پرسش :
به موجب بند 1 مادهى 14 منشور سازمان ملل، شوراى امنیت مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللى را بر عهده دارد. آیا این شورا به وظیفه محوله خود در جنگ ایران و عراق عمل نموده است یا خیر؟
پاسخ :
با این که تجاوز عراق به ایران کاملا محرز بود، اما شوراى امنیت سازمان ملل در اولین واکنش خود در 23 سپتامبر 1980 (1 مهر 1359) یک روز پس از آغاز جنگ در بیانیهاى رسمى از «احراز تجاوز» عراق به ایران خوددارى کرد و تنها آن را «وضعیت» توصیف نمود. گفتنى است شوراى امنیت حتى «درگیرى مسلحانه» در مرزهاى دو کشور را در حد «نقض صلح» و یا حتى «تهدید علیه صلح» هم ندانست تا با توسل به مواد 41 و 42 منشور «به اقدامى که براى حفظ یا اعادهى صلح و امنیت بینالمللى ضرورى است، مبادرت کند» و با تشکیل نیروهاى ملل متحد وضعیت گذشته را اعاده کند. به این ترتیب شوراى امنیت عملا مواد فصل هفتم منشور در مورد «اقدام در موارد تهدید علیه صلح و نقض صلح و اعمال تجاوز» را نادیده گرفت.
شورا در نخستین قطعنامهى خود (شمارهى 479) در 28 سپتامبر 1980 ( / 7 / 13559) نیز هیچ اشارهاى به تجاوز عراق و یا نقض تمامیت ارضى ایران نکرد و پیشنهاد آتش بس نداد و از نیروهاى متجاوز نخواست که سرزمینهاى اشغالى را ترک کنند. تنها از دو کشور درخواست کرد که از استفاده از زور بیشتر بپرهیزند که به این معنى است که نیروهاى عراقى همچنان در مناطق اشغالى بمانند و نیروهاى ایرانى براى بازپس گیرى آن اقدامى ننمایند. علاوه بر این، شورا در این قطعنامه، جنگ ایران و عراق را تنها »وضعیت« توصیف نمود و از آن به عنوان »نقض صلح« یاد نکرد. شوراى امنیت پس از قطعنامه 479، اولاف پالمه را به عنوان نمایندهى دبیر کل به منطقه اعزام کرد تا به مذاکره با طرفین بپردازد که او نیز نتوانست راه حلى پیدا نماید.
مجمع عمومى
مجمع عمومى سازمان ملل متحد به موجب مادهى 10 منشور مىتواند هر مسئله یا امرى را که در حدود این منشور یا مربوط به اختیارات و وظایف هر یک از رکنهاى مقرر در منشور باشد، مورد بحث قرار دهد و جز مواردى که بر اساس منشور به شوراى امنیت محول شده است، مىتواند به اعضاى سازمان ملل و یا به شوراى امنیت توصیه لازم را بنماید. با وجود این، مجمع عمومى سازمان ملل در قبال جنگ ایران و عراق به وظایف خود عمل نکرد و هیچ گونه موضعى در آغاز تجاوز عراق به ایران نگرفت و تنها در سى و هفتمین اجلاس خود و آن هم بر اساس تقاضاى عراق، موضوع جنگ ایران و عراق را در دستور کار خود قرار داد. در همین اجلاس که در تاریخ 22 اکتبر1982 (30مهر 1361) تشکیل شد، مجمع نیز همچون شوراى امنیت - اما پس از 25 ماه سکوت - بعد از بررسى مسئلهى جنگ ایران و عراق از شناسایى متجاوز خوددارى ورزید.
دبیر کل
دبیر کل سازمان ملل متحد نیز بر اساس مواد 98 و 99 منشور، نقش خاصى در حفظ و تأمین صلح و امنیت بینالمللى دارد به طورى که بر اساس این مواد، «دبیر کل مىتواند در تمام جلسات مجمع عمومى، شوراى امنیت و ... شرکت نماید و مىتواند توجه شوراى امنیت را به هر موضوعى که به نظر او تهدیدى براى حفظ صلح و امنیت بینالمللى باشد جلب کند. » اما باید بررسى کرد که دبیر کل که بالاترین مقام ادارى سازمان ملل متحد است، در آغاز جنگ ایران و عراق چه اقدامى انجام داده است.
