دلایل شکلگیری جنگ جمل به روایت امام علی(علیه السلام)
دهم جمادی الأول سال ۳۶ هجری مصادف است با جنگ جمل که فتح بصره و نصرت خداوند متعال بر امیرالمؤمنین(علیه السلام) را نیز به دنبال داشت، با توجه به اینکه «جَمَل» به شتر نر گفته میشود و از آنجایی که در این جنگ، عایشه بر شتری به نام عسکر سوار شده بود این جنگ، جنگ جمل نام گرفت.حدود سه ماه بیشتر از بیعت با امیرمؤمنان على(علیه السلام) نگذشته بود که تحمل عدالت آن حضرت بر گروهى از مستکبران، سخت و ناگوار آمد و مخالفتها از سوى آنان شروع شد. معاویه در شام پرچم مخالفت را بر افراشت و حاضر به پذیرش بیعت نبود و براى رویارویی با حضرت آماده جنگ مىشد. على(علیه السلام) به فرمانداران خود در سه شهر کوفه، بصره و مصر نامه نوشت تا نیروهاى جنگى خود را براى مقابله با معاویه اعزام کنند.
در همین حین نیز طلحه و زبیر به بهانه انجام دادن عمره از مدینه خارج و راهى مکه شدند و در مکه، عایشه را که از بیعت با آن حضرت ناراضى بود با خویش همراه کرده و به عنوان هوادارى از خون عثمان به سمت «بصره» حرکت کردند.
قرائن به خوبى گواهى مىداد که آنها نه در فکر خوانخواهى عثمان بودند و نه دلسوزى براى اسلام، زیرا قاتلان عثمان در بصره نبودند. همچنین لازمه هوادارى از «عثمان» مخالفت با امیرمؤمنان(علیه السلام) نبود، علاوه بر این طلحه نیز خود از سران مبارزان علیه عثمان بود. بنابراین روشن است که هدف آنها از پیمان شکنى به دلیل اینکه با على(علیه السلام) بیعت کرده بودند، رسیدن به جاه و مقام بود.
عبدالله بن عامر که قبلاً عامل عثمان در بصره بود و از طرف امام علی(علیه السلام) عزل شده بود، به مکه آمد و شترى که دویست دینار خریده بود را براى عایشه آورد و به طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند. پس از ورود، به خانه «عثمان بن حنیف» نماینده امیرالمؤمنین(علیه السلام) ریخته، او را اسیر کردند و بسیار کتکش زدند.
علی(علیه السلام) براى مقابله با آنها به طرف بصره حرکت کردند. در این جنگ همراه حضرت امیر(علیه السلام)، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و همچنین محمد حنفیه و عبداللَّه بن جعفر و اولاد عقیل و عدهاى از جوانان بنىهاشم همراه با عمار و ابوایوب انصارى و عدهاى از مهاجر و انصار بودند. ۸۰ نفر از اصحاب بدر، ۲۵۰ نفر از کسانى که با پیامبر(صلی الله علیه و آله) در بیعت شجره شرکت کرده بودند و ۱۵۰۰ نفر از سایر اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) شرکت کردند.
حضرت علی(علیه السلام) «مسلم مجاشعى» را همراه با قرآنى فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند، ولى آنها مسلم را هدف تیر قرار داده و شهید کردند. بعد از موعظههاى عمار و فرمایشات امیرالمؤمنین(علیه السلام) در دهم جمادى الاولى جنگى را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و حضرت امیر(علیه السلام) در مقام مقابله با آنها برآمدند. در این جنگ از لشکر علی(علیه السلام) که ۲۰ هزار مرد جنگى بودند پنج هزار نفر شهید شدند، و از لشکر عایشه که ۳۰ هزار نفر بودند ۱۳ هزار نفر کشته شدند.
سرانجام که پیروزى نصیب لشکر امیرالمؤمنین(علیه السلام) شد، حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودند: «اى حمیرا، پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیى؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینى و بیرون نیایى؟ به خدا سوگند، انصاف ندارند آنهایی که زنان خود را پشت پرده پنهان داشته و تو را بیرون آوردند». محمد بن ابوبکر خواهرش را از هودج بیرون کشید. حضرت علی(علیه السلام) دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابىطلحه ببرند و بعد او را به مکه و از مکه به مدینه فرستاد.
در این جنگ زید بن صوحان که از بزرگان لشکر و شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود شهید شد و آن حضرت بالاى سرش آمده، فرمودند: «اى زید، خدا رحمتت کند که تعلقات دنیوى تو اندک بود، و امداد تو در دین بسیار بود».
در این جنگ به گفته بعضى ۱۰ هزار نفر و به روایتى ۱۷ هزار نفر از طرفین کشته شدند و با این ضایعه عظیم نخستین مخالفت جدى، درهم شکسته شد و مسئولیت آن برگردن آتش افروزان جنگ قرار گرفت.
چرا اصحاب جمل با على(علیه السلام) جنگ کردند
براى بررسى علل وقوع جنگ جمل لازم است که نگاهی بر ادله طرفین درگیر در این جنگ داشته باشیم.امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خطبه ۱۷۲ نهج البلاغه میفرمایند: «بیرون شدند و حرمِ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را با خود به این سو و آن سو کشاندند، چنانکه کنیزکی را به هنگام خرید کشانند». از این سخن حضرت چنین برمیآید که طلحه و زبیر از جایگاه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله ) سوء استفاده کرده، او را ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و مطامع دنیوی خود قرار دادند.
الف: علل جنگ جمل از دیدگاه اصحاب جمل
۱. در فرازهایى از خطبههاى موجود میان عایشه و طلحه، مهمترین علت جنگ جمل خونخواهى عثمان بیان شده است. همچنین این عده على(علیه السلام) را مسئول قتل عثمان مىدانستند!۲. برخى از علماى معتزله معتقدند که عایشه و یارانش، قصد امر به معروف و نهى از منکر داشته اند.
۳. طلحه، علت دیگرى را که در واقع در راستاى علت قبلى است، ذکر مىکند و آن هم اصلاح امت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و رواج طاعت الهى است.
۴. خلافت و رهبرى على(علیه السلام) مطابق با رویه خلفاى سابق نبوده، پس مشروعیت نداشته است.
۵. على(علیه السلام) در کارهایش با طلحه و زبیر مشورت نمى کرد.
ب: علل جنگ از دیدگاه حضرت علی(علیه السلام) و یارانش
۱. قدرت طلبى طلحه و زبیر، امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در خطبه ۱۴۸ نهجالبلاغه مى فرمایند: هر کدام از طلحه و زبیر امیدوار است حکومت را به دست آورد.۲. عهد و پیمان شکنى، على(علیه السلام) در بیاناتى ضمن اعلان آمادهباش براى جنگ، این دو را متهم به پیمان شکنى کردند.
۳.کینه و کدورت دیرینه، این نکته قابل انکار نیست که کینههایی نسبت به علی(علیه السلام) وجود داشته است. که امیرالمؤمنین(علیه السلام) ریشه هاى آن را چنین برمى شمرد:
-اختصاص اخوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به على(علیه السلام)
-برترى على(علیه السلام) بر ابوبکر
-مسدود نشدن «باب على» به مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله)
-دادن پرچم فتح خیبر به دست على(علیه السلام)
همچنین طلحه و زبیر امیدوار بودند که على با آنها در امور مشورت کرده و بخشى از حکومت را به آنها واگذار کند که هیچ کدام تحقق نیافت و موجب عناد با على(علیه السلام) شد.
۴. نفاق و دورویى، از دیگر عللی بود که على(علیه السلام) به آن اشاره کرده است.
۵. از بین بردن امنیت جامعه اسلامى، مصداق بارز این علت، حمله اصحاب جمل در بصره به خزانه بیتالمال و کشتن عده اى از مردم بود.
۶. سرپوش گذاشتن بر عملکرد خویش، در این رابطه امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خطبه ۱۳۷ نهج البلاغه مىفرمایند: آنها انتقام خونى را مىخواهند که خود ریخته اند.
و نیز مضمون همین سخن را حضرت(علیه السلام) در خطبه ۱۳۷ نهجالبلاغه آورده اند که آنها انتقام خونى را مىخواهند که خود ریختهاند. با این اوصاف حضرت مىفرمایند: طلحه خود جنگ را به راه انداخته تا به خاطر قتل عثمان مورد سؤال واقع نشود.
بنابراین اصحاب جمل تحت عنوانى به ظاهر زیبا و حق مآبانه علیه اولى الأمر خویش قیام کردند و پیمان و بیعت خویش را شکستند، در حالى که این عنوان بهانه اى بیش نبود.
منبع: سایت عصر شیعه