چهارشنبه، 5 فروردين 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پل نيومن

پل نيومن

 Newman, Paul                                             

بازيگر، کارگردان (1925، کليولند اوهايو - امريکا)

پدرش يهودي و صاحب يک فروشگاه لوازم ورزشي بود و مادرش کاتوليک و تباري مجاري داشت. طي جنگ جهاني دوم در نيروي دريايي خدمت کرد. پس از جنگ براي تحصيل اقتصاد به کالج کنين در اوهايو رفت، اما خيلي زود دنياي نمايش را کشف کرد. تحصيلاتش را در مدرسه ي تآتر ييل و اکتورز استوديوي نيويورک به پايان برد. با نخستين کارش در برودوي، پيک نيک (1953)، مورد توجه برادران وارنر قرار گرفت. نخستين بار در 1955 جلوي دوربين رفت. با ايفاي نقش در کسي آن بالا مرا دوست دارد (رابرت وايز، 1956) مورد توجه قرار گرفت. خيلي زود به شهرت بين المللي دست پيدا کرد: فقط طي سال 1958 به خاطر ايفاي نقش «بيلي د کيد» در تيرانداز چپ دست (آرتور پن) بسيار ستايش شد؛ براي تابستان گرم طولاني از جشنواره ي کن جايزه ي بهترين بازيگر را بُرد و براي و براي گربه روي شيرواني داغ کانديداي دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول شد. به لطف بدن ورزيده، خوش تيپي «کلاسيک»، چشم هاي آبي رنگ بيان گر و... قابليت هاي بازيگري که به اغلب نقش هايش حسي از سرخوشي مي داد طي دهه ي 1960 تا اواسط دهه ي 1980 محبوب تماشاگران عامه و منتقدان بود. براي بيلياردباز (1961)، هاد (1963)، لوک تسلي بخش (1967)، بدون قصد ارتکاب جرم (1981) و حکم دادگاه (1983) نيز کانديداي دريافت اسکار بود و سرانجام اين جايزه را براي رنگ پول (1986) برنده شد و اسکاري ويژه در 1994 دريافت کرد. از 1968 کارگرداني را تجربه کرد و با ريچل ريچل، با هم کاري همسر دومش، جوآن وودوارد (از 1958)، خود را موفق نشان داد. تجربه هاي بعدي او نيز در زمينه ي کارگرداني، کم و بيش، با استقبال روبه رو شدند. در 1969 با مشارکت باربارا استرايسند و سيدني پواتيه کمپاني فيلم سازي فرست آرتيستس را بنيان گذاشت. هم راه وودوارد، طي سال ها، از فعالان سياسي هاليوود به شمار مي آمد. در امور خيريه نيز دست داشته و بنيادهايي را با پشتيباني مالي توليدات مواد غذايي (که در دهه ي 1980 به راه انداخت) اداره کرده است. همسر نخستش، جکي ويته (1949-1957)، نيز بازيگر بود.

با همان نخستين ظهور نيومن بر صحنه ي برودوي. تمام نقدها بيش از آن که درباره ي بازي او باشد به توصيف چهره اش اختصاص يافته بود، به طوري که به صدا درآمد و گفت: «دلم مي خواست فکر کنم اگر چشم هايم به جاي آبي، خاکستري يا قهوه اي بود، باز هم درباره ي من چيزي نوشته مي شد!» اين رنجش براي او تا آخر - تا زمان پيري - باقي ماند و برايش به گونه اي حس گناه تبديل شد. او از جذابيت چهره اش احساس شرم مي کرد! بعدتر که به سينما آمد، او را «براندوي بور» لقب دادند و به اين شکل به تقليد روش بازيگري اش از براندو اشاره داشتند. منتقدان تا دهه ي 1960 همواره او را به دليل دنباله روي بيش از حد از براندو و جيمز دين مورد انتقاد قرار مي دادند. به خصوص که در دو نقشي ظاهر شد که در اصل براي جيمز دين فقيد در نظر گرفته شده بودند. شايد بتوان تصور کرد که دين در ايفاي نقش «بيلي د کيد» موفق تر از نيومن عمل مي کرد اما به سختي مي توان قبول کرد که براي نقش «راکي گراتسيانو»ي مشت زن در کسي آن بالا مرا دوست دارد انتخاب مناسبي بوده باشد. به هرحال آن چه مسلم است نيومن در هر دو نقش - صرف نظر از آن که متعلق به جيمز دين بود يا نه - بسيار درخشان بود و در دهه ي 1960 حضورش در فيلم ها تضمين گر فروش آن ها و تحسين منتقدان بود. اما نقطه ي ضعف اساسي نيومن در ايفاي نقش هاي کمدي بود. او در فيلم هايي مثل ليدي اِل و پسرها، دور پرچم جمع شويد! از کمبود حس طنز در بازي اش لطمه ديد. اما به همان نسبت که در کمدي ناموفق بود. در ايفاي نقش ضد قهرمانان شورشي - وام گرفته از نقش هاي براندو با اين تفاوت که براندو شورشي بدون انگيزه ولي نيومن داراي دلايلي براي اين شورش بود - بي نقص عمل مي کرد. از آن جمله اند: نقش هايش در تابستان گرم طولاني، هاد، بيلياردباز و تجاوز. رفتار او با زنان آميخته با خشونت (هاد) يا تمسخر (گربه روي شيرواني داغ) بود، اما برخلاف پرسوناي بازيگري اش هنگام کارگرداني به زنان و مسائل مربوط به آنان بسيار حساس و دقيق بود (ريچل ريچل و تأثيرات اشعه ي گاما روي گل هاي هميشه بهار انسان در ماه ). در دهه ي 1970 او و رابرت ردفورد به لطف دو فيلم بوچ کسيدي و ساندانس کيد (1969) و دغل بازي (1973) در زمره ي محبوب ترين زوج هاي سينمايي درآمدند. در دهه ي 1980 در زمينه ي کارگرداني تلويزيوني بسيار موفق بود (جعبه سايه، 1980) و بازي اش در نقش وکيلي الکلي در حکم دادگاه عالي بود که متأسفانه آن سال در سايه ي بازي بن کينگزلي در گاندي (ريچارد آتن بارو، 1982) قرار گرفت. در رنگ پول نيز در نقش «ادي فلسن» (از فيلم بيلياردباز) که بيست و پنج سال پيرتر شده حضوري قدرتمند داشت. نيومن که کماکان در عرصه ي ورزشي و شرکت در مسابقات اتومبيل راني فعال بود، در دهه ي 1990 نيز مجدداً قابليت خود را در دو فيلم وکيل هادساکر و آدم عاقل به اثبات رسانيد و جالب اين که بازي کمدي اش در وکيل هادساکر از تمام نقش هاي کمدي قبلي او در دوران اوجش جذاب تر است. شايد به اين دليل که ديگر لازم نيست از جذابيت چهره اش در عذاب باشد. به هر حال نيومن در تمام دوران کاري اش با تمام اوج و فرود هايش تأييد کننده ي جمله اي از بيلياردباز بود؛ آن جا که خطاب به جکي گليسن مي گويد: «من بهترينم، حتي اگر شکستم بدي، هنوز من بهترينم

از فيلم ها: (به عنوان بازيگر): 1955 - جام نقره يي (ساويل)؛ 1956 - کسي آن بالا مرا دوست دارد (وايز)؛ 1957 - تا وقتي که آنان سفر دريايي خود را آغاز مي کنند (وايز)، سرگذشت هلن مورگان (کورتيز)؛ 1958 - تابستان گرم طولاني (ريت)، تيرانداز چپ دست (آ. پن)، گربه روي شيرواني داغ(ر. بروکس)، پسرها، دور پرچم جمع شويد! (مکري)؛ 1959 - فيلادلفيايي هاي جوان (و. شرمن)؛ 1960 - از روي تراس (رابسن)، اکسدوس (پرمينجر)؛ 1961 - بيلياردباز (رابرت راسن)؛ 1963 - جايزه (رابسن)، هاد (ريت)، نوعي جديد از عشق (شاولسن)؛ 1964 - تجاوز (ريت)؛ 1965 - ليدي ال (يوستينوف)؛ 1966 - پرده ي پاره (هيچکاک)، هارپر (اسمايت)؛ 1967 - اومبره / مرد (ريت)، لوک تسلي بخش (رُزنبرگ)؛ 1968 - جنگ مخفي هاري فريگ (اسمايت)، ريچل ريچل (فقط ت. ، ک.)؛ 1969 - برنده شدن (گلدستون) (+ تا)، بوچ کسيدي و ساندانس کيد (ج. ر. هيل) (+ هتا)؛ 1970 - WUSA (رُزنبرگ) (+ هت)؛ 1971 - گاهي يک فکر بزرگ (+ هتا، ک.)؛ 1972 - پول توجيبي (رُزنبرگ)(+ هتا)، زندگي و روزگار قاضي روي بين (هيوستن) (+ هتا)، تأثيرات اشعه ي گاما روي گل هاي هميشه بهار انسان در ماه (فقط ت. ، ک.)؛ 1973 - دغل بازي (و. هيل)، مأمور مک اينتاش (هيوستن)؛ 1974 - آسمان خراش جهنمي (گيلرمين)؛ 1975 - غرقاب (رُزنبرگ) (+ هتا)؛ 1976 - بوفالو بيل و سرخ پوستان (آلتمن)؛ 1977 - مسابقه ي هاکي روي يخ (ج. ر. هيل)؛ 1979 - پنج گانه (آلتمن)؛ 1980 - هنگامي که وقت تمام شد (گلدستون)؛ 1981 - دژ آپاچي، برانکس (دانيل پتري)، بدون قصد ارتکاب جرم (س. پولاک)؛ 1983 - حکم دادگاه (لومت)؛ 1984 - هاري و پسر (+ هت، ک. ، هف، هد)؛ 1986 - رنگ پول (اسکورسيزي)؛ 1987 - باغ وحش شيشه يي (فقط ک.)؛ 1989 - مرد فربه و پسر کوچک (جافي)؛ بليز (شلتن)؛ 1990 - آقا و خانم بريج (آيوري)؛ 1944 - وکيل هادساکر (ج. کوئن)؛ 1995 - آدم عاقل (بنتن)؛ 1998 - افول (بنتن)، پيغام در يک بطري (مندوکي)؛ 2000 - جايي که پول هست (کاني يوسکا).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.