سه‌شنبه، 14 بهمن 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

چگونه فردي كه گناهكار است مي رود و كشته مي شود شهيد محسوب مي شود (نمونه اش در جنگ تحميلي) مگر شهادت دري از درهاي بهشت نيست كه خداوند آن را بر روي بندگان خاص خود باز مي كند؟


پاسخ :
ابتدا اين نكته قابل ذكر است كه در روايات جهاد دري از درهاي بهشت معرفي شده است نه شهادت. عبارات روايات نيز متعدد است:
در برخي روايات آمده است: «جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را براي دوستان خاص خود باز كرده است»[1].
در برخي از نقل هاي ديگر جمله «فتحه الله لخاصة اوليائه» نيامده است؛ بلكه فقط گفته شده است «دري از درهاي بهشت است»[2] و بعد ادامة خطبه نقل شده است. در حديث مشابهي از پيامبر _ صلّي الله عليه و آله _ آمده است كه «جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را براي اولياء خود گشوده است»[3]. پس چيزي كه مسلم است آن است كه جهاد يكي از درهاي بهشت است. و بر روي اولياء خدا باز شده است.
آية قرآن در معرفي اولياء الهي مي فرمايد: «آگاه باشيد دوستان و اولياء خدا نه ترس دارند و نه غمگين
مي شوند، همانها كه ايمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مي كردند»[4]. طبق اين آيات اولياء الهي همان مؤمنان هستند، امّا مؤمنان با درجة بالايي از ايمان و تقوا. آنها با ايمان بالايي كه دارند مي فهمند همه چيز از خدا است و خودشان صاحب و مالك چيزي نيستند تا از زوال آن بترسند يا براي از بين رفتن آن محزون گردند. اولياء خدا از هيچ چيز نمي ترسند و براي هيچ چيز نگران نمي شوند مگر در مواردي كه خدا بخواهد. خدا خواسته است كه از پروردگار خود بترسند و از اين كه كرامت الهي از دستشان برود محزون گردند و چنين ترس و حزني تسليم بودن در برابر امر خداست.[5]
اگر خواسته باشيم بين آيه و روايت جمع كنيم بايد بگوئيم درست است كه وليّ خدا ايمان و تقواي بالايي دارد، امّا با ظاهر افراد نمي توان در مورد ايمان و تقواي بالاي آنها قضاوت كرد.
حالا پاسخ به اصل سؤال، آيا فرد گناهكار مي تواند ولي خدا باشد؟
اولاً: اين كه كسي يك روزي يك گناهي كرد نمي توان گفت پس او گناهكار است به اين معنا كه گناه كار اوست و مؤمن و متقي و وليّ خدا نيست، چرا كه حتي ممكن است از مؤمن و متقي نيز گناه سر بزند در حديث است كه «همانا خدا دانست كه گناه بهتر است براي مؤمن از عجب و اگر اين نبود هيچ گاه مؤمني را به گناهي مبتلا نمي كرد»[6]. طبق اين حديث گناهي كه ناخود آگاه از مؤمن سر مي زند و به خاطر آن اندوهناك و متأسف مي شود، براي او از اين كه يك كار خوب بكند و در اثر آن خود را بزرگ بشمرد و در او عجب پيدا شود بهتر است. البته معناي اين حديث اين نيست كه به بهانة آن كه دچار عجب نشويم گناه كنيم. سعي ما بايد اين باشد كه نه دچار عجب و نه دچار گناه شويم.
ثانياً: قبول مي كنيم كه ممكن است فردي را بشناسيم كه به گناهكاري مشهور و معروف است و خودمان او را در بسياري از موارد در حال گناه ديده باشيم. در اين جا نيز مي گوئيم حتي او نیز ممكن است جزء اولياء الهي باشد. درست است كه الآن معصيت كار است ولي ممكن است موفق به توبه شود و به درجه اي از ايمان و تقوا برسد كه مخصوص اولياء است. چه بسيار كساني كه در مدتي از عمر بلكه بيشتر عمر به گناه مشغول بوده اند ولي در ادامة عمر موفق به توبة واقعي شده باشند و در شمار اولياء الله قرار گرفته باشند. مثل قضية عبدالفرار كه سردسته اراذل و اوباش نجف بود و بعد با موعظة آخوند ملا حسينقلي همداني توبه كرد و جزء اولياء الله قرار گرفت.[7]

آخرين نكته:
فرد گنه كاري كه او را مي شناختيم، به جبهه رفت و شهيد شد اين چگونه مي شود؟
با توضيحات ارائه شده مي توان گفت اولا ما كه هميشه با او نبوده ايم كه بفهميم تا قبل از آن كه به جبهه برود توبه نكرده است و گناهان قبل را جبران نكرده است و از خوبان نشده باشد. ثانیاً بالفرض كه تا وقتي به جبهه برود گناهكار بود، اما همين كه حاضر شد با اختيار خود براي خدا و براي ياري اسلام و دفاع از مسلمانان و جامعة اسلامي در ميدان خطر حاضر شود، اين خودش بهترين بازگشت و توبه به سوي خدا است. معناي اين كار او اين است كه خدايا درست است تا حالا گناهكار بوده ام، ولي اينك به خاطر تو و دين تو در ميدان نبرد با دشمن حاضر مي شوم و حاضرم جانم را در راه تو بدهم آيا از اين بهتر نيز مي توان به سوي خدا بازگشت. خدا نيز توبه پذير است؛ لذا از چنين كسي به بهترين نحو پذيرايي مي كند. در روايت است كه: «با اولين قطره خون هم گناهان شهيد بخشيده مي شود»[8] يا در روايت ديگر آمده است كه «كسي كه در راه خدا كشته شود خدا كارهاي بد او را به او نشان نمي دهد»[9] كه از اين دو روايت
مي فهميم ممكن است كسي كه در راه خدا شهيد مي شود قبلاً گناهاني هم داشته باشد، اما همين كه حاضر شد در راه خدا جهاد كند و جان خود را در معرض خطر قرار دهد و از جان بگذرد، اين خود بزرگترين توبه ها و از برترين
درجه هاي تقوا است؛ لذاست كه او جزء اولياء الله به حساب مي آيد و به بهترين نحو از او پذيرايي مي شود.
البته شكي نيست كه اين احاديث و فضايل راجع به افرادي است كه خودشان جهاد را انتخاب مي كنند و در ميدان نبرد حاضر مي شوند و براي خدا جنگ مي كنند و كشته مي شوند. چه اينكه درجات شهداءهم بسيار با يكديگر متفاوت است و همگي در يك حد نيستند برخي كه به درجات عالي معنوي در اين دنيا رسيده اند، درجه و مقام شهادتشان بالاتر از ديگران است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قيام انقلاب مهدي به ضميمة شهيد، شهيد مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، ص 72- 134.
2. معراج السعادة، ملا احمد نراقي، مطبوعاتي سنين، چ 2، ص 488- 504، صفت 25.

پی نوشتها:
[1] . نهج البلاغه، خطبة 27.
[2] . وسايل الشيعه، حر عاملي، دار احياء تراث عربي، ج 11، ص 10.
[3] . مستدرك الوسائل، محقق نوري، موسسه ال البيت، چ 2، ج 11، ص 21.
[4] . سوره يونس، آية 62 و 63.
[5] . الميزان، علامه طباطبائي، ترجمة مجتبي كرماني، مركز نشر علمي و فكري علامه طباطبائي، ج 10، ص 145.
[6] . مستدرك الوسايل، محقق نوري، ج 1، ص 100.
[7] . چلچراغ سالكان، محمد قنبري، انتشارات نهاوندي، چ اول، ص 89.
[8] . وسايل الشيعه، حر عاملي، ال البيت، چ 2، ج 15، ص 16.
[9] . همان.
منبع: اندیشه قم
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
تازه های پرسش و پاسخ