سه داستان انگیزه‌بخش

فرار از اردوگاه مرگ

ادیسون، آزمایشگاه بزرگ و مجهزی داشت که بسیار به آن عشق می‌ورزید. هر روز اختراع جدیدی در آن شکل می‌گرفت. شبی به پسر ادیسون اطلاع دادند که ساختمان آزمایشگاه آتش گرفته، او فکر می‌کرد که پدرش با شنیدن این خبر، حتماً سکته می‌کند بنابراین خودش به محل حادثه رفت. وقتی به آنجا رسید، با کمال تعجب دید که ادیسون در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته و سوختن حاصل عمرش را نگاه می‌کند.
شنبه، 29 ارديبهشت 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: حمیده جبل عاملی
موارد بیشتر برای شما
فرار از اردوگاه مرگ
 فرار از اردوگاه مرگ

نویسنده: سعید حیدری

آزمایشگاه ادیسون

ادیسون، آزمایشگاه بزرگ و مجهزی داشت که بسیار به آن عشق می‌ورزید. هر روز اختراع جدیدی در آن شکل می‌گرفت. شبی به پسر ادیسون اطلاع دادند که ساختمان آزمایشگاه آتش گرفته، او فکر می‌کرد که پدرش با شنیدن این خبر، حتماً سکته می‌کند بنابراین خودش به محل حادثه رفت. وقتی به آنجا رسید، با کمال تعجب دید که ادیسون در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته و سوختن حاصل عمرش را نگاه می‌کند.
وقتی ادیسون سر بر گرداند و پسرش را دید، با صدای بلند و سرشار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می‌بینی چقدر زیباست؟! رنگ‌آمیزی شعله‌ها را می‌بینی؟ حیرت‌آور است. من فکر می‌کنم که آن شعله بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر بوجود آمده! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم این جا بود و این منظره‌ی زیبا را می‌دید.
کمتر کسی می‌تواند چنین منظره زیبایی را در زندگی‌اش ببیند. نظر تو چیست پسرم؟ پسر ادیسون که گیج شده بود، گفت: پدر تمام زندگی‌ات در آتش می‌سوزد و تو از زیبایی شعله‌ها می‌گویی! ادیسون گفت: پسرم از دست من و تو کاری برنمی‌آید. مأمورین هم تلاش خود را می‌کنند پس بهترین کار لذت بردن از این منظره زیباست.
در مورد نوسازی آزمایشگاه، فردا فکر می‌کنیم. سوختن آزمایشگاه خللی در اراده و تلاش ادیسون وارد نکرده و همان سال او ضبط صورت را اختراع و تقدیم جهانیان کرد.

فرار از اردوگاه مرگ

یک شب، نازی‌ها به خانه‌ی «استانیسلاوکی لخ» (*) ریختند و او را به همراه خانواده‌اش به اردوگاه مرگ بردند. اعضاء خانواده‌اش را در جلوی چشمانش به قتل رساندند. او در کنار سایر زندانیان با ضعف، اندوه و گرسنگی از صبح تا شب کار می‌کرد. او مرتب به این مسئله فکر می‌کرد که چگونه می‌تواند از آن جهنم فرار کند. تا اینکه یک روز، بوی گوشت فاسد شده را در نزدیکی محل کار خود احساس کرد.
با دقت اطراف را زیر نظر گرفت و در زمان کوتاهی متوجه شد که نازی‌ها اجساد عریان مردان را در همان نزدیکی داخل یک کامیون می‌ریزند. یکباره فکری به ذهنش رسید، وقتی غروب شد و زندانیان به استراحتگاه رفتند، او دور از چشم دیگران با دیدن برهنه، خود را در میان اجساد مردگان پنهان کرد. او در آن شرایط وحشتناک منتظر ماند تا کامیون، اجساد را در بیرون از اردوگاه در گودالی بزرگ خالی کرد. وقتی مطمئن شد که در آن اطراف کسی نیست، با بدن برهنه حدود 40 کیلومتر دوید تا به آزادی رسید.

شاهکار مجسمه‌ساز

در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش نمی‌توانست با دستانش کار باارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به کلیسای نزدیک خانه‌اشان می‌رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا بود، خیره می‌شد. روزی شاهزاده‌ی شهر از کنار کلیسا می‌گذشت.
شاهزاده با دیدن پسرک گفت: جوان! به جای خیره شدن و بیکار نشستن، بهتر است برای خودت کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی. پسرک مصمم و جدی رو به شاهزاده کرد و محکم و قاطع گفت: من همین الان هم در حال کار کردن هستم.
آن روز شاهزاده رفت. چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ مجسمه باشکوه حضرت داوود را ساخته است. مجسمه‌ای که هنوز هم جزء شاهکارهای مجسمه‌سازی است. نام آن پسر «میکل آنژ» بود.

پی‌نوشت:

* Stanislavsky Leach

منبع مقاله :
حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، یک مشت شکلات، قم: یاران قلم، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسان‌سازی انتخاب
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسان‌سازی انتخاب
شلیک موشک ضدکشتی ایران به دشمن آمریکایی به روایت انیمیشن لگویی
play_arrow
شلیک موشک ضدکشتی ایران به دشمن آمریکایی به روایت انیمیشن لگویی
تظاهرات در سوریه علیه حکومت الجولانی
play_arrow
تظاهرات در سوریه علیه حکومت الجولانی
حواس‌پرتی با موبایل و در نهایت سقوط از ارتفاع!
play_arrow
حواس‌پرتی با موبایل و در نهایت سقوط از ارتفاع!
حریق مرگبار کشتی مسافربری فیلیپین با ۷۲ کشته!
play_arrow
حریق مرگبار کشتی مسافربری فیلیپین با ۷۲ کشته!
کری‌خوانی اسماعیل‌نژاد برای کاپیتان ژاپن هنگام عکس با جام قهرمانی
play_arrow
کری‌خوانی اسماعیل‌نژاد برای کاپیتان ژاپن هنگام عکس با جام قهرمانی
محل عروسی در کوهستک هرمزگان پس از حمله آمریکا
play_arrow
محل عروسی در کوهستک هرمزگان پس از حمله آمریکا
ثبت بیش از ۳۰۰ دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی
play_arrow
ثبت بیش از ۳۰۰ دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی
رئیس عدلیه: ۲ وزیر دولت سیزدهم مرتکب جرم شده بودند نه ترک فعل
play_arrow
رئیس عدلیه: ۲ وزیر دولت سیزدهم مرتکب جرم شده بودند نه ترک فعل
رادار پیشرفته آمریکایی در دستان رزمندگان انصارالله
play_arrow
رادار پیشرفته آمریکایی در دستان رزمندگان انصارالله
لحظه شیرجه موشک خوشه‌ای ایرانی به سمت پایگاه موفق سلطی
play_arrow
لحظه شیرجه موشک خوشه‌ای ایرانی به سمت پایگاه موفق سلطی
پرچم گردانی مرد ژاپنی در تجمعات شبانه یزد
play_arrow
پرچم گردانی مرد ژاپنی در تجمعات شبانه یزد
تراستی‌ها چگونه کنترل و نظارت می‌شوند؟
play_arrow
تراستی‌ها چگونه کنترل و نظارت می‌شوند؟
آداب شبکه‌سازی شغلی با حفظ اصول اخلاقی
آداب شبکه‌سازی شغلی با حفظ اصول اخلاقی
قطع رابطه محترمانه؛ چگونه یک دوستی سمی را بدون کینه تمام کنیم؟
قطع رابطه محترمانه؛ چگونه یک دوستی سمی را بدون کینه تمام کنیم؟