شنبه، 5 فروردين 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

«هامان» چه كسى بود؟


پاسخ :
«هامان» وزير فرعون بود؛ و هنگامى كه فرعون ادعاى خدايى كرد، نزديك ترين كسى كه او را در اين ادعاى ظالمانه يارى رسانيد، هامان بود. در قرآن آمده است:
(قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرِى فَأَوْقِدْ لِى يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِى صَرْحاً لَعَلِّى أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى...)؛[1]
فرعون گفت: اى مردم! كسى غير از من خداى شما نيست؛ اى هامان! براى من برجى از آجر بساز، شايد از خداى موسى آگاهى يابم...»
در آيه ى ديگر آمده است:
(قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِى صَرْحاً لَعَلِّى أَبْلُغُ الْأَسْبابَ)؛[2]
فرعون گفت: اى هامان! براى من بناى مرتفع -برج- بساز، شايد به وسايلى دست يابم.»
از اين دو آيه، روشن مى شود كه هامان نزد فرعون چه جايگاهى داشته است.
قرآن در آيه اى ديگر چنين مى فرمايد:
(لَقَدْ أََرْسَلْنا مُوسى بآياتِنا وَ سُلْطان مُبِين إِلى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ كَذَّابٌ)؛[3]
موسى را با معجزات و دليل منطقى، به سوى فرعون و هامان و قارون فرستاديم؛ آن ها گفتند: او ساحرى درغگو است!«
همكارى هامان با فرعون ستمگر، به قدرى تنگاتنگ بوده است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «كسى كه به ظالم كمك كند، عزرائيل بر او نازل مى شود و به جهنم بشارت مى دهد. كسى كه ستمگر را راهنمائى كند، در جهنم با هامان همنشين خواهد شد.»[4]
شيطنت هاى هامان
1. زمانى كه گهواره ى موسى را از آب گرفتند و نزد فرعون آوردند، شير هيچ زنى را نمى گرفت؛ خواهر موسى گفت: من كسى را مى شناسم كه به موسى شير بدهد، اين جا هامان گفت: اين زن مادر موسى را مى شناسد![5]
2. هنگامى كه فرعون بزرگ ترين ساحران را جمع كرد تا موسى را شكست دهند و آن ها پس از ديدن معجزه ى موسى، به او ايمان آوردند، هامان به فرعون گفت: هر كسى را كه به موسى ايمان بياورد، زندانى كن! فرعون هم آن ها را به زندان افكند؛[6] خداى متعال طوفانى بر آن ها فرستاد و خانه هاى قبطيان خراب شد، اما حتى قطره اى آب به خانه هاى بنى اسرائيل وارد نشد. نزد موسى(عليه السلام) آمدند و گفتند: دعا كن طوفان قطع شود، به تو ايمان مى آوريم و بنى اسرائيل را آزاد مى كنيم و نزد تو مى فرستيم. حضرت موسى(عليه السلام) دعا كرد و طوفان قطع شد، ولى ايمان نياوردند؛ آن گاه هامان به فرعون گفت: اگر بنى اسرائيل را آزاد كنى، موسى بر تو غلبه مى كند و حكومت را از تو خواهد گرفت.[7]
3. زمانى كه حضرت موسى(عليه السلام) فرعون را به خداپرستى دعوت كرد (و از بهشت خبر داد و به او فرمود: اگر ايمان بياورى، تا دم مرگ حكومت خواهى كرد، فرعون تعجب كرد) هامان غايب بود، وقتى آمد به فرعون گفت: من تو را عاقل مى پنداشتم! تو كه خداوندى مى كنى مى خواهى بنده شوى؟![8]
4. وقتى كه عصاى موسى اژدها شد و به سوى مردم حمله كرد و همه فرار كردند، به سوى فرعون حملهور شد؛ فرعون بلند شد و فرياد كشيد: اى موسى اين اژدها را بگير! هامان برخاست و به فرعون گفت: تو كه خود خدا هستى، نبايد از بنده (موسى) پيروى كنى.[9]
نكته هاى آموزنده
1. هيچ ظالمى به تنهايى نمى تواند به ستمكارى خود ادامه دهد، بلكه نزديكان و مشاوران ستمگرند كه پايه هاى ظلم او را استوار مى سازند و از فرصت هاى گوناگون براى هدف هاى شوم خود، بهره مى گيرند؛
2. دوستان و مشاوران منحرف، هميشه مانع هدايت انسان مى شوند و فرصت بازگشت به فطرت پاك را از انسان سلب مى كنند؛
3. سهم عمده اى از فساد و گرفتارى هاى جامعه، بر دوش دوستان نااهل و شياد است؛
4. سعادتمندى و خوشبختى با دوستان بد ميسّر نيست.
پی نوشتها:
[1]. قصص، 38.
[2]. غافر، 36.
[3]. غافر، 23و24.
[4]. وسائل الشيعه، ج17، ص181.
[5]. بحارالانوار، ج13، ص17.
[6]. همان، ج13، ص81.
[7]. همان.
[8]. همان، ج 13، ص 93 و 11.
[9]. بحار الانوار، ج 13، ص 11 و 93.
منبع: سرگذشت ها و عبرت ها در آيينه ى وحى، سيد مرتضى قافله باشى، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم (1383).
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.