جمعه، 29 ارديبهشت 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

بهره‌هايي كه شيعه از خلافت پنج ساله اميرالمومنين(علیه السلام) برداشت نمود را برشمريد؟


پاسخ :
امام علي(ع) در خلافت چهار سال و نه ماهه خود اگر چه نتوانست اوضاع درهم ريخته اسلامي را كاملا به حال اولي كه داشت برگرداند ولي از سه جهت عمده موفقيت حاصل كرد:
1- به واسطه سيرت عادله خود, قيافه جذاب سيرت پيغمبر اكرم (ص) را به مردم, خاصه به نسل جديد نشان داد, وي در برابر شوكت كسرايي و قصيري معاويه در زي فقرا و مانند يكي از بينواترين مردم زندگي مى‌كرد. وي هرگز دوستان و خويشاوندان و خاندان خود را بر ديگران مقدم نداشت و توانگري را به گدايي و نيرومندي را به ناتواني ترجيح نداد.
2- با آن همه گرفتاريهاي طاقت فرسا و سرگرم كننده, ذخاير گرانبهايي از معارف الهيه و علوم حقه اسلامي را ميان مردم به يادگار گذاشت.
مخالفين علي (ع) مى‌گويند: وي مرد شجاعت بود نه مرد سياست؛ زيرا او مى‌توانست در آغاز خلافت خود, با عناصر مخالف, موقتاً از در آشتي و صفا در آمده آنان را با مداهنه راضي و خشنود نگهدارد و بدين وسيله خلافت خود را تحكيم كند سپس به قلع و قمعشان بپردازد.
ولي اينان اين نكته را ناديده گرفته‌اند كه خلافت علي يك نهضت انقلابي بود و نهضتهاي انقلابي بايد از مداهنه و صورت سازي دور باشد. مشابه اين وضع در زمان بعثت پيغمبراكرم(ص) نيز پيش آمد و كفار و مشركين بارها به آن حضرت پيشنهاد سازش دادند و اينكه آن حضرت به خدايانشان متعرض نشود ايشان نيز كاري با دعوت وي نداشته باشند ولي پيغمبراكرم (ص) نپذيرفت با اينكه مى‌توانست در آنروزهاي سخت, مداهنه و سازش كرده موقعيت خود را تحكيم نمايد, سپس به مخالفت دشمنان قد علم كند. اساساً دعوت اسلامي هرگز اجازه نمى‌دهد كه در راه زنده كردن حقي, حق ديگري كشته شود يا باطلي را با باطل ديگري رفع نمايند و آيات زيادي در قرآن كريم در اين باره موجود است.
گذشته از اينكه مخالفين علي در راه پيروزي و رسيدن به هدف خود از هيچ جرم و جنايت و نقص قوانين صريح اسلام (بدون استثنا) فروگذاري نمى‌كردند و هر لكه را به نام اينكه صحابي هستند و مجتهدند, مى‌شستند ولي علي به قوانين اسلام پايبند بود.
از علي(ع) در فنون مفرقه عقلي و ديني و اجتماعي نزديك به يازده هزار كلمات قصار ضبط شده و معارف اسلام را در سخنرانيهاي خود با بليغترين لهجه و روانترين بيان ايراد نموده وي دستور زبان عربي را وضع كرد و اساس ادبيات عربي بنياد نهاد. وي اول كسي است در اسلام كه در فلسفه الهي غور كرده به سبك استدلال آزاد و برهان منطقي سخن گفت و مسائلي را كه تا آن روز در ميان فلاسفه جهان, مورد توجه قرار نگرفته بود طرح كرده و در اين باب بحدي عنايت به خرج مى‌داد كه در بحبوحه جنگها به بحث علمي مى‌پرداخت.
3-گروه انبوهي از رجال ديني و دانشمندان اسلامي را تربيت كرد كه در ميان ايشان جمعي از زهاد و اهل معرفت مانند((اويس قرني و كميل بن زياد و ميثم تمار و رشيد هجري)) وجود دارند كه در ميان عرفاي اسلامي, مصادر عرفان شناخته شده‌اند و عده‌اي مصادر اوليه علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آنها مى‌باشند.
www.eporsesh.com
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.