در سلسله مقالاتی به ویژگیهای رفتاری مدیر شایسته پرداخته میشود.
ارزش قائل شدن برای کار و روابط انسانی برای بقای مدیریت، ضروری است و مدیران با اخلاق و ارزشمدار از محبوبیت بسیاری برخوردارند.
مدیرانی که رفتار معقول و اخلاقی دارند و سنجیده عمل میکنند، همان مدیران مسئولیتپذیر، منضبط و امانتدارند. مدیران موفق در واقع، خدمتگزارند. آنان علاوه بر اینکه خویشتن خود را پرورش دادهاند به توسعه و رشد افراد مجموعه خویش نیز میاندیشند.
ویژگی های عالی رفتاری، که همواره مورد تأکید اسلام بوده و مفاهیم آیات قرآن کریم نیز در بردارنده آن است در مدیریت، اهمیت بسزایی دارد.
به تعبیر قرآن، ثمره ایمان و تقوا در عمل صالح معلوم، و نیت خوب در آثار و جلوه های خود آشکار میشود:
وَ یبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کبِیرًا؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام میدهند، بشارت میدهد که برای آنها پاداش بزرگی است. (سوره مبارکه اسراء، آیه 9)
در سلسله مقالاتی به ویژگیهای رفتاری مدیر شایسته پرداخته میشود. مدیران موفق و شایسته دارای اخلاق اسلامی، امانت دار، قانون گرا، مسئولیت پذیر، اطاعت پذیر، برخوردار از نظم و انضباط و انگیزه و روحیه خدمت هستند، تلاش و کوشش آنها را در محیط کار توصیف کرده است و در عین حال آنان را دارای انضباط مالی و سیاسی می باشند که از مناعت طبع والایی برخوردارند.
در این نوشتار، به بیان و شرح انضباط سیاسی مدیر که یکی از مهم ترین ویژگی های رفتاری یک مدیر شایسته و کارامد می باشد، خواهیم پرداخت.
انضباط سیاسی
اداره جامعه در همه زمینهها مستلزم ورود مردم به سیاست است و محروم ساختن یک قشر از این حق طبیعی با فلسفه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که بر آن مبتنی است، بیگانه است؛ همان طور که اصل انقلاب اسلامی بر مبنای ضرورت ورود آحاد مردم جامعه به سیاست شکل گرفت. نکتهای که قابل تأمل است حفظ انضباط سیاسی در نیروهای مسلح است.به عنوان نمونه، نیروی انتظامی که نقطه اتکای مردم و حافظ حرمت عمومی است، باید نماد نظم و انضباط در همه ابعاد باشد؛ چون تنها در سایه نظم همهبُعدی است که می توان وظیفه دفاع از امنیت و حقوق مردمی را به شایستگی اجرا نمود.
این نیروهای ارزشمند در بُعد سیاسی نیز میتوانند الگوی نظم و انضباط باشند. برای رسیدن به این هدف، رعایت اصول انضباط سیاسی مطابق با ارزشهای اسلامی و نگرش فرمانده معظم کل قوا، اجتنابناپذیر است.
1. منع از ورود کارکنان و یگان در احزاب، گروه ها و جبهه ها
در فرهنگ قرآن به مجموعهای هدفمند، که دارای وحدت عقیده، ایمان و هدف واحد هستند، حزب اطلاق می شود.1حزب در فرهنگ قرآن دو گونه است:
الف) حزب الله
أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون2
آنها «حزب الله»اند؛ بدانید «حزب خدا» پیروزان و رستگارانند.
ب) حزب شیطان
اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ3
شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده است؛ آنان حزب شیطانند. بدانید حزب شیطان زیانکارانند.
امام خمینی رحمه الله نیز به این دو حزب اشاره، و میزان سنجش خوبی و بدی هر حزبی را فکر و نیت آن حزب معرفی مینمایند:
«همه ایران یک گروه است؛ یک حزب الهی است؛ یک گروه است و این یکی از نعمتهایی است که ما باید قدرش را بدانیم... از اول عالم تا حال دو حزب بوده است: یکی حزب الهی و دیگری حزب غیرالهی و شیطانی و آثار هر یک هم جدا بوده. این طور نیست که حزب بد باشد یا حزبی خوب بلکه میزان، ایده حزب است. هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند، آزادند و اسلام در تمامی این شؤون، حد و مرز آن را مشخص کرده است.»4
مفهوم دخالت در سیاست
داشتن شعور سیاسی با دخالت در امور سیاسی متفاوت است. برای دخالت در سیاست میتوان چند مفهوم بیان کرد:یک مفهوم دخالت در سیاست، مطالعه مسائل سیاسی و فهم و درک مقولات و امور سیاسی است؛ بدین معنی که افراد با رویدادها و موضعگیریهای سیاسی اعم از داخلی و خارجی آشنا باشند و جهت و سمت و سوی جریان های سیاسی را درک کنند. ممنوعیت ورود به این مقوله برای هیچ کس قابل قبول نیست و ممنوع ساختن نیروهای مسلح از دخالت در سیاست به این معنی به مثابه دریغ کردن حیات اجتماعی از آنهاست و چنین چیزی به هیچوجه متناسب فضای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نیست.
