پرسش :
شخصی به نام «الف» از مدتی قبل با خانمی شوهردار رابطه نامشروع برقرار مینماید، حتی یک بار با هم به شمال میروند. شوهر آن خانم به علت همین رابطهای نامشروع خانم را مطلّقه نموده است. خانم به لحاظ دل زدگی از شوهر به «الف» علاقهمند بوده و گفته است میخواستم همسر «الف» شوم و پدر و برادر آن خانم، «الف» را در خانه خود میبینند، دست و پای او را طناب پیچ میکنند، به جلوی منزل «الف» میبرند و در حضور مادر «الف» با ضربات چاقو او را به قتل میرسانند. یکی از ضربات چاقو به قفسه سینهی مقتول اصابت کرده و باعث مرگش شده است، ضارب آن پدر آن خانم میباشد که تحت تعقیب است. وکیل متّهم مدّعی گردیده مُوَکلش با اعتقاد به مهدور الدّم بودن مقتول اقدام به قتل «الف» کرده است و اتّهام را قتل عمدی ندانسته است. اینک با توجه به مراتب بالا و با عنایت به سوابق آشنایی مقتول با خانواده متّهم و علاقه شدید آن خانم به «الف» و اینکه میخواسته همسرش شود و مقتول هم مجرّد بوده است، آیا ادّعای اعتقاد به مهدور الدّم بودن «الف» شرعاً و قانوناً پذیرفته میشود و وجاهت قانونی دارد؟
پاسخ :
صرف امر مزبور مجوّز قتل نیست و مقتول مهدور الدّم نمیباشد و بهتر اینست صاحبان دم به دیه مصالحه نمایند و «ان تعفوا أقرب للتّقوی» و ثبوت توهّم هدر دم میتواند نافی عمدی بودن باشد.
منبع: استفتائات از محضر حضرت آیتالله العظمی بهجت (دوره 4 جلدی)، ناشر: دفتر حضرت آیتالله العظمی محمدتقی بهجت، قم، 1386.
صرف امر مزبور مجوّز قتل نیست و مقتول مهدور الدّم نمیباشد و بهتر اینست صاحبان دم به دیه مصالحه نمایند و «ان تعفوا أقرب للتّقوی» و ثبوت توهّم هدر دم میتواند نافی عمدی بودن باشد.
منبع: استفتائات از محضر حضرت آیتالله العظمی بهجت (دوره 4 جلدی)، ناشر: دفتر حضرت آیتالله العظمی محمدتقی بهجت، قم، 1386.