پرسش :
آيا در زبان عربي، به كسي كه فقط يكبار يا دوبار گناه كرده است، ظالم مي گويند؟ اگر كسي يكبار دروغ بگويد، آيا مي توان به او ظالم، نسبت داد؟ اگر مي توان چنين لفظي را براي چنان كسي به كاربرد پس در آيه و لا يزيد الظالمين الا خسارا قرآن به عموم مردم (كه بالاخره يك يا دو گناه در طول عمر مرتكب شده اند) خسارت وارد مي كند و جز خسارت چيزي نمي افزايد و فقط به درد تعداد بسيار كمي كه هيچ گناهي در طول عمر مرتكب نشده اند مي خورد [و حال آنكه بعيد است چنين باشد] و اگر نمي شود چنين لفظي (ظالم) را براي چنان كسي (كسي كه فقط يك يا دو گناه در طول عمر مرتكب شده است) به كار برد پس از آيه و لا ينال عهدي الظالمين اين معنا استفاده نمي شود كه عهد الهي فقط به معصوم مي رسد، چرا كه كسي كه يك يا دو گناه هم انجام داده باشد از دايره ظالمين خارج است و مي تواند عهده دار عهد الهي شود (در حالي كه مي دانيم چنين شخصي معصوم نيست).
پاسخ :
همانطور كه مي دانيد كلمه ظالم اسم فاعل است و بر هر كسي كه ظلم از او سر زده باشد اطلاق مي شود و يك بار و چند بار در مفهوم آن لحاظ نشده است. نكته مهم در اين باره آن است كه روگرداني مردم از خطاكار گاهي به خاطر بزرگي جرم است مانند اينكه اگر كسي شخصي را بكشد به او قاتل گفته مي شود و مردم از او روي گردان مي شوند اگر چه يك بار بيشتر اين كار را نكرده باشد. و گاهي به خاطر بزرگي مسئوليت اجتماعي است كه گرچه شخص خطاي اندكي كرده باشد قابليت اعتماد را نزد مردم از دست ميدهد. به ويژه مقام امامت كه بايد آن چنان نزد مردم قابل اعتماد باشد كه سخن او را مستقيم از سوي خدا بدانند.
لذا آيه مربوط به امامت «لا ينال عهدي الظالمين» در پاسخ به درخواست حضرت ابراهيم (عليه السلام) است زيرا پس از آنكه خداوند حضرت ابراهيم (ع) را مورد آزمايشات گوناگون قرار داد و بخوبي او از عهده آزمايشات بر آمد خداوند به او فرمود «اني جاعلك للناس اماما» اين درخواست را مطرح نمود كه «و من ذريتي» «قال لاينال عهدي للظالمين».
اولا روشن است كه حضرت ابراهيم هيچگاه درخواست چنين منصب خطيري را براي افرادي كه در زندگي خود پيوسته ظالم هستند نمي كند چون چنين افرادي شايستگي چنين مقام و منصبي را ندارند. لذا از قرائن فهميده مي شود با توجه به اينكه مقام امامت و رهبري جامعه انساني مقام فوق العاده پر مسئوليتي است و يك لحظه گناه و نافرماني و سوء پيشينه سبب سلب لياقت مي شود، لذا در روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام آمده است كه كسي لياقت و صلاحيت امامت را دارا خواهد بود كه حتي يك لحظه هم اطراف گناه نگردد و حتي گناه به ذهنش نيز خطور نكند.
دوم آنكه چون خداوند اين عهد را به خود نسبت داده است بنابراين آن را با شرايط خاص به گروه خاصي و مشخصي مي دهد كه داراي ويژگيهاي لازم باشند و صد در صد لياقت و صلاحيت آن را داشته باشند.
براي مطالعه بيشتر به تفسير الميزان ج1 ذيل آيه شريفه و كتاب امامت و رهبري شهيد مطهري مراجعه فرمائيد.
eporsesh.com
همانطور كه مي دانيد كلمه ظالم اسم فاعل است و بر هر كسي كه ظلم از او سر زده باشد اطلاق مي شود و يك بار و چند بار در مفهوم آن لحاظ نشده است. نكته مهم در اين باره آن است كه روگرداني مردم از خطاكار گاهي به خاطر بزرگي جرم است مانند اينكه اگر كسي شخصي را بكشد به او قاتل گفته مي شود و مردم از او روي گردان مي شوند اگر چه يك بار بيشتر اين كار را نكرده باشد. و گاهي به خاطر بزرگي مسئوليت اجتماعي است كه گرچه شخص خطاي اندكي كرده باشد قابليت اعتماد را نزد مردم از دست ميدهد. به ويژه مقام امامت كه بايد آن چنان نزد مردم قابل اعتماد باشد كه سخن او را مستقيم از سوي خدا بدانند.
لذا آيه مربوط به امامت «لا ينال عهدي الظالمين» در پاسخ به درخواست حضرت ابراهيم (عليه السلام) است زيرا پس از آنكه خداوند حضرت ابراهيم (ع) را مورد آزمايشات گوناگون قرار داد و بخوبي او از عهده آزمايشات بر آمد خداوند به او فرمود «اني جاعلك للناس اماما» اين درخواست را مطرح نمود كه «و من ذريتي» «قال لاينال عهدي للظالمين».
اولا روشن است كه حضرت ابراهيم هيچگاه درخواست چنين منصب خطيري را براي افرادي كه در زندگي خود پيوسته ظالم هستند نمي كند چون چنين افرادي شايستگي چنين مقام و منصبي را ندارند. لذا از قرائن فهميده مي شود با توجه به اينكه مقام امامت و رهبري جامعه انساني مقام فوق العاده پر مسئوليتي است و يك لحظه گناه و نافرماني و سوء پيشينه سبب سلب لياقت مي شود، لذا در روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام آمده است كه كسي لياقت و صلاحيت امامت را دارا خواهد بود كه حتي يك لحظه هم اطراف گناه نگردد و حتي گناه به ذهنش نيز خطور نكند.
دوم آنكه چون خداوند اين عهد را به خود نسبت داده است بنابراين آن را با شرايط خاص به گروه خاصي و مشخصي مي دهد كه داراي ويژگيهاي لازم باشند و صد در صد لياقت و صلاحيت آن را داشته باشند.
براي مطالعه بيشتر به تفسير الميزان ج1 ذيل آيه شريفه و كتاب امامت و رهبري شهيد مطهري مراجعه فرمائيد.
eporsesh.com