چه مادرانی باعث می شوند فرزندان لجبازی پرورش دهند؟

سبک‌های فرزندپروری ناسالم مادران (مانند کنترل افراطی، سهل‌گیری بی‌قاعده یا بی‌ثباتی) و الگوهای ارتباطی مخرب (مانند برچسب‌زنی، گوش ندادن یا مقایسه) از عوامل اصلی پرورش لجبازی در کودکان هستند. با این حال، با افزایش آگاهی، اصلاح رفتارهای ارتباطی و یادگیری روش‌های تربیتی مبتنی بر احترام و ثبات، مادران می‌توانند این چرخه را بشکنند و رابطه سالم‌تری با فرزند خود برقرار کنند.
20 ساعت و 41 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: نیر زارع کابدول
موارد بیشتر برای شما
چه مادرانی باعث می شوند فرزندان لجبازی پرورش دهند؟
لجبازی در کودکان، پدیده‌ای است که تقریباً همه والدین با آن مواجه می‌شوند. این رفتار که معمولاً در سنین ۲ تا ۴ سالگی به اوج خود می‌رسد، می‌تواند به یک ویژگی شخصیتی پایدار تبدیل شود اگر به درستی مدیریت نشود. در این میان، نقش مادر به عنوان اولین و مهمترین مراقب کودک، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مقاله به بررسی نقش مادران در شکل‌گیری و تشدید لجبازی کودکان می‌پردازد و با نگاهی علمی-تحلیلی، الگوهای رفتاری مادرانه‌ای را که می‌توانند به پرورش فرزندان لجباز بینجامد، مورد بررسی قرار می‌دهد.


بخش اول: درک مفهوم لجبازی از دیدگاه روانشناسی رشد


۱.۱ تعریف لجبازی
لجبازی در روانشناسی رشد به عنوان رفتار مقابله‌جویانه، نافرمانی و مقاومت در برابر درخواست‌ها یا دستورات دیگران تعریف می‌شود. این رفتار می‌تواند واکنشی طبیعی در فرآیند استقلال‌یابی کودک باشد یا نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر در رابطه والد-فرزند.

۱.۲ لجبازی به عنوان بخشی از رشد طبیعی
در سنین ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی، لجبازی تا حدی طبیعی و نشانه‌ای از رشد هویت مستقل در کودک است. کودک در این مرحله در حال کشف مرزهای خود و دیگران است .اما هنگامی که این رفتار پس از این سنین ادامه یابد یا به شکل افراطی بروز کند، نیاز به بررسی و مداخله دارد.


چه مادرانی باعث می شوند فرزندان لجبازی پرورش دهند؟

بخش دوم: سبک‌های فرزندپروری مادران و تأثیر آن بر شکل‌گیری لجبازی


۲.۱ سبک مستبدانه
مادران با سبک فرزندپروری مستبدانه، قوانین سختگیرانه و غیرقابل انعطافی وضع می‌کنند و انتظار اطاعت بی‌چون و چرا دارند. این مادران:
  • به ندرت احساسات یا نظرات کودک را در نظر می‌گیرند
  • از تنبیه به عنوان ابزار اصلی کنترل استفاده می‌کنند
  • ارتباط عاطفی گرم و صمیمی کمی با کودک برقرار می‌کنند
تأثیر بر کودک: کودکان این مادران اغلب دو نوع واکنش نشان می‌دهند: یا به شدت مطیع و فاقد اعتماد به نفس می‌شوند یا در مقابل، لجبازی و پرخاشگری را به عنوان راهی برای ابراز وجود انتخاب می‌کنند. این کودکان می‌آموزند که تنها از طریق مقاومت می‌توانند هویت خود را حفظ کنند.

۲.۲ سبک سهل‌گیرانه (آسان‌گیر)
در انتهای دیگر طیف، مادران سهل‌گیر قرار دارند که:
  • حد و مرزهای روشنی تعیین نمی‌کنند
  • به رفتارهای نادرست کودک پاسخ مناسبی نمی‌دهند
  • به تمام خواسته‌های کودک تن می‌دهند
تأثیر بر کودک: کودکان این مادران یاد می‌گیرند که با اصرار و پافشاری می‌توانند به خواسته‌های خود برسند. عدم وجود قوانین ثابت باعث سردرگمی کودک می‌شود و هنگامی که بالاخره با محدودیتی مواجه می‌شود، با لجبازی شدید واکنش نشان می‌دهد زیرا به چنین محدودیت‌هایی عادت ندارد.

