سنگ صبور

زن و شوهری، دختری داشتند که به مکتب‌خانه می‌رفت. یک روز وقتی به ملاباجی سلام کرد، ملاباجی گفت: «علیک سلام، سفید روی سیاه بخت!»
يکشنبه، 4 تير 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
سنگ صبور
 سنگ صبور

نویسنده: محمدرضا شمس

 
زن و شوهری، دختری داشتند که به مکتب‌خانه می‌رفت. یک روز وقتی به ملاباجی سلام کرد، ملاباجی گفت: «علیک سلام، سفید روی سیاه بخت!»
دختر چیزی نگفت. از آن به بعد، هر روز ملاباجی جواب سلام دختر را همین‌طور می‌داد. دختر، کم‌کم ناراحت شد و با خودش گفت: «یعنی چی؟ چرا به دیگران این‌طور نمی‌گه؟»
روزی گریه‌کنان به خانه رفت و به مادرش گفت: «من دیگه پام رو تو مکتب‌خونه نمی‌ذارم.»
مادرش پرسید: «چرا؟»
دختر حکایت را تعریف کرد. مادر ناراحت شد و یک راست پیش ملاباجی رفت و پرسید: «چرا جواب سلام دخترم رو این‌طوری می‌دی؟ اگه باز هم بخوای این کار رو بکنی، دیگه دخترم رو نمی‌فرستم مکتب خونه.»
ملاباجی گفت: «می‎‌خوای بفرست، می‌خوای نفرست. سرنوشت دخترت همینه!»
مادر برگشت خانه. وسایل‌شان را جمع کردند و شبانه از شهر بیرون رفتند تا به خانه‌ای در بیابان رسیدند. همان موقع باران تندی شروع شد، چاره‌ای جز این ندیدند که در خانه را باز کنند و وارد شوند. پدر هرچه کرد، در باز نشد. مادر هر چه کرد، در باز نشد. اما دست دختر که به در خورد، در باز شد. دختر رفت تو و در بسته شد. پدر و مادر هرچه کردند در را باز کنند، نتوانستند و شروع کردند به گریه و زاری. دختر وقتی از همه جا ناامید شد، خانه را گشت. گوشه‌ای دسته کلیدی دید. در اتاقی را باز کرد و وارد شد. داخل اتاق در دیگری بود، آن را هم باز کرد، داخل آن اتاق هم در دیگری... آن را هم باز کرد. خلاصه هفت تا اتاق تو در تو بود. توی اتاق هفتم، جوانی خوابیده بود که تمام تن‌اش پر از سوزن بود. دختر دلش سوخت. سوزن‌ها را یکی‌یکی بیرون کشید. هفت روز گذشت. روز هفتم زنگ کاروانی را شنید. روی بام رفت و داد زد: «کنیزکی دارید به من بفروشید؟»
صاحب کاروان گفت: «بله، داریم.» دختر، پول را به موهاش بست و موهاش را پایین ریخت. صاحب کاروان پول را برداشت. کنیز، موهای دختر را گرفت و بالا رفت.
دختر، کنیز را به اتاق جوان برد و گفت: «من هفت شبانه‌روز سوزن‌های تن این جوون رو بیرون کشیدم. تا چند دقیقه‌ای بخوابم، تو بقیه رو بیرون بکش.»
دختر رفت گوشه‌ای خوابید. کنیز مشغول شد و تمام سوزن‌ها را درآورد. جوان بیدار شد و کنیز را بالای سر خود دید. فکر کرد کنیز جانش را نجات داده است و از او خواست همسرش شود. کنیز قبول کرد.
دختر از خواب بیدار شد و دید کار از کار گذشته و کنیز، همسر جوان شده است. دلش گرفت، اما چیزی نگفت. جوان از کنیز پرسید: «این دختر کیه؟»
کنیز گفت: «کنیز منه!»
دختر باز چیزی نگفت و دندان روی جگر گذاشت.
روزها گذشت تا اینکه جوان خواست به سفر برود و از آن‌ها پرسید: «چی می‌خواهید براتون بیارم؟»
کنیز گفت: «دستبند طلا.»
دختر گفت: «سنگ صبور.»
جوان رفت و کارش که تمام شد، دستبند طلا را خرید و خواست برگردد که یادش افتاد سنگ صبور را نخریده است. داخل مغازه‌ای رفت و گفت: «سنگ صبور داری؟»
گفت: «دارم، برای چی می‌خوای؟»
گفت: «برای کنیزم.»
مغازه‌دار گفت: «جوون، بدون که سنگ صبور رو کسانی می‌خوان که درد دل بسیار دارند.»
جوان به خانه آمد، سنگ صبور را به دختر داد. دختر، سنگ را گوشه‌ی اتاقی برد و سرگذشتش را برای سنگ تعریف کرد. جوان، دختر را از دور زیر نظر داشت و از پشت در حرف‌هایش را گوش می‌داد تا اینکه گفت: «ای سنگ، پُکیدم.»
جوان این را که شنید فوری خودش را به دختر رساند. او را گرفت و گفت: «ای سنگ، تو بپُک!»
ناگهان سنگ مثل شیشه خرد شد. جوان از دختر عذرخواهی کرد و کنیز را پای برهنه، شکم گرسنه و لب تشنه در بیابان رها کرد.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
play_arrow
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
play_arrow
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
play_arrow
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
play_arrow
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
play_arrow
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
play_arrow
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
play_arrow
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
play_arrow
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
play_arrow
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
play_arrow
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
play_arrow
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
play_arrow
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
play_arrow
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
ترامپ: ممکن است از اردوغان بخواهم در حمله به یمن مشارکت کند + فیلم
play_arrow
ترامپ: ممکن است از اردوغان بخواهم در حمله به یمن مشارکت کند + فیلم