بخش اول: درک مفهوم لجبازی از دیدگاه روانشناسی رشد
۱.۱ تعریف لجبازی
لجبازی در روانشناسی رشد به عنوان رفتار مقابلهجویانه، نافرمانی و مقاومت در برابر درخواستها یا دستورات دیگران تعریف میشود. این رفتار میتواند واکنشی طبیعی در فرآیند استقلالیابی کودک باشد یا نشانهای از مشکلات عمیقتر در رابطه والد-فرزند.
۱.۲ لجبازی به عنوان بخشی از رشد طبیعی
در سنین ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی، لجبازی تا حدی طبیعی و نشانهای از رشد هویت مستقل در کودک است. کودک در این مرحله در حال کشف مرزهای خود و دیگران است .اما هنگامی که این رفتار پس از این سنین ادامه یابد یا به شکل افراطی بروز کند، نیاز به بررسی و مداخله دارد.

بخش دوم: سبکهای فرزندپروری مادران و تأثیر آن بر شکلگیری لجبازی
۲.۱ سبک مستبدانه
مادران با سبک فرزندپروری مستبدانه، قوانین سختگیرانه و غیرقابل انعطافی وضع میکنند و انتظار اطاعت بیچون و چرا دارند. این مادران:
- به ندرت احساسات یا نظرات کودک را در نظر میگیرند
- از تنبیه به عنوان ابزار اصلی کنترل استفاده میکنند
- ارتباط عاطفی گرم و صمیمی کمی با کودک برقرار میکنند
۲.۲ سبک سهلگیرانه (آسانگیر)
در انتهای دیگر طیف، مادران سهلگیر قرار دارند که:
- حد و مرزهای روشنی تعیین نمیکنند
- به رفتارهای نادرست کودک پاسخ مناسبی نمیدهند
- به تمام خواستههای کودک تن میدهند
۲.۳ سبک بیثبات
مادران با سبک بیثبات، رفتاری غیرقابل پیشبینی دارند:
- یک روز با یک رفتار کودک برخورد ملایمی دارند و روز دیگر همان رفتار را به شدت تنبیه میکنند
- قوانین ثابتی ندارند و بر اساس حال خود تصمیم میگیرند
- میان تشویق و تنبیه ارتباط منطقی وجود ندارد
۲.۴ سبک طردکننده یا غافل
مادرانی که به دلیل مشغله زیاد، مشکلات شخصی یا عدم علاقه، نسبت به کودک بیتوجه هستند:
- به نیازهای عاطفی کودک پاسخ نمیدهند
- زمان کمی را با کودک میگذرانند
- از مسئولیتهای والدگری شانه خالی میکنند
بخش سوم: الگوهای ارتباطی مخرب مادر-کودک
۳.۱ ارتباط مبتنی بر کنترل افراطی
برخی مادران نیاز شدیدی به کنترل همه جنبههای زندگی کودک دارند. این کنترل گاهی از جایی شروع میشود که مادر:
- به جای کودک تصمیم میگیرد
- اجازه انتخاب و آزمایش نمیدهد
- بر جزئیات بیاهمیت پافشاری میکند
۳.۲ استفاده از احساس گناه و شرم
مادرانی که برای کنترل کودک از جملاتی مانند "اگر مامان را دوست داری، این کار را بکن" یا "ببین چقدر مامان رو ناراحت کردی" استفاده میکنند، در واقع از احساس گناه به عنوان ابزار کنترل استفاده میکنند. این روش اگرچه ممکن است در کوتاه مدت مؤثر باشد، در بلندمدت باعث ایجاد (resentment )حس خشم و کینه پنهان و لجبازی پنهان در کودک میشود.
۳.۳ برچسبزنی
وقتی مادر به کودک برچسب "لجباز"، "بد"، "پرحرف" یا "تنبل" میزند، این برچسبها به بخشی از هویت کودک تبدیل میشود. کودک به تدریج باور میکند که واقعاً اینگونه است و مطابق با این برچسبها رفتار میکند.
۳.۴ مقایسههای مخرب
مقایسه کودک با خواهر و برادر یا کودکان دیگر، عزت نفس کودک را تخریب میکند و باعث میشود کودک برای اثبات خود به روشهای منفی مانند لجبازی متوسل شود.
۳.۵ عدم گوش دادن فعال
بسیاری از مادران به جای گوش دادن واقعی به کودک و درک احساساتش، به سرعت قضاوت میکنند، نصیحت میدهند یا مشکل را بیاهمیت جلوه میدهند. این نادیده گرفتن احساسات باعث میشود کودک برای دیده شدن، احساساتش را از طریق رفتارهای لجبازانه ابراز کند.

بخش چهارم: عوامل زمینهساز در مادران
۴.۱ کمالگرایی
مادران کمالگرا استانداردهای غیرواقعبینانهای برای خود و کودک دارند. آنها:
- اشتباهات کودک را نمیپذیرند
- بر جزئیات بیاهمیت تمرکز میکنند
- به جای تشویق پیشرفت، بر نقاط ضعف تمرکز میکنند
۴.۲ اضطراب و افسردگی مادر
مادرانی که با اضطراب یا افسردگی دست و پنجه نرم میکنند، اغلب:
- انرژی عاطفی کافی برای برقراری ارتباط سالم با کودک ندارند
- تحمل پایینی در برابر رفتارهای طبیعی کودک دارند
- یا بیش از حد محافظهکار میشوند یا برعکس، بیتفاوت
۴.۳ تجربیات کودکی مادر
مادرانی که خود در کودکی قربانی سبک فرزندپروری ناسالم بودهاند، ممکن است:
- یا دقیقاً همان الگوها را تکرار کنند
- یا در جهت مخالف آن حرکت کنند اما بدون آگاهی، به افراط کشیده شوند
۴.۴ باورهای فرهنگی و اجتماعی
در برخی فرهنگها، اطاعت مطلق کودک از والدین یک ارزش محسوب میشود. مادرانی که تحت تأثیر این باورها هستند، ممکن است کوچکترین استقلالطلبی کودک را به عنوان لجبازی یا بیاحترامی تعبیر کنند و با آن مقابله کنند، که خود چرخه لجبازی را تشدید میکند.
۴.۵ عدم آگاهی از مراحل رشد کودک
بسیاری از مادران انتظارات نامناسبی از کودک دارند. مثلاً از کودک دو ساله انتظار دارند مانند بزرگسالان منطقی باشد یا از کودک پنج ساله انتظار دارند ساعتها آرام بنشیند. این انتظارات غیرواقعبینانه منجر به برخوردهای نامناسب و تشدید لجبازی میشود.
بخش پنجم: مکانیسمهای روانشناختی شکلگیری لجبازی
۵.۱ نیاز به استقلال و خودمختاری
بر اساس نظریه اریک اریکسون، در مرحله "خودمختاری در مقابل شرم و تردید" (۲-۴ سالگی)، کودک نیاز شدیدی به احساس کنترل و استقلال دارد. هنگامی که مادر به این نیاز به طور مناسب پاسخ ندهد، کودک برای تأمین آن به روشهای منفی مانند لجبازی متوسل میشود.
۵.۲ الگوبرداری
کودکان از طریق مشاهده یاد میگیرند. اگر مادر در روابط خود با دیگران (همسر، خانواده، دوستان) رفتارهای لجبازانه، اصرار بر حق بودن یا عدم انعطافپذیری نشان دهد، کودک این الگوها را درونی میکند.
۵.۳ تقویت منفی و مثبت
گاهی مادران ناخواسته لجبازی را تقویت میکنند:
- تقویت مثبت: هنگامی که کودک با لجبازی به خواسته خود میرسد
- تقویت منفی: هنگامی که کودک با لجبازی از انجام کاری که نمیخواهد، شانه خالی میکند
۵.۴ مکانیسم دفاعی
برای برخی کودکان، لجبازی یک مکانیسم دفاعی در برابر احساس ناامنی، ترس یا آسیبپذیری است. کودکی که احساس میکند کنترل زندگیاش در دست دیگران است، ممکن است از لجبازی به عنوان تنها راه حفظ کنترل استفاده کند.

بخش ششم: پیامدهای بلندمدت لجبازی در کودکان
۶.۱ مشکلات اجتماعی
کودکان لجباز در ایجاد و حفظ روابط دوستانه مشکل دارند زیرا نمیتوانند سازش کنند یا نظر دیگران را بپذیرند.
۶.۲ مشکلات تحصیلی
لجبازی میتواند به محیط آموزشی نیز کشیده شود و باعث مقاومت در برابر انجام تکالیف، همکاری با معلمان یا پذیرش قوانین مدرسه شود.
۶.۳ اختلالات روانی احتمالی
لجبازی مزمن میتواند به اختلال نافرمانی مقابلهجویانه (ODD) یا در موارد شدیدتر، اختلال سلوک تبدیل شود.
۶.۴ مشکلات در بزرگسالی
این الگوهای رفتاری میتوانند تا بزرگسالی ادامه یابند و در روابط زناشویی، شغلی و اجتماعی فرد مشکل ایجاد کنند.
بخش هفتم: راهکارهای اصلاحی برای مادران
۷.۱ خودآگاهی و بازنگری در الگوهای رفتاری
قدم اول برای مادران، شناخت الگوهای رفتاری خود و تأثیر آن بر کودک است. این ممکن است نیاز به کمک حرفهای مانند مشاوره داشته باشد.
۷.۲ آموزش مهارتهای فرزندپروری مثبت
- تعیین مرزهای واضح و منطقی: قوانین باید مشخص، قابل درک و متناسب با سن کودک باشد
- ثبات در اجرای قوانین: ثبات بیشتر از شدت تنبیه اهمیت دارد
- استفاده از تشویق به جای تنبیه: توجه به رفتارهای مثبت کودک و تشویق آنها
۷.۳ بهبود ارتباط مادر-کودک
- گوش دادن فعال: توجه کامل به کودک هنگام صحبت کردن
- احترام به احساسات کودک: حتی وقتی با کودک مخالفیم، احساساتش را بپذیریم
- ایجاد فضای امن برای ابراز احساسات: کودک باید بداند بدون ترس از قضاوت میتواند احساساتش را بیان کند
۷.۴ دادن حق انتخاب محدود
به جای دستور دادن مستقیم، به کودک حق انتخاب بین دو گزینه مناسب بدهیم. مثلاً "میخواهی اول پیژامه بپوشی یا اول مسواک بزنی؟"
۷.۵ الگوبرداری مثبت
مادران باید در رفتار خود انعطافپذیری، مهارت حل مسئله و احترام متقابل را مدل کنند.
۷.۶ مدیریت احساسات خود
مادران باید یاد بگیرند پیش از واکنش به رفتار کودک، احساسات خود را مدیریت کنند .تنفس عمیق، ترک موقت موقعیت یا صحبت با یک دوست میتواند کمککننده باشد.
۷.۷ درک مراحل رشد کودک
آگاهی از تغییرات رشدی کودک و انتظارات واقعبینانه داشتن، از برخوردهای نامناسب جلوگیری میکند.
۷.۸ هماهنگی با دیگر مراقبان
هماهنگی میان مادر، پدر و دیگر مراقبان در مورد قوانین و روشهای تربیتی ضروری است تا کودک دچار سردرگمی نشود.
۷.۹ پذیرش اشتباهات
مادران باید یاد بگیرند که اشتباه کردن بخشی از فرآیند والدگری است و هنگام اشتباه، عذرخواهی کنند. این کار به کودک میآموزد که اشتباه بخشی از زندگی است و به جای لجبازی برای حفظ غرور، میتوان مسئولیت اشتباهات را پذیرفت.

بخش هشتم: نقش پدر و سیستم خانواده
اگرچه این مقاله بر نقش مادر تمرکز دارد، اما نباید نقش پدر و سیستم خانوادگی را نادیده گرفت. پدر میتواند:
- تعادلبخش باشد و سبک فرزندپروری مادر را تعدیل کند
- الگوی ارتباطی متفاوتی ارائه دهد
- در مواقع تنش میان مادر و کودک، میانجیگری کند
بخش نهم: زمانی که نیاز به کمک تخصصی است
برخی نشانهها حاکی از نیاز به مداخله تخصصی است:
- لجبازی همراه با پرخاشگری فیزیکی شدید
- آسیب به خود یا دیگران
- تخریب اموال
- لجبازی که پس از ۷-۸ سالگی همچنان ادامه دارد
- تأثیر منفی شدید بر عملکرد تحصیلی یا اجتماعی
نتیجهگیری
پرورش فرزندان لجباز، نتیجه تعامل پیچیدهای از عوامل مختلف است که در آن نقش مادران به دلیل ارتباط اولیه و عمیقتر، پررنگتر است. مادرانی که خود در چرخه لجبازی گرفتار شدهاند، اغلب قصد آسیب رساندن به کودک را ندارند، بلکه یا از الگوهای آموخته شده از نسل قبل تبعیت میکنند یا در واکنش به فشارهای زندگی، راهکارهای نامناسبی انتخاب کردهاند.خبر امیدوارکننده این است که این الگوها قابل تغییر هستند. با افزایش آگاهی، کسب مهارتهای فرزندپروری مثبت، خودمراقبتی و در صورت نیاز، دریافت کمک تخصصی، مادران میتوانند چرخه لجبازی را بشکنند و رابطه سالمتری با کودک برقرار کنند.
والدگری سفر پرفراز و نشیبی است که در آن اشتباهات اجتنابناپذیرند. آنچه اهمیت دارد، تلاش مستمر برای یادگیری، انعطافپذیری و حفظ ارتباط عاطفی با کودک است. کودکی که احساس امنیت، درک شدن و احترام کند، دلیلی برای لجبازی مزمن نخواهد داشت و در عوض، میآموزد که چگونه خواستههای خود را به شیوههای سالم و محترمانه بیان کند.



