جهان از باد نوروزي جوان شد

جهان از باد نوروزي جوان شد شاعر : عطار زهي زيبا که اين ساعت جهان شد جهان از باد نوروزي جوان شد صباي گرم‌رو عنبرفشان شد شمال صبحدم مشکين نفس گشت ز هر سوي چمن جويي روان شد تو گويي آب خضر و آب کوثر به پيش مهد گل نعره‌زنان شد چو گل در مهد آمد بلبل مست که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد کجايي ساقيا درده شرابي اگر خواهي شدن اکنون توان شد قفس بشکن کزين دام گلوگير چه مي‌گوئي که اين يک رفت و آن شد چه مي‌جويي به نقد وقت خوش باش تو را هم...
شنبه، 6 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
جهان از باد نوروزي جوان شد
جهان از باد نوروزي جوان شد
جهان از باد نوروزي جوان شد

شاعر : عطار

زهي زيبا که اين ساعت جهان شدجهان از باد نوروزي جوان شد
صباي گرم‌رو عنبرفشان شدشمال صبحدم مشکين نفس گشت
ز هر سوي چمن جويي روان شدتو گويي آب خضر و آب کوثر
به پيش مهد گل نعره‌زنان شدچو گل در مهد آمد بلبل مست
که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شدکجايي ساقيا درده شرابي
اگر خواهي شدن اکنون توان شدقفس بشکن کزين دام گلوگير
چه مي‌گوئي که اين يک رفت و آن شدچه مي‌جويي به نقد وقت خوش باش
تو را هم مي‌ببايد از ميان شديقين مي‌دان که چون وقت اندر آيد
که همره دور رفت و کاروان شدچو باز افتادي از ره ره ز سر گير
دل عطار ازين غم ناگهان شدبلايي ناگهان اندر پي ماست


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط