي بازاريابي مورد توجه قرار گيرد.
اين بازاريابي توسط پال لاوِر(3)، مدير بازاريابي شرکت مل گيسبون و توليدات تنديس و تمثال هاي مسيح، رهبري و هدايت شد و در اين موفقيت بيش از 12 گروه که متخصص در زمينه ي دستيابي به بازار مسيحيت بودند نيز دخيل بود. اين گروه ها نقش چشمگيري در انتشار پخش فيلم ايفا کردند.
گرچه اکثريت قريب به اتفاق آمريکايي قرابت و پيوستگي با ايمان مسيحي دارند، اين طور بر آمد که مسيحيان بسيار معتقد، هم پروتستان ها و هم کاتوليک ها، به سمت فيلم هاي دراماتيک که مسيح را به تصوير مي کشند، جذب مي شوند.( گيسبون 2004 و راس 2004) اين در حالي است که مسيحيان به طور نسبي استقبال زيادي از محصولات رسانه اي که به طور اختصاصي براي آنها تهيه مي شد، نمي کردند. مديران بازاريابي هم چنين از اين حقيقت آگاه بودند که بسياري از مسيحيان مجبور هستند ايمان خود را براي ديگري اظهار کنند به ويژه مفهوم عشق به خدا و قرباني شدن عيسي مسيح براي آن ها.
گيسبون و تيم بازاريابي او فيلم را در جريان صنعت رسانه ي مسيحيت به طور قابل ملاحظه اي ارتقا دادند؛ صنعتي که بر روي محصولات و خدماتي که هدف جامعه ي مسيحيت است، تمرکز مي کند. او هم چنين رهبران اصلي مسيحيت هم چون پاپ، بيلي گراهام، پت رابرتسون، بيل برايت(4)، جيمز دابسون(5) و ديگران را شناسايي و به طور خصوصي با آن ها ملاقات کرد. وي در جريان اين ملاقات ها تعهد و التزام خود به مسيحيت را اظهار کرد، صحنه هاي خشن فيلم را به آن ها نشان داد و نظر آنان را درباره ي فيلم، توصيه ي آنان درباره ي بازاريابي و فروش و تأييد و موافقت ايشان را کسب کرد. هم چنين فيلم مصائب مسيح در کنفرانس رهبران مسيحي با حضور هزاران نفر توسط گبيسون به نمايش در آمد. گبيسون نيز حضور داشت تا به پرسش ها پاسخ داده و واکنش هاي مخاطبان را دريافت کند.
هم چنين همکاري وسيع با Mission America ائتلاف بسياري از مذاهب و ارگان ها که هنرشان مشترک سازي اعتقاد به مسيحيت است، منجر به بيش از 2000 جلسه بررسي مصائب مسيح شد که در آن ها فيلم براي صدها روحاني کليسا و ديگر رهبران مسيحي در بازارهاي رسانه اي سراسر آمريکا به نمايش در آمد.
آتريچ(6)- شرکتي تجاري که در زمينه ي خدمات بازاريابي تخصص دارد- بسته هاي DVD ارائه داد که شامل سخنراني هاي متنوع، آموزش و توصيه هاي مذهبي بود و تمامي منابع مرتبط با فيلم را با خود داشت. اين بسته ميان اکثريت کليساها در سراسر کشور پخش و توزيع شد. (اسميت، 2004)
بسياري از کليساهاي محلي اعضاء را تشويق کردند تا در قالب گروهي فيلم را تماشا کنند تا از آن به عنوان ابزاري براي ترويج مسيحيت استفاده شود. طبق گزارش، بيش از نيمي از سود عايد از نمايش ابتدايي فيلم در ايالات متحده از پيش فروش بليط ها به دست آمد. شمار قابل توجهي از پايگاه هاي اينترنتي با هدف ارتقاء فيلم که بعضي از آن ها، و نه بسياري از آن ها، با توليدات تمثال مسيح و مريم در ارتباط بودند، باعث سود بيشتر و بحث هايي پيرامون مصائب مسيح شدند.
اين گونه تلاش ها غير معمول در بازارهاي عظيم سينمايي، نه تنها مصائب مسيح را قادر به کسب توجه و حمايت ساخت، بلکه کمک کرد تا مخاطبي را که کمتر به ديدن فيلم هاي دراماتيک تمايل دارد- مثل افراد سالخورده- جذب کند. فعاليت هاي مشارکتي غير معمول در بازاريابي فيلم هم چنين گيسبون را قادر ساخت تا بر مقاومت مخاطبين نسبت به درجه ي Rفيلم - به خاطر محتواي آشکارا خشن - فائق آمده و توانست ناسازگاري سنتي مخاطبان فيلم را به سمت نمايش فوق العاده آشکار و دراماتيک از اعتقاد به مسيحيت متمايل سازد.