در زمان آغاز جنگ ایران و عراق، دبیر کل سازمان ملل متحد، کورت والدهایم بود. او با وجود آگاهى از درگیرىهاى تابستانى 1359 بین ایران و عراق و تجاوزات مرزى مکرر عراق و حتى پس از شروع جنگ بین دو کشور، نقش مؤثرى در جهت جلب توجه شوراى امنیت ایفا نکرد. والدهایم پس از آغاز جنگ در تاریخ 22 سپتامبر 1980 بدون توجه به نفس تجاوز عراق، از شوراى امنیت خواست براى مذاکره درباره مخاصمه میان ایران و عراق تشکیل جلسه دهد. والدهایم بدون استفاده از اختیاراتش بر اساس ماده 99 منشور، تلاش کرد تا به صورت پیشنهاد «مساعى جمیله» به طرفین درگیر جنگ آنها را به پایان مخاصمه تشویق کند و در نوامبر 1980 اولاف پالمه از طرف او براى بررسى موضع دو کشور ایران و عراق عازم منطقه شد تا زمینه براى مذاکرات صلح مهیا کند. پالمه در طول مأموریت خود 5 بار به ایران سفر کرد، اما چون سازمان ملل و شوراى امنیت تمایل به احراز تجاوز عراق نداشت، وى نیز در همان چارچوب عمل مىکرد لذا نتوانست موفقیتى به دست آورد.
خلاصه این که با نگاه به اقدامات سه رکن اصلى سازمان ملل متحد یعنى شوراى امنیت، مجمع عمومى و دبیر کل مشخص مىشود که سازمان ملل متحد در جهت وظیفه اصلى خود یعنى حفظ صلح و امنیت بینالمللى حرکت نکرده است و در آغاز جنگ نیز بدون اینکه متجاوز را معین نماید و تنبیه کند، سعى کرده است که وضعیت به همان صورت باقى بماند و اغلب اقدامات اولیه براى حفظ وضع موجود و به نفع عراق و تحکیم موقعیت این کشور بوده است.
منبع: جنگ ایران و عراق، پرسشها و پاسخها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
با این که تجاوز عراق به ایران کاملا محرز بود، اما شوراى امنیت سازمان ملل در اولین واکنش خود در 23 سپتامبر 1980 (1 مهر 1359) یک روز پس از آغاز جنگ در بیانیهاى رسمى از «احراز تجاوز» عراق به ایران خوددارى کرد و تنها آن را «وضعیت» توصیف نمود. گفتنى است شوراى امنیت حتى «درگیرى مسلحانه» در مرزهاى دو کشور را در حد «نقض صلح» و یا حتى «تهدید علیه صلح» هم ندانست تا با توسل به مواد 41 و 42 منشور «به اقدامى که براى حفظ یا اعادهى صلح و امنیت بینالمللى ضرورى است، مبادرت کند» و با تشکیل نیروهاى ملل متحد وضعیت گذشته را اعاده کند. به این ترتیب شوراى امنیت عملا مواد فصل هفتم منشور در مورد «اقدام در موارد تهدید علیه صلح و نقض صلح و اعمال تجاوز» را نادیده گرفت.
شورا در نخستین قطعنامهى خود (شمارهى 479) در 28 سپتامبر 1980 ( / 7 / 13559) نیز هیچ اشارهاى به تجاوز عراق و یا نقض تمامیت ارضى ایران نکرد و پیشنهاد آتش بس نداد و از نیروهاى متجاوز نخواست که سرزمینهاى اشغالى را ترک کنند. تنها از دو کشور درخواست کرد که از استفاده از زور بیشتر بپرهیزند که به این معنى است که نیروهاى عراقى همچنان در مناطق اشغالى بمانند و نیروهاى ایرانى براى بازپس گیرى آن اقدامى ننمایند. علاوه بر این، شورا در این قطعنامه، جنگ ایران و عراق را تنها »وضعیت« توصیف نمود و از آن به عنوان »نقض صلح« یاد نکرد. شوراى امنیت پس از قطعنامه 479، اولاف پالمه را به عنوان نمایندهى دبیر کل به منطقه اعزام کرد تا به مذاکره با طرفین بپردازد که او نیز نتوانست راه حلى پیدا نماید.