مفهوم دوم برخورداری از موضع مشخص در مسائل کلی سیاسی است؛ به عبارت روشنتر هنگامی که سیاستهای داخلی و خارجی مرتبط با اصل نظام و کشور مطرح میشود. نیروهای مسلح نیز در مورد آنها موضع مشخصی داشته باشند. برخورداری از موضع مشخص و روشن در مسائل کلی سیاسی هر چند میتواند از مصداق های دخالت در سیاست به شمار رود، امری لازم برای همه از جمله نیروهای مسلح است تا بتوانند براساس آن در مواقع لازم به وظیفه خود عمل کنند. طبیعی است که در این قبیل مسائل مواضع نیروهای مسلح باید با فرماندهی معظم کل قوا منطبق، و برگرفته از آن سیاست باشد.
سومین مفهوم اعلام مواضع سیاسی در مسائل کلی، سیاسی و تبلیغاتی کردن آن است. در این زمینه نیز همه اقدامات باید تابع سیاستهای ابلاغی فرماندهی معظم کل قوا باشد تا خللی در اجرای وظایف ذاتی نیروهای مسلح ایجاد نشود.
چهارمین مفهوم از دخالت سیاسی، ورود به دستهبندیهای سیاسی، همراهی با جناحها و له یا علیه این گروه و آن حزب، موضع گرفتن و عمل کردن است. این امر قطعاً از مصداق های برجسته دخالت در سیاست، و با وظایف ذاتی نیروهای مسلح در تضاد است.
مفهوم پنجم، که نوع زیانبارتر دخالت در سیاست است برعهده گرفتن مستقیم نقش احزاب و گروههای سیاسی توسط نظامیان است. در این حالت نظامیان مستقیماً در کارهایی از قبیل انتخابات دخالت میکنند و همچون احزاب به فعالیت های سیاسی میپردازند.
بیتردید ورود به عالم سیاست بر اساس مفاهیم سهگانه اول، چه از مصادیق دخالت باشد یا نباشد برای نظامیان اشکال ندارد. برخورداری از درک سیاسی و آگاهی یافتن از مسائل سیاسی از حقوق طبیعی آحاد مردم از جمله نظامیان و لازمه حیات اجتماعی همه افراد بشر است.
محروم ساختن یک قشر از اقشار جامعه از این حق طبیعی نه تنها به هیچ وجه قابل قبول نیست بلکه نوعی لطمه وارد ساختن به حیات اجتماعی آن قشر است. اما دخالت در سیاست به مفهوم چهارم و پنجم، چه از نوع آشکار و چه پنهان، قطعا با وظیفه ذاتی همه نیروهای مسلح در تضاد است. آنچه حضرت امام خمینی رحمه الله نیز ممنوع فرمودند، همین موارد اخیر است. امام خمینی رحمه الله فرمودند:
«فرماندهان و مسئولان موظف هستند که هر کس در یکی از احزاب یا گروههای سیاسی یا دینی وارد شد به او تذکر دهند که از حزب و یا گروهها و یا سازمان خارج شود و اگر تخلف کرد او را از ارتش یا دیگر قوای مسلح اخراج کنند و همه افراد موظفند چنین اشخاصی را به فرماندهان معرفی نمایند و باید توجه داشته باشند که ورود قوای مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پایه قوای مسلح را متزلزل خواهد کرد و غفلت از این امر موجب پیگرد خواهد بود.»5
در وصیتنامه امام خمینی رحمه الله میخوانیم که ایشان فرمودند: نیروهای مسلح در هیچگونه حزب و گروه سیاسی وارد نشوند و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. بخشی از وصیتنامه امام خمینی رحمه الله خطاب به نیروهای مسلح کشور به این شرح است:
«وصیت برادرانه من در این قدمهای آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم، آن است که ای عزیزان که به اسلام عشق میورزید و با عشق لقاءالله به فداکاری در جبههها و در سطح کشور به کار ارزشمند خود ادامه میدهید، بیدار باشید و هوشیار، که بازیگران سیاسی و سیاستمداران حرفهای غرب و شرقزده ودستهای مرموز جنایتکاران پشتپرده لبه تیز سلاح خیانت و جنایتکارشان از هر سو و بیشتر از هر گروه متوجه به شما عزیزان است و میخواهند از شما عزیزان که با جانفشانی خود انقلاب را پیروز نمودید و اسلام را زنده کردید، بهرهگیری کرده و جمهوری اسلامی را براندازند و شما را با اسم اسلام و خدمت به میهن و ملت از اسلام و ملت جدا کرده به دامن یکی از دو قطب جهانخوار بیندازند و بر زحمات و فداکاریهای شما با حیلههای سیاسی و ظاهرهای به صورت اسلامی و ملی خط بطلان بکشند.»
امام خمینی رحمه الله در مورد وارد شدن قوای مسلح در گروهها و احزاب فرمودند:
«اگر ارتش یا سپاه پاسداران یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند؛ در حزب وارد نشوید؛ در گروهها وارد نشوید.»6
از سخنان مقام معظم رهبری مدظله العالی در این زمینه است:
«بعضی از مشکلات ما ناشی از ضعف بعضی از مدیریت هاست؛ به کارهای جزئی و فعالیت های سیاسی و حزبی، سرگرم و مشغول می شوند. این قدر که من در این خصوص تأکید می کنم، بعضی ها می گویند فلانی با حزب و تحزّب مخالف است در صورتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین حزب را ما درست کردیم.
اگر تحزب به معنای واقعی کلمه وجود داشته باشد، من طرفدار آن هستم، منتها من تحزب را این نمی دانم که عده ای از داعیه داران سیاسی به دنبال کسب قدرت، دور هم جمع شوند، ده نفر، پانزده نفر، بیست نفر و با شعار و ایجاد هیجان و جذابیت های دروغین، مردم یا گروههایی از مردم را به این طرف و آن طرف بکشانند و مرتب، دعوا و اختلاف راه بیندازند و برای این که بیکار نمانند یک مسئله کوچک را بزرگ کنند، یک چیز کم اهمیت را پر اهمیت جلوه دهند و روزها و هفته ها دربارهاش بحث و تحلیل کنند، بر اساس آن، دوست و دشمن معین کنند، فلان کس، فلان طرفی است، پس دشمن است، فلان کس، فلان طرفی است، پس دوست است. بنده اینها را تحزب نمی دانم، اینها روش های غلط سیاسی است که در دنیا هم رایج است.»7
مدیران و فرماندهان نیروهای مسلح باید با تأسی به ولایت فقیه و بصیرت سیاسی تمام، نه تنها خود از حزبگرایی پرهیز کنند بلکه کارکنان و یگان خویش را از ورود به احزاب، گروهها و جبهه های گوناگون منع کنند.
.jpg)
2. وارد نشدن به دستهبندیهای سیاسی
بازی و رقابت سیاسی در جامعه ما تاریخی بس پرفراز و فرود دارد. در گذر این دوران آزمون و تجربه، رفتار سیاسی بازیگران جمعی این مرز و بوم کمتر مجال به هنجار و به قاعده شدن را یافته است. در عرصه بازی و رقابت سیاسی جامعه ما همواره وزش هر نسیمِ چالشگونی، استعداد تبدیل شدن به تندبادهای ویرانگر را داشته است. احزاب این سرزمین در گستره وسیعی از حیات سیاسی خود، جز تزاحم و تخالف و تنفر نیفزوده اند و جز به انسداد و تصلّب بیشتر فضای سیاسی یاری نرسانده اند.8ورود به دستهبندیهای سیاسی، همراهی با جناحها و موضعگرفتن و عملکردن از مصداقهای برجسته دخالت در سیاست، و با وظایف ذاتی نیروهای مسلح در تضاد است.
نوع زیانبارتر دخالت در سیاست بر عهده گرفتن مستقیم نقش احزاب و گروههای سیاسی توسط نیروهای مسلح است. در این حالت نیروهای مسلح مستقیماً در کارهای مربوط به سیاست دخالت میکنند و همچون احزاب به فعالیتهای سیاسی می پردازند. این نوع دخالت در امور سیاسی به دو شکل صورت می گیرد: آشکار و پنهان.
در نوع آشکار، که در بعضی کشورهای همجوار شاهد آن هستیم، نیروهای مسلح وارد صحنه انتخابات و سایر فعالیتهای سیاسی می شوند و حتی از امکاناتی که در اختیار دارند نیز برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند.
در نوع پنهان، نیروهای مسلح در عین حال که از علنی کردن نیات و اقدامات خود پرهیز مینمایند، همان اقدامات را با نیت در دست گرفتن قدرت و یا به قدرت رساندن افراد و جریانهای مورد نظر خود انجام میدهند و از همان امکانات نیز برای اجرای مقاصد خود استفاده می کنند با این تفاوت که عنوان مسلح بودن خود را مطرح نمیکنند.
