پرسش :
فلسفه روزه چيست؟
پاسخ :
يكى از عبادتهاى اسلامى روزه است، يكى از آثار تربيتى روزه اين است كه به حكومت عادت و شهوت بر انسان پايان مى دهد و انسان را از بردگى تمنيات نفسانى رها مى سازد. خطرناكترين و بدترين حكومتها، حكومت عادت بد و بندگى نفس است؛ چه بسا يك اعتياد كوچك- مانند اعتياد به سيگار- به عزت نفس انسانى لطمه جبران ناپذيروارد مى سازد تا چه رسد به اعتيادهاى ديگر. انسان آزاد كسى است كه هيچ نوع عادت نامطلوبى بر او حكومت نكند و با اراده آهنين خود حكومت هر نوع عادتى را سركوب سازد و يك چنين آزادگى و كمال روحى به مقاومت و پايدارى نيازمند است كه روزه پديد آورنده آن است.
گذشته از اين، روزه زنده كننده عواطف انسانى است. افراد ثروتمند و متمكن كه در طول سال بر سر سفره هاى رنگين مى نشينند و از افراد گرسنه كه در طول سال بسان روزه داران تا شب گرسنه مى مانند بى خبرند، با روزه گرفتن و گرسنگى سراسر روز به ياد چنين افرادى افتاده و از درد دل آنها آگاه مى شوند و در نتيجه روح و روان آنها تجليگاه عالى ترين عواطف انسانى مى گردد و به فكر كم كردن فاصله طبقاتى وبرطرف ساختن نيازمنديهاى طبقه مستمند مى افتند. چه خوب است كه طبقه مرفه ازطريق اين عبادت طعم گرسنگى و تشنگى را بچشند، سپس به فكر رفع نيازمندى طبقه اى افتند كه هرگاه به همان حال بمانند و آتش خشم آنها شعله ور گردد، همه چيز را مى سوزاند و زندگى را نابود مى سازد روزه ماه رمضان نمودارى از مساوات و اتحاد است؛ زيرا در اين ماه تمام طبقات- اعم از مرفه و غير مرفه- به تمنيات نفسانى پشت پا زده و هماهنگ مى گردند.
منبع:پاسخ به پرسشهاى مذهبى، آيت الله العظمی ناصرمكارمشيرازى(حفظه الله)و آيت الله جعفر سبحانى(حفظه الله)
يكى از عبادتهاى اسلامى روزه است، يكى از آثار تربيتى روزه اين است كه به حكومت عادت و شهوت بر انسان پايان مى دهد و انسان را از بردگى تمنيات نفسانى رها مى سازد. خطرناكترين و بدترين حكومتها، حكومت عادت بد و بندگى نفس است؛ چه بسا يك اعتياد كوچك- مانند اعتياد به سيگار- به عزت نفس انسانى لطمه جبران ناپذيروارد مى سازد تا چه رسد به اعتيادهاى ديگر. انسان آزاد كسى است كه هيچ نوع عادت نامطلوبى بر او حكومت نكند و با اراده آهنين خود حكومت هر نوع عادتى را سركوب سازد و يك چنين آزادگى و كمال روحى به مقاومت و پايدارى نيازمند است كه روزه پديد آورنده آن است.
گذشته از اين، روزه زنده كننده عواطف انسانى است. افراد ثروتمند و متمكن كه در طول سال بر سر سفره هاى رنگين مى نشينند و از افراد گرسنه كه در طول سال بسان روزه داران تا شب گرسنه مى مانند بى خبرند، با روزه گرفتن و گرسنگى سراسر روز به ياد چنين افرادى افتاده و از درد دل آنها آگاه مى شوند و در نتيجه روح و روان آنها تجليگاه عالى ترين عواطف انسانى مى گردد و به فكر كم كردن فاصله طبقاتى وبرطرف ساختن نيازمنديهاى طبقه مستمند مى افتند. چه خوب است كه طبقه مرفه ازطريق اين عبادت طعم گرسنگى و تشنگى را بچشند، سپس به فكر رفع نيازمندى طبقه اى افتند كه هرگاه به همان حال بمانند و آتش خشم آنها شعله ور گردد، همه چيز را مى سوزاند و زندگى را نابود مى سازد روزه ماه رمضان نمودارى از مساوات و اتحاد است؛ زيرا در اين ماه تمام طبقات- اعم از مرفه و غير مرفه- به تمنيات نفسانى پشت پا زده و هماهنگ مى گردند.
منبع:پاسخ به پرسشهاى مذهبى، آيت الله العظمی ناصرمكارمشيرازى(حفظه الله)و آيت الله جعفر سبحانى(حفظه الله)