مجمع عمومى
مجمع عمومى سازمان ملل متحد به موجب مادهى 10 منشور مىتواند هر مسئله یا امرى را که در حدود این منشور یا مربوط به اختیارات و وظایف هر یک از رکنهاى مقرر در منشور باشد، مورد بحث قرار دهد و جز مواردى که بر اساس منشور به شوراى امنیت محول شده است، مىتواند به اعضاى سازمان ملل و یا به شوراى امنیت توصیه لازم را بنماید. با وجود این، مجمع عمومى سازمان ملل در قبال جنگ ایران و عراق به وظایف خود عمل نکرد و هیچ گونه موضعى در آغاز تجاوز عراق به ایران نگرفت و تنها در سى و هفتمین اجلاس خود و آن هم بر اساس تقاضاى عراق، موضوع جنگ ایران و عراق را در دستور کار خود قرار داد. در همین اجلاس که در تاریخ 22 اکتبر1982 (30مهر 1361) تشکیل شد، مجمع نیز همچون شوراى امنیت - اما پس از 25 ماه سکوت - بعد از بررسى مسئلهى جنگ ایران و عراق از شناسایى متجاوز خوددارى ورزید.
دبیر کل
دبیر کل سازمان ملل متحد نیز بر اساس مواد 98 و 99 منشور، نقش خاصى در حفظ و تأمین صلح و امنیت بینالمللى دارد به طورى که بر اساس این مواد، «دبیر کل مىتواند در تمام جلسات مجمع عمومى، شوراى امنیت و ... شرکت نماید و مىتواند توجه شوراى امنیت را به هر موضوعى که به نظر او تهدیدى براى حفظ صلح و امنیت بینالمللى باشد جلب کند. » اما باید بررسى کرد که دبیر کل که بالاترین مقام ادارى سازمان ملل متحد است، در آغاز جنگ ایران و عراق چه اقدامى انجام داده است.
در زمان آغاز جنگ ایران و عراق، دبیر کل سازمان ملل متحد، کورت والدهایم بود. او با وجود آگاهى از درگیرىهاى تابستانى 1359 بین ایران و عراق و تجاوزات مرزى مکرر عراق و حتى پس از شروع جنگ بین دو کشور، نقش مؤثرى در جهت جلب توجه شوراى امنیت ایفا نکرد. والدهایم پس از آغاز جنگ در تاریخ 22 سپتامبر 1980 بدون توجه به نفس تجاوز عراق، از شوراى امنیت خواست براى مذاکره درباره مخاصمه میان ایران و عراق تشکیل جلسه دهد. والدهایم بدون استفاده از اختیاراتش بر اساس ماده 99 منشور، تلاش کرد تا به صورت پیشنهاد «مساعى جمیله» به طرفین درگیر جنگ آنها را به پایان مخاصمه تشویق کند و در نوامبر 1980 اولاف پالمه از طرف او براى بررسى موضع دو کشور ایران و عراق عازم منطقه شد تا زمینه براى مذاکرات صلح مهیا کند. پالمه در طول مأموریت خود 5 بار به ایران سفر کرد، اما چون سازمان ملل و شوراى امنیت تمایل به احراز تجاوز عراق نداشت، وى نیز در همان چارچوب عمل مىکرد لذا نتوانست موفقیتى به دست آورد.
خلاصه این که با نگاه به اقدامات سه رکن اصلى سازمان ملل متحد یعنى شوراى امنیت، مجمع عمومى و دبیر کل مشخص مىشود که سازمان ملل متحد در جهت وظیفه اصلى خود یعنى حفظ صلح و امنیت بینالمللى حرکت نکرده است و در آغاز جنگ نیز بدون اینکه متجاوز را معین نماید و تنبیه کند، سعى کرده است که وضعیت به همان صورت باقى بماند و اغلب اقدامات اولیه براى حفظ وضع موجود و به نفع عراق و تحکیم موقعیت این کشور بوده است.
منبع: جنگ ایران و عراق، پرسشها و پاسخها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