سرگرمي در خدمت آموزه هاي مذهبي

گرچه تعجب برانگيز نيست که فيلم هاي سينمايي دراماتيک مي توانند تأثيرات آموزشي شديدي بر مخاطبين داشته باشند، چنين پيامدها و نتايجي اغلب از پيش برنامه ريزي نشده اند. در چند دهه ي گذشته گرايش به استفاده ي راهبردي از سرگرمي براي ارتقاي اهداف آموزشيِ برنامه ريزي شده آشکار شده است. برنامه هاي پيشِ پا افتاده، راديو و تلويزيون، موزيک و ويديوها، نمايش ها، موسيقي فولکلور و فيلم هاي دراماتيک در سطح گسترده اي از اروپا، آفريقا، خاورميانه، آسيا و آمريکاي لاتين و در سطح محدودتري در ايالات متحده براي کاهش سرايت ويروس ايدز، افزايش سواد، ارتقاي سطح آموزش بزرگسالان، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل ، ارتقاي وضعيت زنان و آموزش مردم براي زندگي سالم استفاده شده اند. پژوهشگران علم ارتباطات آثار آموزشي رسانه ي سرگرم کننده را در دهه ي گذشته به صورت مستند درآورده اند. جريان ترکيب سرگرمي و آموزش به منظور ايجاد تغييرات اجتماعي، مسئله اي نو به حساب نمي آيد بلکه رد پاي تاريخي آن به هنرِ قصه گويي و داستان سرايي مي رسد. در کشورهايي که سنت شفاهي حکم فرما است، داستان هاي عامه با پيام هاي اخلاقي، جزء لاينفک آموزش غير رسمي مردم به حساب مي آيند. يکي از تأثيرات مهم رسانه ي سرگرم کننده، ترويج آموزه هاي ديني و مذهبي هستند. به عنوان مثال، هنر، طي قرن ها از سرگرمي به عنوان ابزاري براي آموزش هاي اخلاقي مردم استفاده کرده است.
با وجود گسترش سريع خدمات تلويزيوني و ويديويي، فيلم هاي سينمايي هم چنان قالب رايج و محبوب سرگرمي در کشورهاي مختلف هستند. فيلم ها جداي از انگيزه هاي مالي و فروش فيلم هاي سينمايي تجاري، به ندرت درون مايه هاي آموزشي را به روشي آگاهانه ارتقا مي دهند. درون مايه هاي آموزشي معمولاً ساخته ي جاذبه ي سرگرم کننده فيلم هستند. از برخي مثال هاي قابل توجه مي توان به فيلم هاي فرياد آزادي(7)- درباره ي رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي- گوريل ها در غبار(8)- درباره ي حفاظت محيط زيست- مي سي سي پي در آتش(9)- درباره ي جنبش شهروندي در جنوب- فرزندان خداي کوچک تر(10)- درباره ي ناتواني هاي فيزيکي مردم- فهرست شيندلر- درباره ي هولوکاست- فيلا دلفيا- درباره ي ايدز- اشاره کرد. چندين فيلم ساز هوشيارانه استراتژي سرگرم کننده/آموزشي را در فيلم هاي خود به کار برده اند. در ايالات متحده، رندال فردريک توليد کننده ي فيلم در لُس آنجلس چندين فيلم سرگرم کننده را با موضوع هاي مصرف الکل و مصرف مواد مخدر توليد کرده است. در دهه ي اخير، وزارت دفاع آمريکا بر روي فيلم هايي با مضمون جلوگيري از ايدز براي نظاميان آفريقاي شرقي برنامه ريزي کرده است. اين فيلم ها بيانگرداستان هايي دراماتيک درباره ي سربازان کنيايي و تانزانيايي است که در يک محيط مخاطره انگيز سعي در دفاع از خود در برابر ايدز را دارند.
حرفه اي هاي رسانه و پژوهشگران علوم ارتباطات بر روي محصولات سرگرم کننده / آموزشي کار کرده و نظرات متفاوتي بيان کرده اند. اين نظريات شامل تئوري شناخت اجتماعي(باندورا،2003) نظريه ي تعامل فرا اجتماعي(هورتون و وول،1956) تئوري هويت(کِلمن،1961) تئوري ناخودآگاه جمعي( يونگ،1970)، تئوري مفز تثليت(11) (مک لين، 1973) تئوري کليشه ها و صور نوعي (سابيدو، 1989) و تئوري رتبه بندي مدل تأثيرات (مک گواير، (2001) مي شود.
در مطالعه ي مصائب مسيح ما از تئوري مدل ارتباطات متقاعد سازي مک گواير به عنوان چهارچوب نظريه براي کاوش واکنش مخاطبين به فيلم استفاده مي کنيم.

