اميدوار چنانم که کار بسته برآيد

اميدوار چنانم که کار بسته برآيد شاعر : سعدي وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آيد اميدوار چنانم که کار بسته برآيد جواب تلخ ز شيرين مقابل شکر آيد من از تو سير نگردم و گر ترش کني ابرو که موش کور نخواهد که آفتاب برآيد به رغم دشمنم اي دوست سايه‌اي به سر آور اميد هست که خارم ز پاي هم به درآيد گلم ز دست به دربرد روزگار مخالف و گر نميرد بلبل درخت گل به بر آيد گرم حيات بماند نماند اين غم و حسرت چنان شدم که به جهدم خيال در نظر آيد ز بس که در نظر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اميدوار چنانم که کار بسته برآيد
اميدوار چنانم که کار بسته برآيد
اميدوار چنانم که کار بسته برآيد

شاعر : سعدي

وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آيداميدوار چنانم که کار بسته برآيد
جواب تلخ ز شيرين مقابل شکر آيدمن از تو سير نگردم و گر ترش کني ابرو
که موش کور نخواهد که آفتاب برآيدبه رغم دشمنم اي دوست سايه‌اي به سر آور
اميد هست که خارم ز پاي هم به درآيدگلم ز دست به دربرد روزگار مخالف
و گر نميرد بلبل درخت گل به بر آيدگرم حيات بماند نماند اين غم و حسرت
چنان شدم که به جهدم خيال در نظر آيدز بس که در نظر آمد خيال روي تو ما را
ندانم آيت رحمت به طالع که برآيدهزار قرعه به نامت زديم و بازنگشتي
چنان بگريد سعدي که آب تا کمر آيدضرورتست که روزي به کوه رفته ز دستت


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط