ناشناس

همسرم خیلی فرد بی مسؤلیتی هست اصلا به زندگی اهمیت نمیده.چیکار کنم؟

سلام خسته نباشین، ببخشید من همسرم خیلی فرد بی مسؤلیت هستش اصلا به زندگیم حرفشان اهمیت نمیده ما دوساله ازدواج کردیم اصلا هیچ وقت جدی درمورد زندگی وایندمون حرف نمیزنه همه چیز رو به مسخره و شوخی ممیگیره ووقتی هم میخوام باهاش حرف بزنم اصلا به حرف ام گوش نمیده اگه هم گوش بده حرفامو جدی نمی گیره و چند دقیقه بعدش اصلا یادش می ره چی گفتم من خودم دوست دارم بچه داشته باشم وقتی درمورد بچه باهاش حرف میزنم اصلا گوش نمیده و حرفمان مسخره میکنه هر چقدرم جلوش گریه میکنم و میگم بابا منم ادمم چرا اصلا جدی نیستی و هیچ وقت واسه زندگی برنامه ریزی نداره میگه زن شیطانه نباید به حرفات گوش داد ، من باید چیکار کنم
پنجشنبه، 2 فروردين 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سیده نرجس رضایی
موارد بیشتر برای شما

ناشناس

همسرم خیلی فرد بی مسؤلیتی هست اصلا به زندگی اهمیت نمیده.چیکار کنم؟

ناشناس ( تحصیلات : لیسانس ، 27 ساله )

سلام خسته نباشین، ببخشید من همسرم خیلی فرد بی مسؤلیت هستش اصلا به زندگیم حرفشان اهمیت نمیده ما دوساله ازدواج کردیم اصلا هیچ وقت جدی درمورد زندگی وایندمون حرف نمیزنه همه چیز رو به مسخره و شوخی ممیگیره ووقتی هم میخوام باهاش حرف بزنم اصلا به حرف ام گوش نمیده اگه هم گوش بده حرفامو جدی نمی گیره و چند دقیقه بعدش اصلا یادش می ره چی گفتم من خودم دوست دارم بچه داشته باشم وقتی درمورد بچه باهاش حرف میزنم اصلا گوش نمیده و حرفمان مسخره میکنه هر چقدرم جلوش گریه میکنم و میگم بابا منم ادمم چرا اصلا جدی نیستی و هیچ وقت واسه زندگی برنامه ریزی نداره میگه زن شیطانه نباید به حرفات گوش داد ، من باید چیکار کنم


مشاور: علی محمد صالحی

با عرض سلام و احترام مجدد.
نکته اولی که خوبه شما به اون توجه کنید اینه که دو سال زمان زیادی برای زندگی مشترک نیست، و شما هنوز جزو کسانی حساب میشید که تازه مسیر زندگی مشترک را آغاز کردند، چون برای بسیاری از همسران سالهای اول زندگی مشترک، دشواریهای خاص خودش رو داره، چون زن و شوهر هنوز برخی رفتارهای همسرشون رو درک نمیکنن، و براشون غیر طبیعیه، و ممکنه چند سال طول بکشه تا بصورت کامل همسرشون رو بشناسند و قِلق های برخورد مناسب با او رو پیدا کنند و همسرشون رو درک کنند که شخصیت همسرشون با شخصیت خود اونها متفاوته، مثالا اینکه وقتی شما بصورت خیلی جدی در مورد آینده و زندگیتون صحبت میکنید، درک نمیکنید که چرا همسر شما این قضیه رو به شوخی میگیره و شما بخاطر این برخورد شوهرتون ناراحت و غمگین میشید، یا برعکس ممکنه شوهرتون هم شما را درک نکنه که چرا شما زندگی رو اینقدر جدی و سخت میگیرید؟ (به نظر ایشون)، منظورم اینه که اصل وجود تفاوت و اختلاف­ نظر بین زن و شوهر تا یک حدی طبیعیه؛ زیرا به ­هرحال آنها از دو جنس مختلفند و از نظر احساس، عواطف و ویژگی­های دیگر با هم تفاوت­هایی دارند. پس باید از ابتدای زندگی مشترک این پیش­بینی را داشته باشیم که برخلاف تفاهم­های پیش از ازدواج، در جریان زندگی مسائلی پیش می­آد که نظر ما یکی نیست و دچار تنش­هایی میشیم که با صبر و گذشت می­تونیم از آنها عبور کنیم.
گاهی وقتها که همسران متوجه می­شن وجود اختلاف نظر میان آنها طبیعی است و تا چه حد، زوج­های دیگه هم با چنین مسائلی روبه ­رو هستند، شگفت زده و تا اندازه­ای آسوده خاطر میشن. اما نکته­ مهم اینه که نباید با بروز اختلاف­ نظرها و تفاوت ها، ناامید و سَرخورده بشیم و شتاب­زده تصمیم­گیری کنیم. متأسفانه امروزه برخی از همسران برای رهایی از مسائل موجود زندگی مشترک، با بروز کوچک­ترین اختلاف با همسر، به جای تلاش برای حل آن و تحمل برخی مسائل و کمبودها در زندگی، نخستین و بهترین راه حل را جدایی می­دونن. طبق آمارها، حدود نیمی از طلاق­ها، در پنج سال اول ازدواج اتفاق می­ا­فتد و تأسف­انگیزتر اینکه، درصد قابل توجهی از این جدایی­ها در نخستین سال ازدواج رخ می­دهد و این بیش از همه، هشداری برای زوج­های جوان است که عجولانه تصمیم­گیری نکنند. خداوند متعال در قرآن می­فرماید: «با همسرانتان به نیکى معاشرت کنید و اگر ایشان را نمى‏پسندید، باید بدانید بسا چیزى را ناپسند مى‏دارید و خداوند در آن خیر بسیار نهاده است» (نساء./19).
اما راجب این مسائلی که مطرح کردید اولین کاری که میبایست انجام بدید مسئله «خودتقویت گری» هست، یعنی کارها و برنامه هایی برای خودتون داشته باشید که باعث تقویت و پرورش روحی و جسمی شما بشه، مثل انجام ورزش منظم، مطالعه منظم کتابهای خانواده یا هر موضوع دیگه، شرکت در کلاسهای مهارتی، هنری یا هر برنامه ای که به نظر خودتون میتونه براتون مفید باشه، و مخصوصا یکی از اموری که خیلی میتونه به بانوی خونه کمک کنه و به او انرژی بدهد ارتباط با دوستان هم جنسش هست، یا به تعبیر دیگه دورهمی های زنانه است، از جهت روانشناختی هم ثابت شده که این ارتباط باعث شادی و نشاط خانم میشه و این دورهمی ها برای اونها مثل یک داروی ضد افسردگیه. که شما میتونید این برنامه رو با چندتا از دوستان نزدیکتون یا خانمهای فامیل داشته باشید و مثالا هفته ای یک روز عصر یا صبح یکی دو ساعتی منزل یکی جمع بشید و صحبت کنید. البته این برنامه ممکنه آسیبهایی هم داشته باشه، که خودتون باید مراقب آسیبهای اون هم باشید مثل اینکه برخی قصد مداخله در زندگی مشترک همدیگه رو داشته باشند، یا اینکه مسائل خصوصی زندگی مشترکتون رو به دوستان یا زنان فامیل بگن، چون مسائل زندگی مشترک رو بجز برای مشاور یا فرد خیرخواه و با تجربه، نباید برای شخص دیگری بازگو کرد.
منظور من از بیان «خودتقویت گری» اینه که در شرایط فعلی شما براحتی نمیتونید همسرتون رو تغییر بدید، ولی میتونید شرایط زندگی خودتون رو تغییر بدید و بهبود ببخشید، و با این برنامه ها مسلما اعتماد به نفس شما، بیشتر خواهد شد و احساس رضایتمندی بیشتری از زندگی خواهید داشت و مسائل زندگی مشترک و کم و کاستی های اون، کمتر شما رو اذیت خواهد کرد، از طرف دیگه وقتی شما خودتون در زندگی نظم و برنامه بیشتری داشته باشید به صورت غیر مستقیم بر رفتار همسرتون هم تاثیر میذارید و اون هم در زندگی منظم تر و هدفمندتر خواهد شد. فایده دیگر خودتقویت گری اینه که به طور یقین یک بانویی که از نظر روحی و جسمی قوی تر باشه احتمال موفقیتش در زندگی مشترک خیلی بیشتر از زنی است که ضعیف باشه و تنها راه حلش برای مسائل غصه خوردن و ناراحتی و افسردگی است.
خب من بیشتر از این چیزی نمیگم، اگر نسبت به برنامه خودتقویت گری اقدامی کردید و برنامه ریزی داشتید، در پرسش بعدی اونو توضیح بدید که چی کار کردید تا تا من هم نکته های دیگه ای رو خدمت شما بگم.
 
موفق و شاد و خوشبخت باشید و سالی سرشار از خیر و موفقیت پیش رو داشته باشید

بیشتر بخوانید:

کلید های طلایی همسران



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.