ماهي، که لبش بجاي جانست شاعر : اوحدي مراغه اي گر ناز کند،به جاي آن است ماهي، که لبش بجاي جانست هر چند ز چشم سرنهانست از چشم دلم نميشود دور غيرت نبرم، که بينشانست گر در طلبت هزار باشند چون نيک نگه کند گمانست آن کو به يقين نبيند او را درياب، که آخر زمانست اي ديده من اول زمانت باز آي، که خرقه در ميانست بر ياد تو جامه پاره کردم عهدي که گذاشتي همانست تخمي که تو کاشتي نمو داد و آن دل، که غم تو خورد، جانست اين تن، که بر تو مرده،...