مک گواير و مصائب مسيح

مک گواير (2001) سيزده سطح و مرحله از تأثيرات يک پيام را تصور مي کند. او با پايين ترين سطح تأثير، يعني در معرض پيام قرار گرفتن، اين تقسيم بندي را آغاز و با بالاترين سطح تأثير، يعني تغيير دادن رفتار ديگران مطابق با رفتاري که پيام به دفاع از آن مي پردازد، تقسيم بندي را به پايان مي برد. اين الگو پيش بيني مي کند که هرچه قدر تأثيرات پيام قوي تر باشند، تعداد افرادي که تحت تأثير قرار مي گيرند کاهش مي يابد به علاوه افراد بسيار بيشتري در معرض پيام قرار مي گيرند تا اينکه آن را درک کنند و افراد بسيار بيشتري پيام را به ياد خواهند آورد تا اين که رفتار خود را در واکنش به پيام تغيير دهند. پيام هايي آموزشي و قانع کننده به طور معمول تاثير عميق تري بر آگاهي، تمايل و تغيير نگرش مخاطبان داشته و تاثير جزيي تري بر تغيير رفتار آنان در بلند مدت دارد. در اين مطالعه بر تاثيرات متوسط پيام فيلم مصائب مسيح به خصوص واکنش هاي شناختي و انفعالي مخاطبين متمرکز مي شويم.

پرسش هاي تحقيق (12)

بر مبناي اهداف از پيش بيان شده و چهارچوب نظري مورد بحث در اين تحقيق، ما چندين پرسش و فرضيه ي تحقيقي را براي ارزيابي و واکنش مخاطبين فيلم مصائب مسيح مطرح مي کنيم.
1. دلايل اصلي مردم براي تماشاي فيلم مصائب مسيح چيست؟
بر مبناي استراتژي سرگرم کننده/ آموزشي، ما از بينندگان فيلم درباره ي ارزيابي آنها از ارزش هاي سرگرم کننده يا آموزشي فيلم تحقيق به عمل آورديم.
2. بينندگان فيلم مصائب مسيح تا چه مقدار آن را هم سرگرم کننده و هم آموزشي يافتند؟
يکي از فرض هاي معمول درباره ي پيام هايي که يک سري عقايد خاص را ترويج مي کنند اين است که مردم طالب محتويات رسانه اي هستند که عقايد موجود را تحکيم و تقويت کند.
3. آيا فيلم مصائب مسيح ايمان و عقيده ي آنهايي که خودشان را پيرو مسيح مي دانند، تحکيم و تقويت کرده است؟ همان طور که اشاره شد، تعداد قابل توجهي از پوشش رسانه صرف بحث هاي متفاوت درباره ي فيلم شد. اين بحث ها شامل اتهاماتي مانند خشونت افراطي در فيلم، ضد يهود بودنِ آن و عدم به تصوير کشيدن چهره اي حقيقي از مسيح مي شود.
4. آيا بينندگان فيلم مصائب مسيح، آن را همان قدر که پوشش رسانه اي به تصوير کشيده بود جدال آميز تلقي کردند؟

