پرسش :
معناي الف، لام، ميم،چيست؟
پاسخ :
اين حروف رموزي هستند بين خدا و پيامبر بزرگوارش. رموزي كه معناي آن از ما پنهان شده و فهم ما راهي براي درك آن ها ندارد، مگر به همين مقدار كه حدس بزنيم بين اين حروف و مضاميني كه در سوره ها آمده، ارتباط هست. يا از مضمون روايات بتوانيم به برخي از اسرار آن دست يابيم.
اگر بعضي ار مفسران معناهايي را براي حروف مقطعه ذكر كرده اند، احتمالاتي است كه مطرح شده است، وگرنه به طور قطع نمي توان گفت كه حتماً معناي آية يكم سورة ق، قدّوس و بعضي ديگر از اسماي خداوند باشد.
مفسران بزرگ در تفسير حروف مقطّعه اختلاف كرده اند. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان چند قول را به نقل از تفسير مجمع البيان نقل مي فرمايد:
1- حروف مقطّعه از متشابهات قرآن بوده كه خدا علم آن را به خود اختصاص داده، چنان كه در ذيل آية هفتم آل عمران به آن اشاره فرموده است.
2- هر يك از اين حروف نام سوره اي است كه در آغاز آن سوره قرار دارد.
3- اسمهايي هستند براي مجموع قرآن.
4- بر اسمهاي خدا دلالت دارند. حروفي كه از اسماي خدا گرفته شده، طرز گرفته شدنش مختلف است؛ بعضي حروف از اوّل نام خدا گرفته شده، مانند كاف كه "كافي" است، و بعضي از اخر گرفته شده، مانند ميم كه از "عالم" گرفته شده است.
5- اين حروف اسمهايي از خدا است، امّا مقطّعه و بريده، كه اگركسي بتواند آن ها را آن طور كه بايد، تركيب كند، به اسم اعظم خدا دست يافته است. اين معنا از روايات استفاده مي شود، لكن ما قادر بر تركيب آنها نيستيم.
6- سوگندهايي است كه خدا خورده بر اين كه قرآن كلام او است.
7- اشاراتي است به نعمت هاي خدا و بلاهاي او و مدّت زندگي اقوام و اجل شان.
8- امت اسلام تا آخر دهر باقي مي ماند و منقرض نمي شود.
9 - به منظور ساكت كردن كفار در ابتداي سوره ها قرار گرفته است، چون مشركان به يكديگر سفارش مي كردند مبادا به قرآن گوش دهيد، و هر جا كسي قرآن ميخواند، سر و صدا كنيد تا صداي قرآن بين صوتها گم شود. بسا ميشد كف مي زدند و صداهاي دسته جمعي در مي آوردند، تا رسول خدا(ص) را در خواندن آن دچار اشتباه كنند. به همين جهت خدا اين حروف را نازل فرمود تا كفار را ساكت كند و با گوش دادن و فكر كردن دربارة آن، آن ها را از جار و جنجال باز دارد، در نتيجه صداي قرآن به گوش كفار رسد.
10- از قبيل حروف الفبا مي باشد كه مي خواهد بفهماند: قرآني كه تمامي شما مردم عرب را از آوردن مثلش عاجز كرده،از جنس حروفي است كه روزمره با آن گفتگو مي كنيد و در خطبه ها و كلمات خود به كار مي بنديد. در نهايت از اين كه نمي توانيد مثل قرآن را بياوريد، بفهميد اين كلام از ناحية خدا است. اگر در چند جا و چند سوره اين حروف تكرار شده، براي اين است كه همه جا محكم برهان خود را به رخ كفار بكشد.
حال با اين اختلاف در تفسير حروف مقطعه خواهيد دانست نمي توان معاني و ترجمة قطعي و دقيقي را براي آنها قائل شد. حروف مقطعه در ابتداي 29 سوره آمده است و اين از مختصّات قرآن مي باشد كه در هيچ كتاب آسماني ديگر ديده نمي شود(1)
پي نوشت:
1 - تفسير الميزان، ج 18، ص 10؛ بهاء الدين خرمشاهي، دانشنامة قرآن، ج اول، ص 925 -926 ؛ با تلخيص.
eporsesh.com
اين حروف رموزي هستند بين خدا و پيامبر بزرگوارش. رموزي كه معناي آن از ما پنهان شده و فهم ما راهي براي درك آن ها ندارد، مگر به همين مقدار كه حدس بزنيم بين اين حروف و مضاميني كه در سوره ها آمده، ارتباط هست. يا از مضمون روايات بتوانيم به برخي از اسرار آن دست يابيم.
اگر بعضي ار مفسران معناهايي را براي حروف مقطعه ذكر كرده اند، احتمالاتي است كه مطرح شده است، وگرنه به طور قطع نمي توان گفت كه حتماً معناي آية يكم سورة ق، قدّوس و بعضي ديگر از اسماي خداوند باشد.
مفسران بزرگ در تفسير حروف مقطّعه اختلاف كرده اند. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان چند قول را به نقل از تفسير مجمع البيان نقل مي فرمايد:
1- حروف مقطّعه از متشابهات قرآن بوده كه خدا علم آن را به خود اختصاص داده، چنان كه در ذيل آية هفتم آل عمران به آن اشاره فرموده است.
2- هر يك از اين حروف نام سوره اي است كه در آغاز آن سوره قرار دارد.
3- اسمهايي هستند براي مجموع قرآن.
4- بر اسمهاي خدا دلالت دارند. حروفي كه از اسماي خدا گرفته شده، طرز گرفته شدنش مختلف است؛ بعضي حروف از اوّل نام خدا گرفته شده، مانند كاف كه "كافي" است، و بعضي از اخر گرفته شده، مانند ميم كه از "عالم" گرفته شده است.
5- اين حروف اسمهايي از خدا است، امّا مقطّعه و بريده، كه اگركسي بتواند آن ها را آن طور كه بايد، تركيب كند، به اسم اعظم خدا دست يافته است. اين معنا از روايات استفاده مي شود، لكن ما قادر بر تركيب آنها نيستيم.
6- سوگندهايي است كه خدا خورده بر اين كه قرآن كلام او است.
7- اشاراتي است به نعمت هاي خدا و بلاهاي او و مدّت زندگي اقوام و اجل شان.
8- امت اسلام تا آخر دهر باقي مي ماند و منقرض نمي شود.
9 - به منظور ساكت كردن كفار در ابتداي سوره ها قرار گرفته است، چون مشركان به يكديگر سفارش مي كردند مبادا به قرآن گوش دهيد، و هر جا كسي قرآن ميخواند، سر و صدا كنيد تا صداي قرآن بين صوتها گم شود. بسا ميشد كف مي زدند و صداهاي دسته جمعي در مي آوردند، تا رسول خدا(ص) را در خواندن آن دچار اشتباه كنند. به همين جهت خدا اين حروف را نازل فرمود تا كفار را ساكت كند و با گوش دادن و فكر كردن دربارة آن، آن ها را از جار و جنجال باز دارد، در نتيجه صداي قرآن به گوش كفار رسد.
10- از قبيل حروف الفبا مي باشد كه مي خواهد بفهماند: قرآني كه تمامي شما مردم عرب را از آوردن مثلش عاجز كرده،از جنس حروفي است كه روزمره با آن گفتگو مي كنيد و در خطبه ها و كلمات خود به كار مي بنديد. در نهايت از اين كه نمي توانيد مثل قرآن را بياوريد، بفهميد اين كلام از ناحية خدا است. اگر در چند جا و چند سوره اين حروف تكرار شده، براي اين است كه همه جا محكم برهان خود را به رخ كفار بكشد.
حال با اين اختلاف در تفسير حروف مقطعه خواهيد دانست نمي توان معاني و ترجمة قطعي و دقيقي را براي آنها قائل شد. حروف مقطعه در ابتداي 29 سوره آمده است و اين از مختصّات قرآن مي باشد كه در هيچ كتاب آسماني ديگر ديده نمي شود(1)
پي نوشت:
1 - تفسير الميزان، ج 18، ص 10؛ بهاء الدين خرمشاهي، دانشنامة قرآن، ج اول، ص 925 -926 ؛ با تلخيص.
eporsesh.com