بیان مسئله:
امام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ» «هیچ اطاعتی از مخلوق، در معصیت خالق جایز نیست.» این جمله نورانی، به منزله قانون اساسی دین است که بر همه قوانین دیگر حاکم است. همانطور که قوانین عادی باید با قانون اساسی سنجیده شوند، همه دستورها و تصمیمهای ما نیز باید با این اصل سنجیده شوند: آیا این کار، اطاعت از خداست یا معصیت او؟
در این مقاله، بر آنیم تا کلمات نورانی امام علی (ع) را در نهجالبلاغه بررسی کنیم و درسهای زندگی از آنها بیاموزیم.
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز، بسیاری از مردم در برابر دستورهای ناحق تسلیم میشوند و بدون اینکه بررسی کنند آیا این دستور مطابق دین است یا نه، از آن اطاعت میکنند. این در حالی است که امام علی (ع) به ما آموخته است که هیچ اطاعتی از مخلوق، در معصیت خالق جایز نیست.
ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی میشود که شناخت کلمات نورانی امام علی (ع) میتواند پاسخ به شبهات باشد و چهره واقعی دین را به جهانیان نشان دهد. همچنین، این شناخت، موجب تقویت ایمان و ایستادگی در برابر توطئههای دشمنان میشود.
اهداف مقاله:
هدف این پژوهش، تبیین کلمات نورانی امام علی (ع) در نهجالبلاغه و نشان دادن درسهای زندگی از آنها است؛ تا روشن شود که اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست و باید همیشه از خدا اطاعت کنیم.
در این نوشتار، نخست به اطاعت از مخلوق در معصیت خالق پرداخته میشود؛ سپس ننگ واقعی و خودپسندی و مرگ نزدیک بررسی میگردد. در ادامه، ترک گناه و دشمنی با علم و استقبال از آراء تبیین میشود و در نهایت، تقوا در زندگی فردی و اجتماعی و تقوا در مدیریت و حکمرانی بیان میگردد و جمعبندی ارائه میشود که اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست و باید همیشه از خدا اطاعت کنیم.
اطاعت از مخلوق در معصیت خالق؛ از قانون اساسی دین تا مرگ نزدیک
بخش اول: هیچ کس نباید در گناه، از کسی اطاعت کند
🔸 قانون بالادستی دینامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ» (۱) «هیچ اطاعتی از مخلوق، در معصیت خالق جایز نیست.»
این جمله نورانی، به منزله قانون بالادستی دین است که بر همه قوانین دیگر حاکم است. همانطور که قوانین عادی باید با قانون اساسی سنجیده شوند، همه دستورها و تصمیمهای ما نیز باید با این اصل سنجیده شوند: آیا این کار، اطاعت از خداست یا معصیت او؟
🔸 همه کارها به دست خداست
امام علی (ع) با بیان این قاعده، به حقیقت روشنی اشاره میکند که بسیاری به هنگام عمل آن را فراموش میکنند. ما هرچه داریم از ذات پاک پروردگار است و در هر کار و قبل از هر چیز باید مطیع فرمان او باشیم. بهشت و دوزخ در دست اوست، ثواب و جزا به حکم او، عزت و ذلت در این دنیا نیز از ناحیه اوست.
در واقع، «لَا مُؤَثِّرَ فِی الْوُجُودِ إِلَّا اللهُ» (2) «هیچ مؤثری در وجود نیست مگر خدا.» با این حال، چگونه ممکن است ما به اطاعت مخلوقی درآییم که او فرمان معصیت خالق را صادر کرده است؟ این نهایت بیخبری و ضعف ایمان و نادانی و ناسپاسی است.
🔸 اطاعت از مردم در گناه، شرک است
کسی که اطاعت مخلوق را بر اطاعت خالق مقدم سازد، در واقع مشرک است؛ یعنی گرفتار شرک عملی شده است. از این رو، قرآن مجید در مورد والدین میفرماید: «وَإِنْ جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِى مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا» (3۵) «و اگر آن دو [مشرک باشند و] تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که از آن آگاهی نداری، از آنها پیروی مکن.»
این آیه، نشاندهنده این حقیقت است که حتی اطاعت والدین نیز در چارچوب شرع است و اگر آنها به شرک دعوت کنند، نباید از آنها اطاعت کرد.
🔸 اطاعت از پدر و مادر و همسر، تا وقتی گناه نباشد
به همین دلیل، فقهای ما میگویند: اطاعت والدین و اطاعت زن از شوهر و مانند آن تنها در صورتی مجاز یا لازم است که بر خلاف فرمان خدا نباشد.
از این رو، برای انجام حج واجب، نهی آنها هیچ اثری ندارد و همچنین در انجام دادن واجبات دیگر و ترک محرمات. پس اطاعت مخلوق، تنها در چارچوب اطاعت خالق مجاز است و هرگز نباید به معصیت خدا منجر شود.
🔸 قانونی که خلاف دین باشد، اطاعت ندارد
همچنین اگر حکومتی به هر نام تشکیل شود و قانونی بر خلاف قانون خداوند وضع کند، هیچ مسلمانی حق پیروی از آن را ندارد، چون اطاعت مخلوق و معصیت خالق است، جز این که او را مجبور کنند.
این قاعده، مبنای حقوقی و سیاسی مقاومت در برابر حکومتهای ظالم است. هیچ قانونی، هرچند از سوی قدرتهای جهانی وضع شده باشد، نمیتواند اطاعت مسلمانان را در معصیت خدا لازم کند.
🔸 مردی که در برابر معاویه ایستاد
ابن ابیالحدید نقل میکند: شداد بن اوس که از صحابه پیامبر (ص) بود، در مجلس معاویه حضور داشت. معاویه به او گفت: برخیز و یادی از علی کن و عیبهایی برای او بشمار. او برخاست و خطبهای خواند و نه تنها عیبی بر آن حضرت نگرفت، بلکه تلویحاً مدح امام را کرد و در لابهلای خطبهاش این جمله را بیان کرد: «إِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ» (4) «همانا هیچ اطاعتی از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست.»
و در پایان رو به معاویه کرد و گفت: ای معاویه! کسی که با ذکر حق تو را به خشم بیاورد، خیرخواه توست و کسی که با سخن باطل تو را راضی کند، خیانت به تو کرده است. معاویه سخن او را قطع کرد و دستور داد او را از محل خطابه پایین آورند.
سپس به او محبت کرد و مالی به او بخشید و به او گفت: تو مدح سخاوتمندان کردی؛ آیا من از سخاوتمندان هستم یا نه؟ شداد گفت: اگر مال حلالی غیر از اموال بیتالمال مسلمانان داشته باشی و انفاق کنی، تو از سخاوتمندانی؛ و اما اگر مال مسلمانان باشد و آن را در اختیار گرفته باشی و از طریق اسراف آن را خرج کنی، مشمول آیه «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» (5) «همانا اسرافکنندگان برادران شیاطین هستند» خواهی بود.
🔸 اطاعت خدا، برتر از اطاعت همه مردم
مرحوم مغنیه نیز در شرح نهجالبلاغه خود ضمن تفسیر کلام امام (ع) به همین معنا، میگوید: کسی که معصیت پروردگار کند، حجت الهی بر ضد او تمام است، هرچند از همه خلایق اطاعت کند؛ و هر کس اطاعت خداوند نماید، حجت الهی به نفع او تمام است، حتی اگر جمیع خلایق را معصیت کند. (6)
بلکه در چنین موردی که مردم مخالف اطاعت خدا هستند ولی او خدا را اطاعت میکند، اطاعتی برتر و دارای ثوابی بیشتر است. قرآن مجید میفرماید: «أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (7) «آیا از آنها میترسید؟ با این که اگر ایمان دارید خداوند سزاوارتر است که از او بترسید.»
🔸 نتیجه؛ قانون بالادستی دین
۱. درس اول؛ اطاعت از خدا، بر همه چیز مقدم است
امام علی (ع) به ما میآموزد که هیچ اطاعتی از مخلوق، در معصیت خالق جایز نیست. پس باید همیشه بررسی کنیم که آیا این کار رضای خدا است یا نه؟
۲. درس دوم؛ همه کارها به دست خداست
امام علی (ع) به ما میآموزد که همه کارها به دست خداست. پس نباید به مخلوق تکیه کنیم، بلکه باید بر خدا توکل کنیم.
۳. درس سوم؛ اطاعت از مردم در گناه، شرک است
امام علی (ع) به ما میآموزد که اگر از کسی در گناه اطاعت کنیم، در واقع مشرک شدهایم. پس باید مراقب باشیم که اطاعت از مردم، ما را به گناه نکشاند.
۴. درس چهارم؛ اطاعت از پدر و مادر و همسر، تا وقتی گناه نباشد
امام علی (ع) به ما میآموزد که اطاعت از پدر و مادر و همسر، تنها در چارچوب شرع مجاز است. پس اگر آنها به گناه دستور دادند، نباید اطاعت کنیم.
۵. درس پنجم؛ قانونی که خلاف دین باشد، اطاعت ندارد
امام علی (ع) به ما میآموزد که اگر حکومتی قانونی بر خلاف دین وضع کند، هیچ مسلمانی حق پیروی از آن را ندارد. پس باید همیشه از قانون خدا پیروی کنیم، نه قانون مردم.
بخش دوم: ننگ واقعی چیست؟
🔸 ننگ در دستدرازی به مال مردم استامام علی (ع) میفرمایند: «لَا یُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِیرِ حَقِّهِ إِنَّمَا یُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَیْسَ لَهُ» «انسان به تأخیر انداختن حق خودش سرزنش نمیشود، بلکه کسی که چیزی را که مال او نیست بگیرد، سرزنش میشود.» (۸)
از این روایت این را یاد میگیریم که اگر کسی از حق خودش موقتاً صرف نظر کند تا اوضاع آرامتر شود، این ننگ نیست. ننگ در دستدرازی به مال مردم، به بیتالمال، به حق دیگران است.
مثال ساده: فرض کنید کسی از شما طلبی دارد و شما فعلاً نمیدهید تا مثلاً اوضاع مالیتان درست شود. این ننگ نیست. اما اگر شما به مال کسی که حق شما نیست دستدرازی کنید، این ننگ و عیب است.
🔸 تأخیر حق خود، ننگ نیست
امام علی (ع) میفرمایند: «لَا یُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِیرِ حَقِّهِ إِنَّمَا یُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَیْسَ لَهُ» «انسان به تأخیر انداختن حق خودش سرزنش نمیشود، بلکه کسی که چیزی را که مال او نیست بگیرد، سرزنش میشود.» (۹)
از این روایت این را یاد میگیریم که بزرگواری و عفو و صرف نظر کردن از حق خود، نه تنها ننگ نیست، بلکه ارزش و فضیلت است. اما دستدرازی به مال دیگران، ننگ ابدی است که در قیامت هم باید جواب پس بدهد.
مثال قرآنی: خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «همانا اسرافکنندگان برادران شیاطین هستند.» (۱۰) این آیه نشان میدهد که دستدرازی و اسراف در مال مردم، ننگ و عیب است.
🔸 انسان خودش را گم نکند
امام علی (ع) میفرمایند: «عَجِبتُ لِمَن یَنشُدُ ضالَّتَهُ وَ قَد أضَلَّ نَفْسَهُ فَلا یَطْلُبُها» «تعجب میکنم از کسی که گمشدهاش را میجوید، ولی خودش را گم کرده و دنبال خودش نمیگردد!» (۱۱)
از این روایت این را یاد میگیریم که بعضیها اگر دستمالشان یا کتابشان گم شود، فوراً در مسجد اعلام میکنند و از این و آن سؤال میکنند، اما خودشان را گم کردهاند و دنبال خودشان نمیگردند! یعنی نمیپرسند من کجا هستم؟ من باید کجا باشم؟
مثال ساده: یک نفر دستمالش گم میشود، در مسجد بلند میشود و میگوید «هر کس دستمال مرا پیدا کرد به من بدهد.» این کار در مسجد مکروه است، اما در جاهای دیگر عیب ندارد. اما اگر خودش گم شود و نپرسد من کجا هستم، این ننگ و عیب است.
🔸 گمشده اصلی، خود انسان است
امام علی (ع) میفرمایند: «عَجِبتُ لِمَن یَنشُدُ ضالَّتَهُ وَ قَد أضَلَّ نَفْسَهُ فَلا یَطْلُبُها» «تعجب میکنم از کسی که گمشدهاش را میجوید، ولی خودش را گم کرده و دنبال خودش نمیگردد!» (۱۲)
از این روایت این را یاد میگیریم که الآن خیلیها همینطور هستند؛ بسیاری از جوانهای عزیز ما، فرزندان ما، که خدا به حق پیغمبر و آل پیغمبر به اینها فرصت بدهد، امکانات بدهد، مال بدهد، زندگی بدهد، همسر بدهد، شاداب زندگی کنند، اینها عزیزان ما هستند، بچههای ما هستند؛ اما بالاخره تا پاسی از شب اینطور بیدار هستند، نه نمازی، نه حسابی، نه کتابی! این معنایش این است که خودش را گم کرده است.
پس باید هر روز از خودمان بپرسیم: من کجا هستم؟ من باید کجا باشم؟ آیا در مسیر رضای خدا هستم یا در مسیر گمراهی؟ این بازگشت به خویشتن، کلید نجات و سعادت است.
🔸 جامعهای که خودش را گم کند
امام علی (ع) میفرمایند: «عَجِبتُ لِمَن یَنشُدُ ضالَّتَهُ وَ قَد أضَلَّ نَفْسَهُ فَلا یَطْلُبُها» «تعجب میکنم از کسی که گمشدهاش را میجوید، ولی خودش را گم کرده و دنبال خودش نمیگردد!» (۱۳)
از این روایت این را یاد میگیریم که جامعه نباید خودش را گم کند. اگر جامعه خودش را گم کند، دیگر نمیداند کجا میرود و چرا میرود. پس باید جامعه بداند کجاست و به کجا میرود. این بازگشت به خویشتن، برای همه لازم است.
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ ننگ واقعی را بشناسیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که ننگ در دستدرازی به مال مردم است، نه در تأخیر حق خود. پس باید مراقب دستهایمان باشیم و هرگز به مال کسی دستدرازی نکنیم.
۲. درس دوم؛ به خودمان برگردیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که انسان ممکن است گمشدهاش را پیدا کند، اما خودش را گم کند. پس باید هر روز از خودمان بپرسیم: من کجا هستم؟ من باید کجا باشم؟
۳. درس سوم؛ جامعه را از گمشدگی نجات دهیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که جامعه نباید خودش را گم کند. اگر جامعه خودش را گم کند، دیگر نمیداند کجا میرود و چرا میرود.
۴. درس چهارم؛ از حق خود بگذریم، اما به حق دیگران دست نزنیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که میتوانیم از حق خودمان بگذریم، اما هرگز نباید به حق دیگران دستدرازی کنیم. این مرز بین بزرگواری و ننگ است.
۵. درس پنجم؛ مراقب باشیم خودمان را گم نکنیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که باید هر روز از خودمان بپرسیم: من کجا هستم؟ من باید کجا باشم؟ این بازگشت به خویشتن، کلید نجات و سعادت است.
بخش سوم: خودپسندی، مانع ترقی
🔸 خودپسندی، جلوی رشد را میگیردامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «الْإِعْجَابُ یَمْنَعُ الِازْدِیَادَ» «خودپسندی، مانع افزودن [و ترقی] میشود.» (۱۴)
معنای این جمله این است که اگر کسی به علم یا مال یا مقامی رسید و خودش را بزرگ دید، همین خودبزرگبینی، او را از بسیاری از موقعیتها محروم میکند. آدم هر چه فهمیدهتر و متواضعتر باشد، زمینه برای ترقی او بیشتر است.
مثال ساده: یک کاسه که یک لیتر آب جا میگیرد، اگر چند قطره بیشتر از ظرفیتش باشد، سرریز میکند. انسان هم اگر ظرفیتش کم باشد و خودش را بزرگ ببیند، از رشد بازمیماند.
🔸 همه موجودات، مسخر انسان هستند
خداوند در قرآن میفرماید: «سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ» «آنچه در آسمانها و زمین است، برای شما مسخر کرد.» (۱۵)
این آیه نشاندهنده این حقیقت است که هیچ موجودی در آسمان و زمین نیست که گردنکشی کند. همه مسخر انسان هستند. انسان اگر همت کند، میتواند بر شمس و قمر مسلط شود. «گرسنهچشمی ما کاسه گدایی کرد» وگرنه انسان با جلال و شکوه خلق شده است.
🔸 انسان با جلال و شکوه خلق شده
امام علی (ع) میفرماید: «سَخَّرَ لَکُمْ» یعنی «مسخر شما کرد». هیچ موجودی در هیچ گوشهای از آسمان و زمین نیست که گردنکشی کند. همه مسخر انسان هستند. (۱۶)
توضیح بیشتر: ما یک فاعل بالتسخیر داریم و یک فاعل بالقسر. قسر یعنی فشار. هیچ موجودی در فشار نیست، همه موجودات آسمان و زمین از شمس و قمر گرفته تا بالا، همه مسخر هستند، برای انسان کتابخانه هستند. فرمود یاد بگیرید.
🔸 گرسنهچشمی، مانع تسخیر آسمان و زمین
امام علی (ع) میفرماید: اگر آن گرسنهچشمی کاسه گدایی نمیشد، ما میتوانستیم بر شمس و قمر مسلط بشویم. «سَخَّرَ لَکُمْ» هست، «سِیرُوا فِی الْأَرْضِ» است، بر آسمان و زمین سوار بشوید، هست، آن را رام بکنید، از او بهره بگیرید، هست. فغان گرسنهچشمی ما کاسه گدایی کرد وگرنه اگر طبع گدایی ما نبود، آسمان و زمین در اختیار ما بود. (۱۷)
🔸 تواضع، زمینه ترقی
امام علی (ع) میفرماید: اگر کسی به جایی رسید و به همین بسنده کرد، این باعث عقبافتادگی او است، اما اگر شکر کرد و گفت من در بین راه هستم، راه خیلی طولانی است، کمالات فراوانی وجود دارد، موفق میشود. «الْإِعْجَابُ یَمْنَعُ الِازْدِیَادَ». (۱۸)
انسان باید همیشه خودش را در مسیر ببیند، نه در مقصد. اگر فکر کند به قله رسیده، دیگر تلاش نمیکند. اما اگر بداند هنوز در راه است، تلاشش بیشتر میشود. پس تواضع، زمینه ترقی است و خودپسندی، مانع رشد.
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ خودپسندی، مانع ترقی است
امام علی (ع) به ما میآموزد که خودپسندی جلوی رشد را میگیرد. پس باید همیشه خودمان را در مسیر ببینیم، نه در مقصد.
۲. درس دوم؛ همه موجودات، مسخر انسان هستند
امام علی (ع) به ما میآموزد که همه موجودات آسمان و زمین مسخر انسان هستند. پس باید همت کنیم و از این ظرفیتها استفاده کنیم.
۳. درس سوم؛ تواضع، زمینه ترقی است
امام علی (ع) به ما میآموزد که تواضع، زمینه ترقی است و خودپسندی، مانع رشد. پس باید متواضع باشیم تا رشد کنیم.
۴. درس چهارم؛ گرسنهچشمی، مانع تسخیر آسمان و زمین است
امام علی (ع) به ما میآموزد که گرسنهچشمی و طمع، مانع تسخیر آسمان و زمین است. پس باید قناعت کنیم تا به مقامات بالا برسیم.
۵. درس پنجم؛ همیشه در راه باشیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که باید همیشه خودمان را در راه ببینیم، نه در مقصد. اگر فکر کنیم به قله رسیدهایم، دیگر تلاش نمیکنیم. اما اگر بدانیم هنوز در راه هستیم، تلاشمان بیشتر میشود.
بخش چهارم: مرگ، نزدیک است
🔸 فرمان مرگ نزدیک استامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «الْأَمْرُ قَرِیبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِیلٌ» «فرمان مرگ نزدیک است و مدت همراهی (با مردم و مواهب دنیا) کوتاه.» (۱۹)
واژه «امر» اشاره به پایان زندگی و فرا رسیدن مرگ است، همانگونه در آیه ۱۴ سوره حدید آمده است: «وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمَانِیُّ حَتَّىٰ جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ» «و آرزوهای دورودراز شما را فریب داد تا فرمان خدا رسید.» (۲۰)
«اصطحاب» به معنای همراه و همنشین بودن با مردم دنیا یا با مواهب و نعمتهای حیات است. این حقیقتی است که همگان آن را میدانیم و آثار آن را همه روز با چشم مشاهده میکنیم. (۲۱)
🔸 هر روز، پیکر بیجان دوستان را میبینیم
هر روز پیکر بیجان بعضی از دوستان یا غیردوستان را میبینیم که بر دوش دیگران به سوى آرامگاهشان حمل میشود. جاى خالى بسیارى از دوستان و بستگان و عزیزان در میان ما نمایان است. قبور آنها در دسترس ماست: غالباً به زیارت قبورشان میرویم و از همه برتر در صفحات تاریخ یاد نامآورانى را ملاحظه میکنیم که در عصر خود چه قدرت و زندگى پرغوغایى داشتند؛ ولى به سرعت همه پایان گرفت و چیزى جز استخوانهاى پوسیده آنها در زیر خاک و قصرهاى ویران شدهشان باقى نمانده است. (۲۲)
با این وصف غالباً گرفتار غفلتیم، به پایان زندگى خود نمیاندیشیم، توشهاى مناسب براى سفر پرخوف و خطر آخرت فراهم نمیسازیم.
🔸 گویی فرمان مرگ بر غیر ما نوشته شده
امام علی (ع) در حکمت ۱۲۲ میفرمایند: «کَأَنَّ الْمَوْتَ فِیهَا عَلَى غَیْرِنَا کُتِبَ... وَ کَأَنَّ الَّذِی نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِیلٍ إِلَیْنَا رَاجِعُونَ» «گویی فرمان مرگ بر غیر ما نوشته شده و گویی این مردگانى را که با چشم میبینیم مسافرانى هستند که به زودى به سوى ما باز میگردند.» (۲۳)
توضیح بیشتر: ما مرگ را برای دیگران میدانیم و خودمان را جاودان میپنداریم. اما مرگ برای همه است و هیچکس از آن فرار ندارد. پس باید همیشه آماده باشیم.
🔸 باهوشترین مؤمنان
در روایتى که مرحوم کلینى آن را در کتاب کافى از رسول اکرم (ص) در ضمن خطبهاى نقل کرده میخوانیم: «سُئِلَ أَیُّ الْمُؤْمِنِینَ أَکْیَسٌ؟» «از آن حضرت پرسیدند: کدام یک از مؤمنان باهوشترند؟» فقال: «أَکْثَرُهُمْ ذِکْراً لِلْمَوْتِ وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَاداً» «کسى که بیش از همه به یاد مرگ باشد و کسى که از همه آمادهتر براى آن شود.» (۲۴)
این حدیث نشاندهنده این حقیقت است که باهوشترین مؤمنان کسانی هستند که بیشتر به یاد مرگ باشند و آمادهتر برای آن شوند. پس باید همیشه به یاد مرگ باشیم و توشهای برای آخرت فراهم کنیم.
🔸 تعجب از کسانی که مرگ را انکار میکنند
در حدیث دیگرى در همان کتاب شریف از امام على بن الحسین (ع) آمده است که میفرمود: «عَجَبٌ کُلُّ الْعَجَبِ لِمَنْ أَنْکَرَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَى مَنْ یَمُوتُ کُلَّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ وَ الْعَجَبُ کُلُّ الْعَجَبِ لِمَنْ أَنْکَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ یَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى» «بسیار تعجب است از کسانى که مرگ را (عملاً) انکار میکنند در حالى که هر روز و شب، مردگان را میبینند؛ همچنین بسیار تعجب است از کسانى که جهان آخرت را انکار میکنند در حالى که جهان دنیا را میبینند (که نشانههاى آخرت در آن بسیار است).» (۲۵)
🔸 صبح، برای صاحبان چشم، روشن است
امام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِی عَیْنَیْنِ» «صبح براى آنها که دو چشم بینا دارند روشن است.» (۲۶)
اشاره به این که کسانی که چشم بصیرت دارند حق را به خوبى درک میکنند، زیرا نشانههاى آن کاملاً آشکار است. خواه این حق به معناى ذات پاک پروردگار باشد آن گونه که قرآن مجید میفرماید: «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» «به زودى نشانههاى خود را در اطراف عالم و در درون جانشان به آنها نشان میدهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است.» (۲۷)
به هر حال این جمله به صورت ضربالمثلى در آمده و واژه «صبح» کنایه از حق و «ذی عینین» کنایه از صاحبان بصیرت و آگاه و واژه «أضاء» اشاره به ظاهر بودن حق است. حال اگر کسانى گمراه شوند به علّت نابینایى آنهاست، یا این که چشم دارند و بر هم میگذارند یا خفاشصفت از دیدن آفتاب حق به شبهاى تاریک و ظلمانى پناه میبرند. (۲۸)
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ مرگ نزدیک است
امام علی (ع) به ما میآموزد که مرگ نزدیک است و مدت همراهی با دنیا کوتاه. پس باید همیشه آماده باشیم.
۲. درس دوم؛ به یاد مرگ باشیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که باهوشترین مؤمنان کسانی هستند که بیشتر به یاد مرگ باشند. پس باید همیشه به یاد مرگ باشیم.
۳. درس سوم؛ توشه آخرت فراهم کنیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که باید توشهای مناسب براى سفر پرخوف و خطر آخرت فراهم کنیم. پس نباید غافل باشیم.
۴. درس چهارم؛ صبح حق، روشن است
امام علی (ع) به ما میآموزد که صبح حق براى صاحبان بصیرت روشن است. پس باید چشم بصیرت داشته باشیم تا حق را ببینیم.
۵. درس پنجم؛ از انکار مرگ بپرهیزیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که تعجب است از کسانى که مرگ را انکار میکنند در حالى که هر روز و شب مردگان را میبینند. پس نباید مرگ را انکار کنیم.
بخش پنجم: ترک گناه، آسانتر از طلب توبه
🔸 گناه نکن، بهتر از این است که مدام توبه کنیامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ» «ترک گناه، آسانتر از طلب توبه است.» (۲۹)
معنای این جمله این است که آدم نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد، این خیلی آسانتر است تا عذرخواهی کند و دنبال این و آن بگردد. اگر کسی بر خودش مسلط باشد، بر شکمش مسلط باشد، دیگر نیازی به عذرخواهیهای مکرر ندارد.
🔸 تسلط بر خود، کلید ترک گناه
امام علی (ع) میفرماید: اگر کسی مسلط باشد بر خودش، سلطان باشد، مسلط بر بطن باشد؛ اینکه میگفتند «فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَىٰ بَطْنِهِ» «بعضی از آنها بر شکم خود راه میروند» (۳۰) بعضی گفتند منظور همین است.
ما وقتی به این آیه رسیدیم همین معنی ظاهر را میفهمیم که خدا مخلوقاتی دارد بعضی پرنده فضا هستند بعضی روی چهار دست و پا هستند بعضی روی دو پا هستند بعضی روی شکم هستند. آن موجودی که روی شکم است مثل مار و عقرب و اینها است. «فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَىٰ بَطْنِهِ» حرکت او و راه رفتن او روی شکم است. درست هم هست نه اینکه یک چیز خلافی باشد. (۳۱)
آیه این را هم دلالت دارد اما آیه تنها این نیست بعضیها «یَمْشِی عَلَىٰ بَطْنِهِ» هستند مشی زندگی اینها فقط روی شکمشان است، اینها برده شکم هستند که ظهر چه بخورند شام چه بخورند یا آنچه به شکم میگردد. فرمود بعضی از مخلوقات خط مشیشان شکم است. این آیه تنها ناظر به مار و عقرب نیست که اینها روی شکم راه میروند، برخی خط مشیشان روی شکم است. فرمود بعضی اینچنین هستند. (۳۲)
🔸 یک لقمه حرام، جلوی خیلی از لقمهها را میگیرد
امام علی (ع) میفرماید: «کَمْ مِنْ أَکْلَةٍ مَنَعَتْ أَکَلَاتٍ» «چه بسا یک لقمه که جلوی خیلی از لقمهها را گرفت.» (۳۳)
گاهى میبینید یک لقمه جلوى خیلى از لقمهها را میگیرد. اگر یک بیمارى مثلاً یک غذایى براى او خوب نبود، یک لقمه غذا را خورد جلوى خیلى از غذاها را میگیرد و بیمارىاش طول میکشد. این درست است؛ اما گاهى یک غذاى حرام جلوى خیلى از غذاها را میگیرد. اینطور نیست که حالا حرام یک امرى باشد هضم شده باشد. یک سخن حرام یک فکر حرام یک نگاه حرام جلوى خیلى از نعمتها را میگیرد؛ البته آن یک مثال است. (۳۴)
🔸 یک سخن حرام، یک نگاه حرام
امام علی (ع) میفرماید: یک سخن حرام یک فکر حرام یک نگاه حرام جلوی خیلی از نعمتها را میگیرد. اینطور نیست که حرام، یک امر هضمشده باشد و تمام شود. (۳۵)
اگر کسی یک لقمه حرام بخورد، این لقمه در وجود او اثر میگذارد و او را از بسیاری از نعمتها محروم میکند. پس باید مراقب باشیم که لقمهمان حلال باشد.
🔸 حرام، هضمشدنی نیست
امام علی (ع) میفرماید: حرام، هضمشدنی نیست. یک لقمه حرام، یک سخن حرام، یک نگاه حرام، جلوی خیلی از نعمتها را میگیرد. اینطور نیست که حرام، یک امر هضمشده باشد و تمام شود. (۳۶)
حرام مانند یک زخم است که هر لحظه عمیقتر میشود. پس نباید گناه کنیم و بعد دنبال توبه باشیم. بلکه باید از اول گناه نکنیم.
🔸 پرهیز، آسانتر از عذرخواهی
امام علی (ع) میفرماید: ترک گناه آسانتر از طلب توبه است. اگر گناه نکنی، نیازی به عذرخواهی نداری. اما اگر گناه کنی، باید مدام دنبال توبه و استغفار باشی. (۳۷)
پرهیز از گناه مانند پرهیز از یک بیماری است. اگر مراقب باشی، بیمار نمیشوی. اما اگر بیمار شدی، باید مدام دنبال درمان باشی. پس بهتر است از اول مراقب باشیم.
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ ترک گناه، آسانتر از طلب توبه است
امام علی (ع) به ما میآموزد که ترک گناه آسانتر از طلب توبه است. پس باید از اول گناه نکنیم.
۲. درس دوم؛ تسلط بر خود، کلید ترک گناه است
امام علی (ع) به ما میآموزد که اگر بر خودمان مسلط باشیم، میتوانیم گناه نکنیم. پس باید بر شکم و هوای نفس مسلط باشیم.
۳. درس سوم؛ یک لقمه حرام، جلوی خیلی از لقمهها را میگیرد
امام علی (ع) به ما میآموزد که یک لقمه حرام جلوی خیلی از لقمهها را میگیرد. پس باید مراقب لقمهمان باشیم.
۴. درس چهارم؛ یک سخن حرام، یک نگاه حرام
امام علی (ع) به ما میآموزد که یک سخن حرام، یک نگاه حرام، جلوی خیلی از نعمتها را میگیرد. پس باید مراقب زبان و چشممان باشیم.
۵. درس پنجم؛ پرهیز، آسانتر از عذرخواهی است
امام علی (ع) به ما میآموزد که پرهیز از گناه آسانتر از عذرخواهی است. پس بهتر است از اول مراقب باشیم.
بخش ششم: مردم دشمن آنچه نمیدانند
🔸 طبع مردم، دشمنی با نادانستههاستامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا» «مردم، دشمن آنچه نمیدانند هستند.» (۳۸)
معنای این جمله این است که طبع غالب مردم این است که چیزی را که نمیدانند، نه اینکه بگویند ما نمیدانیم، بلکه دشمن آن هستند! سعی میکنند با رفتار و گفتارشان علیه آن کار کنند.
🔸 دشمنی با علم، نه اعتراف به نادانی
امام علی (ع) در این کلام به حقیقتی اشاره میکند که بسیاری از آن غافلند. مردم چیزی را که نمیدانند، نه اینکه بگویند ما نمیدانیم، بلکه دشمن آن هستند!
سعی میکنند با رفتارشان و گفتارشان علیه او کار بکنند، چون این علم را ندارند این کمال را ندارند، در جنگ آن کامل و مترقی هستند. طبع مردم این است نه اینکه باید اینچنین باشند، طبع غالب مردم تحصیلنکرده این است که دشمن علم هستند.
🔸 اگر دشمن علم نبودند، عالم میشدند
امام علی (ع) در ادامه میفرماید: اگر دشمن علم نبودند و دوست علم بودند، سعی میکردند عالم بشوند، یک؛ یا حرف علما را گوش بدهند، دو. اما متأسفانه اینطور نیست.
توضیح بیشتر: بسیاری از مردم به جای اینکه از علما یاد بگیرند، با آنها دشمنی میکنند. این نشاندهنده طبع نادانی است که باید با تعلیم و تربیت اصلاح شود.
🔸 گوش دادن به حرف علما
امام علی (ع) در این کلام راه رهایی از دشمنی با علم را نشان میدهد: گوش دادن به حرف علما. اگر دشمن علم نبودند، حرف علما را گوش میدادند. اما متأسفانه اینطور نیست و بسیاری از حرف علما رویگردان هستند.
توضیح بیشتر: گوش دادن به حرف علما یکی از راههای رهایی از دشمنی با علم است. پس باید به حرف علما گوش کنیم و از آنها یاد بگیریم.
🔸 خواجه نصیر و نقل این روایت
بعضی از حکما مثل مرحوم خواجه نصیر، این روایت را در کتابهای معقولشان آوردهاند؛ یعنی مرحوم خواجه در پایان نمط نهم اشارات این فرمایش حضرت امیر را آورده که «النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا».این نشاندهنده اهمیت این کلام است که حتی حکما و فلاسفه بزرگ نیز به آن استناد کردهاند.
🔸 راه رهایی از دشمنی با علم
امام علی (ع) در این کلام راه رهایی از دشمنی با علم را نشان میدهد: علم را دوست داشته باشیم و از علما یاد بگیریم. اگر دشمن علم نبودند، عالم میشدند یا حرف علما را گوش میدادند.
توضیح بیشتر: برای رهایی از دشمنی با علم، باید اول نادانی خود را بپذیریم، سپس به دنبال علم برویم و از علما یاد بگیریم. این راه نجات است.
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ دشمنی با علم، طبع نادانان است
امام علی (ع) به ما میآموزد که مردم دشمن آنچه نمیدانند هستند. پس باید مراقب این طبع باشیم.
۲. درس دوم؛ به جای دشمنی، یاد بگیریم
امام علی (ع) به ما میآموزد که اگر دشمن علم نبودند، عالم میشدند یا حرف علما را گوش میدادند. پس باید به جای دشمنی، یاد بگیریم.
۳. درس سوم؛ به حرف علما گوش بدهیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که گوش دادن به حرف علما راه رهایی از دشمنی با علم است. پس باید به حرف علما گوش کنیم.
۴. درس چهارم؛ نادانی خود را بپذیریم
امام علی (ع) به ما میآموزد که اگر نادانی خود را بپذیریم، میتوانیم از دشمنی با علم رهایی یابیم. پس باید اول نادانی خود را بپذیریم.
۵. درس پنجم؛ از حکما یاد بگیریم
امام علی (ع) به ما میآموزد که حتی حکما مثل خواجه نصیر نیز این روایت را نقل کردهاند. پس باید از حکما و علما یاد بگیریم.
بخش هفتم: استقبال از آراء، شناخت خطاها
🔸 استقبال از آراء مختلفامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ» «کسى که از آراء مختلف استقبال کند (و نظرات متفاوت را بررسى نماید) موارد خطا را خواهد شناخت.» (۳۹)
بعضى از مسائل بدیهى است و به همین دلیل مورد اختلاف نیست، اما بسیارى از مسائل نظرى پیچیده و آراء مختلفى در آن اظهار شده است. در این گونه مسائل هرگز نباید انسان به تنهایى تصمیمگیرى کند، بلکه عقل میگوید: باید آراى دیگران را به ضمیمه استدلالات آنها بررسى کند تا بتواند آنچه را به حقیقت نزدیکتر است انتخاب نماید. (۴۰)
🔸 دستور قرآن به گوش دادن سخنان
همان چیزى که قرآن مجید به آن دستور داده میفرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللهُ وَ أُولَئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ» «پس بندگان مرا بشارت ده. همان کسانى که سخنان را میشنوند و از نیکوترین آنها پیروى میکنند، آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند.» (۴۱)
این آیه نشاندهنده این حقیقت است که خردمندان کسانی هستند که به سخنان مختلف گوش میدهند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند. پس باید از آراء مختلف استقبال کنیم تا به حقیقت نزدیکتر شویم.
🔸 روش حکما و متکلمان
بر این اساس حکما و متکلمان و فقهاى ما همواره در مسائل نظرى نخست به نقل اقوال میپردازند و در کنار هر قول دلیل طرفداران آن را ذکر میکنند، سپس از بررسى مجموع آنها ضعفها و قوتها ظاهر میشود و آن قول را که از همه برتر میبینند انتخاب میکنند. (۴۲)
حتى گاه اقوال کسانى که اختلاف مذهبى با آنها دارند نیز در برابر خود قرار داده و دلیلشان را بررسى میکنند. این همان روشى است که در بسیارى از علوم از جمله علم فقه از قدیم میان جمعى از دانشمندان متداول بوده و امروز نام «فقه مقارن» بر آن مینهند.
🔸 مشورت، یکی از راههای شناخت آراء
البته یکى از طرق آشنایى با آراى دیگران به مشورت نشستن است، ولى کلام امام (ع) در اینجا منحصراً ناظر به مشورت نیست، بلکه هر گونه بررسى آراى دیگران را شامل مىشود.
توضیح بیشتر: مشورت یکی از راههاست، اما راههای دیگر مانند مطالعه و بررسى آراى دیگران نیز وجود دارد. پس باید از همه این راهها استفاده کنیم.
🔸 هشدار به متعصبان و صاحبان استبداد در رأی
این گفتار حکیمانه از یک سو هشدارى است به افراد متعصب و لجوج و صاحبان استبداد در رأى که گاه حاضر نیستند حتى سخنان دیگران را بشنوند تا چه رسد که اگر آنها را صحیح دیدند بپذیرند؛ و از سوى دیگر مسئله آزادى و سعه صدر را در مسائل علمى روشن میسازد که از چهارده قرن پیش براى ما به یادگار مانده است؛ آن روز که نه سخنى از علم مقارن بود و نه حریت در بررسى آراء و نه احترام به افکار دیگران.
🔸 نقل مشابه در من لا یحضره الفقیه
شبیه این گفتار حکیمانه در کتاب من لا یحضره الفقیه از آن حضرت نقل شده که به فرزندش محمد بن حنفیه میفرماید: «اضْمُمْ آرَاءَ الرِّجَالِ بَعْضَهَا إِلَى بَعْضٍ ثُمَّ اخْتَرْ أَقْرَبَهَا إِلَى الصَّوَابِ وَ أَبْعَدَهَا مِنَ الِارْتِیَابِ» «آراى عالمان یکى را در کنار دیگرى قرار ده سپس آن رأى را که به حقیقت نزدیکتر و از خطا دورتر است انتخاب کن.»
همان گونه که قبلاً در ذیل حکمت ۱۶۱ گفتیم این معنا در غررالحکم به شکل دیگرى از آن حضرت نقل شده است: «حَقٌّ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ یُضِیفَ إِلَى رَأْیِهِ رَأْىَ الْعُقَلَاءِ وَ یَضُمَّ إِلَى عِلْمِهِ عُلُومَ الْحُکَمَاءِ» «شایسته است که انسان عاقل آراى سایر عقلا را در کنار رأى خود قرار دهد و علوم حکیمان را به علم خود بیفزاید (و برترین را انتخاب کند).»
🔸 نکوهش استبداد به رأی در روایات
به همین جهت از استبداد به رأى در روایات اسلامى شدیداً نکوهش شده است. در دنیاى امروز نیز به این مسئله اهمیت فراوان داده مىشود که براى رسیدن به رأى صحیح نظرخواهى مىکنند و آراء مختلف را از صاحبنظران جمع مىکنند و آنها را در برابر هم قرار مىدهند تا از این طریق به آنچه صحیحتر است نائل شوند. اگر دنیا امروز به این مسئله رسیده پیشواى بزرگ اسلام امیرمؤمنان على (ع) چهارده قرن پیش آن را بیان فرموده است.
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ از آراء مختلف استقبال کنیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که کسى که از آراء مختلف استقبال کند، موارد خطا را خواهد شناخت. پس باید از آراء مختلف استقبال کنیم.
۲. درس دوم؛ به سخنان مختلف گوش بدهیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که خردمندان کسانی هستند که به سخنان مختلف گوش میدهند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند. پس باید به سخنان مختلف گوش بدهیم.
۳. درس سوم؛ با مشورت تصمیم بگیریم
امام علی (ع) به ما میآموزد که در مسائل پیچیده نباید به تنهایى تصمیم بگیریم، بلکه باید با مشورت و بررسى آراى دیگران تصمیم بگیریم.
۴. درس چهارم؛ از استبداد به رأی بپرهیزیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که استبداد به رأى نکوهیده است. پس باید از استبداد به رأى بپرهیزیم و به افکار دیگران احترام بگذاریم.
۵. درس پنجم؛ آراى عالمان را در کنار هم قرار دهیم
امام علی (ع) به ما میآموزد که آراى عالمان را در کنار هم قرار دهیم و آن رأى را که به حقیقت نزدیکتر و از خطا دورتر است انتخاب کنیم.
بخش هشتم: تقوا در زندگی فردی و اجتماعی
🔸 تقوا، کلید سعادت دنیا و آخرتامام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ» «شما را به تقوای الهی سفارش میکنم.» (۴۳)تقوا، به معنای خودنگهداری و پرهیز از گناه است. اگر انسان در زندگی فردی و اجتماعی تقوا داشته باشد، همه خیرات و الطاف الهی شامل حال او خواهد شد.
🔸 تقوا در زندگی فردی
تقوا در زندگی فردی یعنی انسان در خلوت و جلوت خدا را حاضر و ناظر ببیند و از گناه پرهیز کند. اگر کسی در زندگی فردی تقوا داشته باشد، خداوند او را از شرّ شیاطین محفوظ میدارد.
امام علی (ع) میفرماید: «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ» «هر کس برای خدا خالص شود...» — اگر انسان کارهایش برای خدا باشد، خداوند او را یاری میکند.
🔸 تقوا در زندگی اجتماعی
تقوا در زندگی اجتماعی یعنی انسان در برخورد با مردم عدالت و انصاف را رعایت کند و به حقوق دیگران تجاوز نکند. اگر کسی در زندگی اجتماعی تقوا داشته باشد، مردم به او اعتماد میکنند و جامعه به سمت صلاح و سعادت پیش میرود.
امام علی (ع) میفرماید: «النَّاسُ کُلُّهُمْ عِیَالُ اللَّهِ» «همه مردم، خانواده خدا هستند.» — پس باید با همه مردم با مهربانی و عدالت رفتار کنیم.
🔸 تقوا، عامل نجات از گناه
تقوا، عامل نجات از گناه است. اگر انسان تقوا داشته باشد، از گناه دور میشود و به طاعت خدا نزدیک میشود. امام علی (ع) میفرماید: «مَنْ تَقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» «هر کس از خدا بترسد...» — خداوند او را از همه چیز بینیاز میکند.
🔸 تقوا، عامل رشد و ترقی
تقوا، عامل رشد و ترقی است. اگر انسان تقوا داشته باشد، خداوند او را از بسیاری از موقعیتها بهرهمند میکند. امام علی (ع) میفرماید: «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ» «هر کس برای خدا خالص شود...» — خداوند او را از همه چیز بینیاز میکند.
🔸 نتیجه؛ درسهای زندگی از کلام امام علی (ع)
۱. درس اول؛ تقوا، کلید سعادت است
امام علی (ع) به ما میآموزد که تقوا، کلید سعادت دنیا و آخرت است. پس باید در همه کارها تقوا داشته باشیم.
۲. درس دوم؛ تقوا در زندگی فردی
امام علی (ع) به ما میآموزد که تقوا در زندگی فردی یعنی انسان در خلوت و جلوت خدا را حاضر و ناظر ببیند. پس باید در همه حال تقوا داشته باشیم.
۳. درس سوم؛ تقوا در زندگی اجتماعی
امام علی (ع) به ما میآموزد که تقوا در زندگی اجتماعی یعنی انسان با مردم با عدالت و انصاف رفتار کند. پس باید با همه مردم با مهربانی و عدالت رفتار کنیم.
۴. درس چهارم؛ تقوا، عامل نجات از گناه است
امام علی (ع) به ما میآموزد که تقوا، عامل نجات از گناه است. پس باید با تقوا از گناه دور شویم.
۵. درس پنجم؛ تقوا، عامل رشد و ترقی است
امام علی (ع) به ما میآموزد که تقوا، عامل رشد و ترقی است. پس باید با تقوا به سمت کمال برویم.
نتیجهگیری:
امام علی (ع) در کلام حکیمانه خود میفرمایند: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ» «هیچ اطاعتی از مخلوق، در معصیت خالق جایز نیست.» این جمله نورانی، به منزله قانون اساسی دین است که بر همه قوانین دیگر حاکم است. پس باید همیشه بررسی کنیم که آیا این کار رضای خدا است یا نه؟
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود به ما آموخته است که ننگ در دستدرازی به مال مردم است، نه در تأخیر حق خود؛ و خودپسندی مانع ترقی است؛ و مرگ نزدیک است و مدت همراهی با دنیا کوتاه. پس باید به یاد مرگ باشیم و توشه آخرت فراهم کنیم.
امام علی (ع) به ما آموخته است که ترک گناه آسانتر از طلب توبه است؛ و مردم دشمن آنچه نمیدانند هستند؛ و باید از آراء مختلف استقبال کنیم تا موارد خطا را بشناسیم. در نهایت، باید در زندگی فردی و اجتماعی و در مدیریت و حکمرانی تقوا داشته باشیم تا به سعادت دنیا و آخرت برسیم.
ارجاعات:
[۱] نهجالبلاغه، حکمت ۱۶۵
[2]پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ج ۱۳، ص ۳۵۰
[3] سوره عنکبوت، آیه ۸
[4] شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج ۱۸، ص ۱۶۷
[5] سوره اسراء، آیه ۲۷
[6] فی ظلال نهجالبلاغه، ج ۴، ص ۳۲۵
[7] سوره توبه، آیه ۱۳
[۸] نهجالبلاغه، حکمت ۳۴۵
[۹] همان
[۱۰] سوره اسراء، آیه ۲۷
[۱۱] غرر الحکم، حدیث ۶۲۶۶
[۱۲] همان
[۱۳] همان
[۱۴] نهجالبلاغه، حکمت ۱۶۷
[۱۵] سوره جاثیه، آیه ۱۳
[۱۶] پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ذیل حکمت ۱۶۷
[۱۷] همان
[۱۸] همان
[۱۹] نهجالبلاغه، حکمت ۱۶۸
[۲۰] سوره حدید، آیه ۱۴
[۲۱] پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ذیل حکمت ۱۶۸
[۲۲] همان
[۲۳] نهجالبلاغه، حکمت ۱۲۲
[۲۴] کافی، ج ۳، ص ۲۵۷، ح ۱
[۲۵] کافی، ج ۳، ص ۲۵۸، ح ۲۸
[۲۶] نهجالبلاغه، حکمت ۱۶۹
[۲۷] سوره فصلت، آیه ۵۳
[۲۸] پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ذیل حکمت ۱۶۹
[۲۹] نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۰ .
[۳۰] سوره نور، آیه ۴۵
[۳۱] پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ذیل حکمت ۱۷۰
[۳۲] همان
[۳۳] نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۱.
[۳۴] پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ذیل حکمت ۱۷۱.
[۳۵] همان
[۳۶] همان
[۳۷] پیام امام امیرالمؤمنین (شرح نهجالبلاغه)، ذیل حکمت ۱۷۰.
[۳۸] نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۲ .
[۳۹] نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۳
[۴۰] سوره زمر، آیات ۱۷ و ۱۸
[۴۱] من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۸۴
[۴۲] غررالحکم، حدیث ۴۹۶
[۴۳] نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۶ .
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون