تجارب فرعونی و روح یونانی

پایتخت پریکلس ثروتهای خود را از دست داد، در نتیجه ی جنگهای متوالی و متمادی ضعیف شد و با حسرت بسیار مشاهده کرد که تجارت بین المللی از او رو برمی گرداند و متوجه اسکندریه می شود و طولی نکشید که ثروت و فراوانی
شنبه، 9 شهريور 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
تجارب فرعونی و روح یونانی
 تجارب فرعونی و روح یونانی

نویسنده: پی یر روسو
مترجم: حسن صفاری



 

تجارب فرعونی و روح یونانی

نویسنده: پی یر روسو
انحطاط آتن بعد از مرگ اسکندر موجب عظمت اسکندریه گردید.
پایتخت پریکلس ثروتهای خود را از دست داد، در نتیجه ی جنگهای متوالی و متمادی ضعیف شد و با حسرت بسیار مشاهده کرد که تجارت بین المللی از او رو برمی گرداند و متوجه اسکندریه می شود و طولی نکشید که ثروت و فراوانی افسانه آمیزی درخشش خارق العاده به شهر اخیر داد. اسکندریه شهری بود کاملاً تازه که در حدود سیصد سال قبل از میلاد به وسیله ی شهر ساز تابغه ای به نام دینوکرات Dinocrate ساخته شد. حوضها و فواره ها، باراندازها، محلهای مخصوصی پهلو گرفتن کشتیها و چراغهای دریایی عظیمی که به وسیله ی معماری بنام سوسترات Sostrate (قرن سوم قبل از میلاد) ساخته شد جلوه ی خارق العاده به این شهر می داد و اداره ی شهر به وسیله ی خاندان هوشمند و دانش دوست بطلمیوس ها انجام می گرفت. در چنین شرایطی چگونه اسکندریه می توانست توجه و محبت خدایان را به سوی خود جلب نکند. سخا و کرم قابل تحسین این پادشاهان موجب پیدایش دانشگاه غول پیکری به نام «موزه» و مرکز فرهنگی عمومی به نام «کتابخانه» شده بود و عطایا و هدایای بی شمار و فنا ناپذیر ایشان گلهای سر سبد دانشمندان جهان را در آنجا جمع آورده بود این دانشمندان عموماً یونانی بودند و تا مغز استخوان تحت تأثیر روح علمی قرار داشتند که از عهد طالس بر اسلاف ایشان حکومت کرده بود یعنی فکر منطقی و استدلالی مطلق رهبر ایشان بوده است. گذشته از آن خوب می دانیم که اینان چه ثروتی، که به راستی اهمیت آن حساب ناکردنی است، نثار راه مدنیت کردند: هندسه ی اقلیدس و آپولونیوس، نجوم ابرخس Hipparque اندازه گیریها و مساحی اراتوستن Erathostene، علم استاتیک یا علم تعادل و دانش تعادل مایعات که به وسیله ی ارشمیدس به وجود آمد نمونه های بزرگ آن هستند.
گذشته از آن یک موضوع جغرافیایی ساده، این مسئله که اسکندریه در مصر واقع بود، موجب پیدایش نمود دیگری گردید: نفوذ فرهنگ قدیم مصری بر دانش یونانی راه را برای ایجاد شاخه ی جدیدی از درخت علم باز کرد. دانش یونانی فقط از قواعد نظری، دستورهای منطقی و محاسبات خالص تشکیل یافته بود. اطلاعات مصریان فقط از تجارب و دستورالعمل های هزار ساله و صنایعی که مولود هوش و فراست بود سرچشمه می گرفت. یونانیان با خود هندسه و نجوم و نقشه برداری آوردند و مصریان تجربه ی معماری قدیم خود را که در نتیجه ی سه هزار سال عمل پخته و جا افتاده شده بود همراه داشتند و در مساحی زمین ها که در نتیجه ی طغیان مرتب رود نیل هر سال تکرار می شد صاحب قواعد استادانه ای بودند و گذشته از آن یک سلسله ابداعات و اختراعات عملی از قبیل چرخ چاه مصری (1) و خرمن کوب مکانیکی در اختیار داشته اند.
اختلاط این دو با یکدیگر نیروی محرک معجزه آسایی نصیب صنعت کرد؛ تجارب کهن فرعونی و روح استدلالی یونانی آمیخته شد و اکتشافات متفرق قدیم در معرض تحلیل منطقی قرار گرفتند و افکار بدیع کلی از زوائد غیر لازم جدا شد و از ترکیب آنها سود فراوان نصیب صنایع گردید تا آن زمان علم فقط در فن معماری نفود مطلق کرده بود و با ساختمان دستگاههای دقیق اندازه گیری نیز به طور شایسته ای در
صنعت مؤثر واقع شده بود، اما در خارج از این دو حالت مخصوص آنچه در صنعت ساخته می شد جز بازیچه و یا وسیله ی وقت گذرانی چیزی نبود. در واقع چه نامی غیر از بازیچه می توان بر عروسک های مفصل دار و مجسمه های کوچک حرکت کننده ای که مصریان می ساختند و در قبور پادشاهان مدفون می کردند اطلاق نمود و نیز کبوتر آرکیتاس از اهل تارانت Archytas (قرن چهارم قبل از میلاد) که در آن زمان جلب توجه کرده بود، کبوتری که از چوب ساخته بودند و پرواز می کرد چه ارزشی جز بازی کودکان می توانست داشت؟ اما در سال 287 قبل از میلاد ارشمیدس متولد شد و...

ارشمیدس هنر مهندسی را ایجاد کرد

امروزه در حومه ی شهر سیراکوز Syracuse بنای کهنه ای به سبک یونانی و رومی وجود دارد که عموماً «مقبره ی ارشمیدس» نامیده می شود.
در حقیقت قبر واقعی ارشمیدس بیش از دو هزار سال است که مفقود شد و سیسرون Ciceron آخرین کسی بود که محل این قبر را شناخت و آن به مدد شکل هندسی بود که بر قبر حک کرده بودند و این شکل عبارت از کره ای بود که در داخل استوانه ای محاط کرده بودند. اما این موضوع چه اهمیتی دارد. ابدیت نام ریاضی دان بزرگ، تا جهان باقی است، با استحکام تمام به وسیله ی اکتشافات علمی او تأمین شده است و هیچ بنای یادگاری مجلل و با عظمتی بیش از این مؤثر واقع نمی شد.
وی در سیراکوز متولد شد و در همانجا وفات یافت اما آشنایی خود را با علوم مرهوم اسکندریه و مطالعاتی است که در کتابخانه و موزه ی مشهور کرد. در کتاب دیگری درباره ی اکتشافات علمی این دانشمند به تفصیل سخن گفته ایم (2) و از جمله ی مهمترین این اکتشافات مقدمات حیرت انگیز روشهای حساب انتگرال بود که بار دیگر بیست قرن بعد از او به وسیله ی نیوتون و لایب نیتس کشف شد. (3) اما در این مقام این نکته درخور اهمیت است که اکتشافات ارشمیدس همراه با ابدعات اقلیدس و مکتب فیثاغورث رهبر آدمی به شناسایی صورت مجرد طبیعت گردید و مقصود از آن عبارتست از شکل نظری اشیای مادی یعنی شکل کاملی از اجزای طبیعت کم و بیش نزدیک به آن می باشند و برای ما که مایل به نفوذ بر طبیعت و تحت اراده در آوردن آن می باشیم شناسایی قوانین آن لازم است.
لیکن اشیای مادی فقط دارای شکل و ابعاد نیستند بلکه در بسیاری موارد تحت تأثیر قوایی که بر آنها وارد می شود به حرکت در می آیند، و یا فی المثل، در مواردی که این قوا با یکدیگر وضع تعادلی وجود آورند از حرکت باز می مانند.
پس ارشمیدس پیش خود این سؤال را مطرح کرد: آیا ممکن نیست که با همین دستگاه استقرایی و با همان دقتی که شکل و ابعاد را مورد تحلیل قرار داده ایم بتوانیم قوا و حرکات را نیز مورد مطالعه قرار دهیم؟
به مفهوم دیگر آیا نمی توان هندسه ای ایجاد کرد که قضایای آن نه تنها فقط در مورد فضا به کار روند بلکه در عین حال عامل قوه را نیز در نظر گیرند؟
آنگاه با به کار بردن روش بی نهایت کوچک ها که از ابداعات شخصی او بود درصدد جستجو برآمد تا معلوم سازد در چه شرایط جسمی که تحت تأثیر قوای متوازی قرار گرفته است وضع تعادل اختیار خواهد کرد و در این جستجو تمام دقتی را که شایسته ریاضی دانان است به کار برد. به این ترتیب تئوری اهرم را به وجود آورد و آن دستگاهی است که از هزاران سال پیش مورد استفاده قرار می گرفت اما هیچکس به فکر نیفتاده بود که در روش عمل آن تعمق کند. ارشمیدس اهرم را همچون خط راست مادی در نظر گرفت که بر نقطه ی اتکایی قرار گرفته است و دو نیروی عامل بر آن تأثیر می کنند و آن گاه قوانین نظری آن را به وسیله ی دستورهای دقیق به دست داد. این مطالعات ابتدا رهبر او به مفهوم عزم قوا «یا گشت آور» Moment گشت که مساوی با حاصل ضرب قوه در طول بازوی اهرم است و آنگاه توانست قانون ترکیب قوای متوازی را به دست آورد. لیکن از این مرحله تا روش تعیین مرکز ثقل اجسام یک قدم بیشتر راه نبود و ارشمیدس این قدم اساسی و قاطع را پیمود به این ترتیب که فرض کرد که جسم مادی در عین اینکه وزین است فقط به صورت مجرد هندسی خود می باشد.
این اکتشافات استادانه موجب پیدایش شاخه ی جدیدی در ریاضیات گردید و آن عبارتست از دانش استاتیک Statique یا علم تعادل که اولین جنین مکانیک استدلالی می باشد و طولی نکشید که با اکتشاف اصل مهمی که به نام او مشهور است علم تعادل مایعات یا هیدروستاتیک Hydrostatique را نیز بر آن افزود.
برای ما ممکن نیست که بتوانیم به وضع شایسته ای از اهمیت این واقعه تاریخی یعنی ایجاد و ابداع مکانیک استدلالی به وسیله ی ارشمیدس و در قرن سوم قبل از میلاد، تمجید کنیم. از آنجا که اطلاعات علمی آدمی بعد از این می توانست قوا را نیز تحت محاسبات در آورد پس ممکن بود که نه تنها از آن برای ایجاد قوانین نظری ماشین های ساده، به مفهومی که در فصل اول گفتیم، استفاده کرد بلکه وسیله ای به دست آمده بود که ساختمان آنها را از لحاظ علمی رهبری کرد تا جایی که حداکثر قدرت و تأثیر از آن ها حاصل شود.
مشکل مسئله در اینجا بود که استاتیک دانشی است نظری و ماشین های ساده موجوداتی هستند عینی و عملی و برای دانشمند گودال بزرگی مابین این دو مرحله وجود داشت که می بایست با جهشی از آن بگذارد. شاید در زمان افلاطون هرگز ارشمیدس موفق به جهش از این گودال نمی گردید لیکن در قرن سوم قبل از میلاد هم نفوذ تجربی و صنعتی مصریان راهبر او به عبور از این مرحله گردید و هم الزامات زمان چنین موضوعی را ایجاب کرد.
به این ترتیب ارشمیدس وارد در میدان عمل شد و از دانش تعادل مایعات برای ایجاد تأسیسات آبیاری در رودخانه ی نیل استفاده کرد و در عین حال علم تعادل قوا را به منظور ساختمان ماشینهای جنگی برای دفاع شهر سیراکوز در مقابل رومیان به کار برد. از آنجا که ارشمیدس اول کسی است که مکانیک استدلالی را در مقام عمل به کار برد و از آن برای مکانیک عملی استفاده کرد به حق و واقع می توان او را پدر هنر مهندسی دانست.
در واقع همه ی ماشینهای ساده ای که در آن عهد به کار می رفته اند می توانستند از تئوریهای استاتیک ارشمیدس برخوردار شوند. آرکیتاس از اهل تارانت (348-428 قبل از میلاد) صورتی از ماشینهای ساده تهیه کرده و آنها را پنج عدد دانسته بود که عبارتند از: آلت چوب شکاف (4)، اهرم، قرقره، چرخ چاه و پیچ. قرقره را قبل از قرن پنجم پیش از میلاد می شناخته اند و منجنیق که در واقع ترکیبی از قرقره و چرخ چاه است. تقریباً از همین اوقات در تئاترها به کار می رفته است (مثلاً در مواردی که می خواستند ظهور ناگهانی کسی یا شبحی را در صحنه نشان دهند). به احتمال قوی ارشمیدس برای اولین بار قرقره ی مرکب را به کار برد و اگر جمعی اصرار دارند که منکر این اختراع او شوند قدر مسلم این است که وی روش منطقی استفاده از آن را معین کرد. این ماشین ساده که از اجتماع چندین قرقره تشکیل می شود که همه دارای یک محور هستند نیروی آدمی را به مراتب بیشتر می سازد به طوری که این دستگاه به زودی همراه با چرخ چاه و جراثقال جانشین دستگاه قدیمی به نام بیگ Bigue گردید که دو صنعتگر از اهل آتن به نام کرسیفرون Chersipheron و متاژنس Metagenes ساخته بودند.
گذشته از اینها ارشمیدس برای اولین بار مجموعه ی پیچ و چرخ دندانه دار را به کار برد و با کمک آن پیچ آبیاری را که عموماً چرخ چاه ارشمیدس می نامند تکمیل کرد. صورت قدیمتری از این دستگاه سابقاً به وسیله ی مصریان برای خشک کردن باطلاقها به کار می رفت لیکن ارشمیدس تعلیم داد که چگونه می توان برای خشک کردن باطلاقها به کار می رفت لیکن ارشمیدس تعلیم داد که چگونه می توان از این دستگاه نه فقط به منظور بالا آوردن آب بلکه در همه ی مواردی که اعمال فشار قوی لازم است استفاده کرد. این ابداع رهبر او به سوی اختراع اساسی دیگری گردید که عبارتست از میخ پیچ دار و مجموعه ی پیچ و مهره که گفتگو از موارد استعمال فراوان آن زائد است.
به کسانی از هموطانش که این نوع ابداعات را بیهوده و بی فایده می دانستند ارشمیدس با تجربه ی قاطع و بی چون و چرایی خلاف این موضوع را ثابت کرد و به این منظور روزی دستگاههای مفصلی از اهرم و قرقره ی مرکب و چرخ چاه و پیچ و منجنیق گرد آورد و آنها را به وضعی که شایسته می دانست قرار داد و آنگاه در مقابل قیافه ی مبهوت و خیره مردم عادی و بی کار و چشمان پر از تحسین همکاران خود کشتی جنگی بزرگی را که در خشکی قرار داشت از مردان جنگی و ملاحان و سازوبرگ و لوازم سفر پر کرد و همه ی این دستگاه را به یک ضربت از زمین بلند کرد و در دریا قرار داد. لیکن در سال 212 قبل از میلاد که رومیان شهر سیراکوز را محاصره کردند باز هم امتحان قانع کننده تری داد.
در این روز بزرگترین و محترم ترین اهالی شهر سلسله از ماشین های جنگی گرد آورد و به کمک آنها کشتی های رومی را نابود کرد و باران سنگ بر سر قشون مهاجم ریخت و به این وسیله مدت سه سال حملات رومیان را عقیم گذاشت این داستان حماسی که به وسیله ی پلوتارک Plutarque و پولیب Polybe و تیت لیو Tite-Live (5) نقل شده است بدون تردید در نزد مردم عادی به مراتب بیش از مجموعه ی اکتشافات نظری ارشمیدس جلوه کرد و شهرت او را به آفاق رسانید. لیکن در آخر همین محاصره بود که نابغه ی عمیق جان سپرد و گذشته از آثار بزرگ ریاضی خود، صرف نظر از ایجاد دانش تعادل قوا و مایعات و غیر از ابداع ماشین های ساده یک سلسله اختراعات دیگر از خود باقی گذاشت که فقط نامی از آنها در تاریخ باقی مانده و به گوش ما رسیده است و از جمله ی آنها عبارتست از مجموعه ای از اسباب و وسایل به منظور بلند کردن یا کشیدن اشیای سنگین و ارغنونی که با آب کار می کرد و حتی کشتی بزرگی ساخته بود که می گویند با کمک پیچ ارشمیدس کار می کرد و احتمال قوی می رود که مقصود از آن همان فرفره یا هلیس Helice است که امروزه نیز معمول است...

هنر ساختمان ماشین ها در اسکندریه

مردم سیراکوز راه کار را نشان داده بودند. گروهی از تحسین کنندگان پرشور که در آتش ایجاد ابداعات عملی می سوختند و شوق فراوان داشتند که به این وسیله دانش خویش را مسلم سازند خود را روی جاده ای که به وسیله ی ارشمیدس هموار شده بود انداختند و وضع و موقع نیز از هر لحاظ برای کار ایشان مساعد و مناسب بود. در شهرهای بزرگ که فعالیت خارق العاده در آن انجام می گرفت؛ مردم هر روزه در انتظار روشهای جدید برای آسایش زندگی بودند، کاروانها و ارابه های متعدد از هر جانب هویدا می شد،
مؤسسات صنعتی مهم در مقابل چشم ناظرین در کنار کوچه ها برپا می گردید و در بندر آن هر روز کشتی های فراوان پهلو می گرفتند و بارهای خود را خالی می کردند و یا عازم سفر می شدند؛ در چنین شهری همواره هزاران مسئله عملی مطرح بود که می بایست به سرعت و با استادی حل کرد. ارشمیدس فقط به عنوان مردی که به صنایع علاقمند است نشان داده بود که چگونه باید به این مسائل حمله ور شد. هنوز مدت زیادی از مرگ او نگذشته بود که اولین مرید او در این رشته هنر و لیاقت خود را نشان داد و آن کته زیبیوس Ctesibius از اهل اسکندریه بود (قرن دوم قبل از میلاد).
وقتی که وی شروع به کار کرد همه ی اختراعات ار شمیدس رواج فراوان داشت و چرخ دندانه وار نیز تکمیل شده و همراه پیچ برای ساختمان دستگاههای چرخ و دنده مورد استفاده قرار می گرفت. هوش و هنر کته زیبیوس ابتدا متوجه این اختراع شده و برای اولین بار چرخی را روی زمین به حرکت در آورد که به وسیله ی دستگاه چرخ دنده حرکت مستقیم را به حرکت دورانی تبدیل می کرد و به این تدبیر وسیله ی شمارش عده ی دفعات حرکت چرخ را به دست آورد. این دستگاه که وسیله ی تعیین سرعت وسایط نقلیه را به دست می داد در حقیقت جد دستگاههایی است که امروزه به این منظور در اتومبیلها نصب می کنند.
این اختراع وسیله ای به دست او داد که با نصب مجموعه هایی از چرخهای متصل و متحرک ساعت آبی قدیم را اصلاح کند و ساعتهایی درست کرد که مجسمه های کوچک و متحرکی به آنها متصل بود و یا می توانستند زنگی را به صدا در آورند و سپس با همین وسیله یک ارغنون آبی و سلسله ای از ماشین های کوچک برای خروج شراب از چلیک و آب از زیرزمین ها و حتی چرک از داخل زخم اختراع کرد شهرت ماشین هایی که با دست کته زیبیوس ساخته شد شاگردان بسیاری را به دور او جمع کرد. یکی از ایشان به نام فیلون Philon از اهل بیزانس در صنعت ساختمان تلمبه های آب شهرت بسیار به دست آورد ولی شاید مهمترین عنوان افتخار او در نزد آیندگان این باشد که شاگردی همچون هرون Heron ترتیب کرد که از استاد خود به مراتب پیشی گرفت و پس از ارشمیدس به عنوان بهترین مهندس مکتب اسکندریه شناخته شد.
آشنایی ما امروزه با هرون فقط به وسیله ی کتابهایی است که نوشته بود و حداکثر اطلاعی که درباره ی وی داریم آن است که مابین سالهای صد و پنجاه و صد قبل از میلاد مسیح می زیسته است و این عدم اطلاع واقعاً باعث تأسف است زیرا در نتیجه ی مدارک و اسنادی که امروزه به دست ما می رسد بیش از پیش مکشوف می شود که این شخص یکی از پیشقدمان بزرگ دانش عملی و تجربی بوده است و بسیاری از متفکرین بزرگ دوران تجدد ادبی و هنری که تا چند سال قبل آنان را بدعت گذار و پیشقدم می دانسته ایم در حقیقت جز مفسرین و ریزه خواران و جمع آورندگان آثار هرون نبوده اند و از جمله ی ایشان به احتمال قوی لئوناردو داوینچی Leonard de Vinci است که درباره ی او به تفصیل سخن خواهیم گفت.
لیکن در این مقام از آثار نظری او به کلی صرف نظر می کنیم و متذکر می شویم که این دانشمند رئیس مدرسه ی مهندسین اسکندریه بوده است. مدرسه ای برای مهندسین! مطلب در واقع بسیار تازه و جالب است زیرا اگر مصریان و اهالی بین النهرین تواسته بودند صنعتگران هوشمندی تربیت کنند که آثار جالب باقی گذارده اند ولی هرگز وسیله ای در دست نداشتند که فرهنگ نظری لازمی در اختیار ایشان گذارند.
به عکس بسیار به موقع و شایسته خواهد بود که مدرسه ی مهندسین اسکندریه را با مدرسه ی پولی تکنیک Polytechnique در فرانسه مقایسه کنیم زیرا در آن مدرسه نیز مانند مؤسسه ی اخیر درسهای نظری و مجرد (هندسه، حساب، نجوم و فیزیک) به وسیله ی درسهای عملی مربوط به روش کار با وسایل چوبی و فلزی و ساختمان ماشین و معماری تکمیل می شد. کتبی که از هرون در دست داریم در حقیقت دروسی هستند که وی در مدرسه ی مزبور می داد.
استادان این مدرسه به هیچ وجه متخصص در تدریس ماده ی به خصوصی نبودند و هرون شخصاً با نهایت مهارت مواد مختلف برنامه را تدریس می کرد. بهترین دلیل این موضوع برای ما عبارتست از اختراع او به نام دیوپتر Dioptre و آن دستگاهی بود که در فن مساحی به کار می بردند تا اختلاف ارتفاع دو نقطه را تعیین کنند؛ برای آنکه معلوم شود که دستگاه به وضع افقی قرار دارد همچون دستگاههای امروزی مقداری آب در داخل حبابی قرار داده بود و به وسیله ی پیچ میکرومتری دقیقی صفحه را چنان میزان می کرد که آب در داخل حباب در نقطه ی وسط قرارگیرد و اشتباهات حاصل به وسیله ی مطالعه ی انحرافات روی دو صفحه ی مدرج معلوم می شد. گذشته از آن نباید اکتشافات او را در مبحث تعادل مایعات نیز فراموش کنیم و از جمله ی این آثار یکی دستگاه معروف به «چشمه ی هرون» بود. هیجده قرن بعد از هرون این بازیچه ی مشهور مورد استفاده ی ژان ژاک روسو واقع شد که هنگام کودکی و تهی دستی آن را از دهکده ای به دهکده ی دیگر می برد و از مردم طلب احسان می کرد.
هرون که از خواص هوایی که به وسیله ی آتش گرم شود آگاه بود اختراع دیگری کرد که خارق العاده ترین اختراعات او محسوب می شود و آن ائولی پیل Eolipile نام داشت و در واقع یک ماشین بخار واقعی بود که بیست قرن قبل از اختراع پارسون Parsons و هیجده قرن قبل از دنی پاپن Denis Papin به وسیله ی او ساخته شد.
اختراعاتی از این قبیل می تواند نظری به ما بدهد که اگر صنعتگران اسکندریه اهمیت قوای محرکی از قبیل بخار آب را درک کرده بودند چه پیشرفتی می توانستند در صنایع پدید آورند.
گفتیم که می توانستند، و این چنین معنی می دهد که در واقع استفاده ای از آن نکردند. حقیقت آن است که چه ارشمیدس، چه کته زیبیوس، چه فیلون و چه هرون هرگز به این فکر نیفتادند که ماشینهایی که با این مهارت و استادی ساخته می شد و در ساختمان آن هوش و نبوغ فراوان به کار می رفت می توانند برای مصارف مفیدتری مورد استفاده قرار گیرند. فرض کنیم استادی که در مدرسه ی مهندسی سانترال در پاریس عهده دار تدریس رشته ی ساختمان ماشین است و کتاب عالمانه ای در این زمینه نوشته است در مقام عمل فقط به شاگردان خود بیاموزد که چگونه می توان ازاین مسائل برای ساختن ماشین های اسباب بازی و قطعات مکانو استفاده کرد، و مورد استعمال دروس خود را فقط به همین موضوع محدود سازد؛ واضح است که در این صورت چه افتضاحی به بار می آید: دانش استادی بیهوده مصرف شده و نبوغ او در ایجاد بدایع صرف بازیچه و امور کودکانه شده است در حالیکه احتیاج مبرم به اصلاحات اساسی در ساختمان لوکوموتیو و موتورهای با عکس العمل و آلترناتور و غیره داریم! در اسکندریه حال به همین منوال بود و هیچکس از این موضوع متعجب نمی شد. در حالی که کتابهای استادانه ای به قلم هرون درباره ی مبحث نور و علم مساحی و مکانیک گازها و غیره انتشار می یافت به نظر همه کس طبیعی می آمد که اثر دیگری به نام «اسبابهای خودکار» تحت نام او منتشر شود. این موضوع کاملاً عادی به نظر می رسد که هرون به جای آن که ائولی پیل خود را به ماشین افزاری متصل کند، آن را برای حرکت دادن بازیچه ها از قبیل «هرکول در حال جنگ» و «آهنگری که به کار مشغول است» به کار برد. و از این قبیل انواع آدمک ها و عروسک ها ساخته شده بود «که خود به خود راه می رفتند» و جماعت بیکاران از مشاهده ی آنها غرق حیرت می شدند.
جهان یونانی که در زمینه ی اختراعات صنعتی پیشرفت نمایان کرده بود با شور عجیبی به اسباب بازیهای مکانیکی علاقه داشت و عشق به این موضوع همه ی مردم را مسخر کرده بود. به این دلیل هرون به جای آنکه کوشش صنعتی خود را برای پیشرفت اجتماع و تخفیف آلام بشریت به کار برد مجسمه ی متحرک و عروسک خیمه شب بازی می ساخت.
علت اصلی و اساسی این موضوع همان است که در بالا نیز شرح دادیم: زیرا همه کس با قیمت هیچ از زور بازوی غلامان استفاده می کرد و صنعتگران احتیاج به افزایش تولید را حس نمی کردند.

پی نوشت ها :

1- این عبارت را من در مقابل کلمه ی Chadouf به کار بردم و نمی دانم که اصطلاح معادلی در زبان فارسی وجود دارد یا نه. این دستگاه عبارت بود از چوب بستی که اهرمی بر آن قرار می دادند در طرف کوتاه تر اهرم وزنه ی بزرگی متصل می کردند و بر طرف بلندتر سطلی با طناب می آویختند و مجموعه ی آنها را با دسته ای به حرکت در می آوردند و با این تدبیر با سهولت بسیار آب از چاه خارج می کردند و این دستگاه هنوز هم در مصر و تونس به کار می رود و تصاویر چند هزار سال قبل ثابت کرده اند که دستگاههای قدیمی مصری کاملتر از نمونه های امروزی بوده اند. (یادداشت مترجم)
2- رجوع شود به ترجمه ی فارسی کتاب تاریخ علوم تألیف پی یر روسو طبع سوم صفحات 79-72.
3- رجوع شود به کتاب تاریخ علوم طبع سوم از ترجمه ی فارسی صفحات 270-244.
4- این کلمه در مقابل لغت Coin آمده است و گویا نجاران این آلت را «گوه» می نامند ولی من در صحت این کلمه شک داشتم و بنابر این آن را به کار نبردم. (یادداشت مترجم)
5- پلوتارک نویسنده ی یونانی است که مابین سالهای 45 و 125 میلادی می زیسته و کتب بسیار در شرح حال مردان مشهور یونان و روم نوشته است و نیز صاحب تألیفات دیگری در زمینه ی فلسفه و سیاست و مذهب می باشد.
پولیپ مورخ یونانی قرن دوم قبل از میلاد یعنی تقریباً هم زمان ارشمیدس می باشد. کتاب تاریخ مفصلی در 5 جلد درباره ی روم و یونان مابین سالهای 221 و 146 قبل از میلاد نوشته است که 4 جلد از آن در دست می باشد.
تیت لیو مورخ لاتینی (59 قبل از میلاد تا سال 17 میلادی) که 142 جلد کتاب در تاریخ روم نوشته و از آن جمله 35 جلد در دست است. احساسات وطن پرستی شدید او موجب شده است که در کتب خود حقیقت را زیر پا گذارد. (یادداشت مترجم)

منبع: روسو، پی یر، تاریخ صنایع و اختراعات، حسن صفاری، تهران: امیر کبیر، چاپ هشتم، 1390.

 

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.