چهارشنبه، 25 اسفند 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

لطفا درباره افسردگي سالمندان مرا راهنمايي کنيد. 58 ساله هستم و شوهرم در جواني تصادف کرد و از دنيا رفت. بچه‌ها را که بزرگ کردم هيچ، حالا نوه‌ها را هم به من مي‌سپارند و به گردش مي‌روند. خسته شده‌ام لطفا راهنمايي کنيد چه کنم؟


پاسخ :
شما سالمند نيستيد بلکه ميانسال هستيد. سن شروع سالمندي 60 سالگي است، البته اغلب کشورها 65 سالگي را سن شروع سالمندي مي‌دانند. به نظر مي‌رسد مشکل شما بيش از آنکه مربوط به سنتان باشد، به اين مربوط مي‌شود که نه گفتن را ياد نگرفته‌ايد. شما به وظايف خود در قبال فرزندان‌تان عمل کرده‌ايد و اکنون نوبت آن است که به تعهدتان نسبت به خودتان عمل کنيد. نگهداري نوه‌ها گاه به گاه ايرادي ندارد، مشروط به اينکه سبب به هم خوردن برنامه‌هاي خود شما نشود. شما هنوز جوان هستيد و مي‌توانيد در عرصه‌هاي اجتماعي فعال باشيد. دايره معاشرت‌هاي خود را وسيع‌تر کنيد. با توجه به علايق‌تان در کلاس‌هاي آموزشي ثبت نام کنيد. يادگيري مهارت‌هاي تازه مانع تحليل قواي ذهني شما مي‌شود. در امور خيريه مشارکت کنيد و ورزش را فراموش نکنيد. هرچه فعال‌تر و خلاق‌تر باشيد، افسردگي کمتر و ديرتر سراغ‌تان خواهد آمد.
علي شهراني، تهران: مادرم که فوت کرد‌، قرار گذاشتيم من و دو خواهرم از پدرمان نگهداري کنيم. من چون تنها پسر خانواده‌ام و آنها بچه کوچک دارند اين وظيفه برعهده من افتاده و با همسرم به مشکل برخورده‌ام. پدرم عصبي است و گاهي سرم فرياد مي‌زند و امر و نهي مي‌کند. هر برنامه‌اي را با بهانه‌جويي لغو مي‌کند. چه کنم؟
درست است که مسووليت شما به عنوان تنها فرزند پسر در مراقبت از پدرتان سنگين‌تر است ولي اين مساله به معني رفع مسووليت از خواهران‌تان نيست. اگر خواهر‌ان‌تان نمي‌توانند در خانه خودشان از پدر شما پذيرايي کنند، امکان مشارکت آنها را در خانه خودتان فراهم کنيد. شکي نيست که آنها نيز از اين کار استقبال خواهند کرد. به عصبانيت و پرخاش پدر اشاره کرده‌ايد و اينکه در موقع غيبت شما احساس مي‌کند که وضعيت جسمي‌اش وخيم شده است. اين‌طور به نظر مي‌رسد که او به شما اعتمادي خاص دارد، به طوري که در غياب‌تان حالت نگراني و اضطراب پيدا کرده و اين حالات را به شرايط جسمي‌اش نسبت مي‌دهد. در واقع تمارضي در کار نيست بلکه از دست رفتن احساس امنيت سبب اين واکنش در او مي‌شود. از آنجا که اين حالت هم سبب رنج خود او و هم مختل شدن زندگي و برنامه‌هاي شما مي‌شود، به درمان نياز دارد. بنابراين بهتر است او را نزد روان‌پزشک ببريد تا هم معاينه کاملي از او به عمل آيد و هم در صورت لزوم برايش دارو تجويز شود.
www.salamat.com
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
تازه های پرسش و پاسخ