پيروزي Vincere
مارکوپولو (ايتاليا، فرانسه)
محسن بيگ آقا
فيلم ها و سريال هاي زيادي درباره ي ديکتاتور فاشيست ايتاليا، بنيتوموسوليني، ساخته شده که تصوير او از خائن تا خدمت گزار مردم را شامل مي شوند. جالب است که اين نگاه همواره طيفي بين روشنفکران و عامه ي مردم را نيز شامل مي شده، يعني اگر روشنفکران به موسوليني به عنوان ديکتاتور خون خوار و خوش گذران نگاه مي کردند، عوام معتقد بودند که ايتاليا هرگز ثبات و قدرتي مانند دوران موسوليني نداشته و صنعت ايتاليا نيز هيچ گاه مثل آن زمان کارآمد نبوده؛ چنان که راه آهن سراسري ايتاليا هم در آن زمان احداث شده و خلاصه اين که تا زور بالاي سر مردم نباشد، کار نمي کنند و همان امثال موسوليني به درد مردم مي خورند و ...! شايد عجيب به نظر برسد، اما انتخاب حيرت انگيز چندباره ي سيلويو برلوسکوني توسط مردم نيز از چنين تفکري سرچشمه مي گيرد؛ انتخابي که روشنفکران ايتاليا را هم از فرط توضيح دادن دلايلش به خارجي ها خسته کرده است.
اما درام فيلم پيروزي درباره ي ازدواج مخفي موسوليني با زني به نام ايدا دالسر است. ايدا ابتدا سعي مي کند موسوليني را براي خودش حفظ کند، اما پس از قطع اميد از وفاداري او، تمام تلاشش را براي حفظ پسرش به کار مي گيرد که بنيتو نام دارد. موضوع از آن جا جالب مي شود که در کمال حيرت ايدا، موسوليني وجود فرزندش را انکار مي کند. از اين جا فيلم به مسيري مي افتد که بار دراماتيک زيادي پيدا مي کند و فضاي خاص مورد علاقه ي بلوکيو به وجود مي آيد. «انکار هويت» در يک سيستم توتاليتر آغاز مي شود. ابتدا وجود ايدا انکار مي شود و اسنادي که در اختيار دارد ناپديد مي شود و بعد نوبت انکار موسوليني کوچک مي شود که اتفاقاً او هم بنيتو نام دارد. گويي بلوکيو قصد دارد نه مشکلات شخص موسوليني، که معضلي به نام سيستم پليسي ايتالياي پيش از جنگ را زير سؤال ببرد. در اين مسير است که ايدا ابتدا دچار روان پريشي و توهم معرفي مي شود، بعد به آسايشگاه رواني برده مي شود و در نهايت در آن جا سعي مي شود واقعاً به يک بيمار تبديلش کنند! تلاش هاي ايدا باعث مي شود پسر نوجوانش را در کمال به يک شبانه روزي ببرند و امکانات تحصيلش را فراهم کنند، اما ملاقات مادر با او همچنان ناممکن است. به اين ترتيب فيلم در ميان دو حد بي مسئوليتي افراطي موسوليني از يک طرف و فداکاري بي حد و حصر يک مادر از طرف ديگر قرار مي گيرد. از اين جهت مي توان فيلم را در مبارزه ي دائمي يک زن با سيستمي غول پيکر خواند. جالب اين جاست که وقتي بنيتو آلبينو (باز هم با بازي فيليپو تيمي) به عنوان پسر موسوليني و ايدا بزرگ مي شود، در دانشگاه تنها کسي است که به بهترين شکل اداي پدرش را در مي آورد! در عالم واقع، مادر در سال 1942 در آسايشگاهي جان باخته است. فيلم بلوکيو بر اساس دو کتاب و يک فيلم مستند ساخته شده است: کتاب هاي ازدواج موسوليني (مارکو زني)، فرزند مخفي موسوليني (آلفردو پيروني) و فيلم مستند راز موسوليني (فابريتسيو لائورنتي، جان فرانکونورليس).
پيروزي برخلاف آثار جمع و جور بلوکيو در سال هاي اخير يک «توليد عظيم» (بيگ پروداکشن) محسوب مي شود؛ فيلمي شلوغ، پر از شخصيت و سرشار از صحنه هاي باشکوه و تماشايي، هرچند که فيلم ساز از به کارگيري تصاوير مستند سياه و سفيد مربوط به موسوليني و فاشيست ها هم در فيلمش غافل نشده است. فصل هجوم پليس دوچه به خانه اي که ايدا در آن زندگي مي کند، همان قدر باشکوه است که حرکت دوربين هنگام بالارفتن ايدا از حصار سيمي بلند که دور آسايشگاه کشيده اند. وقتي در طول جنگ جهاني اول آيدا، موسوليني را گم مي کند و موسوليني سراغي از او نمي گيرد، صحنه ي تأثيرگذاري در فيلم شکل مي گيرد: ديدار تکان دهنده ي ايدا از خانه ي موسوليني، در حالي که او با همسر و فرزند ديگرش ديده مي شود. فيلم سرشار است از باران هاي سنگين، نورهاي بسيار روشن و سايه هاي بلند که نشانه هاي خشونت موجود در فضا در دوران فاشيسم هستند. در فصل سخنراني باشکوه دوچه در اوج قدرتش، زماني که چهره ي او کج نشان داده مي شود، روح ناسالم و خطرناکش در حرکت هاي ديوانه وار او مشهود است. زماني فدريکو فليني در فصل پاياني فيلم رم (1972) با حضور ناگهاني موتور سواران سياه پوش در سطح رم، با استادي اقتدار کور اما فزاينده ي طرفداران موسوليني را به نمايش گذاشته بود و حالا بلوکيو اين تصوير را در فيلم پيروزي با شکستن حريم خانواده و ناديده گرفتن ارتباط ها به تصوير کشيده است.
منبع: ماهنامه سينمايي فيلم 408