فرضيه هاي تحقيق

بر مبناي نتايج تحقيقات اوليه مبني بر اين که تعداد قابل توجهي از بينددگان دو بار فيلم را تماشا مي کنند، تصميم گرفتيم اين پيش بيني خود را - که افزايش در معرض فيلم قرار گرفتن به افزايش تأثيرات آن منجر مي شود- به آزمايش بگذاريم.
فرضيه ي 1: مشاهده ي بيشترِ فيلم مصائب مسيح، مولِّد درجه ي بيشتري از تاثير معنوي بر روي بينندگان فيلم خواهد بود.
فرضيه ي 2: مشاهده ي بيشتر فيلم مصائب مسيح، موجب افزايش چشمگير فعاليت هاي معنوي از پيش هدفمند در واکنش به فيلم خواهد شد.
هم چنين انتظار داشتيم کساني که خودشان را به عنوان مسيحيان معتقد و پيرو معرفي مي کنند، واکنش هاي مثبت تري نسبت به آنان که عقايد مسيحيت را دنبال نمي کنند، نشان دهند. 3 مقايسه ي مرتبط در ميان اين دو گروه انجام گرفت.
فرضيه ي 3: بينندگان فيلم مصائب مسيح که خود را غير مسيحي معرفي کردند، بيشتر منتقد فيلم خواهند بود تا مسيحيان پيرو و معتقد.
فرضيه ي 4: بينندگان فيلم مصائب مسيح که خود را مسيحيان پيرو معرفي کردند، نسبت به آنان که خود را غير مسيحي معرفي کردند، از تأثير معنوي بيشتر فيلم بر زندگي خود صحبت مي کنند.
فرضيه ي 5: بينندگان فيلم مصائب مسيح که خود را مسيحيان پيرو معرفي کردند در مقايسه با آنان که خود را غير مسيحي معرفي کردند، فيلم را داراي کيفيت بالاتري خواهند دانست.
$فرآيند نمونه گيري و مشخصه هاي الگويي
جامعه ي آماري شامل 1832 پاسخ دهنده بود که در يک صفحه اينترنتي تبليغي به ميزباني گوگل گزينش شده بودند. پاسخ دهندگان دعوت شده بودند تا در يک ارزيابي آزاد از فيلم مصائب مسيح شرکت کنند و به آن ها اطمينان داده شده بود تا هويتشان مخفي بماند. با يک بار کليکِ پاسخ دهندگان بر روي نشاني سايت در تبليغات، ارزيابي آن ها به صفحه ي ارزيابي که توسط دانشگاه ويرجينيا به عنوان خدمتي به محققان ايالات متحده ارائه شد، متصل مي شد. هيچ اسمي درارزيابي ها ذکر نمي شد. ارزيابي هاي تکميل شده توسط تيم تجزيه و تحليل آماري مورد تحليل قرار مي گرفتند.
61/7% جامعه ي آماري را زنان تشکيل مي دادند. سن شرکت کنندگان متغير بود که اکثر پاسخ دهندگان را دسته هاي سني بالا تشکيل مي دادند. 3% کوچکتر از 18 سال، 12/1% بين گروه سني 18 تا 25 سال، 32/9% بين 26 تا 40 سال، 44/6% بين 41 تا 60 سال، 7/4% 61 سال و بالاتر بودند. وضعيت تاهل نيز متغير بود. 9/25% مجرد و 61/3 متاهل، 1/6% زندگي مشترک،(13) 1/7% بيوه و 9/5% مطلقه بوده و از يکديگر جدا شده بودند. 44/2% نيز فرزندان زير 18 سال داشتند. سوابق و زمينه هاي فرهنگي، سياسي و تحصيلي جامعه ي آماري نيز کاملاً گوناگون بود. 82/1% سفيد پوست، 5/6% اسپانيايي- آمريکايي، 5/6% آفريقايي- آمريکايي (سياه پوست)، 2/5% آسيايي- آمريکايي و 4/2% از ديگر اقليت هاي نژادي بودند. از نظر سطح تحصيلات، 3/1% دوره ي دبيرستان را تکميل نکرده بودند. 10/3% دبيرستان را تکميل کرده بودند. 10/9 درصد آنها تعدادي واحدهاي دانشگاهي را گذرانده، 31/3% ليسانسه، 24/4% هم بالاتر از ليسانس بودند. از لحاظ وابستگي سياسي 36/6% خود را محافظه کار، 28/3% ميانه رو و 8/1% ليبرال معرفي کرده بودند. درآمد خانوار شرکت کنندگان نيزمتغير بود که اکثر شرکت کننده گان در دسته ي درآمدي بالايي قرار داشتند.
در نهايت عقايد مذهبي نيز متغير بودند. گرچه 91/8% جامعه ي آماري بر دين مسيحيت اتفاق داشتند، 4/1% هيچ ديني نداشته و 4/1% در دين يهود، مورموني، اسلام و ديگر عقايد و گروه هاي کوچکتر ديني گرايش داشتند.
به طور خلاصه، نمونه بسيار متغير بود ولي به طور کلي بيشتر شرکت کننده گان، تحصيل کرده و سطح درآمدشان از حدود متوسط يک آمريکايي بالاتر بوده و حدود سه پنجم مونث بوده اند.
گرچه جمعيت کلي و جمعيت مردمي که از اينترنت استفاده مي کنند، متفاوت است ولي اين دو گروه روز به روز در ايالات متحده يکسان تر مي شوند و جمعيت کاربران اينترنت تحصيل کرده تر و ثروتمندتر از ميانگين آمريکايي آن است.(14)
$تجزيه و تحليل آماري(15)

پرسش ها

درباره ي اولين پرسش تحقيق (دلايل اصلي مردم براي تماشاي فيلم مصائب مسيح)دليل ارائه شده توسط 46/2% پاسخ دهندگان، معنويت شخصي بوده است. 30/5% از پاسخ دهندگان علاقه به داستان فيلم را دليل خود براي تماشا ذکر کرده اند. سومين دليل متداول(فقط 7/3%) اين بود که پاسخ دهندگان نسبت به فيلم کنجکاو بوده اند. 3/1% فيلم را به توصيه ي ديگران تماشا کرده بودند و 2/5% به خاطر علاقه به کارگردان آن. 10/4% به علل مختلف ديگر به تماشاي فيلم پرداختند.
درباره ي دومين پرسش تحقيق (بينندگان فيلم مصائب مسيح تا چه مقدار آن را هم سرگرم کننده و هم آموزشي يافتند)، اکثريت پاسخ دهندگان معتقد بودند که با ديدن فيلم بر دانش آن ها درباره ي مسيح افزوده شده است. البته درصد اندکي، فيلم را بسيار سرگرم کننده دانستند ولي عمده ي مخاطبان پاسخ داده اند که فيلم کامل مرا جلب کرد.
در بررسي سومين پرسش تحقيق (آيا فيلم مصائب مسيح ايمان و عقيده آن هايي که خودشان را پيرو مسيح مي دانند، تحکيم و تقويت کرده است؟) بينندگان فيلم اذعان کرده اند که فيلم باعث تحکيم عقايد مسيحي آنان شده است.
مجادلات و مباحث همراه فيلم، در پرسش چهارم تحقيق مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج نشان دادند که انتقادها در سطح بسيار پاييني بوده است. هم چنين اکثريت پاسخ دهندگان به شدت اين احساس را داشتند که رسانه هاي خبري درباره ي جدال برانگيز بودن فيلم به شدت اغراق کرده اند و اقليتي از نمونه عنوان کردند که پوشش رسانه ي خبري از فيلم کاملاً صحيح بوده است.

