مردي به نام کيم در رؤياهايش خود را در رودي سياه غوطه ور مي بيند و وقتي برمي خيزد بر ماسه ها آرميده است. او در رؤياهايش خود را در بهشت مي پندارد، اما به زودي پي مي برد که آن جا جزيزه اي بي نام است. در همسايگي او دختري يست که سال هاست از خانه اش خارج نشده است. زندگي غير عادي کيم با کوشش براي تغيير زندگي اين دختر گره مي خورد. منبع: صنعت سينما- 91
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.