۲.۳ سبک بی‌ثبات
مادران با سبک بی‌ثبات، رفتاری غیرقابل پیش‌بینی دارند:
  • یک روز با یک رفتار کودک برخورد ملایمی دارند و روز دیگر همان رفتار را به شدت تنبیه می‌کنند
  • قوانین ثابتی ندارند و بر اساس حال خود تصمیم می‌گیرند
  • میان تشویق و تنبیه ارتباط منطقی وجود ندارد
تأثیر بر کودک: این بی‌ثباتی باعث اضطراب و سردرگمی در کودک می‌شود. کودک برای آزمودن مرزها و فهم قوانین، دائماً در حال آزمایش است که منجر به افزایش رفتارهای لجبازانه می‌شود.

۲.۴ سبک طردکننده یا غافل
مادرانی که به دلیل مشغله زیاد، مشکلات شخصی یا عدم علاقه، نسبت به کودک بی‌توجه هستند:
  • به نیازهای عاطفی کودک پاسخ نمی‌دهند
  • زمان کمی را با کودک می‌گذرانند
  • از مسئولیت‌های والدگری شانه خالی می‌کنند
تأثیر بر کودک: این کودکان برای جلب توجه مادر، به رفتارهای منفی مانند لجبازی روی می‌آورند. از نظر آنها، توجه منفی بهتر از بی‌توجهی کامل است.


بخش سوم: الگوهای ارتباطی مخرب مادر-کودک


۳.۱ ارتباط مبتنی بر کنترل افراطی
برخی مادران نیاز شدیدی به کنترل همه جنبه‌های زندگی کودک دارند. این کنترل گاهی از جایی شروع می‌شود که مادر:
  • به جای کودک تصمیم می‌گیرد
  • اجازه انتخاب و آزمایش نمی‌دهد
  • بر جزئیات بی‌اهمیت پافشاری می‌کند
پیامد: کودک احساس خفگی می‌کند و لجبازی را تنها راه ابراز وجود و استقلال می‌داند.

۳.۲ استفاده از احساس گناه و شرم
مادرانی که برای کنترل کودک از جملاتی مانند "اگر مامان را دوست داری، این کار را بکن" یا "ببین چقدر مامان رو ناراحت کردی" استفاده می‌کنند، در واقع از احساس گناه به عنوان ابزار کنترل استفاده می‌کنند. این روش اگرچه ممکن است در کوتاه مدت مؤثر باشد، در بلندمدت باعث ایجاد (resentment )حس خشم و کینه پنهان و لجبازی پنهان در کودک می‌شود.

۳.۳ برچسب‌زنی
وقتی مادر به کودک برچسب "لجباز"، "بد"، "پرحرف" یا "تنبل" می‌زند، این برچسب‌ها به بخشی از هویت کودک تبدیل می‌شود. کودک به تدریج باور می‌کند که واقعاً اینگونه است و مطابق با این برچسب‌ها رفتار می‌کند.

۳.۴ مقایسه‌های مخرب
مقایسه کودک با خواهر و برادر یا کودکان دیگر، عزت نفس کودک را تخریب می‌کند و باعث می‌شود کودک برای اثبات خود به روش‌های منفی مانند لجبازی متوسل شود.

۳.۵ عدم گوش دادن فعال
بسیاری از مادران به جای گوش دادن واقعی به کودک و درک احساساتش، به سرعت قضاوت می‌کنند، نصیحت می‌دهند یا مشکل را بی‌اهمیت جلوه می‌دهند. این نادیده گرفتن احساسات باعث می‌شود کودک برای دیده شدن، احساساتش را از طریق رفتارهای لجبازانه ابراز کند.


چه مادرانی باعث می شوند فرزندان لجبازی پرورش دهند؟

بخش چهارم: عوامل زمینه‌ساز در مادران


۴.۱ کمال‌گرایی
مادران کمال‌گرا استانداردهای غیرواقع‌بینانه‌ای برای خود و کودک دارند. آنها:
  • اشتباهات کودک را نمی‌پذیرند
  • بر جزئیات بی‌اهمیت تمرکز می‌کنند
  • به جای تشویق پیشرفت، بر نقاط ضعف تمرکز می‌کنند
این فشار مداوم برای بی‌عیب و نقص بودن، کودک را به سمت مقاومت و لجبازی سوق می‌دهد.

۴.۲ اضطراب و افسردگی مادر
مادرانی که با اضطراب یا افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند، اغلب:
  • انرژی عاطفی کافی برای برقراری ارتباط سالم با کودک ندارند
  • تحمل پایینی در برابر رفتارهای طبیعی کودک دارند
  • یا بیش از حد محافظه‌کار می‌شوند یا برعکس، بی‌تفاوت
این شرایط باعث می‌شود کودک یا به شدت وابسته شود یا برای جلب توجه، رفتارهای مقابله‌جویانه نشان دهد.

۴.۳ تجربیات کودکی مادر
مادرانی که خود در کودکی قربانی سبک فرزندپروری ناسالم بوده‌اند، ممکن است:
  • یا دقیقاً همان الگوها را تکرار کنند
  • یا در جهت مخالف آن حرکت کنند اما بدون آگاهی، به افراط کشیده شوند
مثلاً مادری که در کودکی تحت کنترل شدید بوده، ممکن است در فرزندپروری خود بیش از حد سهل‌گیر شود که این نیز می‌تواند به لجبازی کودک بینجامد.

۴.۴ باورهای فرهنگی و اجتماعی
در برخی فرهنگ‌ها، اطاعت مطلق کودک از والدین یک ارزش محسوب می‌شود. مادرانی که تحت تأثیر این باورها هستند، ممکن است کوچکترین استقلال‌طلبی کودک را به عنوان لجبازی یا بی‌احترامی تعبیر کنند و با آن مقابله کنند، که خود چرخه لجبازی را تشدید می‌کند.

۴.۵ عدم آگاهی از مراحل رشد کودک
بسیاری از مادران انتظارات نامناسبی از کودک دارند. مثلاً از کودک دو ساله انتظار دارند مانند بزرگسالان منطقی باشد یا از کودک پنج ساله انتظار دارند ساعت‌ها آرام بنشیند. این انتظارات غیرواقع‌بینانه منجر به برخوردهای نامناسب و تشدید لجبازی می‌شود.


بخش پنجم: مکانیسم‌های روانشناختی شکل‌گیری لجبازی


۵.۱ نیاز به استقلال و خودمختاری
بر اساس نظریه اریک اریکسون، در مرحله "خودمختاری در مقابل شرم و تردید" (۲-۴ سالگی)، کودک نیاز شدیدی به احساس کنترل و استقلال دارد. هنگامی که مادر به این نیاز به طور مناسب پاسخ ندهد، کودک برای تأمین آن به روش‌های منفی مانند لجبازی متوسل می‌شود.

۵.۲ الگوبرداری
کودکان از طریق مشاهده یاد می‌گیرند. اگر مادر در روابط خود با دیگران (همسر، خانواده، دوستان) رفتارهای لجبازانه، اصرار بر حق بودن یا عدم انعطاف‌پذیری نشان دهد، کودک این الگوها را درونی می‌کند.

۵.۳ تقویت منفی و مثبت
گاهی مادران ناخواسته لجبازی را تقویت می‌کنند:
  • تقویت مثبت: هنگامی که کودک با لجبازی به خواسته خود می‌رسد
  • تقویت منفی: هنگامی که کودک با لجبازی از انجام کاری که نمی‌خواهد، شانه خالی می‌کند

۵.۴ مکانیسم دفاعی
برای برخی کودکان، لجبازی یک مکانیسم دفاعی در برابر احساس ناامنی، ترس یا آسیب‌پذیری است. کودکی که احساس می‌کند کنترل زندگی‌اش در دست دیگران است، ممکن است از لجبازی به عنوان تنها راه حفظ کنترل استفاده کند.


چه مادرانی باعث می شوند فرزندان لجبازی پرورش دهند؟

بخش ششم: پیامدهای بلندمدت لجبازی در کودکان


۶.۱ مشکلات اجتماعی
کودکان لجباز در ایجاد و حفظ روابط دوستانه مشکل دارند زیرا نمی‌توانند سازش کنند یا نظر دیگران را بپذیرند.

۶.۲ مشکلات تحصیلی
لجبازی می‌تواند به محیط آموزشی نیز کشیده شود و باعث مقاومت در برابر انجام تکالیف، همکاری با معلمان یا پذیرش قوانین مدرسه شود.

۶.۳ اختلالات روانی احتمالی
لجبازی مزمن می‌تواند به اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه (ODD) یا در موارد شدیدتر، اختلال سلوک تبدیل شود.

۶.۴ مشکلات در بزرگسالی
این الگوهای رفتاری می‌توانند تا بزرگسالی ادامه یابند و در روابط زناشویی، شغلی و اجتماعی فرد مشکل ایجاد کنند.


بخش هفتم: راهکارهای اصلاحی برای مادران


۷.۱ خودآگاهی و بازنگری در الگوهای رفتاری
قدم اول برای مادران، شناخت الگوهای رفتاری خود و تأثیر آن بر کودک است. این ممکن است نیاز به کمک حرفه‌ای مانند مشاوره داشته باشد.

۷.۲ آموزش مهارت‌های فرزندپروری مثبت
  • تعیین مرزهای واضح و منطقی: قوانین باید مشخص، قابل درک و متناسب با سن کودک باشد
  • ثبات در اجرای قوانین: ثبات بیشتر از شدت تنبیه اهمیت دارد
  • استفاده از تشویق به جای تنبیه: توجه به رفتارهای مثبت کودک و تشویق آنها

۷.۳ بهبود ارتباط مادر-کودک
  • گوش دادن فعال: توجه کامل به کودک هنگام صحبت کردن
  • احترام به احساسات کودک: حتی وقتی با کودک مخالفیم، احساساتش را بپذیریم
  • ایجاد فضای امن برای ابراز احساسات: کودک باید بداند بدون ترس از قضاوت می‌تواند احساساتش را بیان کند

۷.۴ دادن حق انتخاب محدود
به جای دستور دادن مستقیم، به کودک حق انتخاب بین دو گزینه مناسب بدهیم. مثلاً "می‌خواهی اول پیژامه بپوشی یا اول مسواک بزنی؟"

۷.۵ الگوبرداری مثبت
مادران باید در رفتار خود انعطاف‌پذیری، مهارت حل مسئله و احترام متقابل را مدل کنند.

۷.۶ مدیریت احساسات خود
مادران باید یاد بگیرند پیش از واکنش به رفتار کودک، احساسات خود را مدیریت کنند .تنفس عمیق، ترک موقت موقعیت یا صحبت با یک دوست می‌تواند کمک‌کننده باشد.

۷.۷ درک مراحل رشد کودک
آگاهی از تغییرات رشدی کودک و انتظارات واقع‌بینانه داشتن، از برخوردهای نامناسب جلوگیری می‌کند.

۷.۸ هماهنگی با دیگر مراقبان
هماهنگی میان مادر، پدر و دیگر مراقبان در مورد قوانین و روش‌های تربیتی ضروری است تا کودک دچار سردرگمی نشود.

۷.۹ پذیرش اشتباهات
مادران باید یاد بگیرند که اشتباه کردن بخشی از فرآیند والدگری است و هنگام اشتباه، عذرخواهی کنند. این کار به کودک می‌آموزد که اشتباه بخشی از زندگی است و به جای لجبازی برای حفظ غرور، می‌توان مسئولیت اشتباهات را پذیرفت.

چه مادرانی باعث می شوند فرزندان لجبازی پرورش دهند؟

بخش هشتم: نقش پدر و سیستم خانواده

اگرچه این مقاله بر نقش مادر تمرکز دارد، اما نباید نقش پدر و سیستم خانوادگی را نادیده گرفت. پدر می‌تواند:
  • تعادل‌بخش باشد و سبک فرزندپروری مادر را تعدیل کند
  • الگوی ارتباطی متفاوتی ارائه دهد
  • در مواقع تنش میان مادر و کودک، میانجی‌گری کند
همچنین، روابط زناشویی سالم و حمایت عاطفی بین والدین، فضای خانواده را آرام می‌کند و از بسیاری تعارضات پیشگیری می‌کند.


بخش نهم: زمانی که نیاز به کمک تخصصی است

برخی نشانه‌ها حاکی از نیاز به مداخله تخصصی است:
  • لجبازی همراه با پرخاشگری فیزیکی شدید
  • آسیب به خود یا دیگران
  • تخریب اموال
  • لجبازی که پس از ۷-۸ سالگی همچنان ادامه دارد
  • تأثیر منفی شدید بر عملکرد تحصیلی یا اجتماعی
در این موارد، مراجعه به روانشناس کودک یا خانواده درمانگر ضروری است.


نتیجه‌گیری

پرورش فرزندان لجباز، نتیجه تعامل پیچیده‌ای از عوامل مختلف است که در آن نقش مادران به دلیل ارتباط اولیه و عمیق‌تر، پررنگ‌تر است. مادرانی که خود در چرخه لجبازی گرفتار شده‌اند، اغلب قصد آسیب رساندن به کودک را ندارند، بلکه یا از الگوهای آموخته شده از نسل قبل تبعیت می‌کنند یا در واکنش به فشارهای زندگی، راهکارهای نامناسبی انتخاب کرده‌اند.
خبر امیدوارکننده این است که این الگوها قابل تغییر هستند. با افزایش آگاهی، کسب مهارت‌های فرزندپروری مثبت، خودمراقبتی و در صورت نیاز، دریافت کمک تخصصی، مادران می‌توانند چرخه لجبازی را بشکنند و رابطه سالم‌تری با کودک برقرار کنند.

والدگری سفر پرفراز و نشیبی است که در آن اشتباهات اجتناب‌ناپذیرند. آنچه اهمیت دارد، تلاش مستمر برای یادگیری، انعطاف‌پذیری و حفظ ارتباط عاطفی با کودک است. کودکی که احساس امنیت، درک شدن و احترام کند، دلیلی برای لجبازی مزمن نخواهد داشت و در عوض، می‌آموزد که چگونه خواسته‌های خود را به شیوه‌های سالم و محترمانه بیان کند.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط