پرسش :
پدرم دو ماه پيش فوت نمود، آن مرحوم در روستا زندگى مىکرد و باغ و ملکى داشت که چندان ارزشى نداشت و توانايى مالى چندانى نداشت که حج بر او واجب شود، امّا از چندى پيش که حج بر نامبرده واجب شد، قصد داشت قسمتى از ملک خود را بفروشد و دين خود را انجام دهد، ولى وقتى به اين فکر افتاد که در سنّ نود سالگى بود و احتمالا خودش توانايى انجام مناسک را نداشته ولى مىخواست با فروش قسمتى از زمين خود اين دين را اداء نمايد و در موقع صحبت کردن با خريدار زمين، همان لحظه بر اثر سکته فوت نمود! و اکنون ما فرزندان آن مرحوم در نظر داريم اين دين را از گردن نامبرده خارج نماييم ولى نمىدانيم به چه صورت امکان دارد. 1- آيا قبل از فروش زمينهاى نامبرده مىتوانيم هر يک به اندازه توانايى خود پول فراهم کنيم و براى مکه آن مرحوم بپردازيم و يا اين که حتما بايد زمينهاى خودش را بفروشيم؟ 2- اگر بايد حتما زمينهاى خودش فروخته شود با توجه به اين که ما در نظر داريم قبل از گذشت يک سال از فوتش نسبت به فروش زمين اقدام نکنيم، آيا در آن دنيا آرامش خواهد داشت؟ 3- پسر بزرگ و پسر دوّم آن مرحوم هر کدام، يک بار به مکه شرفياب شدهاند، اگر بايد آنها براى آن مرحوم به مکه بروند، اکنون که تا چهار سال ديگر جهت مکه اسمنويسى نمىشود، به چه صورت خواهد شد؟ 4- آيا مىشود پول مکه را جهت راههاى ديگر- مسائل جبهه و جنگزدگان- خرج نمود؟ 5- در روستاى ما حمامى وجود دارد که به علّت نداشتن بودجه، بيشتر اوقات سال، حمام بسته است و اهالى اين روستا جهت استفاده از حمام روستاهاى ديگر کيلومترها بايد راه بروند، آيا مىشود پول مکه را براى آن استفاده نمود؟ 6- آيا افراد ديگر که خمس بدهکار هستند مىتوانند خمس خود را براى مصارف حمّام بپردازند؟
پاسخ :
اگر قبلا استطاعت داشته ورثه بايد يک حجّ ميقاتى از اصل ترکه براى او بدهند و الّا نمىتوانند در ترکه تصرّف کنند و لازم نيست زمينها را بفروشند و نمىتوانند پول حج را در مصارف ديگر صرف کنند و دادن خمس در مصارف حمّام بدون اجازه خاصّه از حاکم شرع جايز نيست.
منبع: استفتائات امام خمینی(ره)، ج1، ص444
اگر قبلا استطاعت داشته ورثه بايد يک حجّ ميقاتى از اصل ترکه براى او بدهند و الّا نمىتوانند در ترکه تصرّف کنند و لازم نيست زمينها را بفروشند و نمىتوانند پول حج را در مصارف ديگر صرف کنند و دادن خمس در مصارف حمّام بدون اجازه خاصّه از حاکم شرع جايز نيست.
منبع: استفتائات امام خمینی(ره)، ج1، ص444