بنده خدا و غلام علي!

روزي حجاج بن يوسف ثقفي ، به اطرافيانش گفت : امروز دوست دارم ، يكي از دوستان علي را بكشم و با ريختن خون او، بخدا تقرب جويم . گفتند: امير! كسي بيشتر از قنبر علي را خدمت نكرده است . فوراً دستور داد قنبر را دستگير كرده و بحضور آوردند. حجاج به او گفت : تو براي علي چه خدمتي مي كردي ؟ فرمود: من آب وضو، براي آن بزرگوار مي آوردم . گفت : علي بعداز وضو چه مي خواند؟ قنبر جواب داد: اين آيه شريفه را قرائت مي فرمود: (فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِرُّوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ اَبْوابَ كُلِّ شَي،
دوشنبه، 12 بهمن 1388
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
بنده خدا و غلام علي!
بنده خدا و غلام علي!
بنده خدا و غلام علي!

نويسنده:عبدالکريم پاک نيا



روزي حجاج بن يوسف ثقفي ، به اطرافيانش گفت : امروز دوست دارم ، يكي از دوستان علي را بكشم و با ريختن خون او، بخدا تقرب جويم . گفتند: امير! كسي بيشتر از قنبر علي را خدمت نكرده است . فوراً دستور داد قنبر را دستگير كرده و بحضور آوردند. حجاج به او گفت : تو براي علي چه خدمتي مي كردي ؟ فرمود: من آب وضو، براي آن بزرگوار مي آوردم . گفت : علي بعداز وضو چه مي خواند؟ قنبر جواب داد: اين آيه شريفه را قرائت مي فرمود: (فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِرُّوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ اَبْوابَ كُلِّ شَي، حَتي اِذا فَرِحُوا بِما اُوتُوا اَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَاِذاهُمْ مُبْلِسُونَ.) :(هنگامي كه آنچه را به آنها يادآوري شده بود، فراموش كردند؛ ما هم درهاي تمام نعمتها را به روي آنها گشوديم ، تا كاملاً خوشحال شده و به آن دل بستند. ناگهان آنها را گرفتيم ، در اين هنگام همگي ماءيوس شدند.( حجاج گفت : حتماً اين آيات را بر ما تاويل مي كرده است ؟ قنبر جواب داد: آري ! حجاج گفت : تو بنده علي مي باشي ؟ فرمود: نه ! من بنده خدا هستم و غلام علي، آن آقائي كه با دو شمشير با دشمن مي جنگيد، و با دو نيزه مبارزه مي كرد و به دو قبله نماز خواند، و دوبار هجرت كرد، و يك لحظه به خداوند كافر نشد. من بنده آن آقائي هستم ، كه بهترين اهل ايمان ، و چشم و چراغ رزمندگان ، و يادگار پيامبران ، و پيشواي مسلمانان و زبان گوياي رسول رب العالمين بود. حجاج گفت : از طريقه و روش علي دست بردار. قنبر گفت : تو طريقه اي بهتر از آن نشانم بده ، تا من پيروي كنم . حجاج گفت : چگونه ترا بكشم ؟ قنبر: هر طور كه دوست داري ؟ امّا آقاي من ، به من خبر داده كه تو مرا، مثل گوسفندان ذبح خواهي كرد! حجاج گفت : روش خوبي است . بعد دستور داد، سر از بدن او جدا كرده و آن خدمتگزار آستان مقدس علوي را بشهادت برسانند.
منبع:جلوه هايي از نور قرآن /س


تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
بازگشت دوباره جلیقه زردها به خیابان‌های فرانسه
play_arrow
بازگشت دوباره جلیقه زردها به خیابان‌های فرانسه
اهتزاز پرچم ایران در بزرگترین زنجیره انسانی کشور
play_arrow
اهتزاز پرچم ایران در بزرگترین زنجیره انسانی کشور
انهدام مواضع و تجهیزات مزدوران سعودی توسط رزمندگان یمن
play_arrow
انهدام مواضع و تجهیزات مزدوران سعودی توسط رزمندگان یمن
شلیک پلیس به معترضان در مهد دموکراسی!
play_arrow
شلیک پلیس به معترضان در مهد دموکراسی!
پرچم فلسطین بر فراز برج پیزا در ایتالیا برافراشته شد
play_arrow
پرچم فلسطین بر فراز برج پیزا در ایتالیا برافراشته شد
جنگ ایران به سفره اروپایی‌ها رسید!
play_arrow
جنگ ایران به سفره اروپایی‌ها رسید!
مداحی حاج «محمود کریمی در رزمایش جانفدایان ساری
play_arrow
مداحی حاج «محمود کریمی در رزمایش جانفدایان ساری
حجت الاسلام طائب: آمریکایی‌ها فهمیدند برآوردشان از تاب‌آوری ایران اشتباه است
play_arrow
حجت الاسلام طائب: آمریکایی‌ها فهمیدند برآوردشان از تاب‌آوری ایران اشتباه است
حجت الاسلام طائب: زمان تاب‎‌آوری اسرائیلی‌ها ۵ آبان و انتخابات کنست است
play_arrow
حجت الاسلام طائب: زمان تاب‎‌آوری اسرائیلی‌ها ۵ آبان و انتخابات کنست است
در جلسه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی دفاع چه گذشت؟
play_arrow
در جلسه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی دفاع چه گذشت؟
مرگ دلخراش یک کشیش در اکوادور حین پخش زنده
play_arrow
مرگ دلخراش یک کشیش در اکوادور حین پخش زنده
لحظاتی از رژه ورزشکاران ایران در افتتاحیه بازی‌های آسیایی ناگویا
play_arrow
لحظاتی از رژه ورزشکاران ایران در افتتاحیه بازی‌های آسیایی ناگویا
سرنگونی بالگرد عربستان به دست نیروهای مسلح یمن
play_arrow
سرنگونی بالگرد عربستان به دست نیروهای مسلح یمن
اعتراف شهرام همایون به اقتدار جمهوری اسلامی ایران
play_arrow
اعتراف شهرام همایون به اقتدار جمهوری اسلامی ایران
روایت یک معلم فریب‌خورده از ماجرای رژه‌ی دروغین منافقین
play_arrow
روایت یک معلم فریب‌خورده از ماجرای رژه‌ی دروغین منافقین