مسعود چفیه !؟
بعضی از بچه های قدیمی تر جبهه یه صندوق مهمات را می کردند کمد !
توی كمد مسعود همیشه یکی دو تا چفیه تر و تمیز و معطر اضافه بود.
بعضی ها فکر می کردند نکنه با عمو فرج تدارکاتی حسابی رفیقه و هی ازش چفیه می گیره.
نمیدانم این همه چفیه رو از کجا می آورد !!
هر کدام از بچه های دسته که چفیه نداشت یا چفیه اش کهنه شده بود می رفت سراغش و یه چفیه تر و تمیز و معطر می گرفت.
اگر هم ازش می پرسیدی این چفیه ها رو از کجا آوردی ؟ ! یه جورایی طفره می رفت.
یه روز دیدم یکی اون پشت مشت ها کنار سیم خاردارها نشسته و داره با یه چیزی ور می ره ! ؟
خودش بود فکر کردم شاید چتر منوری چیزی پیدا کرده !
سلام چیکار داری می کنی ؟!
یه کمی هول شد !
نزدیکتر که شدم دیدم پای سیم خاردارها نشسته و داره با حوصله و سلیقه یه چفیه گلی و کثیف رو از سیم خاردارها جدا می کنه ؟!
به روش نیاوردم ولی فهمیدم جریان چیه !
گاهی باد چفیه بچه ها رو که شسته بودند و دور و بر چادرها و سنگرها پهن کرده بودند با خودش می برد. بعضی وقت ها مسعود تنهایی یا با یکی دو تا از همشهری هاشون برای ورزش و راهپیمایی می رفتند اطراف اردوگاه، یا یه گوشه ای برای خودش خلوت می کرد این چفیه ها رو می شست و بعد از معطر کردن به بچه هایی که لازم داشتند می داد.
توی كمد مسعود همیشه یکی دو تا چفیه تر و تمیز و معطر اضافه بود.
بعضی ها فکر می کردند نکنه با عمو فرج تدارکاتی حسابی رفیقه و هی ازش چفیه می گیره.
نمیدانم این همه چفیه رو از کجا می آورد !!
هر کدام از بچه های دسته که چفیه نداشت یا چفیه اش کهنه شده بود می رفت سراغش و یه چفیه تر و تمیز و معطر می گرفت.
اگر هم ازش می پرسیدی این چفیه ها رو از کجا آوردی ؟ ! یه جورایی طفره می رفت.
یه روز دیدم یکی اون پشت مشت ها کنار سیم خاردارها نشسته و داره با یه چیزی ور می ره ! ؟
خودش بود فکر کردم شاید چتر منوری چیزی پیدا کرده !
سلام چیکار داری می کنی ؟!
یه کمی هول شد !
نزدیکتر که شدم دیدم پای سیم خاردارها نشسته و داره با حوصله و سلیقه یه چفیه گلی و کثیف رو از سیم خاردارها جدا می کنه ؟!
به روش نیاوردم ولی فهمیدم جریان چیه !
گاهی باد چفیه بچه ها رو که شسته بودند و دور و بر چادرها و سنگرها پهن کرده بودند با خودش می برد. بعضی وقت ها مسعود تنهایی یا با یکی دو تا از همشهری هاشون برای ورزش و راهپیمایی می رفتند اطراف اردوگاه، یا یه گوشه ای برای خودش خلوت می کرد این چفیه ها رو می شست و بعد از معطر کردن به بچه هایی که لازم داشتند می داد.