روز هجران آن نگار اين بود

روز هجران آن نگار اين بود شاعر : اوحدي مراغه اي منتهاي وصال يار اين بود روز هجران آن نگار اين بود عمر آن لاله‌ي بهار اين بود روي او لاله‌ي بهارم بود بحر انديشه را کنار اين بود هست از انديشه در کنارم خون مي‌آن جام را خمار اين بود کرده بودم ز وصل جامي نوش اي دل بي‌وفا، قرار اين بود؟ جان سفر کرد و بر قرار خودي آخر، اي چشم اشکبار، اين بود؟ بار غم بر دلم همي بيني آن همه عهد و زينهار اين بود؟ منم، اي چرخ، زينهاري تو چرخ را چون که اختيار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
روز هجران آن نگار اين بود
روز هجران آن نگار اين بود
روز هجران آن نگار اين بود

شاعر : اوحدي مراغه اي

منتهاي وصال يار اين بودروز هجران آن نگار اين بود
عمر آن لاله‌ي بهار اين بودروي او لاله‌ي بهارم بود
بحر انديشه را کنار اين بودهست از انديشه در کنارم خون
مي‌آن جام را خمار اين بودکرده بودم ز وصل جامي نوش
اي دل بي‌وفا، قرار اين بود؟جان سفر کرد و بر قرار خودي
آخر، اي چشم اشکبار، اين بود؟بار غم بر دلم همي بيني
آن همه عهد و زينهار اين بود؟منم، اي چرخ، زينهاري تو
چرخ را چون که اختيار اين بوداختياري دگر نشايد کرد
گل ز دستم برفت و خار اين بودخار و گل با همند، مي‌ديدم
پيش من مرگ آشکار اين بودمرگ ازين ديدها نهان آيد
چون بديديم، ختم کار اين بوددل ما از فراق مي‌ترسيد
چه کني؟ حکم کردگار اين بوداوحدي، بر تو گر جفايي رفت
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.