مقام ابراهیم

حضرت ابراهیم خلیل الرحمان مبارزات سختی را با نمرود و بت پرستان داشت. عاقبت از شام به مصر آمد و پس از جریانی كه بین او و سلطان مصر روی داد، پاشاه مصر نیز كنیزی را به نام هاجر به ساره بخشید. ساره هم هاجر را به
يکشنبه، 26 ارديبهشت 1395
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
مقام ابراهیم
 مقام ابراهیم

 

نویسنده: محمد غفارنیا




 

حضرت ابراهیم خلیل الرحمان مبارزات سختی را با نمرود و بت پرستان داشت. عاقبت از شام به مصر آمد و پس از جریانی كه بین او و سلطان مصر روی داد، پاشاه مصر نیز كنیزی را به نام هاجر به ساره بخشید. ساره هم هاجر را به ابراهیم بخشید. وقتی خداوند از هاجر فرزند شایسته‌ای به ابراهیم بخشید، ساره از همسر خود خواست تا هاجر و طفل او اسماعیل را به بدترین مكان‌ها و جایی كه صدای آن فرزند و مادر به گوش ساره نرسد، منتقل سازد.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: خدای تعالی به ابراهیم گفت: هاجر و اسماعیل را از نزد ساره بیرون ببر. گفت: بار خدایا به كجا ببرم؟ خطاب رسید: جبرئیل تو را راهنمایی خواهد كرد.
ابراهیم (علیه السلام) ایشان را با خود برد، تا به جایی رسید كه امروز آن را مسجد الحرام می‌گویند. در آنجا، نه آبی بود، نه گیاهی و نه مونسی. ابراهیم ایشان را در آن سرزمین رها كرد و با چشم گریان بازگشت.
مدتی گذشت اسماعیل بزرگ شد و مادرش هاجر دار فانی را وداع گفت. پس از مدتی طایفه جُرهُم نیز در آنجا فرود آمده بودو اسماعیل از ایشان دختری را به زنی اختیار كرده بود.
چون مدتی گذشت، ابراهیم از ساره اجازه خواست تا برود و اسماعیل را ببیند. ساره به این شرط اجازه داد كه از اسب فرود نیاید. (1)
ابراهیم پذیرفت؛ اما چون به آنجا رسید جایی را دید: آباد، با مردم بسیار.
ابراهیم در جستجوی اسماعیل بر آمد. اما آن روز اسماعیل برای شكار بیرون رفته بود. (2) زن اسماعیل كه از خیمه بیرون آمده بود و از ابراهیم كه به نظرش ناشناس می‌آمد پرسید: چه می‌خواهی؟ ابراهیم گفت: اسماعیل را. جواب داد: به شكار رفته است. ابراهیم گفت: آیا میهمان می‌پذیری؟ گفت: نه. فرمود: طعام و نوشیدنی داری؟ گفت: نه. فرمود: پس اگر اسماعیل آمد، به او بگو آستانه در را عوض كند.
پس از این گفت و شنود ابراهیم رفت. اسماعیل از شكار برگشت و بوی پدر را در خیمه استشمام كرد. از زوجه‌اش پرسید: آیا كسی به اینجا آمده است؟ زوجه وی تمام موضوع را به او گفت. اسماعیل فهمید كه باید آن زن را طلاق دهد؛ لذا آن زن را طلاق داد و همسر دیگری اختیار نمود. پس از مدتی ابراهیم باز از ساره اجازه خواست كه به دیدن اسماعیل برود. ساره نیز به همان شرط سابق اجازه داد.
ابراهیم به عزم دیدار اسماعیل به سرزمین مكه رسید این بار هم فرزند خود را نیافت. (3) زن اسماعیل كه از خیمه بیرون آمد، ابراهیم از وی اسماعیل را جویا شد. گفت: به شكار رفته است و بر می‌گردد. آن زن از ابراهیم خواست كه از اسب فرود آید، تا از وی پذیرایی كند. ابراهیم گفت: نمی‌توانم از اسب فرود آیم. اگر طعام و نوشیدنی داری بیاور. زوجه اسماعیل با شتاب شیر و گوشت آورد و ابراهیم در حالی كه بر روی اسب نشسته بود از آن شیر و گوشت تناول كرد و در حق آن زن دعا فرمود. همسر اسماعیل از حضرت ابراهیم خواست تا سرش را كه تازه از راه رسیده و غبار آلود است را بشوید. باز ابراهیم گفت: نه، نمی‌توانم از اسب پایین بیایم؛ ولی سنگی بیاور تا پایم را بر روی آن بگذارم، طوری كه پای دیگرم در ركاب باشد و آن گاه از یك سوی سرم را بشوی. آن زن سنگ بزرگی آورد. ابراهیم یك پای بر سنگ نهاد و یك طرف سر را شست. سپس زن جای سنگ را عوض كرد و ابراهیم طرف دیگر سر را شست و شو داد. درآن لحظه اثر پای ابراهیم در آن سنگ باقی ماند. وقتی خواست برود، به زوجه فرزنش گفت: اگر اسماعیل آمد، سلام مرا به او برسان و بگو كه آستانه در محكم و بسیار صالح است.
وقتی اسماعیل از شكار بازگشت و بوی پدر به مشامش رسید، از همسر خویش جریان را پرسید. زن نیز تمام وقایع را برای شوهر خود نقل كرد. اسماعیل (علیه السلام) خود را به روی آن مقام انداخت. آنجا را می‌بوئید و می‌گریست و به زوجه خود می‌گفت: او پدرم ابراهیم (علیه السلام) بود. (4)
اكنون مقام ابراهیم همان سنگ است كه خداوند متعال دستور فرموده كه حاجیان در آنجا دو ركعت نماز بخوانند.
(وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی) (5)
از مقام ابراهیم نماز گاهی برای خود انتخاب كنید.

پی‌نوشت‌ها:

1-در تفسیر برهان در ذیل این خبر فرموده است: ابراهیم با طی الارض این همه مسافت را طی كرد.
2-درمروج الذهب نوشته است كه اسماعیل با مادرش رفته بود.
3-درمروج الذهب نوشته است كه هاجر و ابراهیم دنبال چرای گوسفندان رفته بودند و احتمال هم داده شده شاید هاجر وفات یافته بود.
4-روح الجنان: ج1. ص316؛ مجمع البیان: ج1. ص204 به اختصار؛ و مروج الذهب، مسعودی: ج2. ص21 به اختصار.
5-بقره/125.

منبع مقاله :
غفارنیا، محمد، (1387) 142 قصّه از قرآن: همراه با شأن نزول آیاتی از قرآن، قم: جامعه القرآن الکریم، چاپ اول



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
اربعین در آیینه روایات امام صادق (ع) و اهل بیت (علیهم السلام)
اربعین در آیینه روایات امام صادق (ع) و اهل بیت (علیهم السلام)
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
play_arrow
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
play_arrow
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
play_arrow
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
play_arrow
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
play_arrow
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
play_arrow
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
play_arrow
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
play_arrow
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
play_arrow
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
play_arrow
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی