جانا، نظري به ما نکردي شاعر : فخرالدين عراقي با خويشتن آشنا نکردي جانا، نظري به ما نکردي يک کار براي ما نکردي يکدم به مراد ما نبودي يک حاجت ما روا نکردي يک وعدهي خود بسر نبردي و آن وعدهي خود وفا نکردي ما را به وصال وعده دادي نشنيدي و گوش وا نکردي هر لابه، که بر در تو کرديم بر خاک درت تو جا نکردي در کوي تو آمديم و ما را چون بر در خود رها نکردي پس در دل تو چگونه گنجم؟ ديدي، به کرم دوا نکردي درد دل خستهي عراقي ...