
مصافحه؛ چرا وچگونه؟(2)
با چه کساني دست بدهيم؟
1. امير مؤمنان(ع)
شاهد درستي مدعا، آن است که ايشان دست دادن با امير مؤمنان (ع) را به منزله مصافحه با خود دانسته است.
پيامبر (ص) فرمود:
«من صافح علياً فکانما صافحني؛ (26) هر کس با علي (ع) مصافحه کند، گويا با من دست داده است».
2. مؤمنان
«ان المؤمن اذا صافح المؤمن تفرقا من غير ذنب؛(27) هر گاه مؤمني با مؤمن ديگر مصافحه کند، وقتي از يکديگر جدا مي شوند، گناهي بر آنها نيست».
گفتني است که: مؤمن در اصطلاح روايي عصرائمه، به شيعيان امير مؤمنان (ع) اطلاق مي شده است.
3. حجرالاسود
«الحجر يمين الله في ارضه، فمن مسحه، مسح يد الله؛ (28) حجر الاسود، دست راست خداوند روي زمين است، پس هر کس که بر آن دست بکشد، با خداوند دست داده است.»
امام زين العابدين (ع) نيز فرمود:
«... من صافح الحجر الاسود، فقد صافح الله؛(29) هر کس بر حجر الاسود دست بکشد، با خداوند مصافحه کرده است».
اين سنگ گرانمايه بر اساس برخي روايات، يکي از فرشتگان الهي بوده که خداوند او را به شکل سنگ سفيد ودرخشان همراه حضرت آدم، به زمين فرستاد تا در روز قيامت، شهادت دهد که چه کساني بر او دست کشيدند وکدام يک از آنها برعهد و پيمان الهي (توحيد ونبوت و ولايت) استوار ماندند. (30)
دست کشيدن بر حجرالاسود را در اصطلاح فقهي - روايي، «استلام» گويند.
4. زائرخانه خدا
5. دانشمندان و دانش پژوهان
«من صافح عالماً فکانما صافحني؛(32) کسي که با دانشمندي دست بدهد، گويا با من دست داده است».
همچنين درمورد دانش پژوهان فرمود:
«ومن صافح طالب العلم، حرم الله جسده علي النار؛ (33) هر کس با دانش پژوهي مصافحه کند، خداوند بدنش را بر آتش دوزخ حرام مي کند.»
اين گونه دستورها وتشويق ها، علاوه بر نشان دادن جايگاه دانش ودانشمند، باعث تحکيم روابط مردم ودانشمندان و افزايش آگاهي و بصيرت در سطح جامعه مي شود و ارزش واهميت دست دادن را نيز آشکار مي کند.
6. دوستان و آشنايان.
پبامبر گرامي اسلام (ص) فرمود:
«ما تصافح اخوان في الله عزو جل،الا تناثرت ذنوبها ...؛ (34) هرگاه دوستان وبرادران ديني با يکديگر مصافحه کنند، گناهانشان آمرزيده مي شود...».
امام صادق(ع) نيز فرمود:
«دست دادن دوستان با يکديگر، از محبت خداوند به آنها سر چشمه مي گيرد».(35)
7. ساير مسلمانان
پيامبر اکرم به هنگام ملاقات به حذيفه، درمورد فضيلت ازدست دادن مسلمانان با يکديگر فرمود:
«اما تعلم ان المسلمين اذا التقيا فتصافحا، تحاتت ذنوبهما کما يتحات ورق الشجر؛(36) آيا نمي داني که هرگاه دو مسلمان با يکديگر ملاقت کنند ودست بدهند؛ گناهانشان مانند برگ درختان مي ريزد؟!»
اما باقر (ع) نيز از پيامبر (ص) روايت کرده است: «هرگاه يکي از شما، برادر مسلمان خود را ملاقات کرد، براو سلام کند وبا او دست بدهد؛ چرا که خداوند، ملائکه را به وسيله همين کار گرامي داشته است. پس شما نيز همان کار فرشتگان را انجام دهيد».(37)
بي ترديد اين همه تشويق، تأثير به سزايي درنهادينه کردن اين سنت پسنديده درجامعه اسلامي داشته وآثارآن در افزايش يکپارچگي ومهرورزي بين مسلمانان نمايان بوده است.
باچه کساني دست ندهيم؟
1.کافر
امام صادق (ع) به نقل از پيامبر (ص) فرمود:
«لا تبدووا اهل الکتاب بالسلام فان سلموا عليکم فقولوا عليکم و لاتصافحوهم و لاتکنوهم الا ان تضطروا الي ذالک؛ (38) ابتدا بر اهل کتاب درود وسلام نفرستيد واگر بر شما سلام کردند، به آنها بگوييد: «عليکم»، وبا آنها دست ندهيد، وبا کنيه صدايشان نزنيد( که موجب تعظيم آنها مي شود)،
مگراينکه به اين کارها مجبور شويد».
همچنين از جمله چيزهايي که درحديث مناهي مورد نهي پيامبر (ص) قرار گرفته،مصافحه با کافر ذمي است.(39)
نيز يکي از سؤالاتي که علي بن جغفر(ع) از برادر بزرگوار خود امام کاظم (ع) رپسيد، جواز دست دادن با مجوسي بود که با جواب منفي امام روبه رو شد.(40)
از سوي ديگر، روايتي که ابوبصير نقل مي کند، بيانگر مشروط بودن دست دادن با کافر است. اوازامام باقر (ع) يا امام صادق (ع) درباره دست دادن مسلمانان با يهود ومسيحي پرسيد امام در پاسخ فرمود:
«من وراء الثوب، فان صافحک بيده فاغسل يدک؛ (41) از پشت (آستين) لباس (اشکال نداره، اما ) اگر با دستش (بدون واسطه) با تو مصافحه کرد، دست خود را آب بکش».
از اين گونه روايات، عدم طهارت کفار اهل کتاب استفاده مي شود، که البته جمع بين روايات گوناگون وملاحظه عناوين ثانوي و... برعهده مجتهد وفقيه است.
اما شايد به مقتضاي آيه شريفه (يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا الکافرين اولياء من دون المؤمنين) (42) وآيات مشابه آن(43) ونيز روايت «لا ينبغي للرجل المؤمن ان يشارک الذمي ولا يبضعه بضاعه ولا يودعه وديعه ولا يصافيه الموده» (44)
بتوان گفت: دست دادن، يکي از جلوه هاي دوستي وابراز محبت وصميميت است بنابراين براقرار کردن روابط صميمانه با اين نيت که شخص، کافر ذمي است، چندان مورد پسند ورضايت شارع مقدس نمي باشد وبايد به موارد ضروري، محدود و مقيد گردد.
درآيات هشتم ونهم سوره مبارکه ممتحنه نيز درباره برقرار کردن روابط دوستانه با کفار چنين آمده است:
«خداوند، شما را از نيکي کردن و رعايت عدالت به کساني (ازمشرکين) که با شما درامر دين پيکار نکردند واز خانه و ديارتان بيرون نراندند، نهي نمي کند؛ زيرا خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد او، شما را تنها از دوستي و رابطه با کساني نهي مي کند که در امر دين با شما پيکار کردند وشما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستي داشته باشد ظالم وستمگر است».
از آيه دوم به خوبي روشن است که برقراري روابط صميمانه با کفار حربي - البته با قصد ونيت - کاري ناشايست وناپسند است.
2.شراب خوار
اميرمؤمنان علي بن ابي طالب (ع) فرمود:
«من صافح شارب اخمر، کتب عليه خطيئه؛(45) هر کس با شراب خوار دست بدهد، يک گناه برايش نوشته مي شود».
گفتني است ثبوت گناه براي يک عمل در روايات، نشانه حرمت آن عمل است. همچنين شايد بتوان اين حکم را به همه مواردي که طرف مصافحه، گناهکار است ودست دادن با او موجب تأييد وتشويق و مهرورزي او مي شود، سرايت داد.
3. نامحرم
پيامبر اکرم(ص) درآخرين خطبه ي خويش فرمود:
«....من صافح امراه حراماً جاء يوم القيامه مغلولاً ثم يومربه الي النار؛(46) هر کس با زن نامحرم دست بدهد، روز قيامت دربند وزنجيروارد محشر مي شود، سپس به سوي آتش برده مي شود».
همچنين امام صادق (ع) از اجداد بزرگوارشان از امير مؤمنان (ع) نقل فرمود:
«من صافح امراه تحرم عليه، فقد باء لسخط من الله؛(47) هر کس با زني که بر او حرام است (نامحرم) دست بدهد، به خشم خداوند گرفتار مي شود».
پي نوشت ها :
26-بحارالانوار، ج27، ص115.
27-وسائل الشيعه، ج12، ص221، ح 16139.
28-آثاراسلامي مکه ومدينه، ص 49، به نقل از الحج والعمره في الکتاب والسنه، ص 102.
29-مستدرک الوسائل، ج10، ص166، ح 11770.
30-بحارالانوار، ج99، ص216-228.
31-ثواب الاعمال، ص50.
32-مستدرک الوسائل، ج17، ص300، ح 21406.
33-ارشاد القلوب، ج1، ص164.
34-مستدرک الوسائل، ج9، ص61، ح 10204.
35-بحارالانوار، ج71، ص307.
36-همان، ج61، ص269.
37-کافي، ج2، ص181.
38-بحارالانوار، ج72، ص389.
39-همان، ج73، ص331.
40-همان، ج10، ص263.
41-کافي، ج2، ص650.
42-نساء/144.
43-مانند: آل عمران /28، نساء/139؛ مائده/51؛ ممتحنه/1.
44-سزاوارنيست که يکي از شما مؤمنان با کافرذمي شريک شود يا کالايي[براي فروش] به او بدهد يا امانتي نزد او بگذارد ويا از صميم قلب با او دوستي برقرار کند(من لايحضره الفقيه، ج3، ص229).
45-مستدرک الوسائل، ج17، ص54، ح 20720.
46-ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص282.
47-وسائل الشيعه، ج20، ص 195، ح 25412.
منبع:نشريه فرهنگ کوثر، شماره83.
ادامه دارد ....
ae