تا بر دوست بار نتوان يافت

تا بر دوست بار نتوان يافت شاعر : اوحدي مراغه اي دل بر ما قرار نتوان يافت تا بر دوست بار نتوان يافت کار ما چون نگار نتوان يافت تا نيايد نگار ما در کار عاشقان را شکار نتوان يافت بي‌دهان و لب چو شکر او جز دل و جان نثار نتوان يافت گر بپرسيدنم نهد گامي زندگاني دوبار نتوان يافت به جز اندر دهان و جز لب او تا به روز شمار نتوان يافت در جهان از شمار شوخي او به وفا استوار نتوان يافت بر وفا دل منه، که خوبان را به ازين هيچ کار نتوان يافت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
تا بر دوست بار نتوان يافت
تا بر دوست بار نتوان يافت
تا بر دوست بار نتوان يافت

شاعر : اوحدي مراغه اي

دل بر ما قرار نتوان يافتتا بر دوست بار نتوان يافت
کار ما چون نگار نتوان يافتتا نيايد نگار ما در کار
عاشقان را شکار نتوان يافتبي‌دهان و لب چو شکر او
جز دل و جان نثار نتوان يافتگر بپرسيدنم نهد گامي
زندگاني دوبار نتوان يافتبه جز اندر دهان و جز لب او
تا به روز شمار نتوان يافتدر جهان از شمار شوخي او
به وفا استوار نتوان يافتبر وفا دل منه، که خوبان را
به ازين هيچ کار نتوان يافتاوحدي، کار عشق کن، که به نقد
عشق بي‌گير ودار نتوان يافتپاي‌دار، ار بگيردت غم عشق
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط