بي مصرفها
The Expendables
كارگردان: سيلوستر استالونه
فيلمنامه: ديو كالاهام، سيلوستراستالونه
مدير فيلمبرداري: جفري ل.كيمبال
موسيقي: برايان تايلر
بازيگران: سيلوستر استالونه (بارنيراس)، جيسون استتهام (ليكريسمس)، جتلي(ينگيانگ)، دالفلاندگرن(گانرينسن)، اريك رابرتز (جيمزمونرو)، رندي كوتري (تانرود)، استيوآستيل (پين)، ديويد زاياس (ژنرال گارزا)، آرنولد شوارتسينگر (ترنچ)، بروس ويليس (آقاي چرچ)، ميكي روركي (تول)
محصول2010 آمريكا 103دقيقه
ژانر: حادثهاي
گروهي از بهترين اجيرشدگان كه به «بيمصرفها» معروف هستند به خليج عدن نزديك ساحل سومالي فرستاده مي شوند تا مانع دزدان دريايي از گروگانگيري شوند. گانر مسبب تيراندازي ميان گروه و دزدان دريايي مي شود و دزدان دريايي را مجروح مي كند. يانگ و گانر بر سر اختلافنظر درباره اعدام يك دزد دريايي باهم درگير مي شوند تا اينكه راس مداخله مي كند. راس مجبور مي شود به دليل مشكلات رواني گانر را از گروه «بيمصرفها» اخراج كند. راس و فرمانده سابق او (ترنچ) به ديدار آقاي چرچ مي روند، چرچ به آنها پيشنهاد مأموريتي در جزيره ويلينا در خليج مكزيك مي دهد تا ديكتاتور ظالم ژنرال گارزا را ساقط كنند. ترنج قرارداد را به راس مي دهد. راس پي مي برد كه «گارزا» تحت حمايت مأمور سابق سازمان «سيا» جيمز مونرو، دستيارش «پيني» و «بريت» قرار دارد. رابط ميان گروه بيمصرفها و «گارزا»، «ساندرا» است كه در حقيقت دختر گارزا به حساب ميآيد. گارزا با ايجاد ترس و وحشت ميان افرادش هنوز قدرت خود را حفظ كرده است. راس تصميم ميگيرد تا كار را نيمه تمام رها كند و زمانيكه گروه «بيمصرفها» ميگريزند، سبب زخمي شدن نيروهاي ارتش مي شوند. آنها «ساندرا» را با خود نمي برند، گانر نيز به سراغ گارزا و مونرو مي آيد و دست ياري به آنها مي دهد. كريسمس با نامزد سابقش (لوسي) ملاقات مي كند و پي مي برد كه او مورد ضرب و شتم دوستش قرار گرفته است. پس وحشيانه دوست او را كتك مي زند. كمي بعد، «راس»، كريسمس و يانگ كشف مي كنند كه آقاي چرچ يكي از اعضاي سازمان سيا است و هدف اصلي آنها «مونرو» است چون سازمان سيا نمي تواند دست به كشتن يكي از اعضاي خود به طور مستقيم بزند. «راس» با هماهنگكننده مأموريتها و همرزم قديمي «تول» ملاقات مي كند و از احساس گناه خود با او حرف مي زند. «تول» نيز نزد او اعتراف مي كند كه در دوران جنگ بوسني مانع خودكشي زني نشده است. «راس» تنهايي سراغ ساندرا مي رود. او به كريسمس و يانگ هم اين موضوع را مي گويد. يانگ يواشكي او را تعقيب مي كند اما «گانر» در پي آنهاست و تيراندازي مي كند. تعقيب و گريز ميان گانر و يانگ در ميگيرد و گانر سعي ميكند يانگ را بكشد كه مورد اصابت شليك راس قرار مي گيرد و...
در متن و حاشيه
فيلمبرداري «بيمصرفها» بيست و هشتم ماه مارس سال گذشته در شهرهاي ريودوژانيرو، نيو اورلئانزولس آنجلس آغاز شد و ظرف بيست و هشت روز پايان يافت. اما صحنههاي مربوط به كليسا در هاليوود باحضور استالونه، شوارتسينگروويليس جدا فيلمبرداري شدند. سيلوستر استالونه نقشي به ژان كلودوندام پيشنهاد كرد اما او نپذيرفت چون شخصيت گانر را فاقد شخصيتپردازي خوب ميديد. درنهايت دالف لاندگرن نقش را پذيرفت. از ابتدا نقش هيليكيسار را براي وزلياسنايپس نوشته بودند سپس براي حضور فارست ويتاكر بازنويسياش كردند. اما به خاطر تداخل برنامههاي فارست ويتاكر او نيز جايش را به «فيفتي سنت» داد اما در نهايت «تري كروز» آن را ايفاء كرد. بن كينگزلي هم براي نقش مونرو مدنظر بود. از استيون سيگال درخواست شد تا مانند آرنولدت شوار تسينگر و بروس ويليس نقش افتخاري ايفاء كند اما او به دليل تجربه تلخي كه با تهيهكننده «آوييلرنر» داشت نپذيرفت. براي نقش آقاي چرچ انتخاب بازيگر دشوار بود. به شوار سينگر اين نقش را پيشنهاد كردند اما او درنهايت در كسوت «ترنچ» ظاهر شد. سپس به كرتراسل پيشنهاد دادند اما كارگزار او اعلام كرد كه وي در آن برهه زماني علاقهاي به حضور در فيلمي حادثهاي ندارد. در نهايت بروس ويليس شريك سابقاستالونه در رستورانهاي زنجيرهاي «پلنت هاليوود» نقش را قبول كرد. ابتدا قرار بود روز نمايش «بيمصرفها» بيست و دوم ماه آوريل باشد اما تاريخ آن به سيزدهم ماه اوت تغيير كرد. پخش فيلم را كمپاني «لاينزكيت» برعهده دارد و بودجه فيلم هشتاد و دو ميليون دلار بوده و مقام سوم جدول فيلمهاي پرفروش را به خود اختصاص داده است. «بيمصرفها» در چين هم فروش خيلي خوبي داشت و پرفروشترين فيلم اين كشور در روز افتتاحيه بود. در آمريكا به مدّت دو هفته «بيمصرفها» صدرنشين جدول فيلمهاي پرفروش بود. استالونه اعتراف كرده كه نقش تبهكاران فيلم و خط داستاني را بر اساس ديكتاتور سابق پاناما «مانوئل نوريگا» نوشت سيلوستر استالونه اعلام كرده كه در نظر دارد قسمت بعدي را هم بنويسد. او مي گويد: «ايدهاي دارم» اما در گفتگوي جديدتري اعتراف مي كند هنوز فيلمنامه جديدي ننوشته است و خط داستاني به ذهنش رسيده است. استالونه مي گويد پس از ضيافت شامي كه با بروس ويليس داشته، او خواسته تا نقش مهمتري در قسمت بعدي به او بدهد، مثلاً يك فوق تبهكار را. استالونه در صحنه نبرد با استيواوستين گردنش آسيب جدي ديد. منتقدان واكنش هاي متفاوتي به «بيمصرفها» داشتند در سايت راتن توميتوز منتقدان سي و نه درصد رأي مثبت به فيلم دادند. سايت متاكريتيك چهل درصد از آراي منتقدان را مثبت ارزيابي كرد.
جيمز براردينلي: براي كساني كه فيلمهاي حادثهاي سالهاي هشتاد و نود از آنها دريغ شده، «بيمصرفها» همچون رؤيايي است كه به حقيقت ميپيوندد. سيلوستر استالونه، كارگردان يكي از فيلمنامهنويسان (به علاوه ستاره فيلم)، تيمي رؤيايي را جمع كرده است و حتي آرنولد شوار تسينگر را از دفتر فرمانداري بيرون كشيده تا نقش كوتاهي به او بدهد- اين نقش آنقدر است كه نخستين حضور دو فوق ستاره حادثهاي سالهاي1980 در مقابل هم را رقم زند اما براي جامه عمل پوشاندن به اين آرزو زياد بلند نيست و افسوس كه فهرست بازيگران همه چيز نيست. يك فيلم حادثهاي هم مثل ديگر فيلم ها نياز به خط داستان و يكدستي دارد، عواملي كه «بيمصرفها» در آن لنگ مي زند. سيلوستر استالونه از سال هاي هفتاد كارگرداني مي كند. هر چند كه تعدادي از فيلم هاي او به شدّت جمع و جور بوده اند اما اغلبشان از جمله آخرين قسمت «رامبو» (2008) بر مبناي حادثه هستند. سبك استالونه شفاف، هوشيارانه و مختصر و مفيد است طوري كه تصميمات او در رويكرد به دوربين هاي در حال حركت و تدوين كوتاه «صحنهها» گيجكننده است. «بيمصرفها» هم يكي ديگر از فيلمهايي است كه بايد صبر كرد تا سكانس هاي حادثهاي پاياني يابد و بعد پي ببريد چه اتفاقي در داستان مي افتد. در تجزيه و تحليل نهايي «بيمصرفها» كمي بيشتر از يك فيلم حادثهاي بيبو و خاصيت و معمولي است. اگر به جاي نام ستارگان، اسامي بازيگران گمنام را قرار دهيد، شايد تهيهكنندگان براي پخش ديويدي فيلم (بيآنكه رنگ پرده نمايش را ببيند) بايد طي تلاش ميكردند. درخشش صحنههاي حادثهاي به دليل سبك كارگرداني و نوع تدوين رنگباخته است و فيلم جذّابيتي بيشتر از صحنههاي حادثهاي و تعقيب و گريز ندارد. ادعا نميكنم كه در طول نمايش فيلم دلزده شدم (هر چند شايد در چهل و پنج دقيقه نخست فيلم چنين اتفاقي، كمي روي داد) اما هرگز احساس تشويق نسبت به آن پيدا نكردم. وقتي يك فيلم حادثهاي در رسيدن به سادهترين هدفش درميماند، نميتواند به موفقيت دست يابد.
منبع:نشريه نقشآفرينان- ش67
/ج
كارگردان: سيلوستر استالونه
فيلمنامه: ديو كالاهام، سيلوستراستالونه
مدير فيلمبرداري: جفري ل.كيمبال
موسيقي: برايان تايلر
بازيگران: سيلوستر استالونه (بارنيراس)، جيسون استتهام (ليكريسمس)، جتلي(ينگيانگ)، دالفلاندگرن(گانرينسن)، اريك رابرتز (جيمزمونرو)، رندي كوتري (تانرود)، استيوآستيل (پين)، ديويد زاياس (ژنرال گارزا)، آرنولد شوارتسينگر (ترنچ)، بروس ويليس (آقاي چرچ)، ميكي روركي (تول)
محصول2010 آمريكا 103دقيقه
ژانر: حادثهاي
گروهي از بهترين اجيرشدگان كه به «بيمصرفها» معروف هستند به خليج عدن نزديك ساحل سومالي فرستاده مي شوند تا مانع دزدان دريايي از گروگانگيري شوند. گانر مسبب تيراندازي ميان گروه و دزدان دريايي مي شود و دزدان دريايي را مجروح مي كند. يانگ و گانر بر سر اختلافنظر درباره اعدام يك دزد دريايي باهم درگير مي شوند تا اينكه راس مداخله مي كند. راس مجبور مي شود به دليل مشكلات رواني گانر را از گروه «بيمصرفها» اخراج كند. راس و فرمانده سابق او (ترنچ) به ديدار آقاي چرچ مي روند، چرچ به آنها پيشنهاد مأموريتي در جزيره ويلينا در خليج مكزيك مي دهد تا ديكتاتور ظالم ژنرال گارزا را ساقط كنند. ترنج قرارداد را به راس مي دهد. راس پي مي برد كه «گارزا» تحت حمايت مأمور سابق سازمان «سيا» جيمز مونرو، دستيارش «پيني» و «بريت» قرار دارد. رابط ميان گروه بيمصرفها و «گارزا»، «ساندرا» است كه در حقيقت دختر گارزا به حساب ميآيد. گارزا با ايجاد ترس و وحشت ميان افرادش هنوز قدرت خود را حفظ كرده است. راس تصميم ميگيرد تا كار را نيمه تمام رها كند و زمانيكه گروه «بيمصرفها» ميگريزند، سبب زخمي شدن نيروهاي ارتش مي شوند. آنها «ساندرا» را با خود نمي برند، گانر نيز به سراغ گارزا و مونرو مي آيد و دست ياري به آنها مي دهد. كريسمس با نامزد سابقش (لوسي) ملاقات مي كند و پي مي برد كه او مورد ضرب و شتم دوستش قرار گرفته است. پس وحشيانه دوست او را كتك مي زند. كمي بعد، «راس»، كريسمس و يانگ كشف مي كنند كه آقاي چرچ يكي از اعضاي سازمان سيا است و هدف اصلي آنها «مونرو» است چون سازمان سيا نمي تواند دست به كشتن يكي از اعضاي خود به طور مستقيم بزند. «راس» با هماهنگكننده مأموريتها و همرزم قديمي «تول» ملاقات مي كند و از احساس گناه خود با او حرف مي زند. «تول» نيز نزد او اعتراف مي كند كه در دوران جنگ بوسني مانع خودكشي زني نشده است. «راس» تنهايي سراغ ساندرا مي رود. او به كريسمس و يانگ هم اين موضوع را مي گويد. يانگ يواشكي او را تعقيب مي كند اما «گانر» در پي آنهاست و تيراندازي مي كند. تعقيب و گريز ميان گانر و يانگ در ميگيرد و گانر سعي ميكند يانگ را بكشد كه مورد اصابت شليك راس قرار مي گيرد و...
در متن و حاشيه
فيلمبرداري «بيمصرفها» بيست و هشتم ماه مارس سال گذشته در شهرهاي ريودوژانيرو، نيو اورلئانزولس آنجلس آغاز شد و ظرف بيست و هشت روز پايان يافت. اما صحنههاي مربوط به كليسا در هاليوود باحضور استالونه، شوارتسينگروويليس جدا فيلمبرداري شدند. سيلوستر استالونه نقشي به ژان كلودوندام پيشنهاد كرد اما او نپذيرفت چون شخصيت گانر را فاقد شخصيتپردازي خوب ميديد. درنهايت دالف لاندگرن نقش را پذيرفت. از ابتدا نقش هيليكيسار را براي وزلياسنايپس نوشته بودند سپس براي حضور فارست ويتاكر بازنويسياش كردند. اما به خاطر تداخل برنامههاي فارست ويتاكر او نيز جايش را به «فيفتي سنت» داد اما در نهايت «تري كروز» آن را ايفاء كرد. بن كينگزلي هم براي نقش مونرو مدنظر بود. از استيون سيگال درخواست شد تا مانند آرنولدت شوار تسينگر و بروس ويليس نقش افتخاري ايفاء كند اما او به دليل تجربه تلخي كه با تهيهكننده «آوييلرنر» داشت نپذيرفت. براي نقش آقاي چرچ انتخاب بازيگر دشوار بود. به شوار سينگر اين نقش را پيشنهاد كردند اما او درنهايت در كسوت «ترنچ» ظاهر شد. سپس به كرتراسل پيشنهاد دادند اما كارگزار او اعلام كرد كه وي در آن برهه زماني علاقهاي به حضور در فيلمي حادثهاي ندارد. در نهايت بروس ويليس شريك سابقاستالونه در رستورانهاي زنجيرهاي «پلنت هاليوود» نقش را قبول كرد. ابتدا قرار بود روز نمايش «بيمصرفها» بيست و دوم ماه آوريل باشد اما تاريخ آن به سيزدهم ماه اوت تغيير كرد. پخش فيلم را كمپاني «لاينزكيت» برعهده دارد و بودجه فيلم هشتاد و دو ميليون دلار بوده و مقام سوم جدول فيلمهاي پرفروش را به خود اختصاص داده است. «بيمصرفها» در چين هم فروش خيلي خوبي داشت و پرفروشترين فيلم اين كشور در روز افتتاحيه بود. در آمريكا به مدّت دو هفته «بيمصرفها» صدرنشين جدول فيلمهاي پرفروش بود. استالونه اعتراف كرده كه نقش تبهكاران فيلم و خط داستاني را بر اساس ديكتاتور سابق پاناما «مانوئل نوريگا» نوشت سيلوستر استالونه اعلام كرده كه در نظر دارد قسمت بعدي را هم بنويسد. او مي گويد: «ايدهاي دارم» اما در گفتگوي جديدتري اعتراف مي كند هنوز فيلمنامه جديدي ننوشته است و خط داستاني به ذهنش رسيده است. استالونه مي گويد پس از ضيافت شامي كه با بروس ويليس داشته، او خواسته تا نقش مهمتري در قسمت بعدي به او بدهد، مثلاً يك فوق تبهكار را. استالونه در صحنه نبرد با استيواوستين گردنش آسيب جدي ديد. منتقدان واكنش هاي متفاوتي به «بيمصرفها» داشتند در سايت راتن توميتوز منتقدان سي و نه درصد رأي مثبت به فيلم دادند. سايت متاكريتيك چهل درصد از آراي منتقدان را مثبت ارزيابي كرد.
جيمز براردينلي: براي كساني كه فيلمهاي حادثهاي سالهاي هشتاد و نود از آنها دريغ شده، «بيمصرفها» همچون رؤيايي است كه به حقيقت ميپيوندد. سيلوستر استالونه، كارگردان يكي از فيلمنامهنويسان (به علاوه ستاره فيلم)، تيمي رؤيايي را جمع كرده است و حتي آرنولد شوار تسينگر را از دفتر فرمانداري بيرون كشيده تا نقش كوتاهي به او بدهد- اين نقش آنقدر است كه نخستين حضور دو فوق ستاره حادثهاي سالهاي1980 در مقابل هم را رقم زند اما براي جامه عمل پوشاندن به اين آرزو زياد بلند نيست و افسوس كه فهرست بازيگران همه چيز نيست. يك فيلم حادثهاي هم مثل ديگر فيلم ها نياز به خط داستان و يكدستي دارد، عواملي كه «بيمصرفها» در آن لنگ مي زند. سيلوستر استالونه از سال هاي هفتاد كارگرداني مي كند. هر چند كه تعدادي از فيلم هاي او به شدّت جمع و جور بوده اند اما اغلبشان از جمله آخرين قسمت «رامبو» (2008) بر مبناي حادثه هستند. سبك استالونه شفاف، هوشيارانه و مختصر و مفيد است طوري كه تصميمات او در رويكرد به دوربين هاي در حال حركت و تدوين كوتاه «صحنهها» گيجكننده است. «بيمصرفها» هم يكي ديگر از فيلمهايي است كه بايد صبر كرد تا سكانس هاي حادثهاي پاياني يابد و بعد پي ببريد چه اتفاقي در داستان مي افتد. در تجزيه و تحليل نهايي «بيمصرفها» كمي بيشتر از يك فيلم حادثهاي بيبو و خاصيت و معمولي است. اگر به جاي نام ستارگان، اسامي بازيگران گمنام را قرار دهيد، شايد تهيهكنندگان براي پخش ديويدي فيلم (بيآنكه رنگ پرده نمايش را ببيند) بايد طي تلاش ميكردند. درخشش صحنههاي حادثهاي به دليل سبك كارگرداني و نوع تدوين رنگباخته است و فيلم جذّابيتي بيشتر از صحنههاي حادثهاي و تعقيب و گريز ندارد. ادعا نميكنم كه در طول نمايش فيلم دلزده شدم (هر چند شايد در چهل و پنج دقيقه نخست فيلم چنين اتفاقي، كمي روي داد) اما هرگز احساس تشويق نسبت به آن پيدا نكردم. وقتي يك فيلم حادثهاي در رسيدن به سادهترين هدفش درميماند، نميتواند به موفقيت دست يابد.
منبع:نشريه نقشآفرينان- ش67
/ج