پرسش :
در جمله « هي تلقف ما تافكون» آيا سحر سحره در عالم خارج واقعيت داشت؟ اگر واقعيت داشت چرا بعد از باطل شدن سحرها مردم مشتي از طناب وجوب روي هم ريخته را مشاهده كردند؟كار سحره چه بود؟ آيا كار سحره پرتاب كردن چوب و طناب در ميدان بود و همزمان كار كردن روي قوه تخيل مردم بود؟ يعني در واقع مردم خيال مي كردند كه سحري اتفاق افتاده و در عالم خارج واقعا اتفاقي نيفتاده بود؟ عمل ساحران با دقت چه بود؟ عصاي موسي چه چيز را بلعيد؟ آيا تخيل مردم را به هم زد. يا چيز خارجي را بلعيد. آيا ايمان ساحران به موسي ايمان عقلاني بود يا ايمان از باب اضطرار مقابله با كار موسي؟
پاسخ :
1. حقيقت سحر نشان دادن آنچه را حق و واقع نيست به صورت حق و واقع در حواس و ديدگان مردم است (تفسير الميزان، ج 10، ص 112، ذيل آيه 8 سوره يونس).
به عبارت ديگر سحر امر واقعي نيست بلكه تصرف در ديدگان و حواس بينندگان است و از ابتداء باطل و دروغ است. به همين دليل وقتي حضرت موسي عصايش را انداخت، همگان - به ويژه خود ساحران فرعون - دروغ و باطل بودن سحر را آشكارا فهميدند و حق بودن و واقعي بودن تبديل شدن عصا به اژدها را دريافتند.
2. ساحران مقداري ريسمان و چوبدستي (شعراء، آيه 44) را بر زمين انداختند و در ديدگان و حواس مردم تصرف كردند و آنها را به صورت مار و موجودات زنده جلوه دادند (طه، آيه 66) و اين امر در خيال مردم رخ داد. اما در مقابل حضرت موسي، عصايش را به زمين انداخت و سحر ساحران را بلعيد و نشان داد كه اين سحر از اصل ناواقعي و دروغين بوده است.
آري كار ساحران تصرف در قوه تخيل مردم بوده است [(طه، آيه 66) كه تعبير از يخيل اليه دارد؛ يعني، در خيال او چنين مي نمود كه اين طناب ها و عصاها با شتاب مي خزند] و مردم خيال مي كردند كه اين طناب ها و عصاها، حقيقتا تبديل به مار شده اند و حضرت موسي اين خيال را باطل كرد.
3. اين كه حضرت موسي تخيل مردم را به هم زد يا چيز خارجي را بلعيد، با هم منافات ندارد. حضرت موسي سر ساحران را بلعيد. يعني به همگان نشان داد كه آنچه ساحران انجام مي دادند، كار واقعي و حقيقي نيست بلكه تصرف در حواس و ديدگان مردم است. اما آيا با اين كار آن طناب ها و عصاها را هم بلعيد يا آنها را به صورت واقعي نشان داد. قرآن به آن متعرض نشده است. اما در روايت آمده است كه اژدها طناب ها و چوبدستي هاي آنها را كه به شكل مار و خزنده درآمده بودند به سرعت و در يك نگاه بلعيد. مردم ترسيدند و فرار كردند به گونه اي كه برخي زير دست و پا هلاك شدند. سپس موسي به سوي آن دست دراز كرد و آن عصا شد. ساحران گفتند: اگر كار او سحر بود طناب ها و چوب دستي هاي ما باقي مي ماند (تفسير صافي، ج 2، ص 602، ذيل آيه 17 سوره اعراف) .
به عبارت ديگر اگر كار حضرت موسي نيز سحر بود - هر چند كه سحر او قوي تر باشد - نمي توانست آن طناب ها و چوبدستي ها را ببلعد و از صحنه خارج كند و چون حقيقت آنها را نشان داد كه طناب و چوب دستي هستند نه مار و خزنده و آنها را در يك چشم به هم زدن بلعيد و سپس در دست موسي عصا شد، ساحران كه كارشناسان اين امر بودند حقيقت را دريافتند و دانستند كه حقيقتا حضرت موسي(ع) پيامبر برگزيده خداست، لذاست كه گفتند به پروردگار موسي ايمان مي آوريم.
4. ايمان ساحران عقلاني و واقعي بوده است و آنها به خداوند ايمان آوردند زيرا آنها كارشناس بودند و بهتر از هر كس سحر و جادو را از واقعيت تشخيص مي دادند و مي دانستند كه كار خودشان تصرف در حواس و ديدگان مردم است و در اين امر هم بسيار ماهر هستند و وقتي معجزه حضرت موسي(ع) را ديدند به دو مطلب پي بردند:
- تبديل شدن عصا به اژدها واقعي است نه خيالي و دروغين.
- اين كار از دست بشر بر نمي آيد بلكه كار الهي است.
به اين دليل تا معجزه حضرت موسي و باطل شدن سحر خود را ديدند به سجده افتادند و گفتند ما به پروردگار موسي وهارون ايمان مي آوريم و در برابر تهديد و شكنجه شديد فرعون - كه شايد بدتر از آن تصور نشده ايستادگي كردند و بيان كردند كه ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهان ما و آن سحري كه ما را بدان واداشتي به ما بخشايد و سخناني بسيار دقيق و عاقلانه و شجاعانه اي در برابر فرعون ايراد كردند.
eporsesh.com
1. حقيقت سحر نشان دادن آنچه را حق و واقع نيست به صورت حق و واقع در حواس و ديدگان مردم است (تفسير الميزان، ج 10، ص 112، ذيل آيه 8 سوره يونس).
به عبارت ديگر سحر امر واقعي نيست بلكه تصرف در ديدگان و حواس بينندگان است و از ابتداء باطل و دروغ است. به همين دليل وقتي حضرت موسي عصايش را انداخت، همگان - به ويژه خود ساحران فرعون - دروغ و باطل بودن سحر را آشكارا فهميدند و حق بودن و واقعي بودن تبديل شدن عصا به اژدها را دريافتند.
2. ساحران مقداري ريسمان و چوبدستي (شعراء، آيه 44) را بر زمين انداختند و در ديدگان و حواس مردم تصرف كردند و آنها را به صورت مار و موجودات زنده جلوه دادند (طه، آيه 66) و اين امر در خيال مردم رخ داد. اما در مقابل حضرت موسي، عصايش را به زمين انداخت و سحر ساحران را بلعيد و نشان داد كه اين سحر از اصل ناواقعي و دروغين بوده است.
آري كار ساحران تصرف در قوه تخيل مردم بوده است [(طه، آيه 66) كه تعبير از يخيل اليه دارد؛ يعني، در خيال او چنين مي نمود كه اين طناب ها و عصاها با شتاب مي خزند] و مردم خيال مي كردند كه اين طناب ها و عصاها، حقيقتا تبديل به مار شده اند و حضرت موسي اين خيال را باطل كرد.
3. اين كه حضرت موسي تخيل مردم را به هم زد يا چيز خارجي را بلعيد، با هم منافات ندارد. حضرت موسي سر ساحران را بلعيد. يعني به همگان نشان داد كه آنچه ساحران انجام مي دادند، كار واقعي و حقيقي نيست بلكه تصرف در حواس و ديدگان مردم است. اما آيا با اين كار آن طناب ها و عصاها را هم بلعيد يا آنها را به صورت واقعي نشان داد. قرآن به آن متعرض نشده است. اما در روايت آمده است كه اژدها طناب ها و چوبدستي هاي آنها را كه به شكل مار و خزنده درآمده بودند به سرعت و در يك نگاه بلعيد. مردم ترسيدند و فرار كردند به گونه اي كه برخي زير دست و پا هلاك شدند. سپس موسي به سوي آن دست دراز كرد و آن عصا شد. ساحران گفتند: اگر كار او سحر بود طناب ها و چوب دستي هاي ما باقي مي ماند (تفسير صافي، ج 2، ص 602، ذيل آيه 17 سوره اعراف) .
به عبارت ديگر اگر كار حضرت موسي نيز سحر بود - هر چند كه سحر او قوي تر باشد - نمي توانست آن طناب ها و چوبدستي ها را ببلعد و از صحنه خارج كند و چون حقيقت آنها را نشان داد كه طناب و چوب دستي هستند نه مار و خزنده و آنها را در يك چشم به هم زدن بلعيد و سپس در دست موسي عصا شد، ساحران كه كارشناسان اين امر بودند حقيقت را دريافتند و دانستند كه حقيقتا حضرت موسي(ع) پيامبر برگزيده خداست، لذاست كه گفتند به پروردگار موسي ايمان مي آوريم.
4. ايمان ساحران عقلاني و واقعي بوده است و آنها به خداوند ايمان آوردند زيرا آنها كارشناس بودند و بهتر از هر كس سحر و جادو را از واقعيت تشخيص مي دادند و مي دانستند كه كار خودشان تصرف در حواس و ديدگان مردم است و در اين امر هم بسيار ماهر هستند و وقتي معجزه حضرت موسي(ع) را ديدند به دو مطلب پي بردند:
- تبديل شدن عصا به اژدها واقعي است نه خيالي و دروغين.
- اين كار از دست بشر بر نمي آيد بلكه كار الهي است.
به اين دليل تا معجزه حضرت موسي و باطل شدن سحر خود را ديدند به سجده افتادند و گفتند ما به پروردگار موسي وهارون ايمان مي آوريم و در برابر تهديد و شكنجه شديد فرعون - كه شايد بدتر از آن تصور نشده ايستادگي كردند و بيان كردند كه ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهان ما و آن سحري كه ما را بدان واداشتي به ما بخشايد و سخناني بسيار دقيق و عاقلانه و شجاعانه اي در برابر فرعون ايراد كردند.
eporsesh.com