فرضيه ها

اولين فرضيه پيش بيني مي کرد که مشاهده ي بيشتر فيلم موجب ايجاد درجه ي بيشتري از تاثير معنوي ادراک شده از فيلم خواهد شد. نتايج تحليل از اين فرضيه حمايت مي کند.
فرضيه ي دوم پيش بيني مي کرد مشاهده ي بيشتر فيلم، باعث ايجاد درجه ي بيشتري از فعاليت هاي معنوي هدفمند در واکنش به فيلم خواهد شد. اين فرضيه نيز در نهايت توسط تحقيق تاييد شد.اين پيش بيني که غير مسيحيان، بيشتر منتقد فيلم خواهند بود تا خود مسيحيان، توسط تحقيق ثابت شد. البته هيچ کدام از دو گروه فيلم را خيلي جدال برانگيز نخوانده اند.
فرضيه ي چهارم پيش بيني مي کرد که بينندگان فيلم که خود را مسيحيان پيرو مي دانند در مقايسه با ديگر مسيحيان به اين نکته که تاثير معنوي بيشتري در زندگي آنان داشته اقرار خواهند کرد. نتايج اين فرضيه را حمايت کردند. با اين حال اکثريت پاسخ دهندگان از هر گروه احساس کردند که فيلم از نظر معنوي بر آنها تاثير داشته است.
آخرين نظريه ي پيش بيني کرد که بينندگان فيلم که خود را مسيحي معرفي کرده اند، فيلم را از کيفيت بالايي برخوردار مي دانند. در نهايت هر دو گروه فيلم را از کيفيت بالايي برخوردار دانسته اند؛ البته با درجات متفاوت.

بحث نهايي

نتايج تحقيقات ثابت کرد که يک فيلم به تنهايي مي تواند تاثير قابل توجهي هم بر افراد هم بر جامعه داشته باشد. مصائب مسيح حجم عظيمي از توجه بسياري رسانه ها را خود جلب کرد که باعث بحث عمومي درباره ي فيلم شد. هم مسيحيان و هم غير مسيحيان فيلم را آموزشي و جذاب ارزيابي کردند. هر دو گروه هم چنين عنوان کردند که فيلم را آموزشي و جذاب ارزيابي کردند. هر دو گروه هم چنين عنوان کردند که فيلم بر روي آن ها تاثير معنوي داشته است. گرچه آن ها که پيرو دين مسيحيت بودند، بيشتر منتقد بودند و آن را هم چون مسيحيان از کيفيت بالايي برخوردار نمي دانستند با اين حال اکثريت پاسخ دهندگان بدون در نظر گرفتن عقيده و دين شان، فيلم را مثبت ارزيابي کردند. براي مسيحيان سخت بود تا بيان کنند فيلم سرگرم کننده بوده است که اين مسئله به خاطر پايين بودن سطح تمايل جامعه به اين مطلب بود.
با اين که فيلم توجه مسيحيان را بسيار جلب کرد اغلب آن ها شکنجه ي بي رحمانه و اعدام شدن وحشيانه ي مسيح را سرگرم کننده نخواندند. هم چنين بسياري از مسيحيان نسبت به اصطلاح سرگرم کننده نظر منفي دارند.
با وجود اين شکنجه ها، فيلم گيبسون نمونه ي کاملاً موفقي از فيلم هاي سرگرم کننده آموزشي بود. فيلم هدفي به وضوح آموزشي داشت تا بيننده را قادر سازد درک کند مسيح در مدت 12 ساعت آخر عمر خود چه چيزهايي را تحمل کرده و در برابر آن طاقت آورده است. مصاحبه هايي که با گيبسون صورت گرفت اين مطلب را که او هدفمندانه قصد داشته تا فيلم تاثير آموزشي و متقاعد کننده بر روي مخاطبين داشته باشد، شفاف مي سازد. موفقيت برجسته ي فيلم در گيشه مي تواند تا حدودي با تاثيرات معنوي و احساس قوي آن روشن گردد.
تحقيق ما نشان مي دهد که حتي در مدت دو هفته ي اول نمايش فيلم در سينماها، بسياري از بينندگان، فيلم را بيش از يک بار تماشا کردند. براي آنهايي که بيش از يک بار فيلم را ديدند مشاهده ي بيشتر فيلم تاثيرات عميق تري را به همراه داشته است. گمان مي کنيم بسياري از مردم که فيلم را دو بار يا بيشتر ديدند، ديگران را با خود براي مشاهده ي فيلم به سينما مي بردند. موفقيت کلي تجاري مصائب مسيح و واکنش مخاطبين به فيلم آن طور که در اين تحقيق منعکس شده است، ثابت مي کند که در يک فضاي فرهنگي معتدل، عرضه ي فيلم هاي دراماتيک به شکل وسيع مي تواند به عنوان وسيله اي براي همراه کردن سرگرمي هنري و پيام هاي آموزشيِ پرمغز کاربرد داشته باشد.
مل گيبسون در مصائب مسيح ثابت مي کند که فيلم هاي سينمايي در عين ترسيم وقايع ادوار تاريخي، مي توانند هم جنبه ي سرگرم کننده و هم آموزشي داشته باشند. مصائب مسيح و استراتژي بازاريابي آن با وجود مباحث و مجادلات پيرامون فيلم، مخاطبان زيادي را جذب و بر آن ها تاثير گذاشت. همان طور که در نتايج اين تحقيقات از مخاطبان مهم نشان داده شده.
اثبات اين مطلب که دين، سرگرمي و آموزش مي توانند به طور موفق با هم ترکيب شوند و در قالب يکي از محبوب ترين و قدرتمندترين ابزار ارتباطي روز (فيلم سينمايي) بر مخاطبان تاثير بگذارد، تحولي پر معنابراي سازمان هاي مذهبي، صنايع سرگرمي ساز و ... به همراه داشته است. تحقيقات آتي مي بايست کاوش و بررسي تاثيرات آموزشي و متقاعد کننده ي فيلم ها، به خصوص آن ها که اهداف سرگرم کننده ي آموزشي در ذهن دارند، را ادامه دهد.
موفقيت مصائب مسيح بدون شک در آينده منجر به توليد آثار سينمايي بيشتري خواهد شد که محتوا و زمينه ي مذهبي را به نمايش درآورده و فرصت هاي جديدي را براي محققين ديني و علوم ارتباطات فراهم مي سازد.
ـ اين مقاله با نام (Audience Responses to The Passion of the Christ ) از منبع زير برداشت، تلخيص و ترجمه شده است:
JOURNAL OF MEDIA AND RELIGION,6(2),2007
پي نوشت ها :
1. campus crusade for christ
2.Paul Eshleman
3. Paul Lauer
4. Bill Bright
5. James Dobson
6. Outreach
7.Cri freedom
8.Gorillas in the Mist.
9.Mississippi Burning.
10.Children of a lesser God.
11. Maclean s (1973)Triunc Brain theory
12. تحليل ديگري براي مطالعه ي واکنش مخاطبين به فيلم از طريق پرسش نامه و ارزيابي آن لاين صورت گرفت. اين طرح تحقيق وسيله ي کارآمدي را فراهم ساخت که حجم وسيعي از اطلاعات را در مدتي کم گردآوري کرد. اين ارزيابي در سايت گوگل در مدت 8 هفته اکران رسمي فيلم مصائب مسيح در سينماهاي آمريکا در اواخر فوريه 2004 اجرا شد.
13. منظور شکلي از زندگي غير شرعي است که در آن بدون جاري شدن خطبه ي عقد مسيحي دو تن با يکديگر و زير يک سقف زندگي مي کنند. البته مراد نويسنده مي تواند نوعي زندگي پس از متارکه هم باشد که در آن عملاً زن و شوهر ديگر با يکديگر پيوندي ندارند ولي تا مدتي با هم و زير يک سقف زندگي مي کنند. شکل هايي از زندگي مدرن قرن بيستمي!!!(م.)
14. با وجود اين مطلب که مردان بيشتر از زنان از اينترنت استفاده مي کنند، اين حقيقت که زنان در ارزيابي مصائب مسيح بيشتر از مردان شرکت کرده اند، تمايزي جالب توجه است.
15. همگي تحليل هاي آماري به وسيله ي نرم افزار SAS نسخه ي 9 انجام گرفته اند.
ـ منابع در دفتر ماه نامه موجود است.
منبع:نشريه رواق هنر و انديشه ،شماره33