کلياتي درباره ي سيماي شهر

اگر از شما بخواهند چهره ي يکي از همکاران تان را از حفظ ترسيم کنيد، معلوم نيست موفق شويد؛ و اگر موفق نشويد، تنها به دليل نداستن طراحي نيست. نگارنده که طراحي بلند است، هرگز نمي تواند چهره ي کسي را که مي شناسد، از حفظ ترسيم کند. دليل آن واضح است: آنچه از افراد در ذهن آگاه ما ثبت مي شود، تنها پاره اي از
يکشنبه، 9 مرداد 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
کلياتي درباره ي سيماي شهر

کلياتي درباره ي سيماي شهر
کلياتي درباره ي سيماي شهر


 

نويسنده: کامران افشارنادري




 
اگر از شما بخواهند چهره ي يکي از همکاران تان را از حفظ ترسيم کنيد، معلوم نيست موفق شويد؛ و اگر موفق نشويد، تنها به دليل نداستن طراحي نيست. نگارنده که طراحي بلند است، هرگز نمي تواند چهره ي کسي را که مي شناسد، از حفظ ترسيم کند. دليل آن واضح است: آنچه از افراد در ذهن آگاه ما ثبت مي شود، تنها پاره اي از ويژگي ها و حالات چهره و اندام آن هاست. ممکن است شخصي را از فاصله اي دور، به خاطر طرز راه رفتن اش بشناسيم، ولي مثلاً قادر نباشيم فرم بيني او را دقيقاً به خاطر بياوريم، ممکن است شخصي به نظرمان زيبا بيايد، ولي اگر دقت کنيم، هيچ چيز زيبايي در چهره اش نيابيم؛ يا شخص ديگري که به لحاظ معيارهاي معمول زيبايي واجد اکثر شرايط است، به نظرمان زيبا جلوه نکند. اگر «سيما» را آنچه در ذهن مي ماند و «ساختار» را آنچه در واقع هست تلقي کنيم، همواره ميان سيما و ساختار نوعي عدم انطباق وجود دارد. سيماي يک شهر ساختار آن نيست، بلکه آن چيزي ست که از شهر در ذهن ما نقش بسته و به ما کمک مي کند شهر را بشناسيم و در آن خود را هدايت کنيم. همه ي ما خيابان هاي ولي عصر را مي شناسيم، ولي شايد تنها تعدادي انگشت شمار از ساختمان هاي آن را به خوبي به ياد بياوريم. بيش تر ما هر جاي خيابان که باشيم، مي توانيم به سرعت موقعيت خود را شناسايي کنيم، و ممکن است نتوانيم نقشه ي متناسبي از خيابان هاي اصلي شهر و خصوصاً بزرگراه هاي آن ترسيم کنيم؛ ولي هنگام حرکت با اتومبيل هرگز در خيابان گم نمي شويم.و اگرچه سيماي شهر عمدتاً از طريق بصري مطالعه مي شود، به حواس ديگري نظير شنوايي و بويايي نيز مربوط است. فريادِ تو دماغي مغازه دارها که مردم را به خريد اجناس دعوت مي کنند و بوي کهنه ي عطاري ها هم جزئي جدانشدني از سمياي محل هاي تجاري - سنتي است.
سيماي شهر، به عبارتي ساده، جغرافياي ذهني شهر است و مانند جغرافياي فيزيکي داراي عناصر و خصوصياتي قابل شناسايي است. شهرسازي ساده انديش فقط با نقشه هاي يک ده هزارم و يک پنج هزارم با خطوط شيب و خط دور خانه ها و مسير خيابان ها سروکار دارد و بر اساس آن ها سعي مي کند شهري را طرح ريزي کند و مردم بر اساس نقشه هاي ذهني خود که کاملاً متفاوت است، شهر را درک کرده و در آن زندگي مي کنند. همان گونه که علائم و ابزاري وجود دارد که بر اساس آن ها مي توان نقشه ي کالبد شهر را خواند و طراحي کرد، علائم و ويژگي هايي وجود دارند که بر اساس آن ها مي توان سيماي شهر را مطالعه کرد و بر اساس آن پيشنهادهاي شهرسازي ارائه کرد.
کوين لينچ در کتاب «سيماي شهر» (ترجمه ي دکتر منوچهر مزيني) به عوامل «راه»، «لبه»، «گره»، «نشانه» و روابط موجود ميان اين ها اشاره کرده و نظريه ي جالبي را د رباره ي سيماي شهري ارائه کرده است که مي توان به آن رجوع کرد. به طور خلاصه، سيماي شهر حاصل جمع ادراکات ما از شهر است و در ادراک، گذشته از حالات دروني شخص، واقعيت بيروني و نحوه اي که خود را به ما عرضه مي کند، نقش اصلي را ايفا مي کنند. در اين مقاله، پديده هاي شهري نه فقط به لحاظ تفاوت هاي شکلي، بلکه عمدتاً به لحاظ مکانيسم هاي متفاوت کشف و ادراک بصري طبقه بندي مي شوند. بنابر آنچه گفته شد، هر پديده اي ادراکي، برآيندي است از 1) احوال دروني شخص درک کننده، 2) شيء مورد درک با خصوصيات فيزيکي اش و 3) مکانيسم کشف و مشاهده ي پديده.
مقاله ي ما عمدتاً به اين عامل سوم توجه دارد. مثالي مي زنيم: يادمان آزادي را در نظر بگيريم. اين بنا يکي از معدود ساختمان هاي تهران است که به تمامي از همه طرف از مسافتي دور مشاهده مي شود و شکل آن هم در ذهن همه نقش بسته و به نماد شهر تهران تبديل شده است. فرم هتل لاله نيز که از دور و از جهات مختلف ديده مي شود، بسيار به يادماندني تر از نماي هتل آزادي است که فقط از زواياي محدودي کثيف مي شود. با توجه به نکات بالا، عوامل اصلي سيماي شهري را مي توان به شرح زير خلاصه کرد:

1- مراجع شهري
 

در پهنه ي گسترده ي شهر، مراجع شهري نقاط ويژه اي به شمار مي آيند که براي ما تصوير، معنا، کاربري يا خاطره اي به ياد ماندني را تداعي مي کنند. يک ساختمان خاص، يک سينما، يک پاتوق و ... مي تواند مرجع شهري محسوب شود. مرجع مي تواند بسيار خصوصي و شخصي باشد، يا به گروه خاصي تعلق داشته باشد. براي دوستداران ورزش، ورودي يک استاديوم مرجع مهمي ست، در حالي که ديگران ممکن است از کنار آن بي اعتنا بگذرند. يک دکه ي روزنامه فروشي ممکن است براي ما يک مرجع مهم يا يک نشانه ي شهري محسوب شود. وجود تفاوت هاي بارز شکلي در پيدايش مراجع شهري موثر است. ورودي ها اعم از بزگراه ها، پارک ها و ساختمان هاي عمومي، قابليت تبديل شدن به مراجع را دارند. اين ها مرزهاي مشخص عبور از يک کيفيت به کيفيت ديگر فضايي هستند و از اين جهت در ذهن نقش مي بندند. تقاطع خيابان هاي مهم نيز از آن جا که نقاط عطفي در منظره ي يکنواخت خيابان محسوب مي شوند، مرجع شهري هستند، خاصيت بصري مرجع شهري اين است که توجه و چشم را به صورتي ايستاد و متمرکز به سوي خود جلب مي کند.

کلياتي درباره ي سيماي شهر

2- بافت ها
 

بافت ها از ساختمان هاي کم و بيش يک شکل که طبق نظم خاصي سازمان دهي شده اند، به وجود مي آيند. در بافت نقش عنصر منفرد کم رنگ است، ولي تصوير کلي آن به گونه اي که در طول زمان و در اثر تجربه کشف مي شود، در ذهن باقي مي ماند. محله هاي تاريخي و همچنين روستاهاي ادغام شده در شهر، به طور ويژه داراي مشخصه ي بافت هستند. بافت عمدتاً از درون تجربه مي شود و سيماي آن حاصل جمع ادراکات متوالي و متنوعي ست که هنگام گردش درون بافت به دست مي آيد. در درون بافت ها جزئيات ساختماني نظير شکل ورودي ها، پنجره ي خانه ها و سر در مغازه ها ارزش خاصي دارند.

کلياتي درباره ي سيماي شهر

کلياتي درباره ي سيماي شهر

3- خيابان ها
 

خيابان پديده اي است که به لحاظ زماني، بين دوران کوچه ها و بزرگراه ها شکل گرفته است. شهر قديم تنها از درون بازارها و کوچه ها ادراک مي شد و به ندرت فضاهايي وجود داشتند که بيننده بتواند با يک نگاه مجموعه ي وسيعي از ساختمان ها و عناصر شهري را کشف کند. کشف شهر از طريق حرکت درون شهر و گشت و گذار در کوچه و پس کوچه هاي آن صورت مي گرفت. با خيابان کشي و ايجاد بدنه ي متحد الشکل و خطي ساختمان در اطراف خيابان و انتقال کاربري هاي مهم به لبه ي خيابان، سيما شهر آرام آرام منحصر شد به منظره ي خيابان ها، و بافت هاي دروني اهميت خود را از دست دادند. امروز هنوز آنچه عمدتاً از شهر در خاطر ما مي ماند، منظره ي خيابان هاي اصلي ست. به لحاظ بصري، خيابان يک يا تعداد پرسپکتيو است، و در آن ارزش هاي انفرادي جاي خود را به ارزش هاي جمعي مي دهند. ريتم پنجره ها، تراز افقي پنجره ها، درها و قرنيزها و خط آسمان که ارزش هاي جمعي ساختمان ها محسوب مي شوند و در درک پرسپکتيو نقش مهمي دارند، در خيابان نيز مهم هستند.

4- بزرگراه ها
 

بزرگراه ها عموماً فاقد جداره اند و امکان کشف چشم اندازهاي شهر و منظره هايي را که در حرکت و با سرعت کشف مي شوند، فراهم مي کنند. در اين سرعت اختلاف هاي جزئي محو شده و تنها ارزش هاي کلي و کلان محسوب مي شوند: توده ي پشت بام هاي پي در پي و خاکستري با خرپشته ها، کولرها، آنتن هاي تلويزيون، دودکش ها و هواکش ها، لکه هاي سبز متعلق به پارک ها، باغ ها و خيابان هاي درخت دار، برج ها، کوه و از همه مهم تر خود مسير بزرگراه که توجه ما را بيش از هر چيز به خود جلب مي کند. بر خلاف خيابان ها، بزرگراه ها به ندرت داراي مسير و جهت مشخص خطي هستند. بزرگراه ها عموماً مسيري مارپيچ دارند و چندين بار تغيير جهت مي دهند. به همين دليل منظره ي بزرگراه ها مرتباً تغيير مي کند و درک فرم کلي يک بزرگراه (نقشه ي آن) دشوار است.

کلياتي درباره ي سيماي شهر

5- عناصر متحرک
 

تا کنون سخن از حرکت بيننده در رابطه با شهر بود. اکنون بحث حرکت انسان ها و اتومبيل ها در رابطه با ناظر است؛ يعني سيماي متحرک شهر. توده ي اتومبيل ها و انسان هاي در حال حرکت که در فضاهاي مختلف شهر و در اوقات مشخص روزهاي هفته همواره يکسان به نظر مي رسند، مانند نماي خيابان ها جزء مهمي از عوامل شناسايي شهر هستند. به همين دليل، منظره ي خيابان هاي خلوت در روزهاي تعطيل نامانوس است.

6- نور
 

ماگريت، نقاش معروف بلژيکي تابلوي معروفي دارد که نام «جهان نور». اين تابلو منظره ي خانه اي است که هنگام غروب که جلوي آن يک چراغ خياباني قرار دارد. نقاش در اين اثر سه نوع نور موجود در محيط را تصوير کرده است: نور آسمان، نور چراغ خيابان و نور چراغ خانه. در شهر، اين سه نور تاثيري اساسي در سيماي شهر دارند. در خيابان هاي شرقي و غربي، در طول روز همواره يک طرف خيابان روشن است و طرف ديگر در سايه قرار دارد. نور صبح، ظهر، عصر و غروب کيفيت هاي فضايي بسيار متفاوتي را به وجود مي آورند. منظره ي شب کاملاً متفاوت و اغلب جذاب تر از روز است. خيابان هاي شهر، به جز بعضي از خيابان هاي پر جمعيت و مهم، عموماً بسيار تاريک هستند و نماي ساختمان ها در شب محو مي شود. ويترين مغازه ها که در ت هران تا ديروقت روشن هستند، منظره هاي به يادماندني و جذابي را به وجود مي آورند.

کلياتي درباره ي سيماي شهر

خلاصه آن که:
 

- ميان ساختار شهر و سيماي آن تفاوت فراواني وجود دارد. چون اهداف شهرسازي در نهايت انساني هستند و بحث سيماي شهر جاي خاصي را در مطالعات و طراحي هاي شهري به خود اختصاص مي دهد.
- در بحث فرمال شهرسازي فقط شکل عناصر شهري و کاربري آن ها مطرح مي شود. در بحث سيماي شهر، چگونگي کشف اين عناصر از طرف مردم نيز مورد توجه قرار مي گيرد. مردم به مثابه ي استفاده کنندگان از فضاي شهري و همچنين شکل دهنده به منظره ي زندگي در شهر، از ساختار فيزيکي شهر جدايي ناپذير هستند.
- شهر مجموعه اي پيوسته و متمايز است که درون خود انواع تضادها و تناقضات را جاي مي دهد. با توجه به رشد کمّي شهر، نياز به تاکيد بر تفاوت ها و بارز کردن آن ها محسوس تر مي شود. براي مثال:
- در تهران مراجع شهري با توجه به ابعاد فيزيکي و زندگي شهري، اندک و ضعيف هستند.
- بافت ها امروز بيش از پيش به سوي يکنواخت شدن ميل مي کنند، در حالي که مي توانند به صورتي کاملاً متفاوت طراحي شوند و درون خود هسته هاي جديد فضاي عمومي شهري را جاي دهند. از اين طريق، افزون بر افزايش جذابيت شهر، بر ماهيت متضاد و چند مرکزي شهر نيز تاکيد مي شود.
- خيابان ها که موانعي در راه کشف بافت هاي ساختماني هستند، مي توانند به سوي هسته هاي دروني بافت ها و فضاهاي عمومي پوشيده و سرباز شهري منشعب شوند.
- بزرگراه ها که مهم ترين وسيله ي کشف شهر محسوب مي شوند، مي توانند در رابطه با اين وظيفه مورد طراحي منظر قرار گيرند.
- نور نيز اگرچه يکي از عوامل مهم فضاسازي و طراحي شهري ست، تا کنون عمدتاً به صورت روشنايي ضروري براي ديدن در نظر گرفته شده است. با توجه به اين که نور يکي از ارزان ترين وسايل تاثيرگذاري بر سيماي شهر است، شايسته است مورد توجه بيش تري قرار گيرد.
- اين ها همه ي مباحثي هستند که به تفصيل مي توان درباره ي آن ها نوشت. در اين جا مقصود فقط طرح خطوط کلي و راهنما بوده است.

پي نوشت:
 

1- برگرفته از فصلنامه ي شهر، زمستان 1378
 

منبع: دانش نما شماره پياپي ‍‍180-179



 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط