«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری بخشیدیم، از آنان کسی بود که خدا با او سخن گفت و درجات بعضی از آنان را بالا برد و به عیسی پسر مریم دلایل آشکار دادیم و او را به وسیلهی روح القدس تأیید کردیم». (2)
این دوگانهگویی چگونه حل می شود؟
پاسخ اجمالی:
آیهی 98 سورهی انبیاء ناظر به مشرکین و بت های ایشان است و شامل مسیحیت و اقنوم های سهگانهی ایشان نمی شود. بنابراین تضادی میان این آیه و آیاتی که از عیسی مسیح تمجید نموده وجود ندارد.
پاسخ تفصیلی:
در میان ادیان ابراهیمی، یهودیت و اسلام معتقد به خدای «بسیط» و «واحد» هستند که شائبهی هیچ گونه ترکیبی، حتی ترکیب ذهنی در آن نیست؛ اما مسیحیت هرچند خود را از ادیان توحیدی و یکتاپرست می داند و شبههی شرک را از خود می زداید، با وجود این، هر سه فرقه مهم مسیحی (کاتولیک، ارتدکس و پروتستان)، تثلیث (3) را در کنار توحید از اعتقادات اساسی و شاخصهی هر مسیحی می دانند.
نکتهی قابل توجه این است که مسیحیان، عیسای متولد شده را مورد پرستش قرار نمی دهند چرا که از این جنبه، انسان است؛ بلکه آنان عیسای قبل از تولد را به عنوان اقنوم دوم تثلیث مورد پرستش قرار می دهند؛ زیرا قایلند الوهیت در او حلول کرده است. (4)
قرآن کریم در بسیاری از آیاتش بر این اعتقاد مسیحیان خط بطلان کشیده است. در قرآن بر وحدانیت خداوند متعال تأکید (5) و از حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت مریم (علیها السلام) نفی الوهیت شده است. (6)
همچنین در برخی از آیات به صراحت از اعتقاد به تثلیث نهی شده است:
«ای اهل کتاب در دین خود غلو مکنید و درباره خدا جز [سخن] درست مگویید، مسیح عیسی بن مریم فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوی مریم افکنده و روحی از جانب اوست، پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید [خدا] سهگانه است، باز ایستید که برای شما بهتر است، خدا فقط معبودی یگانه است، منزه از آن است که برای او فرزندی باشد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آنِ اوست و خداوند بس کارساز است». (7)
نکتهی قابل توجه در این بین این است که قرآن میان مسیحیت و بت پرستی تفاوت زیادی قایل است. براساس آیات قرآن کریم، مسیحیان، اهل کتاب و معتقد به پروردگار و نبوت هستند؛ لکن انحراف هایی در اعتقادشان ایجاد شد که قرآن از آن به «غلوّ در دین» یاد می نماید. (8) همچنین طبق احکام اسلام، استفاده از غذای اهل کتاب و ازدواج با آنها مجاز شمرده شده است:
«امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده و طعام کسانی که اهل کتابند برای شما حلال و طعام شما برای آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب [آسمانی] به آنان داده شده است». (9)
اما نگرش قرآن کریم در مورد بت پرستان و کفارِ غیر اهل کتاب، متفاوت است؛ چرا که آنها نبوت را انکار کرده اند. قرآن کریم ازدواج با غیر اهل کتاب (بت پرستان) را نیز جایز ندانسته است؛ مگر این که ایمان بیاورند:
«و با زنان مشرک ازدواج مکنید تا ایمان بیاورند». (10)
از جمله تهدیدهایی که قرآن کریم در مورد کافرانِ غیر اهل کتاب مثل بت پرستان به کار برده است، آیهی 98 سورهی انبیاء است که در سؤال فوق به آن اشاره شده است:
«در حقیقت، شما و آنچه غیر از خدا می پرستید هیزم دوزخید، شما در آن وارد خواهید شد. (11)
این آیه مختص به بت پرستان است نه اهل کتاب (و از جمله مسیحیت)؛ چرا که اولاً: لفظ «ما» در جمله «مَا تَعْبُدُونَ» معمولاً برای «غیرعاقل» به کار برده می شود و نه برای «صاحبان عقل» نظیر انبیاء، صالحان و ملائکه.
ثانیاً: پس از این آیه، در آیهی 101 همین سوره، انبیاء، صلحاء و ملائکه در زمرهی کسانی شمرده شده اند که از آتش جهنم دورند:
«بیگمان کسانی که قبلاً از جانب ما به آنان وعده نیکو داده شده است از آن [آتش] دور داشته خواهند شد». (12)
.jpg)
حاصل آن که، از دو قرینهی مذکور استفاده می شود که مقصود از معبودهایی که در آتش جهنم خواهند سوخت، همان بت های بیجانی هستند که مشرکان به آنها ابراز علاقه نشان می دادند و در دنیا در مقابل آنان عبادت نموده، از آنها کمک می خواستند (13) و هرگز انبیاء، صلحاء و ملائکه ای که به نحوی در قومی از اقوام مورد پرستش قرار گرفته اند به جهنم نخواهند رفت.
پینوشتها:
1. (إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ). انبیاء (21) / 98.
2. «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَینَا عِیسَى ابْنَ مَرْیمَ الْبَینَاتِ وَأَیدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ». بقره (2) / 253.
3. تثلیث یعنی وجود سه شخص «پدر»، «پسر» و «روح القدس» در الوهیت. ر.ک: درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، ص 124 و نیز: التبیان، ج 7، ص 280؛ من وحی القرآن، ج 15، ص 207.
4. ر.ک: فلسفه علم کلام، ص 335.
5. نظیر سورهی توحید.
6. ر.ک: مائده (5) / 17 و 116؛ توبه (9) / 30.
7. نساء (4) / 171؛ نیز ر.ک: مائده (5) / 76-73.
8. نساء (4) / 171 (ر.ک: تفسیر نمونه، ج 4، ص 220).
9. مائده (5) / 5؛ (تفاصیل فقهی این احکام در کتب فقهی بیان شده است).
10. بقره (2) / 221؛ (ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 208).
11. «إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ».
12. «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ». ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 328 و 329؛ التبیان، ج 7، ص 280؛ اطیب البیان، ج 9 ص 245؛ احسن الحدیث، ج 6، ص 555.
13. فلسفهی انداختن بت ها به جهنم این است که این عمل یک نوع عذاب و مجازات برای بت پرستان است تا ببینند در آتشی که از بت هایشان زبانه می کشد می سوزند؛ از این گذشته تحقیری است برای آنها که به چنین موجودات بیارزشی پناه می بردند. (ر.ک: تفسیر نمونه، ج 13، ص 507).
منبع: پاسخ به شبهات قرآنی (ناسازگاری در قرآن، توهم یا واقعیت)، گروه نویسندگان، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ اول، 1391ش.