نهر جاسم

شناسایی مرحله تکمیلی کربلای پنج هوا تازه تاریک شده بود که ما از سمت مردابی که به نهر جاسم ختم می شد، حرکت کردیم. ساقه های نی که تا سینه های ما قد کشیده بود اطرافمان را احاطه کرده بود. بوی نم، مثل بوی شرجی هوای دریا، فضا را پر کرده بود
يکشنبه، 3 شهريور 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نهر جاسم
نهر جاسم
نهر جاسم

بسم الله الرحمن الرحیم

شناسایی مرحله تکمیلی کربلای پنج

هوا تازه تاریک شده بود که ما از سمت مردابی که به نهر جاسم ختم می شد، حرکت کردیم.
ساقه های نی که تا سینه های ما قد کشیده بود اطرافمان را احاطه کرده بود.
بوی نم، مثل بوی شرجی هوای دریا، فضا را پر کرده بود.
و صدای جیر جیرک ها که با صدای پایمان که به علف ها می خورد همساز شده بود.
بادگیرهای ضد شیمیایی به تنمان چسبیده بود.
و رطوبت هوای خفه و دم کرده نفس هایمان را بند آورده بود.
در مسیر راه پاهایمان گاهی روی علف های نم نشسته لیز می خورد و به زمین می افتادیم.
بالاخره کنار نهر جاسم رسیدیم.
علف ها و ساقه های نی را کنار زده و به نیروهای دشمن خیره شدیم.
چیزی به وضوح معلوم نبود ولی صدای نفرات دشمن را می شنیدیم.
از طرفی وزوز پشه کورها بیداد می کرد. چه نیشی می زدند.
به تل خاکی که قبلا بچه های اطلاعات شناسایی کرده بودند رسیدیم.
به بالای تپه دیدبانی رفتیم و با دوربینی که دید را در شب ممکن می سازد محور عملیاتی را تماشا کردیم.
نهر جاسم و پشت آن میدان مین و سیم خاردارهای مختلف و آن طرف کانال احداثی و خاکریزهای بلند و هلالی و پشت سرش خاکریزهای هلالی شکل که سه متر بلندی و دویست متر عرض داشتند، دیده می شد.
به خاطر خاک اگر باشد مگر می توان از این موانع گذشت؟ !
اما مساله اعتقاد یک ملت است که می خواهد استقلال و آزادی خود را تحت لوای نظام اسلامی حفظ کند.
استقلالی که این چنین مورد هجوم وحشیانه قدرت های پوشالی مزدوران شرق و غرب قرار گرفته بطوریکه شهرهای مسکونی و افراد بی دفاع غیر نظامی اش با بمب و موشک اهدایی جانیان انسان دوست ! حقوق بشر دائم مورد حمله است.
و صحنه های دلخراشی که کفشهای قرمز قشنگ و کوچک کودکان معصوم به جای مانده از یک موجود سالم و کامل و ذرات پوست و گوشت دیگری را که به در و دیوار چسبیده و همگی ندای بای ذنب قتلت را سر داده اند، کماکان در اذهان آزاده تجدید می شود........................
پس از ارزیابی موقعیت منطقه پایین آمده و در کنار نهر نشستیم تا برادران اطلاعاتی نیز ماموریت خود را به پایان رسانند :
صابر باقری بادگیرش را از تن در آورد
ما تعجب کردیم !!!؟؟؟
توی این هوای سرد چه منظوری دارد ! ؟؟!!
رو کرد به فرج و گفت دستم را بگیر تا عمق آب را اندازه بگیریم
در حالی که فرج دست صابر را گرفته بود صابر به آب افتاد و سعی کرد زیر آب برود.
زمستان و شب های جنوب که سرمای آن تا عمق جان آدمی نفوذ می کند

- سوم اسفند ماه 1365-

اما شلوار غواصی مانع بود با اینکه دو وزنه هم به خودش آیزان کرده بود
چی شد صابر اندازه گرفتی ؟
نه شلوار غواصی مانع است با دو دستت روی کتف هایم فشار بده بلکه بتوانم زیر آب بروم
فرج کمک کرد ولی بی فایده بود.
فرج پرسید : مگر اینجا پل نمی اندازیم ؟!!
پس چه دلیلی دارد این همه زجر می کشی تا عمق آب را بفهمی !! ؟
صابر در حال در آوردن شلوار غواصی گفت :
برادرجان باید عمق آب را بدانیم شاید نتوانستیم پل بیندازیم و بچه ها مجبور شدند جهت عبور از آب رد شوند،
باید بدانیم این آب قابل عبور نیروهای پیاده است یا نه ؟
خداوندا چه ایمانی به این ها عطا کرده ای؟!!
در حالی که من با لباس و بادگیر می لرزم این برادر لخت شده چند بار هم به آب افتاده و بیرون آمده است
صابر سیم تلفن را از قسمت چپ لوازمش خواست که فرج آورده و به زیر بغل صابر بست و یک سر سیم را نگه داشت و صابر به نهر افتاد عمق آب از قد او هم بیشتر بود بیرون آمده گفت :
عجیب است چرا اینجا این همه گود است ؟!!
- صابر لباس هایت را بپوش می رویم می گوییم عمق آب زیاد است.
صابر : شاید اینجا را با بیل گود کرده اند برویم کمی پایین تر ببینیم آنجا هم گود است یا نه؟
صابر با فرج حرف می زد که منور زدند. نشستیم روی زمین......
در زیر نور منور یک ستون عراقی که تعدادشان دوازده نفر بودند
از سمت چپ کمی آن طرفتر از روی پل عبور می کردند.
با دیدن این صحنه دلم ریخت عراقی ها همانطور از مقابل ما می آمدند....
دیدم بچه ها هیچ علکس العملی نشان نمی دهند و درگیر نمی شوند،
ولی چرا فرار نمی کنند ؟ !!
عراقی ها آمدند و از دو متری ما رد شدند
(و ما توی علفها نشسته بودیم و نفس ها در سینه حبس شده بود. )
و به طرف ساختمان هایی که قبلا بوسیله توپ یا بمباران خراب شده بود پیچیدند و رفتند.
خیلی شانس آوردیم که منور زدند وگرنه عملیات لو می رفت.
یا این گشتی ها یک ساعت زودتر می آمدند و ما را روی تپه می دیدند و آن موقع تمام زحمت های چندین روزه تیم اطلاعات و عملیات هدر می رفت.
در آن لحظه صابر هم لخت نشسته بود، این دلاور مرد خیلی هم سردش بود از شدت سرما دندان هایش به هم می خورد.
گویی قاشق به پشت کاسه می زدند. یکی از بچه ها اورکتش را پشت صابر انداخت.
پس از عبور ستون عراقی، صابر گفت : بلند شوید حدود بیست متری پایین تر برویم و عمق آب را اندازه بگیریم.
صابر دو مرتبه توی آب رفت، آب تقریبا تا سینه اش بود، عرض نهر را حرکت کرد تقریبا سطح نهر یکسان بود.
عرض نهر را داخل آب قدم شماری کرد، حدود سیزده قدم بود.
خیلی می ترسیدم دشمن او را ببیند.
اما بحمدالله متوجه او نشدند.
صابر به کمک فرج از آب بیرون آمد. کمی عقب تر آمدیم و صابر لباس هایش را پوشید. و به این طریق ماموریت شناسایی ما به اتفاق برادران اطلاعات و عملیات با موفقیت به پایان رسید.
برگشتیم تا آخرین گزارشات شناسایی را به فرماندهی برسانيم و منتظر شب عاشورای غرب نهر جاسم باشیم.
روز سوم اسفند ماه نیز بدینصورت سپری شد.1 


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
play_arrow
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
play_arrow
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
play_arrow
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
play_arrow
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
play_arrow
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
play_arrow
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
play_arrow
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
play_arrow
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
play_arrow
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
play_arrow
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...
play_arrow
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...