پرسش :
آيا معاد امر محالي است و عقل آن را رد مينمايد؟
پاسخ :
معاد و بازگشتي كه در اديان الهي مطرح است، از اموري نيست كه عقل آن را محال بشمارد. توضيح اينكه عقل يك سلسله امور را محال ميداند؛ مانند اجتماع نقيضين؛ يعني يك چيز در آن واحد و در مكان واحد نميتواند هم باشد و هم نباشد؛ ولي اينكه انسانها پس از اينكه مردند و اجزاي جسدهاي آنان از هم پاشيد و يا سوخت و خاكستر آنها بر باد رفت، در قيامت عناصر آنها جمع شده و جسم آنان را تشكيل دهد و روح به آنها تعلّق گيرد، به هيچ وجه محال نيست. آري؛ نياز به يك علم و قدرت غيرمحدود و گستردهاي دارد، كه آن علم و قدرت خداوند است. از اينرو هيچ كس از دانشمندان و متفكّران بشري براي محال بودن معاد دليلي نياورده است. منكران معاد هم كه در زمان نزول قرآن بودند، به دليل استبعاد آن را منكر ميشدند؛ مثلاً نقل شده است كه (ابيّ بن خلف) نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمد و استخوان پوشيدهاي را در دست داشت. به هم فشرده تا نرم شد، گفت چه كسي اين استخوانها را زنده ميكند؛ در حالي كه اين چنين نرم شده است؟ آيهاي در پاسخ وي آمد: «...قل يحيها الذي انشاها اول مرة و هو بكل خلق عليم...(1)؛ بگو اينها را حيات ميبخشد آن كسي كه آنها را در اول بار پديد آورد و او به هر آفرينشي دانا است». و در برخي از آيات قرآن آمده كه باز گرداندن آسانتر از آفريدن اولي است.
وقتي ثابت شد كه مسأله معاد از نظر عقل محال نيست، دليل براي وقوع لازم دارد و دليل بر وقوع آن ضرورت اديان و كتابهاي آسماني مخصوصاً قرآن است، و قرآن در دهها آيه اين مسأله را يادآور شده است. با اين وصف روشن ميشود كه معاد يك امر خيالي نيست، بلكه حقيقت دارد.
پی نوشت:
1.سوره يس، آيه 79.
www.eporsesh.com
معاد و بازگشتي كه در اديان الهي مطرح است، از اموري نيست كه عقل آن را محال بشمارد. توضيح اينكه عقل يك سلسله امور را محال ميداند؛ مانند اجتماع نقيضين؛ يعني يك چيز در آن واحد و در مكان واحد نميتواند هم باشد و هم نباشد؛ ولي اينكه انسانها پس از اينكه مردند و اجزاي جسدهاي آنان از هم پاشيد و يا سوخت و خاكستر آنها بر باد رفت، در قيامت عناصر آنها جمع شده و جسم آنان را تشكيل دهد و روح به آنها تعلّق گيرد، به هيچ وجه محال نيست. آري؛ نياز به يك علم و قدرت غيرمحدود و گستردهاي دارد، كه آن علم و قدرت خداوند است. از اينرو هيچ كس از دانشمندان و متفكّران بشري براي محال بودن معاد دليلي نياورده است. منكران معاد هم كه در زمان نزول قرآن بودند، به دليل استبعاد آن را منكر ميشدند؛ مثلاً نقل شده است كه (ابيّ بن خلف) نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمد و استخوان پوشيدهاي را در دست داشت. به هم فشرده تا نرم شد، گفت چه كسي اين استخوانها را زنده ميكند؛ در حالي كه اين چنين نرم شده است؟ آيهاي در پاسخ وي آمد: «...قل يحيها الذي انشاها اول مرة و هو بكل خلق عليم...(1)؛ بگو اينها را حيات ميبخشد آن كسي كه آنها را در اول بار پديد آورد و او به هر آفرينشي دانا است». و در برخي از آيات قرآن آمده كه باز گرداندن آسانتر از آفريدن اولي است.
وقتي ثابت شد كه مسأله معاد از نظر عقل محال نيست، دليل براي وقوع لازم دارد و دليل بر وقوع آن ضرورت اديان و كتابهاي آسماني مخصوصاً قرآن است، و قرآن در دهها آيه اين مسأله را يادآور شده است. با اين وصف روشن ميشود كه معاد يك امر خيالي نيست، بلكه حقيقت دارد.
پی نوشت:
1.سوره يس، آيه 79.
www.eporsesh.com