پرسش :
با توجه به آيه شريفه كه ميفرمايد: "يسبح للّه ما فيالسموات و ما في الارض" همه اشياي زمين، خدا را تسبيح ميكنند; پس وضعيت اشياي نجس چه ميشود، آيا آنها نيز خداوند را تسبيح ميكنند؟
پاسخ :
مشابه اين آيه، در جاهاي گوناگوني از قرآن كريم آمده است; براي نمونه در آغاز سوره تغابن ميخوانيم: "يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِيالسَّمـَوَتِ وما فِي الاَرضِ لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ وهُوَ عَليَ كُلِّ شَيءٍ قَدير"; آن چه در آسمانها و زمين است، براي خداوند تسبيح ميگويند; مالكيت، حكومت و ستايش از آن اوست و او بر همه چيز تواناست."
2. تسبيح به معناي تنزيه و نفي هرگونه نقص. عيب و نياز از ساحت مقدس خداوند است; از اين رو، مفهوم آياتي از اين دست كه به تسبيح همه موجودات، درباره وجود مقدس خداوند اشاره ميكنند، آن است كه همه آنها، خداوند را پاك و مبرّا از هر نقص و عيب و نيازي ميدانند.( تفسير الميزان، علامه طباطبايي (ره)، ج 19، ص 144 و 263، مؤسسه اعلمي. )
3. به دليل آياتي از قرآن كريم مانند: "و اِن مِن شَيءٍ اِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ ولـَكِن لا تَفقَهونَ تَسبيحَهُم" (اسري،44) هر موجودي، تسبيح و حمد او ميگويد، ولي شما تسبيح آنها را نميفهميد." نيز اين موضوع را تأييد ميكنند. منظور از تسبيح موجودات در اين آيه شريفه، به معناي حقيقي آن است، نه مجازي. مفهوم مجازي تسبيح آن است كه وجود هر موجود در آسمانها و زمين، حاكي از ايجاد كنندهاي است كه از هر نقصي پاك و به همة كمالات متصف است. چرا كه اگر منظور از تسبيح موجودات، تسبيح به معناي مجازي خود بود; و يا اين كه خداوند را به زبان حال، تسبيح ميگويند; چنين چيزي كه براي مردم قابل درك است; ازاينرو، عبارت "لكن لا يفقهون تسبيحهم" بيدليل بود; پس، تسبيح موجودات، نه تسبيح مجازي يا به زبان حال، بلكه تسبيحي حقيقي است، هرچند براي ما درك شدني; نيست. همان گونه كه در آيه ديگري بدان تصريح شده است: "قالوا اَنطَقَنَا اللّهُ الَّذي اَنطَقَ كُلَّ شَيءٍ" (فصلت،21); همان خدايي كه هر موجودي را به نطق درآورده، ما را گويا ساخته است."
4. در روايات نيز تا اندازهاي به شيوة تسبيح موجودات اشاره شده است كه نمونههايي از آنها بيان ميشود.
الف ـ از امام محمد باقر(علیه السلام) روايتي نقل شده است كه ايشان، وقتي صداي گنجشكان را كه جيك جيك ميكردند شنيد، خطاب به ابوحمزه ثمالي فرمود: ميداني چه ميگويند؟ گفتم: نه، فرمود: پروردگار خود را تسبيح ميكنند و از او قوت امروز خود را طلب مينمايند.( همان، ج 13، ص 122. )
ب ـ در روايتي عايشه از پيامبر نقل كرده است كه وقتي رسول خدا9 بر من وارد شد و فرمود: اي عايشه! اين دو بُرد مرا بشوي، عرض كردم: يا رسول الله! من ديروز آنها را شستم. فرمود: مگر نميداني لباس انسان خداي را تسبيح ميكند و اگر چرك شود، تسبيحش قطع ميشود.( همان. )
5. با توجه به روايت اخير ميتوان استنباط نمود، چنانچه بر اشياي پاكي، نجاست و كثافت عارض شود، در اين صورت، تسبيح آنها قطع ميشود، ولي اشيا يا حيواناتي كه آنها را نجس ذاتي ميدانيم، آنها هم مانند موجودات ديگر تسبيح ميگويند و دليل بر استثناي آنها وجود ندارد.
6. با توجه به اين كه تسبيح اشياي اشاره شده در پرسش، تكويني است; از اين رو، نجس بودن موجودات فوق، در موضوع تسبيح خداوند، مشكلي ايجاد نميكند. تسبيح تكويني ـ به جز انسان ـ امري است كه به گونه آفرينش موجودات وابسته است و اساساً، اراده و اختيار آنان در اين جهت، نقشي ندارد، همچنين پاك و نجس بودن آنان كه به دليل معرفي شارع، به اين صفت موصوف شدهاند، به اين تسبيح تكويني، ضرري وارد نميآورد.
eporsesh.com
مشابه اين آيه، در جاهاي گوناگوني از قرآن كريم آمده است; براي نمونه در آغاز سوره تغابن ميخوانيم: "يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِيالسَّمـَوَتِ وما فِي الاَرضِ لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ وهُوَ عَليَ كُلِّ شَيءٍ قَدير"; آن چه در آسمانها و زمين است، براي خداوند تسبيح ميگويند; مالكيت، حكومت و ستايش از آن اوست و او بر همه چيز تواناست."
2. تسبيح به معناي تنزيه و نفي هرگونه نقص. عيب و نياز از ساحت مقدس خداوند است; از اين رو، مفهوم آياتي از اين دست كه به تسبيح همه موجودات، درباره وجود مقدس خداوند اشاره ميكنند، آن است كه همه آنها، خداوند را پاك و مبرّا از هر نقص و عيب و نيازي ميدانند.( تفسير الميزان، علامه طباطبايي (ره)، ج 19، ص 144 و 263، مؤسسه اعلمي. )
3. به دليل آياتي از قرآن كريم مانند: "و اِن مِن شَيءٍ اِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ ولـَكِن لا تَفقَهونَ تَسبيحَهُم" (اسري،44) هر موجودي، تسبيح و حمد او ميگويد، ولي شما تسبيح آنها را نميفهميد." نيز اين موضوع را تأييد ميكنند. منظور از تسبيح موجودات در اين آيه شريفه، به معناي حقيقي آن است، نه مجازي. مفهوم مجازي تسبيح آن است كه وجود هر موجود در آسمانها و زمين، حاكي از ايجاد كنندهاي است كه از هر نقصي پاك و به همة كمالات متصف است. چرا كه اگر منظور از تسبيح موجودات، تسبيح به معناي مجازي خود بود; و يا اين كه خداوند را به زبان حال، تسبيح ميگويند; چنين چيزي كه براي مردم قابل درك است; ازاينرو، عبارت "لكن لا يفقهون تسبيحهم" بيدليل بود; پس، تسبيح موجودات، نه تسبيح مجازي يا به زبان حال، بلكه تسبيحي حقيقي است، هرچند براي ما درك شدني; نيست. همان گونه كه در آيه ديگري بدان تصريح شده است: "قالوا اَنطَقَنَا اللّهُ الَّذي اَنطَقَ كُلَّ شَيءٍ" (فصلت،21); همان خدايي كه هر موجودي را به نطق درآورده، ما را گويا ساخته است."
4. در روايات نيز تا اندازهاي به شيوة تسبيح موجودات اشاره شده است كه نمونههايي از آنها بيان ميشود.
الف ـ از امام محمد باقر(علیه السلام) روايتي نقل شده است كه ايشان، وقتي صداي گنجشكان را كه جيك جيك ميكردند شنيد، خطاب به ابوحمزه ثمالي فرمود: ميداني چه ميگويند؟ گفتم: نه، فرمود: پروردگار خود را تسبيح ميكنند و از او قوت امروز خود را طلب مينمايند.( همان، ج 13، ص 122. )
ب ـ در روايتي عايشه از پيامبر نقل كرده است كه وقتي رسول خدا9 بر من وارد شد و فرمود: اي عايشه! اين دو بُرد مرا بشوي، عرض كردم: يا رسول الله! من ديروز آنها را شستم. فرمود: مگر نميداني لباس انسان خداي را تسبيح ميكند و اگر چرك شود، تسبيحش قطع ميشود.( همان. )
5. با توجه به روايت اخير ميتوان استنباط نمود، چنانچه بر اشياي پاكي، نجاست و كثافت عارض شود، در اين صورت، تسبيح آنها قطع ميشود، ولي اشيا يا حيواناتي كه آنها را نجس ذاتي ميدانيم، آنها هم مانند موجودات ديگر تسبيح ميگويند و دليل بر استثناي آنها وجود ندارد.
6. با توجه به اين كه تسبيح اشياي اشاره شده در پرسش، تكويني است; از اين رو، نجس بودن موجودات فوق، در موضوع تسبيح خداوند، مشكلي ايجاد نميكند. تسبيح تكويني ـ به جز انسان ـ امري است كه به گونه آفرينش موجودات وابسته است و اساساً، اراده و اختيار آنان در اين جهت، نقشي ندارد، همچنين پاك و نجس بودن آنان كه به دليل معرفي شارع، به اين صفت موصوف شدهاند، به اين تسبيح تكويني، ضرري وارد نميآورد.
eporsesh.com