بیان موضوع:
«امدادهاى غیبى» در اصطلاح به معناى مددها و الطاف ویژه در زندگى بشر است که از غیب سرچشمه مىگیرد؛ اگر زندگى آدمى همراه ایمان و اخلاص و کوشش باشد، مشمول عنایات خاص و امدادهاى غیبى مىشود. تعبیر «امداد غیبى» در قرآن کریم بهکار نرفته، ولى آیات متعددى به امدادهاى غیبى الهى اشاره کرده است.
امدادهای غیبی خداوند، تأثیر شگرفی در زندگی انسان ها دارد. در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) این موضوع به تأکید مطرح شده، به گونه ای که دیگر نمی توان گفت امدادهای غیبی در زندگی انسان ها یک استثناست و تنها در موارد نادری نمایان می شود، بلکه یکی از سنت های الهی است که مؤمن می تواند در سختی های زندگی به آن دل ببندد و امید نجات داشته باشد
ضرورت بحث:
انسان موجود ضعیفی است که در همه ی حالات و نیازمند و محتاج است از سوی انواع و اقسام خطرات و دشمنان داخلی و خارجی از قبیل امراض جسمی، روحی، مشکلات، حوادث، فقر، ناامنی و جنگ عوامل دیگر که هر کدام به تنهایی برای ناامن کردن و یا نابودی او کافی است، تهدید می شود.
با توجه به جنگ رمضان (حمله آمریکای جنایتکار و بلوک غرب علیه ایران اسلامی) بر مدافعین نظامی و غیر نظامی فرض و الزام است که در کنار دفاع همه جانبه نظامی، باید با توکل و توسل از به نیروی غیبی و امداد های الهی که از ضروریات سنت الهی است برای خنثی کردن نقشههاى دشمنان با اعتقادی راسخ بیشتر استفاده نمائیم. در این مطلب به گوشه ای از این امداد های الهی اشاره خواهیم کرد.
اهداف مقاله:
1. امدادهای غیبی نجات حضرت موسی از دست فرعون و ایمان به خداوند در بدترین شرایط
2. قطعی بودن امدادهای غیبی و التزام به این وعده الهی
3. توکل و استغفار وعبرت های الهی و فقر و نداری معیاری برای امدادهای غیبی
4. مصادیق مهمی از امداهای غیبى و الهی
5.شرایط برخوردارى از امداد های غیبى
جنگ و جهاد: خنثی کردن نقشههاى دشمنان با امداد های غیبى و الهی
1. زمینهساز امدادهاى غیبى در زمان حضرت موسی
إِذْ فَرَقْنَا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْنَاکُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ :و [یاد کنید] هنگامی که دریا را برای شما شکافتیم، پس شما را نجات دادیم و فرعونیان را در حالی که می دیدید، غرق کردیم.(1)ابنعباس روایت مىکند که حضرت موسى (ع) از سوى خداوند متعال مأمور شد که قوم بنىاسرائیل را شبانه ازمصر بیرونببرد.
فرعون و لشکریانش پس از آگاهى از این امر، به تعقیب آنها پرداختند. آنگاه که موسى و همراهانش به دریا رسیدند، حضرت به فرمان خداوند متعال عصایش را به دریا زد و دریا شکافته شد. بنىاسرائیل به سلامت از دریا گذشتند، امّا فرعونیان که در این مسیر در تعقیب موسى و همراهانش بودند، به وسیله پر شدن مجدد شکاف دریا با آب، غرق شدند. (2)
1 . لزوم یادآورى امدادهاى غیبى
خداوند متعال در این آیه یکى دیگر از نعمتهاى خود بر بنىاسرائیل یعنى امداد غیبىِ شکافته شدن دریا، نجات آنان و غرق شدن فرعونیان را به آنان یادآور مىشود. (3) از اینرو، در هنگام جهاد و دفاع، هرگز نباید امدادهاى غیبى را از یاد برد.
2. تحمل سختىها، زمینهساز امدادهاى غیبى
«کُم» در این آیه خطاب بهبنىاسرائیل استکه متحمل انواع سختىها شده بودند. باء در «بِکُمْ» نیز سببیّه است؛ یعنى به دلیل اینکه سختىها را تحمل کردید، شما را از نعمت امداد غیبى خویش (شکافته شدن دریا) برخوردار کردیم. (4)
3. دعا، زمینهساز امدادهاى غیبى
در تفسیر على بن ابراهیم قمى در ذیل این آیه آمده است: پیامبر اکرم (ص) در جنگ حنین [هنگامى که مسلمانان غافلگیر شدند و جز تعداد اندکى مانند على (ع) از گِرد حضرت پراکنده شدند و فرار کردند] دست به دعا برداشت و فرمود: بار خدایا! ستایش تو راست و نزد تو شکایت مىشود و تویى یارى دهنده. آنگاه جبرئیل فرود آمد و گفت: دعاى تو همان دعاى موسى (ع) بود؛ هنگامى که خداوند دریا را برایش شکافت و او را از دست فرعون رهایى بخشید. (5).
نکته ها:
ماجراى عبور بنىاسرائیل از رود نیل، در چند سوره قرآن بیان شده است. (6)
خداوند با شکافتن آب، به وسیله زدن عصاى حضرت موسى علیه السلام، آنان را از رود دریاگونهى نیل عبور داد.
در این آیه، سه معجزهى الهى در کنار هم مطرح شده است:
الف: شکافتن دریا.
ب: نجات بنىاسرائیل.
ج: غرق فرعونیان.
پیام ها:
1- نقش اسباب، بسته به ارادهى حکیمانه خداوند است. موسى عصایى داشت که گاهى از سنگ آب مىجوشاند؛ «اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ» و گاهى به آب مىزد و از میان آن راه گشوده مىشود.
2- پایان شب سیه سفید است. بنىاسرائیل بعد از آن همه شکنجه و بلا به رفاه و نجات رسیدند.
3- انتقام از ستمگران در حضور ستمدیدگان، مرهمى براى آنهاست.
2- قطعی بودن امدادهای غیبی و الترامی حتمی
گروهی از آیات قرآن، حتمی بودن کمک های ویژۀ خدا را یک سنت دانسته اند و نه تنها بر امکان، بلکه بر حتمیت وقوع این وعده های الهی مهر تأیید میزنند (7).1-حمایت مؤکد و بی دریغ خدا در قطعی بودن امدادهای
در آیۀ «إنا لننصر رسلنا والذین امنوا فی الحیوة الدنیا ویوم یقوم الأشهد» (8) سخن از حمایت مؤکد و بی دریغ خدا از پیامبران خویش و پیر وان آن هاست.
حمایتی که انواع پیر وزیها را در پی دارد؛ چه در منطق و بیان، چه در میدان های جنگ با فرستادن عذاب و نابود کردن دشمن با «امدادهای غیبی» که قلب را تقویت و روح را به لطف الهی نیر ومند می سازد (9)
در آیه «ولقد سبقت کامتنا لعبادنا المرسلین *إنهم لهم المنصورون»؛ حکم قطعی ما درباره فرستادگانمان این است که از جانب ما یاری می شوند (10)، خداوند کلام خویش را به صورت های گوناگون (حرف «لام» در ابتدای آیه، کلمه «قد»، کلمه «إن» و حرف «لام» در «لهم» در این زمینه تأکید کرده است (11). در سوره صافات نیز از غلبه و پیر وزی لشکریان خدا خبر میدهد: (12)«وإن جندنا لهم الغلبون».
2- غلبه و پیر وزی حکم اطلاقی بر کمک های الهی
علامه طباطبایی مضمون اخیر را که شمول و اطلاق کمک های الهی است از آیه «کتب الله لأغلبن أنا ورسلی إن الله قوی عزیز»؛ خداوند حکم کرده است که من و فرستادگانم البته پیروز خواهیم شد؛ همانا خداوند نیر ومند و توانای بی همتاست (13)، نیز استفاده کرده، می فرماید: ظاهر اطلاق غلبه و پیر وزی از جهت برهان و از زاویه تأیید و سرانجام، از جنبه طبیعت ایمان به خدا و رسول او میشود.
3- عبرت های الهی دلیلی بر امدادهای غیبی
وی در ادامه این موضوع میفرماید: در اثبات این مسئله، عذاب هایی که خدا بر ردکنندگان دعوت رسولان پیشینش فرستاد، کفایت می کند؛ چنان که در آیه: «ثم أرسلنا رسلنا تترا کل ما جاء أمۀ رسولها کذبوه فأتبعنا بعضهم بعضا وجعلناهم أحادیث فبعدا لقوم لا یؤمنون» فرستادگان خود را پی در پی فرستادیم، هر زمان پیامبری برای هدایت قومی می آمد، او را تکذیب میکردند.ولی ما این امت های سرکش را یکی پس از دیگری هلاک و آن ها را داستان ها کردیم، تا مردمان عبرت گیر ند، پس دور باد [از رحمت خدا] قومی که ایمان نمی آورد (14)، به این حقیقت اشاره میکند و سنت خدا بر همین اساس است (15).
