پرسش :
مقصد و نهايت اين دنيا و هستى كجاست؟
پاسخ :
هدف، نهايت و مقصد خلقت اين جهان را، عبادت و شناخت خدا و رسيدن به كمال ذكر كرده اند؛ به عبارت دقيق تر، خداوند سبحان، تام و بدون هيچ نقص و كاستى است. خارج از وجود خداوند، چيزى مراد و هدف و غايت او نيست، پس خداى سبحان بذاته فاعل، و غايت و هدف نهايى مخلوقات است.[1]
(انّا لله و انّا اليهِ راجعُون.)؛[2] ما از آن خداييم، و به سوى او بازمى گرديم.
از آيات و روايات استفاده مى شود كه انقضاى نسل بشر و ديگر موجودات زنده، انقراض جهان و پايان يافتن عمر خورشيد و ستارگان، دفعى و بر اثر ضربات شديد است و منشأ آن بر ما مجهول است.
چند نمونه از آيات در معرفى قيامت:
1. (إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ)؛[3] در آن هنگام كه آفتاب به هم پيچيده و تاريك شود، ستاره ها بى فروغ شوند و كوه ها به حركت درآيند.
2. (إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ)؛[4] موقعى كه آسمان شق گردد، ستاره ها فرو ريزند، درياها شكافته شوند.
3. (يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ)[5]؛ روزى كه آسمان مانند فلز مذاب گردد و كوه ها مانند پشم حلاجى شده نرم شوند.
4. (وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ...)[6]؛ در صور دميده مى شود و همه ى آنهايى كه در آسمان ها و زمين از نعمت حيات برخوردارند مى ميرند.
در تفسير برهان، روايتى به اين مضمون نقل شده است: در آن لحظه، بعضى مردم در وطن، بعضى در سفر، بعضى كنار سفره و بعضى نيز مشغول صحبت اند و... بر اثر نفخه اى كوبنده تمام مردم مى ميرند... نفخ صور (توسط حضرت اسرافيل) ادامه مى يابد تا ملائك و مأمورين حجاب ها و ديگر فرشتگان مى ميرند، جز جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل.[7]
پی نوشتها:
[1]. خواجه نصير الدين طوسى، شرح اشارات، ج 3، ص 143.
[2]. سوره ى بقره، آيه ى 156.
[3]. سوره ى تكوير، آيه ى 1 ـ 3.
[4]. سوره ى انفطار، آيه ى 1-3.
[5]. سوره ى معارج، آيه ى 8-9.
[6]. سوره ى زمر، آيه ى 68.
[7]. محمد تقى فلسفى، گفتار فلسفى معاد، ج 2، ص 25.
منبع: آخرين سفر، رحيم لطيفى، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم (1385)
هدف، نهايت و مقصد خلقت اين جهان را، عبادت و شناخت خدا و رسيدن به كمال ذكر كرده اند؛ به عبارت دقيق تر، خداوند سبحان، تام و بدون هيچ نقص و كاستى است. خارج از وجود خداوند، چيزى مراد و هدف و غايت او نيست، پس خداى سبحان بذاته فاعل، و غايت و هدف نهايى مخلوقات است.[1]
(انّا لله و انّا اليهِ راجعُون.)؛[2] ما از آن خداييم، و به سوى او بازمى گرديم.
از آيات و روايات استفاده مى شود كه انقضاى نسل بشر و ديگر موجودات زنده، انقراض جهان و پايان يافتن عمر خورشيد و ستارگان، دفعى و بر اثر ضربات شديد است و منشأ آن بر ما مجهول است.
چند نمونه از آيات در معرفى قيامت:
1. (إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ)؛[3] در آن هنگام كه آفتاب به هم پيچيده و تاريك شود، ستاره ها بى فروغ شوند و كوه ها به حركت درآيند.
2. (إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ)؛[4] موقعى كه آسمان شق گردد، ستاره ها فرو ريزند، درياها شكافته شوند.
3. (يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ)[5]؛ روزى كه آسمان مانند فلز مذاب گردد و كوه ها مانند پشم حلاجى شده نرم شوند.
4. (وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ...)[6]؛ در صور دميده مى شود و همه ى آنهايى كه در آسمان ها و زمين از نعمت حيات برخوردارند مى ميرند.
در تفسير برهان، روايتى به اين مضمون نقل شده است: در آن لحظه، بعضى مردم در وطن، بعضى در سفر، بعضى كنار سفره و بعضى نيز مشغول صحبت اند و... بر اثر نفخه اى كوبنده تمام مردم مى ميرند... نفخ صور (توسط حضرت اسرافيل) ادامه مى يابد تا ملائك و مأمورين حجاب ها و ديگر فرشتگان مى ميرند، جز جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل.[7]
پی نوشتها:
[1]. خواجه نصير الدين طوسى، شرح اشارات، ج 3، ص 143.
[2]. سوره ى بقره، آيه ى 156.
[3]. سوره ى تكوير، آيه ى 1 ـ 3.
[4]. سوره ى انفطار، آيه ى 1-3.
[5]. سوره ى معارج، آيه ى 8-9.
[6]. سوره ى زمر، آيه ى 68.
[7]. محمد تقى فلسفى، گفتار فلسفى معاد، ج 2، ص 25.
منبع: آخرين سفر، رحيم لطيفى، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم (1385)