0
ویژه نامه ها

وظایف والدین در تربیت کودک ( بخش دوم)

تربیت، فرایندی سیال و تعاملی پویا و پیش‌بینی‌ناپذیر است که نمی‌توان برای آن، نسخه‌ها و قوانین مشخصی تعیین کرد. هستۀ اصلی تربیت، مربوط به رفتار و کردار والدین و شیوه‌های برقراری ارتباط مؤثر و نافذ با فرزندان برمی­­ گردد.
وظایف والدین در تربیت کودک ( بخش دوم)
تربیت، فرایندی سیال و پویا است که نمی‌توان برای آن، نسخه‌ها و قوانین مشخصی تعیین کرد.
 
چکیده :  تربیت، فرایندی سیال و تعاملی پویا و پیش‌بینی‌ناپذیر است که نمی‌توان برای آن، نسخه‌ها و قوانین مشخصی تعیین کرد. هستۀ اصلی تربیت، مربوط به رفتار و کردار والدین و شیوه‌های برقراری ارتباط مؤثر و نافذ با فرزندان برمی­­ گردد.

تعداد کلمات 1235 /  تخمین زمان مطالعه 6 دقیقه

وظایف والدین در تربیت کودک

مقدمه

از مجموع آیات و روایات که در بخش اول این مقاله به آن شاره شد، مشخص شد که که فرزند عطیه و موهبتی الهی و نعمتی است که خود منشأ نعمت­های بی شمار دیگر است. در واقع کلاس اوّل تربیت و آموزش انسان در خانواده است و کودک دروس اولیه زندگی را از پدر و مادر و اطرافیانش فرامی گیرد؛ اگر خانواده اهل ساز و دهل و ترانه و تصنیف باشند، کودک از همان خردسالی به طور نهادی آنها را می آموزد. و اگر اهل نماز و دعا و عبادت باشند، باز روی قانون تبعیت کوچکتر از بزرگتر، مُهر را از مقابل والدین برداشته و به تقلید از آنها خم و راست می شود و می بوسد؛ اگر والدین اهل فحاشی و دشنام باشند او نیز دشنام و فحاشی می آموزد. و اگر اهل بی بندوباری و هرزگی در سخن و رفتار باشند، او نیز به همان شیوه بارخواهد آمد. خلاصه چشمان درخشان کودکان شب و روز حرکات پدر و مادر و روابط آنها را می نگرند و گوشهای حسّاس آنان، مانند یک دستگاه گیرنده قوی و مجهّز مواظب حرکات و سکنات آنهاست؛ براین اساس ناگفته پیداست که اگر کانون خانواده گرم و دوستانه باشد و پدر و مادر و اعضای دیگر خانواده، دارای روابط خوب و صمیمانه ای باشند، معمولاً کودکانی سالم، با شخصیتی مثبت و فعال در آن پا به عرصه جامعه خواهند گذاشت؛ و گرنه افرادی بی بندوبار و لاابالی، بزهکار و بی دین و ... وارد عرصه جامعه شده و چون خود مفسدند، فساد بارمی آورند.
 

تربیت کودک بر اساس فطرت پاک وی

صداقت، صمیمیت، محبت، کنجکاوی، امید، پشتکار و صدها ارزش تربیتی و اخلاقی و حتی خداشناسی در فطرت و طبیعت کودک وجود دارد، اما بر اثر روش تربیتی ما ضعیف و نابود می‌شود؛[1] همان فطرتی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دربارۀ آن می‌فرمایند: همۀ مولودها بر یک فطرت آفریده شده‌اند؛ یعنی به خداوند معرفت دارند و اگر از ایشان سؤال شود که چه کسی آسمان و زمین را خلق کرده می‌گویند: خدا.[2] باید کوشید که این ارزش‌های بنیادی ـ اخلاقی و دینی خودبه‌خود از درون او بشکفد، نه این که سعی داشته باشیم با تربیت فرزند، او را تغییر دهیم و به آنچه که خود می‌خواهیم تبدیل کنیم، زیرا این روش، مانعی در مسیر رشد و پرورشِ درون‌مایه‌های باطن طفل خواهد بود.
 

نقش والدین در چگونگی تربیت فرزند

شخصیت کودک در سال‌هایی از زندگی شکل می‌گیرد که خود هیچ گونه دخالتی در شکل دادن آن ندارد؛ پس نقش والدین در چگونگی تربیت فرزند، به منزلۀ یک امانت الهی، بسیار تعیین‌کننده است.[3] البته باید به این نکته توجه داشت که هر کودکی با توجه به شخصیت، پیشینه، علایق، نگرش‌ها و خصوصیاتش، روش تربیتی مختص به خود را می‌طلبد. چه بسیار روش تربیتی برای یک کودک در یک لحظه و موقعیت خاص پاسخ می‌دهد، اما همان روش در لحظه‌ای بعد و موقعیتی دیگر برای همان کودک، نتیجه‌ای منفی داشته باشد. یا چه بسا روش تربیتی برای طفل از سوی مادر مؤثر افتد، اما همان روش، اگر از سوی پدر به کار بسته شود کارساز نباشد.
لذا تربیت، فرایندی سیال و تعاملی پویا و پیش‌بینی‌ناپذیر است که نمی‌توان برای آن، نسخه‌ها و قوانین مشخصی تعیین کرد. هر چقدر شخصیت مربّی برای کودک دوست داشتنی‌تر باشد، فرایند تربیتی نافذتر و مؤثرتر و هر چقدر تربیت او با نیکی، زیبایی، محبت و اعتماد همراه گردد، اثرگذاری کلام و رفتار او بیشتر خواهد بود. بنابراین، هستۀ اصلی تربیت، بیش از هر عاملی، مربوط به رفتار و کردار والدین و شیوه‌های برقراری ارتباط مؤثر و نافذ با فرزندان است.
 

تأثیر روابط والدین در تربیت فرزندان

چشمان ظریف و تیزبین کودک مانند دوربین حسّاس از تمام صحنه­ های زندگی خانواده و به خصوص حرکات و رفتار والدین و دیگر اعضای آن، فیلم برداری می­کند. از لبخندها، زمزمه­ ها و نوازش ­های والدین درس خوش بینی، امیدواری، اعتماد و محبّت می آموزد و به عکس، از تندی ­ها، بد رفتاری­ها و عصبانیت­ های آنها درس تندی و بداخلاقی می گیرد. معمولاً کودک سخن گفتن، آداب معاشرت، رعایت نظم یا بی نظمی، امانتداری یا خیانت، راستگویی یا دروغگویی، خیرخواهی یا بدخواهی را در محیط خانه فرامی گیرد. نکتۀ مهم آن‌جاست که اگر طفل در میان خانواده‌ای خوب تربیت شود؛ یعنی پدر و مادر به یکدیگر احترام بگذارند، به مسئولیّت‌ها کاملاً واقف باشند و تربیت را در محیطی آرام پیش ببرند، موفقیت او بسیار بیشتر است، از خانواده‌هایی که در آن به جای انس و آرامش، اختلاف و درگیری وجود دارد؛ پدر و مادری که از این امتحان سربلند بیرون بیایند، صاحب اجر دنیوی و اخروی خواهند شد،
 

نقش تعلیم و تربیت صحیح در در آینده کودک

 تربیت صحیح، تحولات اخلاقی و اجتماعی فرزند را برای آینده پی‌ریزی می‌کند. به عقیدۀ «بنیامین اسپارت» نویسندۀ کتاب تغذیه و تربیت کودک «انجام هر فعّالیتی در ابتدای کودکی و آموختنِ هر مهارتی و مؤدّب شدن به هر تربیتی، زمینه را برای رشد روزافزون و تصاعدی در سال‌های بعدی فراهم می‌آورد و نقش تربیت‌ها و تعلیم‌های زمان کودکی و نوجوانی پابرجا و ثابت خواهد ماند.»[4]
این سخن، قرن‌ها قبل در روایات معصومین علیهم السّلام آمده است، امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در نامه‌ای خطاب به فرزندش امام حسن علیه السّلام می‌فرمایند: پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد، تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را کشیده‌اند و تو را از تلاش و یافتن بی‌نیاز ساخته‌اند.[5]
 

در نتیجه

 بنابر آنچه آمد، توجه به تربیت فرزند، پیش از آن که پا به سن نوجوانی بگذارد و در هجوم حملات تهاجم فرهنگی نتواند از خود عکس‌العملی نشان دهد، دارای اهمیت ویژه‌ای است. والدین باید در پی اندیشه‌ای باشند تا او را از فرو رفتن در گرداب فساد و سوء رفتارها نجات دهند. بسیاری از توصیه‌های تربیتی و اخلاقی در این رابطه نیز جنبۀ پیش‌گیری دارد و هم‌چون واکسن عمل می‌کند، تا فکر و مغز طفل را، از دوران کودکی در برابر انواع گوناگون انحرافات و مفاسد بیمه کند.
 
تهیه و تنظیم: خانم حدیثه اسفندیار

منابع:
1. آقا میری؛ فاطمه سادات (1395)، عطیه الهی، انتشارات بوستان کتاب، قم، چاپ اول.
2. ابراهیم امینی، (1392) آیین تربیت،انتشارات بوستان کتاب، قم، چاپ نهم.
3. نگاهی گذرا به نقش والدین در تربیت و آموزش فرزندان، (hawzah.net www.)
 

بیشتر بخوانید:
وظایف والدین در تربیت کودک (بخش اول)
تربیت دینی در دوران جنینی؛ چرا و چگونه
تربیت دینی در دوران شیرخوارگی؛ چرا و چگونه
آداب و مستحبات ولادت فرزند؛ از تولد تا هفت روزگی 

 
 
پی نوشت : 
[1]. همان، ص 8 ـ 15.
[2]. کلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ یَعْنِی الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ خَالِقُهُ کذَلِک قَوْلُهُ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ و الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ الله (الکافی، ج 2، ص 13).
[3]. عبدالعظیم کریمی، جوانه‌‌های زندگی، ص 8 ـ 13.
[4]. بنیامین اسپارت، تغذیه و تربیت کودک، ترجمۀ مصطفی مدنی، ص 110.
[5]. نهج‌البلاغه، ترجمۀ دشتی، نامۀ 31، ص 523.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما