مسکن مناسب برای معلولان

میتوان گفت خانه اساسی ترین فضا برای تشویق این عزیزان به مشارکت در زندگی جمعی است. هنگامی که چنین فردی در فضای خانه به خودباوری برسد، به تدریج میتواند در تمام شرایط به مشکلاتی که ممکن است بر سر راهش ایجاد شود غلبه کند.
سه‌شنبه، 2 اسفند 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مسکن مناسب برای معلولان

مسکن مناسب برای معلولان
مسکن مناسب برای معلولان


 





 
میتوان میتوان گفت خانه اساسی ترین فضا برای تشویق این عزیزان به مشارکت در زندگی جمعی است. هنگامی که چنین فردی در فضای خانه به خودباوری برسد، به تدریج میتواند در تمام شرایط به مشکلاتی که ممکن است بر سر راهش ایجاد شود غلبه کند.
حال این مسئله مطرح می شود که ممکن است تمام معلولین امکانات مالی کافی برای ساخت یک خانه متناسب با خواسته هایشان نداشته باشند، لذا بهترین راه حلی که در چنین شرایطی میتوان مطرح کرد این است که با تغییراتی اندک در خانه موجود این افراد، آن مکان را به فضایی راحت تر تبدیل کرد.
برای طراحی یا بهینه سازی یک واحد مسکونی برای فردی با محدودیت حسی- حرکتی ابعاد صندلی چرخدار به عنوان ابعاد مبنا در نظر گرفته می شود وطراحی فضاها میبایست به نحوی صورت گیرد که امکان عبور و مرور با این صندلی میسر باشد. فضاهای اصلی که در یک خانه مسکونی وجود دارد عبارت است از: آشپزخانه، سرویس بهداشتی، حمام، اتاق نشیمن و اتاق خواب.
اما قبل از پرداختن به این فضاها بهتر است به ورودی ساختمان و نحوه دسترسی به واحد مسکونی
بپردازیم.
((بسیاری از مقررات در مورد ساختمانها، وجود حداقل یک ورودی قابل دسترس معلولان را لازم میداند، باید توجه داشت که در عقب یا ورودی سرویس دهنده مناسب نیست؛ زیرا برای استفاده از این ورودیها از مسیر طولانیتری باید گذشت و تصور غیرقابل قبول”شهروند درجه دو” نیز به وجود خواهد آمد.)) (جیمز سورنسن، ۴۸،۱۳۷۰)
در مورد راهروها پرهیز از هرگونه برآمدگیهای تیز یا لبهدار ضروری است. به کارگیری حفاظهای پلاستیکی در پوشش لبه های تیز در زوایای مختلف از راه حل های مناسب در این مورد است .
همچنین پرهیز از ارتفاع و خیز و یا برآمدگی در سطح و کف راهروها به صورتی که باعث بلوک شدن
صندلی چرخدار شود و از بین بردن آن از نکات مهم در این خصوص است.با استفاده از ورقهای فلزی شیبدار می توان از موانع و برآمدگی هایی که در خانه ممکن است وجود داشته باشد (مثل آستانه در، پله در حد محدود و …) به راحتی عبور کرد- حتی این سطوح شیبدار می توانند قابل حرکت باشند تا بتوان از آنها در نقاط مختلف خانه استفاده کرد.
((باید توجه داشت که مهم ترین ویژگی خانه مناسب فرد با ناتوانی حسی- حرکتی تأمین استقلال فردی اوست که به مفهوم قابل دسترس بودن محیط های فیزیکی برای فرد، به طور مستقل و بدون کمک دیگران است.)) (جیمز سورنسن، ۴۸،۱۳۷۰)
((شاید اولین کاری که برای این منظور بتوان انجام داد تعبیه سکویی در کنار در ورودی باشد، با این کار میتوان فضایی پیشبینی کرد که شخص با صندلی چرخدار بتواند هنگام باز کردن در کیف یا کیسه خرید خود را روی آن قرار دهد.خوب است سکویی دیگر به همین ترتیب در داخل هم وجود داشته باشد)) (جیمز سورنسن، ۴۸،۱۳۷۰)
بدین ترتیب و با رعایت نکاتی که در مورد فضاهای داخل خانه ذکر شد(البته در این مقاله مجال کافی برای ذکر تمامی این نکات وجود دارد و از این رو تنها به ذکر برخی از آنها بسنده می کنیم) می توان فضایی آرام و مناسب را برای فرد معلول فراهم آوریم.
۱- همجواري مسيرهاي پياده و دوچرخه در برخي نقاط و تعريف آنها با يك نوار ساده هرچند براي بينا قابل تشخيص است، ولي براي حركت نابينا خطرناك مي باشد.
۲- هرچند وجود درخت (و حتي پله) در سطح پياده رو به زيبايي محور پياده افزوده است، ولي براي نابينا خطرآفرين است.
۳- ارتفاع بالنسبه زياد جداول (تا ۳۵ سانتيمتر) خطر برخورد پاهاي نابينا و سقوط وي را تسهيل مي كند.
۴- غيرهمسطح شدن درپوش تأسيسات در حين اجرا مشكلي است كه حل آن كاملا عملي است.
۵- وجود فضاهاي رها شده و بلاتكليف در سطح زمين كه معلوم نيست جزو سواره رواند يا پياده رو و يا باغچه، نابينا را دچار اغتشاش ذهني مي كند.
۶- وجود پله هاي غيرمترقبه براي نابينايان، خطرآفرين است هرچند توسط بينايان ديده مي شوند و جذاب است.
۷- در مواردي اختلاف سطح هاي نابجا و ناخواسته اي به علت عدم برنامه ريزي طراحي و اجراي صحيح وجود دارد كه خطرآفرين و زشت مي باشند.
۸- برخي از اماكن در كفسازي محوطه جلوي خود به سطح پياده رو تجاوز كرده و با بي سليقگي خاص جنس و نوع كفسازي خود را تحميل كرده اند. اين عدم تجانس باعث اغتشاش فكري نابينا در حركت مي گردد.
۹- عدم قراردادن درست خطوط عابر پياده در سطح سواره نيز نه فقط براي نابينايان بلكه براي افراد بينا نيز
مشكل ساز است.
۱۰- عدم تداوم مسير پياده در رفيوژها به صورت همسطح بسيار خطرناك مي باشد.
۱۱- دسترسي به ايستگاه اتوبوس به علت
پيچ و خم هاي موجود حركت نابينايان را غيرممكن مي سازد.
۱۲- علاوه بر موارد فوق ناهنجاري هاي رفتاري زيادي توسط افراد بينا وجود دارد كه براي نابينا غيرقابل تحمل است. مهمترين آن پارك كردن در مسير حركت پياده رو است.
براي مسيريابي مناسب نابينايان سه گروه از علائم لازم است.

۱- علائم هشدار دهنده
 

براي افراد بينا راه حل هاي متعددي براي هشدار وجود دارد كه فراوان ترين و مهمترين آنها به صورت تصويري است. ولي نابينايان كه از نعمت ديدن برخوردار نمي باشند، مي بايستي به طرق ديگر و با به كارگيري حواس ديگر امكان تشخيص و پيش بيني خطر را داشته باشند.
لذا مهمترين حواس در تشخيص ايمني مسير مي توانند عناصر لمسي (بساوايي) و صوتي باشند.
«نوارهاي بساوايي» يكي از اين راه حل هاست. اين نوارها معمولا به وسيله اختلاف بافتي كه در كف كفسازي معابر ايجاد مي كنند حاصل مي گردند. اين اختلاف بافت در عرض معبر، قبل از رسيدن به نقاط خطر آفرين براي نابينايان ايجاد مي گردد.
عرض اين نوارها، برحسب قدم هاي فرد نابينا تنظيم شده و داراي عرضي معادل ۶۰ سانتيمتر مي باشند. اين عرض باعث مي گردد كه نابينا در هر صورت در هنگام پياده روي، پاي خود را روي آن گذارده و در لابلاي قدم هايش قرار نگيرد.
اين نوارها معمولا داراي بافتي زبرتر از سطح پياده رو مي باشند. براي جلوگيري از شلوغ شدن بصري پياده رو براي بينايان مي توان اين نوارها را همرنگ با بقيه سطح پياده رو درنظر گرفت.

۲- نوارهاي هدايت كننده
 

براي تسريع و تسهيل حركت نابينايان و احتراز از برخورد با موانع، نوارهايي پيشنهاد مي شود كه در طول معبر احداث مي گردند. اختلاف بافت اين نوارها با مابقي سطح معبر، در حدي است كه نابينا بتواند با نوك عصاي خود آن را تشخيص داده و دنبال نمايد.
بافت اين نوارها معمولا صيقلي تر از بافت معبر پياده مي باشد و فقط لازم است نوك عصاي نابينا آن را پيدا كرده، با قدم هايش آن را تعقيب كند. اين نوار عرضي معادل ۱۵ سانتيمتر است.

۳- علائم اطلاع دهنده
 

براي اطلاع رساني به عابر نابينا از تابلو استفاده مي شود. اين تابلوها مي بايستي:
* داراي ابعاد و زاويه مناسب جهت لمس نابينايان باشند.
* داراي برجستگي لازم نقوش در زمينه جهت تشخيص نابينايان باشند.
* قابل دسترسي سهل و راحت باشند.
* در ارتفاع مناسب نصب شوند.
* داراي جنس مقاوم در مقابل فرسايش باشند.
از آنجا كه تابلوهاي مورد نظر بسيار كوچكتر از تابلوهاي معمول براي افراد بينا مي باشند، پايه هاي اين تابلوها، يا بهتر بگوئيم پلاك ها، نقش مهمتري مي يابند.

زاويه تابلوها
 

اين مبحث فقط در مورد تابلوهاي مختص نابينايان مطرح مي گردد و اين بدان علت مي باشد كه تحقيقات نشان داده كه نابينا با سطح شيبدار به نسبت سطح قائم ارتباط راحت تري برقرار مي كند. لذا مي بايست نصب تصاوير اطلاع رسان روي سطوح شيبدار صورت گيرد. تحقيقات به عمل آمده حاكي از اين مسئله مي باشد كه زاويه ۲۰-۱۵ درجه زاويه مطلوب است.

ابعاد و تناسبها
 

مطابق بررسي هاي انجام شده سر انگشتان شخص نابينا مي تواند با حركت دادن دست به صورت عرضي تصوير را لمس و درك كند. لذا بهتر است اندازه عرض تصويري كه برجسته خواهد شد از دو دست باز (دو وجب) فرد تجاوز نكند. به علاوه اندازه تصويري بستگي مستقيمي با پيچيدگي يا سادگي آن دارد. هرقدر تصوير پيچيده تر باشد اندازه تصوير بزرگتر و هرچه ساده تر باشد اندازه متوسط (و يا كوچكتري) را مي طلبد. با توجه به موارد فوق اندازه پيشنهادي براي تابلوها ۲۰*۲۰ سانتيمتر مي باشد.

ارتفاع تابلوها
 

مبحث ارتفاع تابلوها مي بايست از دو ديدگاه فرد بينا و فرد نابينا مورد بررسي قرار گيرد.

الف- تابلو براي افراد بينا:
 

در ديدگاه فرد بينا ارتفاع مناسب براي نصب تابلوهاي راهنماي اماكن و معابر به نحوي است كه ارتفاع تابلو مانع تردد عابرين پياده و پياده روها نگردد. در عين حال بايد عابرين پياده يا سرنشينان وسائط نقليه بتوانند آن را ببينند و بخوانند و از حدود ۷۵ الي ۹۰ متر قابل رؤيت و تشخيص باشد. حداقل ارتفاع مناسب براي آنكه تابلوها در معرض لطمه خوردن و لك شدن و ساير صدمات نباشد حدود ۴۰/۲ متر است.
در مجموع به نظر مي رسد كه چه در مورد تابلوهاي معابر و چه در مورد تابلوهاي اماكن با توجه به تمامي مطالعات و بررسي هاي ميداني انجام شده محل هاي مناسب نصب در معابر عبارتنداز:
۱- نصب روي پايه چراغ فانوسي
۲- نصب روي پايه هاي فلزي چراغ برق
۳- رفوژ وسط(در صورت وجود)
۴- استفاده از پايه فلزي و جدا از بدنه

ب- تابلو براي افراد نابينا:
 

ولي محل و ارتفاع تابلوها براي شخص نابينا برخلاف شخص بينا مي بايست در مكاني باشد كه فرد بتواند به راحتي با آن ارتباط برقرار كرده و آن را لمس كند.
بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه بهترين ارتفاع به منظور نصب تابلوهاي اطلاع رساني براي افراد نابينا مابين ۱۰۰-۹۰ سانتي متر مي باشد. در غير اين صورت شخص نمي تواند به راحتي با تصوير مورد نظر ارتباط برقرار كند.

ميزان برجستگي
 

اختلاف سطح تصاوير با زمينه، نخستين عامل تشخيص و انتقال اطلاعات مي باشد. اين برجستگي به اندازه اي در نظر گرفته مي شود كه حداقل با انگشتان به راحتي و با قاطعيت قابل تشخيص باشد و حداكثر به حدي باشد كه ارتفاع اضافي به نظر نرسد، «ادمن» براي ارتفاع اندازه حداكثر ۵-۳ ميلي متر را پيشنهاد كرده است.

مصالح
 

جنسيت و مواد و مصالح انتخاب شده براي پايه ها با توجه به ضرورت ماندگاري مصالح، بتن پيشنهاد مي گردد.

محل نصب
 

نحوه نصب بايد به صورتي باشد كه حداقل فضاي پياده رو را اشغال كند، پس يا بايد در راستاي جدول قرار گيرد و يا اين كه پشت جدول نصب شود.

جهت تابلو
 

جهت تابلو به علت سهولت قرائت توسط نابينايان با دو دست، عمود بر پياده رو مي باشد.

نحوه دسترسي به تابلو
 

خطوط راهنما در كف مي بايستي در نزديكي تابلوها به طرف تابلو منحرف شده و با تعبيه سطحي بافت دار به عرض ۶۰ سانتي متر و به مركزيت تابلو مشخص تر شوند.
نابينا پس از حصول اطلاعات روي تابلو امكان پي گيري خطوط راهنما را خواهد داشت.

عملكرد پايه
 

پايه هايي كه علائم تصويري بر روي آنها نصب مي شود مي توانند دومنظوره طراحي شوند. به طور مثال اين پايه ها علاوه بر اين كه نقش راهنما را براي نابينا داشته باشند، مي توانند حامل چراغ هايي براي استفاده در شب باشند تا به جنبه زيبايي آنها براي افراد نابينا نيز توجه شود. براي اين منظور لزوما نبايد نقش كاربردي براي پايه ها در نظر گرفته شود، بلكه مي توان صرفا طرح هايي براي ايجاد جنبه هاي زيبايي محيط نيز ارائه داد.

ضوابط
 

الف- مناسب سازي فضاهاي شهري
 

* كفسازي:
 

۱- هرگونه اختلاف سطح غيرضروري ممنوع است.
۲- اختلاف سطح نبايد غيرمترقبه باشد. لذا مي بايستي با علائم هشدار دهنده همراه باشد.
۳- از احداث جوب، چاله، پله و هرگونه اختلاف سطح بالاتر از ۱۵ سانتي متر در مسير حركت نابينايان اجتناب شود.
۴- كليه دريچه هاي بازديد تأسيسات شهري و شبكه هاي فلزي روي كانال هاي تأسيساتي بايد همتراز با سطح پياده رو نصب گردند.
۵- در صورت اجبار به احداث پله بايد با علائم هشدار دهنده و اطلاع رسان همراه گردند.
۶- مرز ميان پياده رو و باغچه مي بايد براي شخص نابينا قابل تشخيص باشد.
۷- براي مشخص كردن مرز ميان پياده رو و پاركينگ بايد از تغيير بافت در كف سازي استفاده شود.
۸- خطوط عابر پياده در مسيرهاي سواره و پل هاي روي جوب بايد در يك راستا و بدون اختلاف سطح باشد.
۹- از احداث هرگونه مانع در مقابل و مسير خطوط عابر پياده اجتناب گردد.

* پيش آمدگي عناصر:
 

۱- هرگونه پيش آمدگي در سطح معبر پياده در ارتفاع زير ۲۰/۲ متر ممنوع است.

* مبلمان شهري:
 

۱- قرار دادن عناصر مبلمان شهري، به عنوان خطري بالقوه براي نابينايان در مسير حركت آنان مجاز نمي باشد.
۲- در صورت اجبار به قرار دادن مبلمان در مسير حركت نابينايان بايد با عناصر هشدار دهنده تجهيز شوند.

* محل گذر از عرض خيابان
 

۱- محل گذر از پياده به سواره نبايد داراي اختلاف سطح ناگهاني باشد.
۲- براي رفع اختلاف سطح بايد از رامپ (سطح شيب دار) استفاده كرد.
۳- هيچ گونه مانعي نبايد جلوي ديد رانندگان به محل تغيير مسير نابينايان از پياده رو به سواره رو را بگيرد.

توصيه ها
 

۱- مسيرهاي مارپيچ و زاويه دار، به دليل اين كه در هنگام رفت، داراي مشخصات و زواياي متفاوتي نسبت به برگشت مي باشند، باعث گيج و گم شدن نابينا يا تقليل سرعت وي مي شوند. لذا توصيه مي گردد از احداث مسيرهاي مارپيچ و زاويه دار اجتناب شود.
۲- بهترين نوع مسير براي حركت نابينا خط مستقيم است.
۳- توصيه مي گردد در طول مسيرهاي موجود، با كمك خطوط راهنما در كف، نابينايان را به طرف مقصد هدايت كرد.
۴- بو و صدا مي توانند به عنوان عناصر هدايت كننده مورد استفاده قرار گيرند. حتي الامكان از انتشار بو و صداهاي گمراه كننده جلوگيري شود.

ب- فضاهاي دسترسي به ساختمان
 

رسيدن به بناي مورد نظر از مشكلات نابينايان در فضاهاي شهري است كه براي حل آن موارد زير پيشنهاد مي گردد:
۱- رسيدن به بنا با مسير مارپيچي و زاويه دار به دليل آن كه در هنگام رفت، داراي مشخصات و زواياي متفاوتي نسبت به برگشت است، احتمال گيج شدن و گم شدن نابينا و يا معطل شدن براي تشخيص مجدد مسير در بازگشت را دارد. لذا به طور قطع بهترين روش رسيدن به بنا براي نابينا يك مسير مستقيم مي باشد.
۲- وجود كفسازي خاص در مسير رسيدن به بنا، قرار دادن نشانه هاي اطلاع رساني و يا عملكردي مانند وجود صداي آب يا زنگ اتوماتيك يا تغيير سطح در مسير حركت به كمك شيب ملايم و هرگونه ابتكار مناسب ديگر مي تواند راهكار مناسبي براي تشخيص مسير براي نابينايان باشد.

ج- ورودي ساختمانها:
 

۱- در مورد ورودي ها بايد توجه داشت كه با مطالعه شرايط طراحي، ورودي پيش آمده مزاحم حركت نابينا نباشد. بديهي است كه ورودي عقب رفته به لحاظ ايجاد يك فضاي مكث و امن بر ورودي مسطح يا پيش آمده ارجح است و پيشنهاد مي گردد در صورت وجود ورودي پيش آمده، بايد توسط علائم اطلاع رسان، نابينا را قبل از برخورد با ورودي، از وجود آن آگاه كرد.
۲- نسبت هاي مختلف مصالح يا تغيير بافت چه از نظر ابعاد و زبري و چه از نظر خواص آلاستيك و انعطاف پذيري براي ادراك نابينا از مكان، مؤثر است و به عنوان مثال در صورتي كه براي كفسازي ورودي به بنا و يا هر ورودي ديگري از يك مصالح ساختماني و استاندارد استفاده شود، همواره نابينا هنگام احساس آن از طريق تماس كف پا و ارتباط لمسي آن به موقعيت ورودي پي خواهد برد.
منبع:کتاب خدمات شهری و معماری برای معلولین
ارسال توسط کاربر محترم سایت : hamed_yurdum




 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.