نظر برخی مفسران این است که میتوان به ظاهر کلام خدا تمسک کرد و گفت پیامبران و پیر وان آن ها برای درخواست کمکی که خدا بدان ها وعده داده بود، میگفتند: «متی نصر الله»؛ همان وعده یاری و پیر وزی ای که خداوند در آیاتی مانند، «و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین *إنهم لهم المنصورون» (16) و «کتب الله لأغلبن أنا ورسلی» (17)، به فرستادگان خود داده است (18).
پیروزی و نصرت رهبران حق مقید در این جهان نیست بلکه امدادها و نصرت های غیبی ادامه دارد و در جهان آخرت نیز انبیا و مومنان از آن بهره میبرند (19).
1- توکل به خدا معیار حتمی امدادهای غیبی
از شرایط مهم رهیافت به مددهای غیبی توکل و اعتماد است، با تمرین و تقویت روح توکل و اعتماد به خدای متعال، یکی از شرایط امدادهای الهی حاصل میشود، پدیده توکل مقاومت انسان را در برابر سختی ها و مشکلات افزایش میدهد،.
افق های جدیدی از مواهب الهی در برابر مؤمنان گشوده می شود، قرآن کریم توکل و اعتماد به خدای متعال را از شرایط یاری و امداد و عدم خذلان الهی می داند (20).
پیامبر اسلام (ص) مظهر نزول مددهای غیبی
پیامبر اسلام (ص) که مظهر توکل و سبب نزول مددهای غیبی بر مردم خصوصا مومنان است فرمود: (در شب معراج از خداوند متعال سوال کردم: «ای الاعمال افضل» (چه عملی از همه اعمال برتر است)؛ خداوند فرمود: «لیس شیئ عندی افضل من التوکل علی و الرضا بما قسمت» (21) (چیزی در نزد من برتر از توکل بر من و خشنودی به آن چه قسمت کردم نیست).
قرآن در آیۀ دیگر می فرماید: «ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره» (22) (و هر کسی بر خداوند توکل کند کفایت امرش را میکند، خداوند فرمان خود را به انجام می رساند).
حقیقتا هر کسی بر خدا توکل کند عنایت خدا را همراه دارد (23). علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان میگوید: آیه فوق دلالت دارد بر این که: غیر از اسباب عادی و طبیعی، اسباب دیگری نیز درکار است که بر صلاح بنده متوکل، در جریان است (24).
2- استغفار وسیله ای برای امددهای الهی
قرآن کریم از زبان حضرت نوح (ع) میفرماید: «فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا» (25) (به آن ها (قوم خودم) گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است).
«یرسل السماء علیکم مدرارا» (26) (تا باران های پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد). و«یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهرا» (27) (و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغ های سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد.).
استغفار در نزول مددهای غیبی مؤثر است، عدم آن عامل محرومیت و دوری از یاری و لطف الهی میشود. قرآن کریم آن را از عوامل عذاب الهی و محرومیت از هر گونه یاری و امدادالهی، معرفی نموده است.
و«انیبوا الی ربکم و اسلموا له من قبل ان یاتیکم العذاب ثم لا تنصرون» (28) (به سوی پروردگارتان برگردید و خود را اصلاح کنید (توبه کنید و تسلیم اوامر او باشید) قبل از این که عذاب به سراغ شما آید که در این صورت هیچ کس نتواند به یاری و مدد شما برخیزد).
این آیه و آیات قبل، همه بندگان را مخاطب قرار داده، دعوت به سوی خداوند با توبه و استغفار و تسلیم شدن در برابر اوامر او میکند، و عدم بازگشت و استغفار را سبب محرومیت از الطاف الهی و آمدن عذاب میداند. چرا در یاری و امداد الهی مسدود میشود ؟ به دلیل این که سبب آن معلوم است که استغفار و توبه و تسلیم شدن در برابر امر حق باشد، و آن از طرف گناه کاران و مجرمان واقع نشده است (29).
3-ارتباط فقر و نداری و التماس با امداهای الهی
قرآن کریم به این حقیقت اشاره کرده است که «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید (30)» (ای مردم همگی به خدا نیازمندید و خدا است که بی نیاز و ستوده است و از هر گونه عیب و نقصی منزه است).
در این آیه انگشت روی جهت نیاز و فقر انسان گذاشته شده است و آن فقر و احتیاج ذاتی است، تنها موجودی که میتواند، به انسان فقیر کمک کند فقط خدا است و جز خدا همه به حکم ممکن بودن، نیازمند هستند، نمی توانند به خود یا موجود دیگر امداد و کمک نمایند و این مطلب با جمله «الی الله و الله هو الغنی الحمید» که ذکر شده است (31). از نظر قرآن فقر و نیازمندی انسان همیشگی است (32).
در این آیه فقر منحصر در ناس شده و بی نیازی منحصر در خداوند شده است. بنابراین تمامی انحای فقر در مردم و تمامی انحای بی نیازی در خداوند متعال است، خداوند غنی با الذات است و میتواند همه انسان ها را از بین ببرد چون از آنان بی نیاز است و انسان بالذات فقیر است و نمی تواند به چیزی غیر از خدا از خدا بی نیاز شود (33).
امیر المؤمنین (ع) در زمینۀ رحمت و امداد فراگیر خداوند میفرماید: «الحمدالله الناشر فی الخلق فضله و الباسطه فیهم باالجود یده» (34) (حمد مخصوص خدای است که فضل و رحمتش به همۀ آفریده ها گسترده و فراگیر است و دست گرم او برای بخشش باز است).
امام علی (ع) در این جمله اشاره به رحمت وامداد عمومی و فراگیر الهی میکند که شامل تمام آفریده ها و مخلوقات می شود و همه از امداد و لطفش بهره میبرند، رحمان با صیغه مبالغه بیان شده است که بر کثرت و فراگیر ی و بسیاری رحمت دلالت دارد (35).
نکته ای که در بحث امداد عام و امدادخاص الهی باید مورد توجه و دقت قرار گیر د این است که مراد از رحمت رحمانی و رحمت رحیمیه همان امدادهای عام و خاص غیبی می باشد، به خاطر این که قرآن، لعنت شدگان از سوی خداوند را که به معنی دور شدگان از رحمت و سعادت الهی است (36).
4- مصادیق مهمی از امداد غیبى و امداهای الهی
بسیارى از آیات قرآن بیانگر این مطلب است که امدادهاى غیبى بیشتر در جنگ ظهور و تجلى کرده است. در قرآن به مصادیق گوناگونى از امداد غیبى اشاره شده است:۱. فرستادن سپاه دیده نشدنى:
قرآن در سه مورد از فرستادن لشکرهایى نامرئى یاد مىکند و آنها را یارى دهندگان سپاه توحید مىداند. (سور توبه/۹،۲۶ ، ۴۰؛ احزاب/۳۳،۹)(37) در جنگ حنین دشمن به پیروزى موقّت رسیده و مسلمانان جنگجو از گرد پیامبر پراکنده شدند، و نزدیک بود که دستاوردهاى چند ساله نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان بر باد رود.
لیکن امدادهاى غیبى و از جمله آنها سپاه نامرئى، آنان را نجات بخشید(38): «ثُمَّ اَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسولِهِ و عَلَى المُؤمِنینَ و اَنزَلَ جُنودًا لَم تَرَوها وعَذَّبَ الَّذینَ کفَروا وذلِک جَزاءُ الکافِرین» (توبه/۹، ۲۶).
۲. یارى با فرشتگان:
روشنترین و مهمترین مصداق کمکهاى ویژه الهى، آمدن فرشتگان امدادگر به یارى پیامبر و مسلمانان در جنگهاى صدر اسلام است. آیات ۱۲۳ ـ ۱۲۵ سوره آلعمران/۳ به نصرت سپاهیان اسلام در نبرد بدر به وسیله فرشتگان تصریح کرده است: «ولَقَد نَصَرَکمُ اللّهُ بِبَدر واَنتُم اَذِلَّةٌ فَاتَّقوا اللّهَ لَعَلَّکم تَشکرون * اِذ تَقولُ لِلمُؤمِنینَ اَلَن یکفِیکم اَن یمِدَّکم رَبُّکم بِثَلاثَةِ ءالاف مِّنَ المَلائِکةِ مُنزَلین * بَلى اِن تَصبِروا وتَتَّقوا ویأتوکم مِن فَورِهِم هذا یمدِدکم رَبُّکم بِخَمسَةِ ءالاف مِنَ المَلائِکةِ مُسَوِّمین».
۳. آرام کردن دلهاى مؤمنان:
سکینه و آرامش قلب یک حالت فوق العاده روحى و موهبتى الهى است، که انسان در پرتو آن مشکلترین حوادث را هضم، و با وجود مشکلات، در خود احساس آرامش مىکند. از مهمترین میدانهاى کارزار که مسلمانان در آن تا آستانه شکست پیش رفتند و خطر بزرگى متوجه آنان شد، جنگ حنین بود که جز اندکى سایر مجاهدان از گِرد آن حضرت پراکنده شدند و از میدان گریختند. در این برهه خطرناک بود که خداوند با ایجاد آرامش در قلب پیامبر و مؤمنان، بدانان روحیهاى دوباره بخشید و آنان را نجات داد: «ثُمَّ اَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسولِهِ و عَلَى المُؤمِنینَ ...»(توبه/۹،۲۶).(39)
۴. خواب کوتاه و سبک:
برخى از آیات قرآن امدادهاى غیبى الهى را در قالب خوابهاى کوتاهمدت و سبک بیان مىکند: «اِذ یغَشّیکمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنه» (انفال/۸ ،۱۱) برخى مفسران گفتهاند: قرآن کریم ضمن بیان اینگونه امدادها آن را سبب امن و آسایش و از بین رفتن ترس مسلمانان مىداند.
۵. نزول باران:
از دیگر امدادهاى غیبى الهى که در جنگ بدر به یارى مسلمانان آمد نزول باران بود: «و ینَزِّلُ عَلَیکم مِنَ السَّماءِ ماءً لِیطَهِّرَکم بِهِ و یذهِبَ عَنکم رِجزَ الشَّیطانِ ولِیربِطَ عَلى قُلوبِکم و یثَبِّتَ بِهِ الاَقدام» (انفال/۸ ،۱۱) از برکات باران این بود که شنهاى روان در زیر پاى آنان محکم شده و برکههاى آب پدید آمد که با آن رفع تشنگى و تطهیر کردند. از دیگر برکاتش این بود که دلهاى مؤمنان را به همدیگر پیوند داد و آنها را به یکدیگر نزدیک ساخت و ثابت قدم گردانید. (40)
۶. ایجاد هراس در دلهاى دشمنان:
ایجاد هراس و رُعب در دل دشمنان از کمکهاى ویژه خداست که ۴ بار در قرآن از آن یاد شده است و همه آنها درباره شرایط دشوار جنگ و جهاد است. منظور از رعب این است که بر اثر شدت ترس، انسان ناامید شود و احساس کند که راه رهایى از گرفتارى که به آن دچار گشته وجود ندارد. (41)
قرآن در بیان نجات معجزهگونه مسلمانان پس از شکست آنها در جنگ احد، از افکندن رعب در دل کافران خبر داده است: «سَنُلقى فى قُلُوبِالَّذینَ کفَروا الرُّعبَ ...» (آلعمران/۳، ۱۵۱).
۷. فرستادن بادهاى ویرانگر:
برخى از آیات قرآن به بادهایى اشاره دارد که در بعضى جنگها، مؤمنان به آن یارى شده و در شکست دشمنان مؤثر افتاده است. آیه ۹ سوره احزاب/۳۳ ضمن برشمردن باد به عنوان امدادگر ویژه غیبى، به مؤمنان فرمان مىدهد که به یاد نعمتهاى خدا باشند: «یاَیها الَّذینَ ءامَنوا اذکروا نِعمَةَ اللّهِ عَلَیکم اِذ جاءَتکم جُنودٌ فَاَرسَلنا عَلَیهِم ریحاً» این آیه درباره برهه حسّاس جنگ خندق است که طوفانى سهمگین و ناگهانى به یارى مسلمانان شتافت و خیمه و خرگاه دشمن را درهم ریخت. (42)
این باد مانند بادهاى عادى نبوده، بلکه امداد غیبى محسوب مىشود، زیرا در محل وزیدن آن، لشکر اسلام نیز حضور داشت، و بین آنها و لشکر دشمن به جز یک خندق فاصلهاى نبود، با این حال، طوفان فقط به لشکر احزاب لطمه وارد ساخت و کمترین آسیبى به مسلمانان وارد نشد. شدّت و سرعت باد به قدرى بود که ترس بر دشمن چیره شد و وادار به فرار شدند. (43)
۸. کم جلوه دادن لشکر دشمن:
از چیزهایى که در تقویت روحى جنگجویان در میدان جنگ اثر به سزایى دارد، احساس کمشمار بودن نیروى دشمن است. در اولین جهاد تهاجمى مسلمانان در جنگ بدر، همین عامل به یارى مسلمانان آمد و آنها که شمارشان فقط ۳۱۳ نفر بود و از ابزار و آلات جنگى محدودى برخوردار بودند، توانستند با روحیهاى بالا بر دشمن انبوه خویش بتازند و آنان را شکست دهند. آیات ۴۳ ـ ۴۴ سوره انفال/۸ به این مهم پرداخته و از این کمک ویژه الهى خبر مىدهد: «... ولَو اَرَئکهُم کثیرًا لَفَشِلتُم و لَتَنازَعتُم فِى الاَمرِ ولکنَّ اللّهَ سَلَّمَ اِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدور».
۹. فرستادن لشکر پرندگان:
قصه اصحاب فیل که در قرآن سورهاى را به خود اختصاص داده، بیانگر مصداق دیگرى از کمکهاى ویژه الهى در قالب لشکرى از پرندگان است که با سنگریزههایى که با خود حمل مىکردند سپاه بزرگ ابرهه را نابود ساختند.
۱۰. بازداشتن از گناه:
امداد غیبى خدا گاهى به شکل نجات انسان از ورطه گناه، محقق مىشود، آن هم در لحظات حساسى که همه زمینهها و اسباب(44) براى گرفتار آمدن در دام گناه فراهم شده است، چنانکه این امداد درباره حضرت یوسف(علیه السلام) تحقق یافت: «ولَقَد هَمَّت بِهِ وهَمَّ بِها لَولا اَن رَءا بُرهانَ رَبِّهِ» (یوسف/۱۲،۲۴).
۱۱. تقویت دل:
هنگامى که جاسوسان فرعون در پى یافتن نوزاد مادر حضرت موسى(علیه السلام) و کشتن او بودند، و او مأموریت یافت تا آن طفل شیرخوار را به امواج نیل سپارد، در بحرانى روحى هر لحظه بیم آن مىرفت که فریادى زند، و آنان را از وجود موسى(علیه السلام) خبردار سازد، لیکن خداوند دل وى را محکم ساخت: «لَولا اَن رَبَطنا عَلى قَلبِها لِتَکونَ مِنَ المُؤمِنین» (قصص/۲۸،۱۰).
۱۲. الهام الهی:
القاى مطالبى از جانب خدا بر قلب انسان که او را به انجام دادن یا ترک کارى برمىانگیزد الهام است. (45) در مواردى الهام به لفظ «وحى» در قرآن آمده است، چنان که مادر موسى(علیه السلام) در لحظاتى بحرانى و ترسناک که از کشته شدن فرزند خویش بیمناک و قدرت تصمیمگیرى او کاهش یافته بود، «الهام قلبى» به یاریش آمد.
الهامى که او را بهکارى خطرناک فرا مىخواند؛ ولى با این همه احساس آرامش مىکرد، زیرا به وى الهام مىشد که نترس و اندوهگین نباش. ما حتماً موسى(علیه السلام) را به تو باز مىگردانیم(46): «واَوحَینا اِلى اُمِّ موسى اَن اَرضِعیهِ فَاِذا خِفتِ عَلَیهِ فَاَلقیهِ فِى الیمِّ ولا تَخافى و لا تَحزَنى اِنّا رادّوهُ اِلَیک و جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین» (قصص/۲۸، ۷).
۱۳. خنثا کردن نقشههاى دشمنان:
خداوند در پارهاى از موارد، برهم زدن نقشههاى دقیق و حیله گرانه دشمنان راه حق را به خود نسبت مىدهد، و در شکست دادن آنها دست غیبى را مؤثر مىداند: «اِنَّهُم یکیدونَ کیدا * و اَکیدُ کیداً»(طارق/۸۶، ۱۴-۱۵).
پیامبرى که شاید بیش از دیگر پیامبران با یاریهاى ویژه الهى، جانش حفظ شد، رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) است. در آیه ۹ سوره یس/۳۶ آمده است که در پیش رو و در پشت سر کافران سدّى قرار دادیم و چشمانشان را پوشاندیم، ازاینرو نمىبینند: «و جَعَلنا مِن بَینِ اَیدیهِم سَدًّا ومِن خَلفِهِم سَدًّا فَاَغشَیناهُم فَهُم لا یبصِرون».
۱۴. فرزنددار شدن:
فرزنددار شدن ابراهیم(علیه السلام) و نیز زکریا(علیه السلام) در دوران کهولت در حالى که همسران آنها نیز در دوران پیرى و نازا بودند، از امدادهاى غیبى است: «یاوَیلَتى ءَاَلِدُ واَنا عَجوزٌ وهذا بَعلى شَیخـًا اِنَّ هذا لَشَىءٌ عَجیب»(هود/۱۱، ۷۲).
موارد یاد شده گزارشى قرآنى از پارهاى از امدادهاى غیبى بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولى از برخى آیات که متضمن وعده مشروط خدا نسبت به امدادهاى خاص اوست مىتوان وقوع امدادهاى غیبى را در شرایط ویژهاى براى گروههاى خاصى استفاده کرد، چنان که در مورد مؤمنان و صالحان وعده داده شده است که خداوند محبت آنها را در دل دیگران قرار مىدهد: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّالِحاتِ سَیجعَلُ لَهُمُ الرَّحمانُ وُدّا»(مریم/۱۹، ۹۶).
استوار کردن گامهاى اهل جهاد از آشکارترین مصادیق امدادهاى غیبى و از ابزارهاى مهم پیروزىبخش است(47): «اِن تَنصُرُوا اللّهَ ینصُرکم و یثَبِّت اَقدامَکم»(محمّد/۴۷،۷). از دیگر امدادهاى غیبى خدا توفیق تشخیص حق از باطل است: «یاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا اِن تَتَّقوا اللّهَ یجعَل لَکم فُرقانـًا» (انفال/۸ ، ۲۹).
5- شرایط برخوردارى از امداد غیبى
گرچه مضمون بعضى آیات قرآن این است که خداوند به هرکس بخواهد یارى مىدهد: «واللّهُ یؤَیدُ بِنَصرِهِ مَن یشاءُ» (آلعمران/۳،۱۳)، لیکن با توجه به اینکه خواست خدا حکیمانه است،(48)ضوابط و شرایطى براى برخوردارى از کمکهاى ویژه الهى وجود دارد، چنانکه در قرآن به طور آشکار شرایطى را براى آن آورده است:۱. ایمان:
نخستین شرط برخوردارى از امدادهاى الهى ایمان است. بدین لحاظ در چند جاى قرآن وقتى از یارى و دستگیرى خدا و نجاتبخشى او سخن رفته، مؤمنان را مشمول این لطف خاص دانسته است: «و کانَ حَقـًّا عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین» (روم/۳۰،۴۷).(49)
۲. تقوا و پارسایى:
«یاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا اِن تَتَّقوا اللّهَ یجعَل لَکم فُرقانـًا ...»(انفال/۸ ، ۲۹)، جارى ساختن حکمت بر دلها (بقره/۲، ۲۸۲)، خارج کردن انسان از تنگناهاى دنیوى و اخروى (طلاق/۶۵، ۲، ۴) و بالاخره توفیق یابى در انجام نیکیها (لیل/۹۲، ۵-۷)، امدادهاى الهى است که با وجود شرط تقوا جامه تحقق مىپوشد.
۳. صبر و پایدارى:
قرآن، استقامت را شرط برخوردارى از امدادهاى غیبى دانسته است: «اِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکةُ اَلاّ تَخافوا ولا تَحزَنوا واَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتى کنتُم توعَدون» (فصّلت/۴۱،۳۰).
در آیه ۱۶ سوره جنّ/۷۲ نیز استقامت را شرط افزایش نعمتهاى مادّى، همچون باران دانسته است(50): «وَأَنْ لَوِ استَقاموا عَلَى الطَّریقَةِ لاََسقَیناهُم ماءً غَدَقاً».
۴. جهاد و تلاش:
تلاش و کوششى که انسان را به زحمت زیاد اندازد (جهاد)، راه رسیدن به هدایت الهى است: «والَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِینَّهُم سُبُلَنا ...» (عنکبوت/۲۹،۶۹). در جایى دیگر قرآن شرط بهرهمندى از امداد غیبى را یارى خداوند (یارى دین) دانسته است: «اِن تَنصُرُوا اللّهَ ینصُرکم ویثَبِّت اَقدامَکم» (محمّد/۴۷، ۷).(51)
۵ . مخلَص بودن:
قرآن کریم نجات حضرت یوسف(علیه السلام) را از دام گناه خطرناکى که همسر عزیز مصر برایش گسترده بود، در سایه اخلاص و برگزیدگى مىداند: «کذلِک لِنَصرِفَ عَنهُ السّوءَ والفَحشاءَ اِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُخلَصین» (یوسف/۱۲،۲۴) و این نشانه آن است که خداوند بندگان خالص شده خویش را در این بحرانها تنها نمىگذارد، بلکه با امدادهاى غیبى نجات مىدهد؛(52)عبارت اخیر آیه در مقام تعلیل براى این مدد الهى است. (53)
پی نوشت:
1. آیه 50 سوره بقره2. مجمع البیان 1- 2/ 229.
3.مجمع البیان 1- 2/ 228.
4. راهنما 1/ 189.
5. نورالثقلین 1/ 101.
6. طه، 77؛ شعراء، 63؛ دخان، 24.
7.طبرسی، ١٣٧٢ ش، ج ٨، ص ٤٨٤؛ قرطبی، ١٤١٧ق، ج ١٤، ص ٤٣
8. غافر، ٥١
9. مکارم شیر ازی، ١٣٧٧ ش، ج ٢٠: ص ١٢٧
10. صافات ٣٧، ١٧١ – ١٧٢
11. طباطبایی، ١٤١٧، ج ١٧، ص177
12. آیه ١٧٣ سوره صافات
13.مجادله، ٢١
14. مؤمنون، ٤٤
15. طباطبایی، ١٤١٧، ج ١٩، ص ١٩٥
16. صافات، ١٧٢-١٧١
17. مجادله، ٢١
18. طباطبایی، ١٤١٧، ج ٢، ص ١٥٩
19. طباطبایی، ١٤١٧ ق، ج ١٧: ٢٨
20. طباطبایی، ١٤١٧ ق، ج ٤: ٨٧
21.طباطبایی، ١٣٨٥ ش: ٦٢
22. سوره طارق، 3
23. مطهری، بی تا: ١٣٣
24. طباطبایی، ١٤١٧ ق، ج ٩: ١٥٥
25. سوره نوح، 10
26. سوره نوح، 11
27. سوره نوح، 12
28.سوره زمر، ٥٤
29. طباطبایی، ١٣٨٢ ش، ج ٤، ص ١٦٣
30 سوره فاطر، ١٥
31. سبحانی، ١٣٧٥ ش، ج ٢: ١٣٦
32. سبحانی، ١٣٧٥ ش، ج ٢: ١٣٦
33. طباطبایی، ١٤١٧ ق، ج ١٧: ٤٥
34. نهج البلاغه، خطبه ١٠٠
35. طباطبایی، ١٣٨٤ ش، ج ١: ٣٠
36. طباطبایی، ١٣٨٤ ش، ج ١: ٣٠؛ مکارم شیر ازی، ١٣٧٧ ش: ج ٤: ٣١٢
37. المعجم الاحصائى، ج ۱، ص ۳۳۹.
38. تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۳۵۷.
39. تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶-۳۴۷.
40. التحریر والتنویر، ج ۹، ص ۲۸۰.
41. مفردات، ص ۳۵۶، «رعب»؛ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۱۰۵.
42. تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۱۶-۲۲۲.
43. تفسیر قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.
44. المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶-۱۳۰.
45. لسان العرب، ج ۱۲، ۳۴۶؛ المنجد، ص ۷۳۷، «لهم».
46. تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۳-۲۵.
47. تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۴۲۶.
48. تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۵۵.
49. المیزان، ج ۱۷، ص ۳۳۷.
50. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۲۱.
51. الفرقان، ج ۲۶-۲۷، ص ۹۱-۹۲.
52. تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۳۷۷.
53. المیزان، ج ۱۱، ص ۱۳۰.