فرمان امام رحمه الله در سالهای آغازین شکلگیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر ممنوع بودن حضور اعضا و طرفداران احزاب و گروه های سیاسی در نیروهای مسلح ناظر به عدم ورود به دستهبندیهای سیاسی و حمایت از جناح ها و همین طور مستقیما یا غیرمستقیم وارد شدن به عرصههای سیاسی خاصی از قبیل انتخابات است.
طبیعی است که عضو یا هوادار یک حزب یا جناح سیاسی اگر در نیروهای مسلح شاغل باشد، گرایشهای حزبی خود را به محل کار خود منتقل، و نیروهای مسلح را به گرایش های سیاسی آلوده خواهد کرد و این با وظیفه ذاتی نیروهای مسلح و مصالح و منافع کشور و نظام سازگاری ندارد.
نیروهای مسلح باید بیاعتنا به مطامع جناحها به وظیفهای که بر عهده دارند، عمل کنند و از محدوده ای که قانون برای آنها مشخص کرده است خارج نشوند.
اگر به خوبی در کلام امام خمینی رحمه الله تأمل کنیم این نکته مشخص می شود که در سخنان حکیمانه امام، سخن از عدم دخالت قوای مسلح در سیاست نیست، بلکه سخن در وارد شدن در احزاب و بازیهای سیاسی است. این نکته، که «سیاست ما عین دانت ما است» بارها در کلام امام و به نقل از شهید مدرس رحمه الله بیان، و بر آن تاکید شده است. از این دیدگاه، هر شخص مؤمن و معتقد بویژه نیروی انتظامی، که وظیفه دفاع از امنیت عقیدتی و ملی به طور مضاعف بر دوش آنهاست، باید با بصیرت و آگاهی از مسائل سیاسی زمان، دشمنشناس باشند و راه خود را از بیگانگان و فریب خوردگان جدا کنند و بیانات حکیمانه ولی امر مسلمین مقام معظم رهبری مدظله العالی را نصبالعین خود قرار دهند.
مقام معظم رهبری مدظله العالی فرمودند:
«سیاست به وسیله همه آحاد ملت حتی نیروهای نظامی باید فهمیده شود. آنچه لازم است قدرت تحلیل سیاسی است؛ آنچه ممنوع است، ورود در دستهبندیها و کارهای سیاسی است. اینها را از هم تفکیک کنید. همه شما به درک صحیح نظامی و سیاسی و فهم سیاست های رایج دنیا احتیاج دارید. بدون آن، انگیزه دفاع در انسان سست خواهد شد. اما همه شما هم به پرهیز از دستهبندی و فعالیتها و دعواها و جنجالهای سیاسی که تباه کننده نیروهای مسلح است و امام عزیزمان بارها این مطلب را تکرار کردند، احتیاج مبرم دارید.»9
نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی همانند فرماندهی کل خود، که در مرتبهای فوق جناحبندیهای سیاسی قرار دارد بنا بر وظیفه ذاتی خود حراست از کیان انقلاب، نظام و کشور را بر عهده دارند و اگر وارد دستهبندیهای سیاسی شوند از وظیفهای که بر عهده دارند، باز خواهند ماند.
مفاسد بیحد و مرزی که در کشورهای تحت حکومتهای متکی بر حمایت نظامیان گریبانگیر مردم آن کشورها شده از پیامدهای سوء بیتوجهی به همین واقعیت است.
مقام معظم رهبری مدظله العالی نیز در مورد این پیامدهای سوء فرمودند:
«عناصر... باید به اقتضای وظیفهای که برای آنان تعریف شده، دارای درک و تشخیص و شم سیاسی بار آیند و در عین حال از هر گونه ورود در دستهبندی های سیاسی- که برای هر سازمان نظامی، سمّ مهلک است- به شدت پرهیز کنند. فرماندهان باید در همه رفتارهای شایسته، سرمشق دیگران باشند و نظامیگری و پرهیزگاری و ضابطهگرایی را در عمل به دیگران بیاموزند.»10
لزوم پرهیز سازمانهای دولتی از گروهگرایی در کلام امام راحل این گونه آمده است:
«من از همه ارگانهای دولتی و ملی و همه گروهها میخواهم که از گروهگرایی و دستهبندی و فرصتطلبی و هواهای نفسانی احتراز کنند و خود را در راه خدمت به ملت و خلق مستضعف قرار دهند و از راهی که ملت می رود منحرف نشوند و خداوند عالم را حاضر و ناظر ببینند و از اختلاف و نفاق دست بردارند و مصالح کشور را بر مصلحت خویش مقدم دارند و در صدد تضعیف یکدیگر برنیایند و با ملت رزمنده به پیش روند که خدا با آنان است و پیروزی نهایی نصیب آنان است.»11
این تأکید در مورد نیروهای نظامی و انتظامی شدیدتر صورت گرفته است و در وصیتنامه خود تأکید دارند که نیروهای مسلح در هیچ حزب و گروهى وارد نشوند:
وصیت اکید من به قواى مسلّح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول افراد نظامى در احزاب و گروهها و جبهههاست به آن عمل نمایند و قواى مسلّح مطلقاً چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگه دارند .... بر فرماندهان لازم است که افراد تحت امر خود را از ورود در احزاب منع نمایند ... بر رهبر و شوراى رهبرى است که با قاطعیت از این امر - ورود نیروهاى نظامى در احزاب و بازیهاى سیاسى - جلوگیرى نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.12
در دین مبین اسلام همواره بر وحدت و یکپارچگی تأکید، و از تفرقه منع شده است؛ به طور نمونه در سوره مبارکه آلعمران، ثمره چنگ زدن به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه به عنوان یک نعمت بزرگ الهی، هدایت و رستگاری است:
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ13
و همگی به ریسمان خدا (= قرآن و اسلام و هرگونه وسیله وحدت)، چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفرهای از آتش بودید؛ خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.
آنچه سعادت دنیا و آخرت همه ما را تأمین میکند، رضای خداست نه رضای این یا آن جناح و رضای خدا را فقط در اجرای وظائف شرعی و پیروی از ولیفقیه و پیروی از قانون اساسی جمهوری اسلامی میتوان جستجو کرد نه چیز دیگر.
.jpg)
3. جانبداری نکردن از مواضع گروههای سیاسی
یکی دیگر از اصول سیاسى اسلام، اصل «اعتزال» است. اعتزال، کنارهگیرى است، ولى نه به معناى انزواطلبى اخلاقى، بلکه مقصود از آن، بىطرفى و کنارهگیرى از مداخله سیاسى و جانبداری از گروه های سیاسی است و به دیگر سخن اعتزال، سلب مسئولیت و عدم دخالت یک گروه و یا کشور اسلامی در زمینه مورد نزاع دو یا چند گروهِ سیاسی است که دخالت در کشمکش آنان به مصلحت نظام اسلامی نباشد؛ به همین سبب حاکم اسلامی ترجیح مىدهد که نیروهای تحت امر از هرگونه اقدام به نفع یکى از دو طرف سیاسی به صورتى که به معناى جانبدارى از یک طرف و به ضرر طرف دیگر باشد، خوددارى کند.14انواع اعتزال
اعتزال و بىطرفى بر دو نوع است:اول) اعلام عدم دخالت در کشورهای دیگر و بی طرفی در اختلاف میان دو یا چند دولت
اسلام، اصل اعتزال و بىطرفى سیاسى را چون دیگر سیاستهایش به طور مطلق مىپذیرد؛ بدین معنا که پس از انعقاد پیمان و اعلان بىطرفى حکومت و دولت کشور ها، جنگجویان مسلمان موظفند از جنگ با آنان بپرهیزند و این پیمان تا زمانى که از سوى خود آنان نقض نشود از سوى دولت اسلامى معتبر است.
پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم در سال دوم هجرى با قبیله بنىضمره پیمان بىطرفى بست. این قبیله، که پیرامون مدینه مىزیستند به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پیام دادند که چون شمار ما اندک است و قدرت و تمایل به مبارزه علیه شما را نداریم با شما پیمان ترک تعرّض مىبندیم؛15 در این هنگام پیام وحیانى فرود آمد و از امضاى الهى خبر داد:
فَانِ اعْتَزَلُوکمْ فَلَمْ یقتِلُوکمْ وَ الْقَوْا الَیکمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکمْ عَلَیهِمْ سَبیلًا16
اگر از شما کنارهگیرى کردند و با شما پیکار نکردند، [بلکه] پیشنهاد صلح دادند، خداوند به شما اجازه نمىدهد که متعرض آنان شوید.
پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم پس از نزول آیه اعتزال و تجویز آن از سوى خداوند متعال با بنىضمره، پیمانى بدین مضمون امضا کرد:
عَلى انْ لا یغْزُو وَ لا یکثِروا عَلَیهِ جمعاً وَ لا یعینوُا عَدُوّاً وَ کتَبَ بَینَهُ وَ بَینَهُمْ کتاباً17
[محمد] بر بنى ضمره نخواهد تاخت و آنان نیز بر وى یورش نخواهند برد. سرباز دشمن او را تقویت نمىکنند و کوچکترین کمکى به دشمنانش نخواهند رسانید.
گاهی کشورهای دیگر پیمانی با مسلمانان امضا نکردهاند ولی بنابر مسائل اخلاقی و سیاسی، حکومت اسلامی در کار آن کشورها دخالت، و در مناقشات از آنان جانبداری نمی کند؛ همانند موضع پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با مردم حبشه که سبب آن، رفتار انسانى نجاشى با مسلمانان بود. کشور نجاشى در زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دارالاسلام نبود؛ زیرا بیشتر مردم حبشه مسیحى بودند ولى شاید از آن رو که تبلیغ اسلام در این کشور مجاز بود یا به علّت دیگر، پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم اعلام کرد:
تارِکوُا الحَبَشَةَ ما تَرَکوکمْ18
مردم حبشه را تا وقتى که آسیبشان به شما نمىرسد به حال خود رها کنید.
به استناد این حدیث، مسلمانان هیچ گاه در پى جنگ با حبشیان برنیامدند و بىطرفى نظامى و سیاسى آنان را پذیرفتند.
مسلمانان در روزگار بعدى، سیاست اعتزال و قبول بىطرفى را در برابر سرزمین «نوبه» از کشورهاى آفریقا و قبرس به کار گرفتند؛19 پس مسلمانان نیز مىتوانند چون دیگر ملّتها در برخى منازعات و اختلافات میان دولتها، سیاست اعتزال در پیش گیرند و بىطرفى کشور اسلامى را اعلام کنند. این تصمیم در محورهاى سه گانه عقیدتى، سیاسى و نظامى قابل اجرا است که مشروعیت به کارگیرى سیاست «اعتزال» در زمان غیبت به فرمان ولایت فقیه، قابل اجرا است و در حیطه اختیار افراد دیگر نیست.
دوم) اعتزال و دخالت نکردن در برخى اختلافها و جریانهاى اجتماعى و سیاسی یا نزاع میان گروههای سیاسی کشور در مقاطع خاصّ زمانى
در برخى از بحرانهاى سیاسى و درگیرى دو یا چند قدرت سیاسی، که موضعگیرى صریح و یک جانبه نیروها (از جمله نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی) به پیدایش یا گسترش مشکلاتى خواهد انجامید، سیاست «اعتزال» راه صحیح، منطقى و مشروع تلقّى مى شود؛ چنان که حضرت على علیه السلام در وضعیت ظهور «فتنه» مىفرمایند:
کنْ فِى الْفِتْنَةِ کابْنِ الَّلبوُنِ لا ظَهْرٌ فَیرْکبُ وَ لا ضَرْعٌ فَیحْلَبُ20
در فتنهها چونان شتر دوساله باش؛ نه پشتى دارد که سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.
مقام معظم رهبری مدظله العالی نیز در خصوص چگونگی رویارویی با فتنه در یکی از بیانات خویش به خطبه حضرت زینب علیها السلام اشاره فرموده و بیان کرده اند:
«خطبه فراموش نشدنى زینب کبرى در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست... یک تحلیل عظیم از وضع جامعه اسلامى در آن دوره است ...دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین بردهاند... در یک چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع میکند؛ همان لحنى را به کار میبرد که پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار میبرد؛ ...اى خدعهگرها، اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنبالهرو اسلام و اهلبیت هستید؛ اما در امتحان این جور کم آوردید، در فتنه این جور کورى نشان دادید ... شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود؛ به خودتان مغرور شدید؛ خیال کردید ایمان دارید؛ خیال کردید همچنان انقلابى هستید؛ خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید در حالى که واقع قضیه این نبود؛ نتوانستید از عهده مقابله با فتنه بربیایید؛ نتوانستید خودتان را نجات دهید. ... مثل آن کسى شُدید که پشم را میریسد، تبدیل به نخ میکند؛ بعد نخها را دوباره باز میکند؛ تبدیل میکند به همان پشم یا پنبه نریسیده. با بىبصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کردههاى خودتان را، گذشته خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بىمقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیبشناسى است....انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیبشناسى میکند؛ میگوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفهتان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت.»21
البته هنگامی که سیاستهای داخلی و خارجی مرتبط با اصل نظام و کشور مطرح میشود، نیروهای مسلح نیز باید در مورد آنها موضع مشخصی داشته باشند.
برخورداری از موضع مشخص و روشن در مسائل کلی سیاسی هر چند میتواند از مصداقهای دخالت در سیاست باشد، امری لازم برای همه از جمله نیروهای مسلح است تا بتوانند بر اساس آن در مواقع لازم به وظیفه خود عمل کنند.
طبیعی است که در این قبیل مسائل مواضع نیروهای مسلح باید با فرماندهی کل قوا منطبق و برگرفته از سیاست رهبری و ولایت فقیه باشد.
مقام معظم رهبری مدظله العالی در 27 مهرماه 1389 در جریان سفر به شهر قم به طور تأمل برانگیزی از مطالب مربوط به فتنه سال 1388 سخن گفتند و در وضعیتی که برخی از چهرههای سیاسی تلاش کردند حوادث خسارتبار سال 1388 را در اذهان عمومی به فراموشی بسپارند، لزوم عبرت آموزی از آن را دوباره یادآوری، و به نوعی تلاش کردند تا با جلوگیری از فراموشی آن حوادث، بصیرت و آگاهی را در جامعه و در میان خواص ارتقا دهند.
گروهگرایی و ورود در عرصههای سیاستبازی و احزاب و گروهها در کلام رهبری مدظله العالی این گونه آمده است:
«گروهگرایی گاهی درست معنا نمیشود در جایی ممکن است وابستگی گروهی نباشد. اما گروهگرایی وجود داشته باشد. گروهگرایی یعنی تعصّب باندی و این خانمان سوز است. باید با سلاح معنویت، اخلاق و نصیحت، این جریان فاسد را نابود کرد.»22
نیروهای مسلحباید مدافع انقلاب باشند و نباید از جناح ها و دستهبندی های سیاسی و مواضع آنان جانبداری کنند. بر همین اساس امام راحل سفارش اکید دارند که قوای مسلح در امر سیاسی دخالت نکنند و از جانبداری و ورود به احزاب سیاسی خودداری نمایند:
«من عرض مىکنم به همهاین قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسى، در هیچ یک از گروهها وارد نشوند ... در هر گروهى که وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید ... اصل حزب وارد شدن براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جایز نیست.
من عرض مىکنم که کسانى که در رأس ارتش هستند و کسانى که در رأس سپاه پاسداران هستند، موظّف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قواى مسلّح را از احزاب کنار بزنند و اگر کسى درحزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همینطور سپاه پاسداران و همین طور سایر قواى مسلّح باید وارد در جهات سیاسى نشوند تا انسجام پیدا بشود .... تکلیف همه شما این است که باهم باشید بدون اینکه در یک حزب یا در گروهى وارد شده باشید.
من امر مىکنم به شما یا در ارتش یا در حزب، دوّم ندارد که بخواهید هم ارتشى باشید هم حزبى، نمىشود یا مثل سایر مردم هر طورى هستید. اصلًا تکلیف الهى شرعى شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید.»23
4. عدم تأثیرپذیری از جریانات سیاسی در اقدامات و تصمیمگیریهای سازمانی
انسان موجودى انعطافپذیر است که از عوامل گوناگون درونى و برونى تأثیر مىپذیرد و نسبت به هریک از آنها، واکنش مثبت یا منفى از خود بروز مىدهد.همه انسانها از نظر تأثیرپذیرى از مسائل اجتماعی و سیاسی یکسان نیستند؛ برخى زمینه کسب گونهاى از کمالات را دارند که شاید دیگران فاقد چنین زمینهاى باشند و ممکن است گروهى در معرض برخى از جریانات سیاسی و اخلاقی قرار گیرند که گروه دیگر در چنین وضعیتى قرار نگیرند؛ به طور مثال، آن قدر که یک رزمنده به فضیلت ایثار و شهادت نزدیک است، کارمند معمولى چنین نیست و آن اندازه که مأمور گمرک در معرض رذیله اختلاس قرار مىگیرد، معلم قرار نمىگیرد.
از نظر روحی بسیاری از انسانها با دیدن یک صحنه رقتانگیز، اشکشان جارى مىشود و یا با آگاهى از ستمى که بر مظلومى رفته است، خونشان به جوش مىآید؛ با سخن و نَفس گرم عالِمى درد آشنا به سوى ملکوت پر مىکشند و با چرب زبانى و وسوسه انسانى ناباب به کارهاى شیطانى دست مىزنند؛ به همین دلیل حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
قارِنْ اَهْلَ الْخَیرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ باینْ اَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ24
با نیکوکاران بپیوند تا از ایشان باشی و از بدان دوری گزین تا از آنان نشوی.
در جریانات سیاسی نیز با تبلیغات صحیح و اصولى، موضعى صحیح و ارزشمند در پیش می گیرند و یا تحت تأثیر تبلیغات سوء، راه انحراف پیش مىگیرند. بنابراین، بسیارى از فعالیتهاى انسانها همواره با عقربه «تأثیر و تأثر» تنظیم مىشود که در پارهاى موارد مفید خواهد بود و در بسیارى از موارد نیز زیانآور است.
نقش تربیتى مدیر در هر مجموعه از اهمیت ویژهاى برخوردار است؛ زیرا کسانى که تحت امر وى کار مىکنند و مجرى دستور او هستند، خواه ناخواه تحت تأثیر برخوردها و موضعگیرىهاى مثبت و منفى او قرار می گیرند و رفتار خود را با وی منطبق مىسازند و گاهى تأثیرپذیرى آنها به قدرى است که استقلال فکرى از آنان سلب، و چشم بسته تسلیم مىشوند و مطابق اخلاق او عمل مىکنند؛ از این رو، امیر مؤمنان علیه السلام مىفرمایند:
النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ25
مردم به مدیران و فرمانروایان جامعه خود شباهت بیشترى دارند تا به پدران خود.
مدیرى که به اخلاق مدیریت اسلامی آراسته باشد، مىتواند سمبل و مروّج خوبىها باشد و از این راه به اصلاح دیگران بپردازد.
چنین مدیر و فرماندهی باید در جریانات سیاسی دارای بصیرت باشد و نباید از احزاب مختلف تأثیر بگیرد و نیروهای تحت امر را به سوی جریان سیاسی خاصی سوق دهد. امام خمینی رحمه الله فرمودهاند:
«از امور مهمی که باید تمام نیروهای مسلح از آن پیروی کنند و اغماض از آن به هیچ وجه نمیتوان کرد و باز هم تذکر دادهام، آن است که هیچ یک از افراد نیروهای مسلح، چه ردههای بالا یا پایین در حزب و گروهی با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هر چند آن حزب و گروه صد در صد اسلامی و به جمهوری اسلامی وفادار باشند و هر کس در یک حزب و گروه وارد شد، باید از ارتش و سپاه و سایر قوای انتظامی و نظامی و قوای مسلح خارج شود.»26
این بیان امام راحل به حساسیت موضوع اشاره دارد. در سازمانی که جریانات سیاسی آنها را با خود میبرد، تمام فعالیتهای مدیران، اعم از برنامهریزی، تصمیمگیری و اجرای برنامهها تحت تأثیر قرار می گیرد و رنگ و بوی حزب و جریان مربوط را به خود میگیرد؛ لذا شایسته است مدیران و برنامهریزان، آزاد اندیشی و استقلال خط و مشی را سرلوحه کارهای سازمانی خود قرار دهند و نهال اندیشه خود را به دست بادهای سیاست نسپارند.
فرماندهان لایق آن چنان تدبیر و دور اندیشی دارند که حتی از حضور در مجالس و محافل نامطمئن و جاهایی که انسان را در مظان اتهام قرار میدهد، پرهیز می کنند؛ سخن حضرت علی علیه السلام در وصیت به امام حسن علیه السلام را سرلوحه رفتار سیاسی خود قرار می دهند که میفرمایند:
وَ إِیاک وَ مَوَاطِنَ التُّهَمَةِ وَ الْمَجْلِسَ الْمَظْنُونَ بِهِ السُّوءُ فَإِنَّ قَرِینَ السَّوْءِ یغُرُّ جَلِیسَهُ27
از حضور در محل های تهمت زا و مجلسی که گمان بدی در آن می رود، بپرهیز؛ چون هم نشین بد، هم نشین خود را دگرگون میسازد.
پینوشتها:
1. قاموس قرآن، ج 2، ص 126.
2. سوره مبارکه مجادله، آیه 22.
3. سوره مبارکه مجادله، آیه 19.
4. سخنان در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، 6/1/1361.
5. پیام به مناسبت روز ارتش، خطاب به تمامی نیروهای نظامی، 29/1/1361.
6. صحیفه نور، ج 16، ص 79.
7. گام بلند به سوی دولت اسلامی ویژه نهمین انتخابات ریاست جمهوری، 21/8/1380.
8. گفت وگو با کوشندگان سیاسی، ج 2.
9. حدیث ولایت، ج 3، ص 8.
10. پیام به چهارمین مجمع فرماندهان و مسئولان دفترهای نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 25/6/1370.
11. پیام به ملت ایران و پاسداران، روزنامه کیهان، 26/3/1359.
12. وصیت نامه سیاسى- الهى حضرت امام خمینی رحمه الله، صص 43- 42.
13. سوره مبارکه آلعمران، آیه 103.
14. اسلام و حقوق بین الملل عمومى، ص 412.
15. فقه سیاسى، ج 3، ص 289.
16. سوره مبارکه نساء، آیه90.
17. طبقات ابن سعد، ج 2، ص 8.
18. وسائل الشیعه، ج 11، ص 47.
19. اسلام و حقوق بین الملل عمومى، 418 و 419.
20. نهج البلاغه حکمت 10.
21. بیانات در دیدار گروه بسیاری از پرستاران نمونه کشور، 1/2/1389.
22. رویدادها و تحلیل، ش 22، ص 7.
23. صحیفه نور، ج 16، ص 79.
24. نهج البلاغه، نامه 31.
25. بحارالانوار، ج 75، ص 46.
26. پیام به مناسبت روز ارتش، خطاب به تمامی نیروهای نظامی، 29/1/1361.
27. وسایل الشیعه، ج 12، ص 37.
منبع: مدیران و فرماندهان شایسته، جلد سوم: ویژگیهای رفتاری، سید احمد سجادی، ناشر: نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، بازرسی کل، دفتر تحقیقات کاربردی، تهران، 1390، صص 415-394.